منبع مقاله درباره بیماران مبتلا، استان لرستان، استان همدان

دانلود پایان نامه ارشد

تفکیک بیشتری را دارا می باشد.
در تحقیقی که در سال 2010 توسط هوکوا و همکاران بر روی 31 بوفالو در آفریقای جنوبی انجام شد از تکنیک های VNTR ، RFLP واسپولیگوتایپینگ استفاده گردید. تعداد الگوی بدست آمده توسط RFLP و VNTR 3 الگو و الگوی بدست آمده توسط اسپولیگوتایپینگ یک الگو می باشد. نتایج نشان می دهد که استفاده از دو تکنیک VNTR و RFLPجهت شناسایی مایکوباکتریوم بویس بهتر از اسپولیگوتایپینگ می باشد.
درتحقیقی که در سال 2012 توسط هاین و همکاران انجام شد از 3 روش VNTR ، RFLP واسپولیگوتایپینگ برای شناسایی عفونت کمپلکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیساستفاده گردید. با استفاده از دو روش RFLP و اسپولیگوتایپینگ 39 نمونه مثبت (3.1 درصد) و با استفاده از روش VNTR 60 نمونه مثبت (4.8 درصد) جدا گردید.
همچنين بر اساس تحقيقات انجام گرفته در سال 2013 توسط زیرو، رومها و امینی در اتیوپی، بروی 768 گاو دارای ضایعات توبرکلوئیدی کشتارشده بررسی های پاتولوژیکی، باکتری شناسی وتایپینگ مولکولی انجام شد. نتایج نشان داد که باکتریهای عضو کمپلکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیس (MTC)119 و همچنین باکتریهایی که عضو این کمپلکس نیستند (NMTC)120 در ایجاد بیماری سل نقش دارند.
در بررسی انجام شده توسط آلونسو، سمپر و مارتین در سال 2013 بر روی 61 نمونه بالینی مایکوباکتریوم توبرکلوزیس نشان داده شد که ژنوم گونه های مختلف مایکوباکتریوم دارای تعداد زیادی (بیش از 25) کپی از سکانس IS6110 بوده که در بیماری زایی و سرعت انتشار این باکتری موثرمی باشد. تعداد کپی این سکانس در خانواده Beijing بیش از سایر گونه ها می باشد.
در تحقیق انجام شده توسط بیر و همکاران در سال2013 طی مدت 5 سال 3975 بیماران مبتلا به سل مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه از دو روش IS6110 RFLP و VNTR استفاده گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که تکنیک VNTR دارای قدرت بیشتری در تفکیک سویه های مختلف مایکوباکتریوم توبرکلوزیس دارد و این تکنیک یک روش مناسب برای سیستم های نظارتی سل می باشد.
در تحقیقی که در سال 2011 در کره انجام شد بر روی 89 نمونه بالینی IS6110 RFLP انجام گردید. از الگوهای بدست آمده 67 الگو مشابه با خانواده بیجینگ بود و 13 الگو مشابه نبود. طبق این مطالعه روش IS6110 RFLPیک روش مناسب برای تایپینگ مایکوباکتریوم توبرکلوزیس می باشد و 87 تا 95 درصد در شناسایی گونه ها مناسب است.
در تحقیق انجام شد از بین 1138 گاو در شمال شرقی اتیوپی که بر اثر ضایعات سلی کشتار شدند بر روی 57 گاو کشت باکتریولوژیک، اسپولیگوتایپینگ و PCR انجام شد. از57 نمونه 27 ایزوله مایکوباکتریوم جدا گردید که 25 عدد متعلق به مایکوباکتریوم بویس و 2 عدد متعلق به مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بود.
تحقیقی که توسط تیلر و همکاران در سال 2007 بر روی 204 غدد لنفاوی گاو جمع آوری شد. طی سالهای 2003 تا 2004 انجام گردید در این تحقیق از روش PCR برای تشخیص مایکوباکتریوم بویس استفاده گردید. سکانس مورد نظر IS1081 بود. علاوه بر سکانس فوق پرایمرهای طراحی شد که مناطقRD4 که خاص مایکوباکتریوم بویس می باشد را شناسایی می کرد. پس از PCR به عنوان آزمایشات تکمیلی بر روی نمونه ها اسپولیگوتایپینگ انجام شد. نتایج نشان می دهد که IS1081 یک روش غربالگری مناسب برای تشخیص سریع موارد مثبت می باشد اما RD4 PCR و اسپولیگوتایپینگ برای بررسی عصاره بافتی مناسب تر می باشد.
در تحقیق انجام شده توسط پریراز و همکاران در سال 2012 بر روی61 نمونه بافتی جدا شده از گاوهای دارای ضایعات مشخص سلی کشتار شده در برزیل توسط تکنیک اسپولیگوتایپینگ و MIRU-VNTR بررسی انجام گرفت. تعداد الگوی بدست آمده از این دو تکنیک به ترتیب 17 و 16 الگو بود. نتایج نشان می دهد که هر دو تکنیک اسپولیگوتایپینگ و MIRU-VNTR برای بررسی های مولکولار اپیدمیولوژی مایکوباکتریوم بویس ابزارهای ارزشمندی هستند.

2-3-تاریخچه سل گاوی در ایران
بیماری سل گاوی در ایران اولین بار در سال 1310 هجری شمسی توسط یک دامپزشک فرانسوی به نام کارپانتیه با مشاهده ضایعات سلی در کشتارگاه تهران تشخیص داده شد. پس از وی دامپزشکان ارتشی که مأمور نظارت و بازرسی گوشت در کشتارگاه بودند وجود این ضایعات را به دفعات گزارش نموده و حتی نمونه‌هایی از آنها را در فرمل نگهداری کردند(سازمان بهداشت حیوانات).
بیماری سل در بین دامداری‌ها ابتدا در سال 1319 شمسی در گاوهای مؤسسه دامپروری حیدر آباد کرج که جهت اصلاح نژاد از فرانسه خریداری شده بودند مشاهده شد. بعدها به تدریج میزان مسلولین این مؤسسه دامپروری رو به افزایش گذاشت به طوریکه در سال 1327 از تعداد 75 راس گاو این مؤسسه، تعداد 70 راس آن مسلول شناخته شد. پس از افزایش تعداد گاوداری‌های اطراف تهران و عدم آشنایی دامداران به اصول صحیح پرورش دام این بیماری انتشار سریعی یافت. در سال 1324 هجری شمسی برای اولین بار باسیل سل گاوی در مؤسسه رازی جدا گردید و در همین سال بیماری در گاوهای مجتمع شرکت نفت آبادان و برخی از مناطق دیگر کشور گزارش گردید. به علاوه مؤسسه رازی نیز ضایعات شدید سلی را در گاوهای بومی که جهت تهیه واکسن طاعون گاوی از شهرستانها خریداری شده بودند مشاهده و ثبت نموده است. در سال 1331 بیماری با میزان شیوع 15% در اطراف تهران و کرج گزارش شد. بر طبق گزارش کارشناسان خارجی از اکتبر سال 1952 تا ژوئن سال 1953 طی آزمایش توبرکولین در مناطق مختلف کشور مشخص گردید که اکثر شهرهای کشور نتایج منفی داشته و کانون اصلی بیماری تهران و کرج بوده است.در آن زمان جهت مشخص شدن اهمیت و نقش گونه گاوی در سل انسانی مطالعهای به کمک مؤسسه رازی بر روی 30 نفر از مسلولین انسانی یک آسایشگاه نگهداری مسلولین انجام گرفت که مورد مثبتی مشاهده نگردید.پس از آن با توجه به شناسایی مناطق آلوده جدید، به تدریج استفاده از آزمون توبرکولین دامی گسترش یافت که نهایتاً منجر به انجام طرحهایی با همکاری کارشناسان فائو(FAO) و سازمان دامپزشکی کشور گردید که پس از انجام یک سری اصلاحات در حال حاضر نیز ادامه دارد(سازمان بهداشت حیوانات).
هم اکنون در سازمان دامپزشکی بخش ویژه‌ای برای تشخیص و مبارزه با بیماری سل وجود دارد و با استفاده از مقررات ویژه مصوب، به پاکسازی گاوداریها از این بیماری می‌پردازد. طبق آمار منتشره از سوی سازمان دامپزشکی در سال 1374 میزان گاوهایی که در آزمایش توبرکولین واکنش مثبت نشان دادهاند کمتر از 3/0 درصد بوده که استانهای جنوبی کشور کمتر از سایر نقاط به بیماری سل گاوی آلوده بوده‌اند. در این آمار استان لرستان با 3/1 درصد آلوده ترین استان کشور از نظر سل گاوی بشمار می‌آید و پس از آن استان همدان با 7/0 درصد و کردستان با 5/0 درصد از نظر آلودگی در مکانهای دوم و سوم قرار دارند(سازمان بهداشت حیوانات).
با شروع عملیات ریشه کنی سل گاوی در ایران از سال 1337 به تدریج موارد سل گاوی کاهش یافته به طوریکه با استفاده از تست توبرکولین و کشتار گاوهای آلوده، آلودگی سل گاوی در کشور ازحدود 5% در سال1351امروزه به 14/0 % كاهش يافته است. بدین ترتیب با کنترل بهداشتی دامداری‌ها و کشتارگاه‌ها موارد سل گاوی کاهش یافت و با پاستوریزاسیون و جوشاندن شیر، بیماری ناشی از سل گاوی در انسان به تدریج رو به نقصان گذاشت(آمار ارانه شده توسط سازمان دامپزشكي کشور).
حيدرزاده و همكاران در سال 1388تحقيقي را با عنوان ” انگشت نگاري ژنومي مايكوباكتريوم بويسسويهAN5توسط تكنيكRFLP ” انجام دادند كه در اين تحقيق با استفاده از دو آنزيم AluIوPvuII ژنوم مايكوباكتريوم بويس هضم گرديد و سپس با روش RFLP و هيبريداسيون با پروب هاي DR و PGRS با يكديگر مورد مقايسه قرار گرفتند و نتايج آن باندهاي با وزن ملكولي يكسان را نشان داد كه بيانگر عدم تغييرات ژنومي حداقل درپنج نسل متوالي از سويه مايكوباكتريوم بويس كشت شده در محيط لونشتاين جانسون در موسسه رازي بودند(جبارزاده، 1389).
در مطالعه رفيعي و همكاران در سال 1390 با عنوان “انگشت نگاري ژنومي مايكوباكتريوم توبركلوزيس برروي بيماران سل ريوي استان مركزي به روش RFLP-PGRSنتايج آن حاكياز تنوع بالاي PGRS در سويه‌هاي مايكوباكتريوم توبركلوزيس را دارد بطوريكه با استفاده از آنزيم PvuII وAluI و هيبريد شدن با پروب PGRS به ترتيب 50 و 45 تيپ ژنتيكي شناسايي شد(خاتمی، 1379).
ريگاني و همكاران در سال 1387 برروي جدايه هاي مايكوباكتريوم بويس حاصله از گاوهاي آلوده كشور، به كمك تكنيكRFLP يك تحقيق مقايسه‌اي با استفاده از آنزيم‌هاي PvuIIو AluI و ماركر PGRS انجام دادند. بطوريكه از تعداد 25 جدايه مايكوباكتريوم بويس با استفاده از آنزيم PvuII تعداد 2 الگو شناسايي شد كه الگوي غالب در آنPP-1 بوده است و هنگام استفاده از آنزيم AluI تعداد 5 الگو شناسايي شد كه الگو غالب، الگوAP-4 بوده است(رفیعی، 1379).
در تحقيقي كه فرنيا و همكاران با الگوي اپيدميولوژيكي رديابي منشاء عفونت گونه هاي مايكوباكتريوم توبركلوزيس به روش انگشت نگاري ژنتيكي بوسيله RFLP-DR و RFLP_IS6110 انجام دادند نتايج تنوع ژنتيكي بالايي از IS6110 و DR را در سويه هاي مختلف مايكوباكتريوم توبركلوزيس نشان دادند. بطوريكه از 21 جدايه مايكوباكتريوم توبركلوزيس هيبريد شده با ماركر IS6110، تعداد 1 تا 4 كپي و 218 جدايه شامل 6 تا 15 كپي و31 جدايه شامل 16 كپي و 10 جدايه هيچ كپي را شناسايي ننمودند(دیوالویز121، 1996).
در تحقيقي كه در سال2006 توسط مصوري و همكاران با عنوان ” بررسي پلي مورفيسم سويه هاي مايكوباكتريوم بويس جدا شده از نمونه هاي ارسالي به موسسه رازي به روش RFLP انجام گرفت تعداد 14 سويه مايكوباكتريوم بويس در ايران شناسايي شدند كه بيشتر اين سويه‌ها مربوط به استان‌هاي شمالي و غرب كشور بودند(علوی، 1388).
در تحقيقي كه در سال 1385 توسط رمضانزاده در بيمارستان مسيح دانشوري جهت تعيين ژنوتايپ سويه هاي مايكوباكتريوم توبركلوزيس برروي439 بيمار مسلول با استفاده از روش اسپوليگوتايپينگ انجام گرفت تعداد 140 الگو شناسايي شدند كه به سه گروه ژنتيكي تكاملي (I,II and III) تعلق داشتند كه اكثريت الگوهاي(1/87 %)آن منحصر به فرد بوده و براي اولين بار در ايران گزارش شده بودند و مابقي(8/12%) آنها مطابق با الگوي موجود در بانك جهاني اسپوليگوتايپينگ كه از ساير نقاط دنيا گزارش شده بودند، قرار داشت(ریگانی، 1389).
در مطالعه علوي و همكاران در سال1387براي تشخيص و تعيين هويت مولكولي مايكوباكتريوم،‌ جدايه‌هاي گاوي مايكوباكتريوم بويس از جدايه‌هاي انساني مايكوباكتريوم توبركلوزيس در ايران به روش PCR-RFLP و مقايسه آنها با 5 سويه استاندارد انجام پذيرفت و نتايج آن تعيين هويت سريع دو گونه از يكديگر بود(شیمی، 1376).
در تحقیقی که توسط شیرانی و گلبانگ در سال 1385 تحت عنوان ” کاربرد PCR در تشخیص مایکوباکتریوم توبرکلوزیس کمپلکس” بر روی 100 نمونه بالینی انجام شد مشخص گردید که حساسیت PCR در تشخیص کمپلکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بیشتر از کشت و لام مستقیم می باشد.
در بررسی انجام شده توسط فرنیا و همکاران در سال 1387 بر روی 292 فرد مبتلا به سل، از روش انگشت نگاری ژنومی برای تعیین الگوی ژنتیکی این افراد استفاده گردید. نتایج حاصل نشان می دهد که تنوع بالا در IS6110 سویه های مختلف کمپلکس مایکوباکتریوم توبرکلوزیس وجود دارد و می توان نتیجه گیری کرد که اکثر افراد با منشاً متفاوت به بیماری سل مبتلا شده اند.
درتحقیقق انجام شده توسط زالی و همکاران در سال 1389 مشخص گردید که روش PCR با جفت پرایمرهای GB21-GB22 روشی مناسب برای جستجوی مایکوباکتریوم بوویس در دام های آلوده به سل گاوی می باشد.
بر اساس تحقیقات انجام شده توسط نادری و همکاران در سال 1387 تحت عنوان” مطالعه الگوي ژنتيكي گونه هاي مايكوباكتريوم توبركولوزيس به روش انگشت نگاري ژنتيكي” با بررسی 292 بیمار مبتلا به سل 232 سويه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره افغانستان، کشورهای در حال توسعه، آمریکای لاتین Next Entries منبع مقاله درباره استان خراسان، روش تحقیق، خراسان رضوی