منبع مقاله درباره بازده سهام، غیر سیستماتیک، بازده مورد انتظار، ریسک غیر سیستماتیک

دانلود پایان نامه ارشد

از داده های ترکیبی، حاکی از رابطه معنی دار بین پاداش پرداختی به مدیران با معیارهای اقتصادی ( ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزوده بازار، ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده ) ارزیابی عملکرد است. همچنین یافته ها حاکی از رابطه معنی دار بین درصد مالکیت سهامداران با رزش افزوده بازار و عدم رابطه معنی دار با دیگر معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد بوده است.
برخی متغیرهای مورد نیاز جهت محاسبه ارزیابی عملکرد نسبی بر اساس مدل آلبوکرک (2014) به شرح ذیل میباشد.
2 – 2 – 1 – 1. بازده سهام
بازدهی ، بخشی از منفعت سرمایه گذاری و یا به عبارت دیگر پاداش سرمایه گذاری می باشد. در حقیقت بازدهی متغیر اصلی در تصمیم گیری برای سرمایه گذاری است. بازده ، عاملی برای مقایسه منفعت واقعی که توسط سرمایه گذاری های مختلف ایجاد می گردد با بازده لازم جهت جبران ریسک سرمایه گذاری می باشد.
اندازه گیری نرخ بازده سهامداران ، مشکل و پیچیده است. این مشکل به دلیل وجود انواع سهام و نیز نرخ های بازده متفاوتی است که مورد استفاده قرار می گیرد. بازده معمولاً به صورت درصد و نرخ نشان داده می شود. مفهوم بازده ارتباط نزدیکی با ریسک دارد به طوری که در اغلب کتاب های مدیریت مالی مفهوم ریسک و بازده به همراه یکدیگر کاربرد دارند. عده ای سعی کرده اند که نشان دهند که ریسک و بازده رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند ، اما هیچ گاه اعا نکرده اند که پذیرفتن ریسک های بالا همواره بازده زیادی را به دنبال خواهد داشت. هرچند روش های تئوریک بسیاری برای محاسبه بازده خرید و فروش سهم پیشنهاد شده است ، ولی اکثر سهامداران هم ریسک و هم بازده را به صورت یک متغیر کیفی و ذهنی تفسیر می کنند و مثلاً می گویند که سهام مورد خرید آن ها دارای ریسک یا بازده بالا است. سرمایه گذار در قبال این بازده و تحمل ریسک معادل مبلغ سرمایه گذاری شده از میزان مصرف فعلی خود می گذرد، او امیدوار است که تبدیل این مصرف فعلی به پس انداز با افزودن بر ثروتش، مصرف بیشتر آتی را به دنبال داشته باشد. این گذشت از مصرف به صورت بی نهایت نیست. بنابراین هر سهامدار یک دوره زمان بندی شده برای اندازه گیری تغییرات به وجود آمده در منافع خود به کار می برد.
هرچند این طرز تفکر با تئوری های فایده و حسابداری اجتماعی در تضاد است ، اما در محاسبه ثروت فردی تأثیر به سزایی دارد. مشکل آن جا بروز می کند که کسی نمی داند زمان فروش سهم و مصرف عایدی . او چه زمان خواهد بود. در چنین حالت عدم اطمینان ، افراد سعی دارند از طریق سرمایه گذاری در سهام به نوعی بین مصرف فعلی و آتی موازنه ایجاد کنند. یعنی همراه با قبول ریسک ناشی از عدم اطمینان از زمان میزان انتفاع حاصله ، به دنبال حداکثر کردن بازده آتی با زمان بندی مشخص هستند. در اکثر کتاب های مدیریت مالب برای حل مشکل زمان بندی انتفاع حاصله از سرمایه گذاری ، دوره های یک ساله مد نظر قرار می گیرد. بدیهی است استفاده از دوره های زمانی بیشتر باعث محاسبه بازده به صورت معقول تری می شود و فرض دوره محاسبه بازده به صورت بی نهایت تمامی سودهای آتی احتمالی سهام را در بر می گیرد. در این تحقیق بازده ها به صورت سالانه محاسبه می شوند.
فرمول به کار رفته در محاسبه بازده سهام در این پژوهش به شرح ذیل می باشد:
بازده=((پایه قیمت-روز قیمت)+DPS +تقدم حق +جایزه سهام )/(پایه قیمت)×100
یکی از نخستین تحقیقات در زمینه تأثیر عامل صنعت بر ریسک و بازده دارایی ها ، تحقیق کینگ32 (1966 ) می باشد. وی در پژوهش خود بازده یک نمونه 63 تایی از سهام شرکت های مختلف را در 6 گروه صنعتی برای یک دوره زمانی 33 ساله مورد بررسی قرار داد. در آن تحقیق نخستین گام، تعیین اثرات بازار بر بازده سهام عادی بود. پس از تعیین عامل بازار ، مابقی بازده غیر سیستماتیک ، مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص شود که آیا چیزی به نام عامل صنعت بر بازده سهام اثر دارد یا خیر؟ با استفاده از روش ” تجزیه و تحلیل خوشه ای ” ، او به این نتیجه رسید که در واقع ، بازده سهام تحت تأثیر عامل صنعت است. به طور کلی پژوهشگر مذبور به این نتیجه رسید که 30 درصد واریانس بازده هر سهم ، به عامل بازار بستگی دارد و 10 درصد واریانس بازده را هم می توان به حساب ” عامل صنعت ” گذاشت ( راعی و تلنگی ، 1383).
تحقیقات بیدل و همکاران33 ( 1991 ) بر اساس نتایج کولنیز و کوتاري انجام شد و جزء اولین مطالعاتی بود که روي تجزیه و تحلیل رابطه بین درآمدها و بازده ها در سطح صنعت تاکید نمود. نتایج بررسی آنان نشان داد که تأثیر فرصتهاي رشد آتی روي چندگانگی درآمدها در صنایع مختلف متفاوت است. شواهد بررسی آن ها نشان داد که اگر تفاوت هاي مختصر درون صنعتی نادیده انگاشته شود، فرصت هاي آتی رشد براي تمام شرکت هاي موجود در یک صنعت مشابه ثابت خواهد بود. اما نتایج آن ها با بررسی کولینز و همکاران متفاوت بود.
ساسان مهرانی و کاوه مهرانی ( 1382 ) رابطه بین نسبت های سودآوری و بازده سهام در بورس اوراق بهادار تهران را مطالعه کردند. یافته های تحقیق نشان می دهد بین بازده سهام و تغییرات بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام ارتباط معنی داری وجود دارد و نسبت حاشیه سود و سود قبل از مالیات نیز معیار مناسبی برای پیش بینی بازده سهام هستند.
بدری ، صادقی شریف و طوسی ( 1384 ) عوامل مؤثر بر بازده سهام عادی را مورد بررسی قرار داده اند. نتایج تحقیق نشان داده است که بین بازده سهام با شاخص ریسک سیستماتیک ، عامل اندازه شرکت و نسبت P/E رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و بین بازده سهام با نرخ ارزش دفتری به ارزش بازار و حجم مبادلات سهام رابطه معنی داری مشاهده نشده است.
خواجوی و ناظمی ( 1384 ) ارتباط بین کیفیت سود و وبازده سهام را با تأکید بر نقش اقلام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران بررسی کردند. نتایج آن ها نشان می دهد که بازده شرکت ها تحت تأثیر میزان اقلام تعهدی قرار نمی گیرد.
پورحیدری و شهبازی ( 1387 ) به بررسی ارتباط بین بازده بازار ، اندازه شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار با بازده شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج تحقیق آن های نشان می دهد که دو عامل بازده بازار و اندازه شرکت رابطه معنادار و مثبت با بازده شرکت دارند و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار رابطه معنادار و منفی با بازده شرکت دارند.
لی و همکاران34 ( 2013 ) به آزمون رابطه علیت دو طرفه ی بازده صنعت و بازده بازار با در نظر گرفتن وقفه های ساختاری متعدد برای ده کشور بزرگ آسیای جنوبی و شرقی پرداختند. نتایج آنها نشان می دهد که بازده صنعت تأمین مالی و صنعت خدمات مصرف کنندگان قدرت زیادی در توضیح تغییرات بازار سهام دارند. آنها همچنین دریافتند که نرخ مبادله ارزی و نرخ بهره در توضیح پیوند بازار-صنعت مهم هستند. در یک بازار توسعه یافته صنعت و بازار رابطه بازخوردی دارند. اما در یک اقتصاد بسیار کنترل شده اثر بازار سهام غالب است.
نریان و همکاران35 ( 2014 ) در تحقیقی به بررسی رابطه پویای بین بازده سهام و جریان های نقدی صندوق های مشترک با استفاده از مدل VAR پرداختند. یافته های آن ها نشان می دهد که شوک های خارجی ، یعنی شوک های بازده سهام وشوک های جریان های نقدی صندوق های مشترک ، با هم ، 20 % کل واریانس خطای پیش بینی بازده سهام و جریان های نقدی صندوق های مشترک را توضیح می دهند.
ونگ و همکاران36 ( 2015 ) به بررسی اثر سرمایه گذاری شرکت بر روی بازده سهام شرکت پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که سهام با سرمایه گذاری بالاتر ، بازده آتی کمتری را تجربه میکنند و سرمایه گذاری تأثیر آشکاری بر بازار سهام چین دارد. تأثیر سرمایه گذاری برای شرکت هایی که جریانهای نقد بیشتر یا بدهی کمتری دارند و یا برای شرکت های دولتی، شدیدتر است.

2 – 2 – 1 – 2. ریسک
بحث درباره بازده سرمایه گذاری بدون بحث درباره ریسک سرمایه گذاری معمول نیست زیرا تصمیمات سرمایه گذاری بر پایه درک و تنظیم ریسک و بازده مورد انتظار بنا شده است. سرمایه گذاران باید از ریسک سرمایه گذاری آگاه باشند تا قادر به گرفتن تصمیمات صحیح باشند. بیشتر سرمایه گذاران معتقدند که نتیجه واقعی کمتر از نتیجه مورد انتظار خواهد بود و نتایج متغیر تر در زمان ریسک بیشتر اتفاق می افتد. سرمایه گذاران بایستی تمایل به خرید یک دارایی خاص با بازده مورد انتظار مطلوب جهت جبران ریسک داشته باشند ، اما آن ها بایستی درک کنند که انتظاراتشان درباره بازده دارایی ممکن است تحقق نیابد. به عبارتی ، بازده تحقق یافته از بازده مورد انتظار متفاوت خواهد بود. در حقیقت بازده تحقق یافته روی اوراق بهادار تغییر پذیری قابل توجهی را نشان می دهد. اگرچه سرمایه گذاران ممکن است بازده مورد انتظارشان را با وجود ریسک بالای اوراق بهادار دریافت کنند اما اغلب این موضوع امکان پذیر نیست.
بنابراین می توان بررسی و ارزیابی امکان حصول و عدم حصول به نرخ بازده پیش بینی شده در ارزیابی پروژه های سرمایه ای را ریسک نامید. به عبارت دیگر عدم اطمینان در مورد دریافت عایدات آتی یک سرمایه گذاری را ریسک گویند. چرخه های تجاری ، تورم ، اوضاع سیاسی و بسیاری از عوامل دیگر موجب کاهش عدم اطمینان نسبت به عایدات آینده می گردد ( جونز37 ، 1993 )

انواع ریسک از دیدگاه های مختلف
ریسک کل یک دارایی مالی ، تابعی از یک یا چند عامل می باشد که مهم ترین آن ها عبارتند از :
ریسک مالی ، ریسک تجاری ، ریسک نرخ بهره ، ریسک بازار ، ریسک نقدینگی ،ریسک نرخ ارز ، ریسک قدرت خرید ، ریسک ناتوانی پرداخت و ریسک کشور.

طبقات ریسک
با مد نظر قرار دادن تئوري پرتفوي و تئوري قیمت گذاري دارایی هاي سرمایه اي (CAPM) ، ریسک را به دو قسمت تقسیم می کنند.
ریسک غیر سیستماتیک یا کاهش پذیر و ریسک سیستماتیک یا کاهش ناپذیر
دسته اول شامل ریسک هایی است که به عوامل داخلی شرکت مربوط می باشند مانند ریسک مدیریت، ریسک نقدینگی، ریسک ناتوانی در پرداخت بدهی ها و … که به آن ریسک غیرسیستماتیک (کاهش پذیر )گفته می شود. از نظر تئوري این نوع ریسک از دگرگونی بازده مازاد پیش بینی شده اي که به افت و خیزهاي بازده مازاد، در کل وابسته نیست سر چشمه می گیرد (دستگیر ، 1388 ). دسته دوم ریسک هایی است که خاص یک یا چند شرکت نبوده بلکه مربوط به شرایط کلی بازار نظیر شرایط اقتصادي ، سیاسی، اجتماعی، و… می باشد وتحت عنوان ریسک سیستماتیک (β) شناخته می شود که برابر با درجه تغییرات بازده یک دارایی یا سرمایه گذاري خاص نسبت به تغییرات بازده مجموعه سرمایه گذاري بازار می باشد. ( عربصالحی و همکاران ، 1392 ؛ رجب زاده ، 1390)

مفهوم ریسک غیر سیستماتیک
 این ریسک که به ریسک خاص نیز  معروف است مختص سرمایه گذاری در سهام خاصی است و با افزایش تنوع سهام موجود در یک پرتفوی می توان از آن اجتناب کرد . در اصطاح فنی تر این ریسک نشان دهنده آن قسمت از بازدهی سهام است که با حرکات بازار ارتباطی ندارد .
فرمول محاسبه ریسک غیر سیستماتیک به شرح ذیل است :
σ=√(1/(n-1) ∑_(i=1)^n▒(r_i-〖E (r )〗^2 ) )
n : تعداد دوره
ri : بازده سهام و
E (r)2 : بازده مورد انتظار می باشد.

ریسک غیر سیستماتیک ریسکی است که می توان از وقوع آن پیشگیری کرد . این ریسک معمولا درون گرا است و به خود شرکت عرضه کننده سهم در بازار مربوط می شود و این ریسک زاییده مولفه هایی از قبیل ضعف مدیریت ، نوع ماشین الات ، سخت افزار ، نرم افزا ر، قدیمی و جدید بودن ، کارابودن و یا نبودن ، همچنین به نوع رفتار سهامداران در آن شرکت و از طرفی نوع محصولی که تولید می شود ، قدرت رقابت پذیری شرکت ارائه کننده سهم در بازار با شرکت های هم طراز خودش می باشد .
این ها مولفه هایی هستند که باعث می شود یک شرکت موفق شود و شرکت کاملاً مشابه آن موفق نشود به دلیل برخی از تفاوت ها و مولفه های

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ارزیابی عملکرد، عملکرد شرکت، عملکرد مدیران، پاداش مدیران Next Entries منبع مقاله درباره ارزش شرکت، پاداش مدیران، هیئت مدیره، فرصت های رشد