منبع مقاله درباره ترجمه فارسی، کتاب مقدس، یونان باستان

دانلود پایان نامه ارشد

רֹאֶה» نیز مورد استفاده قرار گرفت، این واژه در زبان انگلیسی Seer به معنای بیننده، پیش بینی کننده، آمده است «اول سموئیل ۹: ۹». در کتاب سموئیل هفت بار از کلمه رائی استفاده شده است85.
در نسخه دیجیتالی موسوعة الکتاب المقدس 200986 در ذیل واژه راء چنین آمده است:
ترجمه: آنچه که از اول سموئیل9 :9 روشن می‌شود این است که رائی اسم قدیمی‌تر برای نبی است و واجب است که پنداشته نشود که رائی‌ها ‌و انبیاء در عصر سموئیل صرفا کاهنانی بودند که از آینده یا گمشده‌ها خبر می‌دادند پس هر بصیرت و رویتی که داشتند از روح خدا بود. در بعضی آیه‌ها انبیاء و رائی‌ها طوری باهم آمده‌اند که گویا دو گروه متمایز از هم‌اند: وأشهد الرب على إسرائيل وعلى يهوذا على يد جميع الأنبياء وكل راءٍ …‌ «2 مل 17: 13، أنظر أيضاً 1 أخ 29: 29، 2 أخ 9: 29، 12: 15، إش 29: 10».
3- در کتاب مقدس از واژه دیگری که در زبان عبری «Hozeh، חֹזֶה» به معنای کسی که می‌بیند نیز برای پیامبر استفاده گردیده که در ترجمه فارسی کتاب مقدس از همان کلمه رائی استفاده شده است87.
در کتاب (اول تواریخ ۲۹: ۲۹) هر سه واژه مورد استفاده قرار گرفته است و سموئیل رائی، ناتان نبی و جاد Hozeh «در فارسی رائی ترجمه شده» اسم برده شده‌اند که در زیر هم متن عبری و هم عربی و هم انگلیسی و هم فارسی آورده می‌شود:
متن اصلی به زبان عبری:
וְדִבְרֵי֙ דָּוִ֣יד הַמֶּ֔לֶךְ הָרִאשֹׁנִ֖ים וְהָאֲחרֹנִ֑ים הִנָּ֣ם כְּתוּבִ֗ים עַל־דִּבְרֵי֙ שְׁמוּאֵ֣ל הָרֹאֶ֔ה וְעַל־דִּבְרֵי֙ נָתָ֣ן הַנָּבִ֔יא וְעַל־דִּבְרֵ֖י גָּ֥ד הַחֹזֶֽה
ترجمه انگلیسی:
Now the acts of David the king, first and last, behold, they [are] written in the book of Samuel the seer, and in the book of Nathan the prophet, and in the book of Gad the seer.
ترجمه عربی:
وامور داود الملك الاولى والاخيرة هي مكتوبة في سفر اخبار صموئيل الرائي واخبار ناثان النبي واخبار جاد الرائي.
ترجمه فارسی:
و اینك امور اول و آخر داود پادشاه در سِفرِ اخبار‌ِ سموئیل رایی و اخبار ناتان نبی و اخبار جاد رایی.
4- «haqqôsēm، הַקֹּוסֵ מ »: برای یک بار نیز در کتاب یوشع از واژه غیب گو و جادوگر، برای نامیدن بلعام استفاده شده است و در ترجمه فارسی به فالگیر و به عربی العرّاف ترجمه شده است «یوشع ۱۳: ۲۲»:
וְאֶת־בִּלְעָ֥ם בֶּן־בְּעֹ֖ור הַקֹּוסֵ֑ם הָרְג֧וּ בְנֵֽי־יִשְׂרָאֵ֛ל בַּחֶ֖רֶב אֶל־חַלְלֵיהֶֽם
ترجمه انگلیسی:
Balaam also the son of Beor, the soothsayer, did the children of Israel slay with the sword among them that were slain by them.
ترجمه عربی:
وَبَلْعَامُ بْنُ بَعُورَ الْعَرَّافُ قَتَلَهُ بَنُو إِسْرَائِيلَ بِالسَّيْفِ مَعَ قَتْلاَهُمْ.
ترجمه فارسی:
و بلعام بن‌بعور فالگیر را بنی‌اسرائیل در میان كشتگان به شمشیر كشتند.
در لسان العرب در ذیل واژه عرّاف چنین آمده است:
عراف یعنی کاهن. به معنی منجم و غیبگو نیز آمده است.
ترجمه: عراف: کاهن و در حدیث پیامبر آمده هر کس پیش غیبگو رفته و درباره چیزی از او سوال کند نمازش به مدت چهل روز از او قبول نمی‌شود. عراف به معنی طبیب نیز آمده است.
در مجمع البحرین نیز آمده:
ترجمه: عراف خبر از گذشته می‌دهد و کاهن خبر از گذشته و آینده می‌دهد.
القاموس المحیط آورده است که:
الكاهِنُ، والطَّبيبُ
به هر ترتیب یکی از معانی عراف کاهن است که با معنی نبی که خبر از امورات غیبی می‌دهد می‌تواند معنای مترادفی داشته باشد.
5- رسول : در عهد عتیق واژه رسول در این آیات آمده است:
«زیرا كه لبهای كاهن می‌باید معرفت را حفظ نماید تا شریعت را از دهانش بطلبند چونكه او رسول یَهُوَه صبایوت می‌باشد».88
«اینك من رسول خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت و یَهُوَهی كه شما طالب او می‌باشید ناگهان به هیكل خود خواهد آمد یعنی آن رسول عهدی كه شما از او مسرور می‌باشید. هان او می‌آید! قول یَهُوَه صبایوت این است».89
در متن عبری این واژه «malə’āḵ מַלְאָךְ» آمده است که در انگلیسی به «messenger» ترجمه شده است و در فارسی و عربی به رسول ترجمه شده است مفسرین عهد جدید مثل آلبرت بارنس و یعقوب تادرس معتقدند این رسول همان یحیای معمدان می‌باشد که بشارت به آمدن مسیح می‌داده است.90
معنای رسول در عهد جدید:
لغت فوق به معنای فرستاده و پیام آور می‌باشد. این واژه کاربردهای مختلفی در عهد جدید دارد که یکی از کاربردهایش به معنی شاگرد و حواری حضرت عیسی علیه السلام و مبلغ انجیل است که معادل واژه یونانی «apostolos» است و در انگلیسی Apostle می‌باشد. برای معنی فرستادگی نیز از لفظ «messenger» در زبان انگلیسی استفاده می‌شود که به معنی پیامبر است. دایرة المعارف بریتانیکا Apostle را شخص فرستاده شده معنی می‌کند و ادامه می‌دهد:
هریک از دوازده حواری که توسط عیسی مسیح علیه السلام انتخاب شده‌اند. این اصطلاح گاهی هم برای دیگران استعمال می‌شود مخصوصا پولس که چند سال پس از مرگ عیسی علیه السلام به مسیحیت درآمد.91
در کتاب تفسیر کاربردی عهد جدید به معنای پیامبر بودن رسول نیز توجه کرده و درباره رسول چنین آورده است:
برای درک مفهوم و معنی رسول در دوران عهد جدید، ضروری است که به ادبیات باستان و یهود، بطور همزمان نگاه کنیم. در یونان باستان، یک تفاوت اساسی بین پیامبر و رسول وجود داشته است. یک رسول نه تنها پیامبر بوده بلکه نماینده و نشان دهنده شخصی بوده که او را فرستاده است. در دوران اولیه یهودیت، رسول به شخصی گفته می‌شد که از طرف پدر، سالار قوم یا پادشاه برای جمع آوری موقوفات و نذریات، برای یهودیان آواره و نیازمند، فرستاده می‌شده است.برای درک مفهوم کلمه رسول در عهد جدید، احتیاج نیست که بصورتی عمیق، عهد جدید را مورد بررسی قرار دهیم. برای کشف منشاء اینکه چرا مسیحیان از این لغت استفاده می‌کرده‌اند، می‌توانیم بدون درنگ به مفهوم طبیعی آن مراجعه کنیم. رسول اصطلاحی بود که توسط مسیح استفاده می‌شد، باید به یاد داشته باشیم که آن لغتی آرامی بوده که معادل معنی اصلی کلمه یونانی بوده است.
در موسوعة الکتاب المقدس بخش قاموس کتاب مقدس در ذیل واژه رسول چنین آورده است:
رسول یعنی مبعوث و در دو مورد به کار می‌رود:
1- هر شخصی که درباره کار مهمی فرستاده می‌شود.
2- و اسمی است که به خاطر صفت خاصی که در شاگردان عیسی مسیح علیه السلام است به آنها اطلاق می‌شود. آنها دوازده نفر هستند و انتخاب شده‌اند تا حوادث دوران حیات زمینی عیسی علیه السلام را مشاهده کنند و آن حوادث را بعد از قیام عیسی علیه السلام به دیگران روایت کنند و بر عیسی علیه السلام در برابر عالم زمانیکه روح القدس بر آنها حلول کند شهادت دهند.
این منبع مسیحی بعد از اینکه کاربرد رسول را بیان می‌کند به بحث مصداقی برای این کلمه می‌پردازد و در نهایت علاوه بر اینکه بر شاگردان و مبلغان حضرت عیسی علیه السلام رسول اطلاق کرده چنین آورده است:
ترجمه: پنجم: عیسی علیه السلام نیز رسول نامیده می‌شود زیرا او از طرف پدر برای نجات بشر فرستاده شده است و در چهل و دو موضع از انجیل یوحنا مسیح از خودش اینطور خبر می‌دهد که از طرف پدر فرستاده شده است.92 در متون عربی «ارسلنی به معنی فرستاده است مرا» آمده که همان معنی رسول از فعل عربی آن قابل استفاده است.
با این توصیفی که از الفاظ پنج گانه نبی، رائی، حوزه، غیبگو و رسول شد و کاربرد آنها در عهدین مطرح شد بدون شک عیسی علیه السلام از نگاه عهد جدید به عنوان اینکه مامور خدا است، رسول است و با توجه به چهار لفظ اول به عنوان کسی که از امورات غیبی خبر می‌دهد و کلام خدا را دریافت می‌کند یک نبی است و مصداق کامل برای الفاظ پنج گانه می‌باشد.
مصادیقی از شأن نبوتی و رسالتی حضرت عیسی علیه السلام
مقصود ما از شأن نبوتی و رسالتی تمام کارهای آن حضرت است که مربوط به پیامبری ایشان است و آن کارها لازمه پیامبری هستند. نظیر اخبار غیبی و پیشگویانه، ارائه دین درست و راه درست به مردم و معجزه و هر جنبه که در این راستا بگنجد. در همین راستا نمونه‌هایی از آن افعال و گفتار را می‌آوریم.
شفاها و معجزات
یکی از شئون پیامبران جاری شدن معجزه بدست آنهاست معجزه یا برای نمایاندن قدرت خدا برای قانع کردن خصم است و یا برای اثبات حقانیت پیام خود و یا برای مشکل گشائی از بندگان، که مورد اول و دوم را می‌توان به معجزه اژدهای حضرت موسی اشاره کرد و برای مورد سوم، شکافته شدن دریا برای نجات بنی اسرائیل از چنگال فرعون. حضرت عیسی علیه السلام نیز به عنوان یک پیامبر دارای معجزات زیادی است که مواردی از آنها در عهد جدید و مواردی نیز در قرآن بیان شده است هر چند درباره اصل معجزات حضرت عیسی علیه السلام بین قرآن و عهد جدید اختلافی نیست اما مصادیق معجزات در مواردی متفاوتند معجزات آن حضرت در قرآن در فصل بعد تحت شأن نبوتی و رسالتی خواهد آمد و در اینجا فقط به معجزات آن حضرت در عهد جدید خواهیم پرداخت.
حضرت از اولین روزهای تبلیغش در کنار مردم دردمند و نیازمند بود و با قدرت الهی به آنها کمک می‌کرد. ایشان که بیشتر معجزاتشان از طریق شفا دادن به مریضان روحی و جسمی و زنده کردن مردگان بود شفا و زنده کردن را از کسی دریغ نمی‌کرد.
«و عیسی در تمام جلیل می‌گشت و در كنایس ایشان تعلیم داده به بشارت ملكوت موعظه همی‌نمود و هر مرض و هر درد قوم را شفا می‌داد. و اسم او در تمام سوریه شهرت یافت و جمیع مریضانی كه به انواع امراض و دردها مبتلا بودند و دیوانگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او آوردند و ایشانرا شفا بخشید. و گروهی بسیار از جلیل و دیكاپولِس و اورشلیم و یهودیه و آنطرف ا‌ُرد‌ُن در عقب او روانه شدند».93
اتمام تورات
قوانین و دستورات الهی دو ویژگی مهم دارند یکی تدریجی بودن آن قوانین است که بشر به حسب ظرفیت و استعداد خود در طول تاریخ از قوانین و دستورات الهی برخوردار می‌شده است این مطلب را می‌توان در شریعتی که خداوند به حضرت نوح و ابراهیم و موسی علیهم السلام داده دریافت زیرا احکام و دستورات الهی به تدریج از زمان حضرت نوح و به مرور زمان توسعه یافته تا اینکه در زمان حضرت موسی قوانین و فرامین الهی بسیار پیچیده و متنوع شده بود این ویژگی نشان دهنده نوعی تکامل در قوانین و فرامین الهی به حسب رشد و ظرفیت و استعداد بشر بوده است. ویژگی دوم این است که قوانین و فرامین الهی نبایستی توسط هیچ کسی تغییر یابند مگر از طرف خدا و به واسطه پیامبران. این پیامبران هستند که این وجاهت و حجیت را دارند که بر حسب دستور خدا می‌توانند فرامین جدید را به مردم ابلاغ نمایند و به غیر از ایشان هیچ کسی هرچند که از فقها باشند حق ندارند قوانین را تغییر داده و حدود دین را توسعه یا تضییق نمایند. با این توضیح مشخص می‌شود که پیامبر می‌تواند با اجازه و دستور خدا دین قبلی را طبق مصلحت الهی اتمام، تکمیل و یا در مواردی که از اصول ثابته نباشد نسخ نماید. حضرت عیسی علیه السلام نیز حائز این حجیت است که بتواند دین و کتاب قبلی را توسعه یا تضییق یا اتمام یا تکمیل نماید و این می‌تواند از شأن پیامبری حضرت عیسی علیه السلام نشأت بگیرد.
یکی از شئون مهم پیامبری حضرت اتمام تورات و صحف انبیاء است که خود درباره آن چنین می‌گوید:
«گمان مبرید كه آمده‌ام تا تورات یا صُحف انبیا را باطل سازم. نیامده‌ام تا باطل نمایم بلكه تا تمام كنم. زیرا هرآینه به شما می‌گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود».94
معنای اتمام
اتمام در اینجا می‌تواند معانی متعدد را داشته باشد اما تنها قرائتی که می‌تواند در نظر مسیحیت درست باشد این است که اتمام در اینجا اتمام معنوی است.
تفسیر کاربردی عهد جدید در ذیل این آیه چنین بیان می‌کند:
«عیسی نیامد تا تورات و انبیاء، یعنی تعالیم عهد عتیق را بی اعتبار سازد. وی آمد تا آنها را تمام کند یا جامة

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره کتاب مقدس، جایگاه دین، شبان نیکو Next Entries منبع مقاله درباره می‌گویم، پیامبری، بلكه، فریسیان