منبع مقاله درباره تفسیر موضوعی، سیر موضوعی، قرآن کریم، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

ح می‌دهد: فقط مسيحيان عهد جدید را قبول دارند، اما يهوديان هيچ يك از آنها را ضمن كتابهاى مقدس خود نمى پذيرند. مسيحيان، با آنكه در مورد تعداد كتابهاى رسمى عهد عتيق اختلاف دارند، در مورد كتابهاى عهد جديد اتفاق نظر پيدا كرده و عهد جديد واحدى را پذيرفته‌اند. همه كتابهاى عهد جديد به زبان يونانى نگاشته شده است. در گذشته برخى از مردم معتقد بودند كه انجيل متّى به زبان «آرامى»، كه عيسى مسيح و شاگردانش به آن سخن مى گفتند، تحرير شده است، امابه نظر مى رسد كه شواهد تاريخى يا لغوى براى چنين نظريه اى وجود ندارد.14
حضرت عیسی علیه السلام
حضرت عیسی علیه السلام به عنوان محور و موضوع اصلی این پایان نامه می‌باشد و باید درباره این شخصیت توضیح داده شود و مشخص شود که آیا این شخص همان شخصیت مشترک بین دو کتاب است یا نه. برای این منظور ما در این بخش ایشان را با استفاده از دو متن مقدس دینی معرفی اجمالی کرده و جایگاه و داستان زندگی ایشان را بطور مختصر در دو قسمت قرآنی و عهد جدیدی می‌آوریم.
حضرت عیسی علیه السلام در قرآن
نام حضرت عیسی علیه السلام 25 بار و واژه مسیح15 نیز 11 بار در قرآن آمده است.16 عیسی اسم قرآنی است برای «Jesus» و در 15 سوره به او اشاره شده و 93 آیه به او اختصاص یافته است که این آیات زیر بنای مسیح شناسی را برای مسلمانان بوجود آورده‌اند.17 همچنین قرآن مجید بیش از بیست صفت از اوصاف برجسته ولایت و اوصاف اولیاى خدا را براى عیسى علیه‏السلام برشمرده است. برای تبیین جایگاه ایشان بین مسلمانان لازم است که قبل از بیان دیگر موضوعات مقام و جایگاه آن حضرت در قرآن مشخص شود لذا در ادامه به جایگاه و مقام ایشان در قرآن می‌پردازیم.
حضرت عیسى علیه السلام عبد و پیامبر خدا بود.18 رسول به سوى بنى اسرائیل19 و یکى از انبیای اولوالعزم بوده و کتابى به نام انجیل داشت20، خدا نام او را مسیح نهاد21 و کلمه الله و روحى از خدا خواند22 و از گواهان اعمال23 و از بشارت ‌دهندگان به آمدن پیامبر اسلام بود24 ، وجیه و آبرومند در دنیا و آخرت و از مقربین بود.25 از برگزیده شدگان26 و از صالحان بود27 ، مبارک، زکى و مهذب بود، آیتى براى مردم و رحمتى از خدا و احسانگرى به مادرش بود، و از زمره کسانى بود که خداى تعالى به ایشان سلام کرد28 و از کسانى بود که خدا، کتاب و حکمتش آموخت.29
قرآن مجید اوصاف مهمی را برای آن حضرت برشمرده است که راه نیل به آنها طهارت روح است کسى که راه طهارت را طى کرده ‌است مى‏تواند از این اوصاف برخوردار باشد. درباره تطهیر حضرت مسیح از کفّار مى‏فرماید:
«إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ إِنىّ‏ِ مُتَوَفِّيكَ وَ رَافِعُكَ إِلىَ‏َّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَ جَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلىَ‏ يَوْمِ الْقِيَمَةِ ثُمَّ إِلىَ‏َّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»30.
ترجمه: [ياد كن‏] هنگامى را كه خدا گفت: «اى عيسى، من تو را برگرفته و به سوى خويش بالا مى‏برم، و تو را از [آلايش‏] كسانى كه كفر ورزيده‏اند پاك مى‏گردانم، و تا روز رستاخيز، كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، فوق كسانى كه كافر شده‏اند قرار خواهم داد آن گاه فرجام شما به سوى من است، پس در آنچه بر سر آن اختلاف مى‏كرديد ميان شما داورى خواهم كرد.
از دیگر مقامات حضرت این است که ایشان شاهد هستند. تفسیر المیزان در ذیل آیه 143 سوره بقره31 در توضیح شهید، آن را میزان و معیار بیان می‌کند بنابراین حضرت عیسی علیه السلام به عنوان شاهد بر اعمال امتش می‌باشد یعنی الگو، شاخص و میزان امتش نسبت به افراطها و تفریطهاست. قرآن كريم، پيامبران الهي را عموماً و حضرت مسيح را خصوصاً به عنوان شاهد بر اعمال امتهايشان معرفی مي‏كند:
«فكيف إذا جئنا من كل امةٍ بشهيد وجئنا بك علي هؤلاء شهيد»32
پس چگونه است [حالشان‏] آن گاه كه از هر امّتى گواهى آوريم، و تو را بر آنان گواه آوريم؟
در سوره نساء اصل شهادت حضرت مسيح چنين بيان شده است:
«وان من اهل الكتاب الاّ ليؤمننَّ به قبل موته و يوم القيمة يكون عليهم شهيد»33
ترجمه: و از اهلِ كتاب، كسى نيست مگر آنكه پيش از مرگ خود حتماً به او ايمان مى‏آورد، و روز قيامت [عيسى نيز] بر آنان شاهد خواهد بود.
در این آیه خود حضرت عیسی علیه السلام خود را شهید معرفی می‌کند اما با فقره آخر آیه شاهد اصلی را خدا بیان می‌کند.
«مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيد»34
ترجمه: جز آنچه مرا بدان فرمان دادى [چيزى‏] به آنان نگفتم [گفته‏ام‏] كه: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت كنيد، و تا وقتى در ميانشان بودم بر آنان گواه بودم پس چون روح مرا گرفتى، تو خود بر آنان نگهبان بودى، و تو بر هر چيز گواهی.
یکی دیگر از مقام‌های ایشان بندگی خدا، مبارک بودن ایشان و دیگر مراتبی است که در آیات زیر تبلور یافته است.
«قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِيًّا وَ جَعَلَنىِ مُبَارَكا أَيْنَ مَا كُنتُ وَ أَوْصَانىِ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّكَوةِ مَا دُمْتُ حَيًّا وَ بَرَّا بِوَالِدَتىِ وَ لَمْ يجَْعَلْنىِ جَبَّارًا شَقِيًّا وَ السَّلَامُ عَلىَ‏َّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا.»35
ترجمه: [كودك‏] گفت: «منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است، و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته، و تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است، و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است، و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم.
یکی دیگر از مواردی که حاکی از مقام رفیع آن حضرت دارد این است که حضرت دارای مقام شفاعت هستند. قرآن ایشان را به عنوان یکی از شفاعت کنندگان قیامت می‌داند و این مقام مربوط به آخرت است. صاحب تفسیر موضوعی درباره مقام شفاعت حضرت چنین بیان می‌کنند:
حضرت عیسی علیه‏السلام هم در دنیا شهید مردم بود و هم در قیامت در محکمه عدل الهى به عنوان گواه امین و صادق گواهى مى‏دهد، پس شاهد بالحق است و قرآن کریم شفاعت را از آنِ شاهدان به حق دانسته است: «ولا یملک الذین یدعون من دونه الشّفاعة الّا من شهد بالحقّ»36 شفاعت در روز قیامت به اذن خداست و تا خداى سبحان اذن ندهد کسى حق شفاعت ندارد: «من ذا الّذى یشفع عنده الّا باذنه»37. خداوند به شافع هم باید درباره شفاعت شونده اذن بدهد. او کسى است که دینش مرضىّ خداى سبحان باشد: «ولا یشفعون الّا لمن ارتضى»38. بنابراین کافران و منافقان از قلمرو شفاعت بیرونند، نه تنها حق شفاعت ندارند بلکه شفاعت هم نخواهند شد، زیرا خطوط کلى شفاعت مشخص شده است: کسى مى‏تواند شفاعت کند که مأذون و شاهد بالحق باشد و کسى مى‏تواند شفاعت شود که دینش مرضى باشد و کفر و نفاق مرضىّ حق نیست: «ولا یرضى لعباده الکفر وان تشکروا یرضه لکم»39. بنابراین شفاعت در اختیار خداى سبحان است و اگرحضرت مسیح علیه‏السلام بخواهد شفاعت کند، خداوند باید اذن بدهد».40
جایگاه و مقام آن حضرت در قرآن مشخص شد و معلوم شد که ایشان در قرآن جایگاه بسیار رفیعی دارند اما علاوه بر اینکه جایگاه ایشان در قرآن بسیار عالی است نکته دیگری که درباره ایشان لازم است مطرح شود قصه تولد ایشان است زیرا این ماجرا یکی از مهمترین اتفاقات در طول تاریخ انبیاء است. داستان تولد ایشان در سوره مریم که بنام مادر ایشان است آمده است. شرح ماجرا چنین است:41
حضرت مریم مادر حضرت عیسی علیه السلام وقتی وضعیت خود را غیر عادی دید از مردم و کسانش دور شد و خدا فرشته خود را در قیافه یک انسان خوش اندام بر مریم نمایاند مریم که خود انسان عفیفی است از آمدن آن مرد احساس ناراحتی کرد و تقوای خدا را به او متذکر شد و خود را نیز متقی معرفی کرد. آن مرد گفت: من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم. مریم با توجه به اینکه اسباب عادی و مادی فرزند‌دار شدن برایش محقق نشده بود عارض شدن علت فرزند‌دار شدن را چه از راه شرعی و چه از راه غیر شرعی از خود انکار کرد. آن فرشته کلام مریم را تصدیق کرد اما پیام خدا را به مریم رساند که خدا فرموده است که فرزند‌دار شدن تو از غیر راه مادی و عادی برای خدا آسان است. خدا اینکار را هم برای اینکه نشان هدایتی برای مردم باشد و هم اینکه رحمت خود را به مردم برساند قطعا انجام خواهد داد. پس مريم‏ به عيسى‏ آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‏اى پناه جست. تا درد زايمان، او را به سوى تنه درخت خرمايى كشانيد. مریم گفت: اى كاش، پيش از اين مرده بودم و يكسر فراموش شده بودم. پس، از زير پایش، فرشته‏ وى را ندا داد كه: غصه مخور، پروردگارت زير پاى‏ تو چشمه آبى پديد آورده است. تنه درخت خرما را به طرف خود تكان بده، تا بر تو خرماى تازه ‏ريزد. بخور و بنوش و دلخوش باش. پس اگر كسى از انسانها را ديدى، به او بفهمان که من براى خداى‏ رحمان روزه نذر كرده‏ام، و امروز مطلقاً با انسانى سخن نخواهم گفت. پس مريم‏ در حالى كه فرزندش را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد. مردمان با متذکر شده تبارش به او گفتند: اى مريم، به راستى كار بسيار ناپسندى مرتكب شده‏اى. اى خواهر هارون، پدرت مرد بدى نبود و مادرت نيز بدكاره نبود. مريم‏ به سوى نوزادش اشاره كرد. گفتند: چگونه با كسى كه در گهواره و كودك است سخن بگوييم؟ كودک گفت: منم بنده خدا، به من كتاب داده و مرا پيامبر قرار داده است، و هر جا كه باشم مرا با بركت ساخته، و تا زنده‏ام به نماز و زكات سفارش كرده است، و مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است، و درود بر من، روزى كه زاده شدم و روزى كه مى‏ميرم و روزى كه زنده برانگيخته مى‏شوم.در ادامه قرآن با صحه گذاشتن بر این داستان بیان می‌کند که عده‌ای درباره این داستان شک می‌کنند:
«ذلِكَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذي فيهِ يَمْتَرُونَ»42
ترجمه: اين است ماجراى‏ عيسى پسر مريم، همان‏ گفتار درستى كه در آن شك مى‏كنند.
قرآن برای اینکه مردم درباره عیسی علیه السلام و مادرش دچار افکار ناصواب شوند می‌فرماید:
ترجمه: مسيح، پسر مريم جز پيامبرى نبود كه پيش از او [نيز] پيامبرانى آمده بودند و مادرش زنى بسيار راستگو بود.43
در این آیه، هم مسیح بودن عیسی علیه السلام و هم پیامبری ایشان و هم جایگاه مادرشان به صراحت بیان شده است.
درباره عاقبت ایشان نیز بیان صریحی در قرآن وجود دارد:
« وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسيحَ عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذينَ اخْتَلَفُوا فيهِ لَفي‏ شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقيناً »44
ترجمه: و گفته ايشان كه: «ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شده‏اند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروى مى‏كنند، و يقيناً او را نكشتند.
در این آیه سرانجامی را که عهد جدید برای حضرت عیسی علیه السلام بیان می‌کند، با صراحت رد می‌کند.
یکی دیگر از جنبه های مهم زندگی ایشان معجزاتی است که بدست ایشان اتفاق افتاد. این معجزات را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد یک دسته مربوط به دوران نوزادی و دسته دیگر مربوط به دوران بزرگ سالی ایشان است. معجزات دوران نوزادی در نحوه تولد ایشان و تکلمشان در حال نوزادی خلاصه می شود که قبلا در داستان تولد ایشان گذشت.
اما دسته دوم معجزات ایشان شامل جان دادن به مجسمه45، شفای بیماران صعب العلاج و ناعلاج46، زنده کردن

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره جهان بینی، تحلیل داده، کتاب مقدس، روش تحقیق Next Entries منبع مقاله درباره کتاب مقدس، جایگاه دین، شبان نیکو