منبع مقاله درباره ایدئولوژی، صدا و سیما، چند معنایی، جایگاه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ی سیستماتیک از ساختار داستان یا محتوای خبر می‌پردازد. روایت‌پردازی، یافتن روایتی هماهنگ از اطلاعات واقعی درهم ریخته است که از صحنه‌ای مربوط به رویدادهای مهم جمع‌آوری شده است.
اجتماعی کردن اقدامات ژورنالیستی فراگیری ذخیره‌ای از ساختارهای داستانی استاندارد شده است که می‌تواند برای سازماندهی واقعی هر مجموعه‌ای از اطلاعات واقعی بکار رود. ژورنالیست‌ها این اطلاعات را بر ساختارها منطبق و ارائه می‌کنند. خشنودی مخاطب و سردبیر، جذابیت و … . موجب سوگیری در اخبار می‌شود. (همان، 39)
2-3 کلیاتی درباره دو شبکه
2-3-1 تاریخچه واحد مرکزی خبر سازمان صدا و سیما
نخستین خبرگزاری ایران به نام پارس به دستور رضاشاه به مدیریت عبدالله انتظام شروع به کار کرد. پس از تأسیس اداره کل تبلیغات در سال 1336 شمسی، این آژانس به آن ملحق شد و به ریاست دکتر صدیق به فعالیت خود ادامه داد تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خبرگزاری پارس به خبرگزاری جمهوری اسلامی تغییر نام داد و زیرنظر وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی فعالیت می‌کند.
تشکیلاتی که هم‌اکنون به نام «واحد مرکزی خبر» و در واقع به مثابه خبرگزاری صدا و سیما عمل می‌کند، پس از تأسیس وزارت اطلاعات به نام «دفتر مرکزی خبر» در سال2531 شمسی تأسیس شد. این تشکیلات در ابتدای کار بسیار محدود بود ولی بعدها گسترش یافته و به کار تولید خبر و فیلم‌های خبری در تهران و دفاتر مراکز شهرستان‌های صدا و سیما اقدام کرده است. در سال 1355 با ادغام دفتر مرکزی خبر و گروه تحقیق که تا آن زمان به صورت مستقل عمل می‌کردند، تشکیلات فعلی واحد مرکزی خبر ایجاد شد. واحد مرکزی خبر در حال حاضر متشکل از واحدهای مونیتورینگ، اخبار شهرستان‌ها، امورخارجی، امور داخلی، بولتن و تلکس است.» (محمدی مهر، 100-109)
2-3-2 شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی فارسی
بي بي سي فارسي از شبكه هاي فارسي زبان است که در 25 دي 1388 فعاليت خود را در ايران شروع كرد.
بر اساس گزارش ضيايي پرور از فعاليت هاي اين شبكه در همايش شبکه های فارسی زبان، تيم خبري این شبکه متشکل از 200 نفر اين شبكه به عنوان بخشي از سرويس جهاني آن «دو سال قبل از تاسيس» آموزش هاي لازم را ديدند و مورد آزمون قرار گرفتند. آنها تلاش نمودند تا طيف وسيعي از علايق مخاطبان را پوشش دهند.
خط مشي اعلام شده از طرف بيبيسي به شرح زير است:
• بي طرفي
• باز كردن فضاي بسته حاكم بر ايران
• جبران كنترل اطلاعات دولتي در ايران كه ناشي از كنترل دولتي است
• سرگرمي
• اعتمادسازي از سوي انگليس به مردم و اصلاح نگرش منفي تاريخي كه ايرانيان نسبت به دولت بريتانيا داشته اند.
بی‌بی‌سی درجدول برنامه‌اش طیف وسیعی از علائق مخاطبان را پوشش می‌دهد. در گام اول برای این شبکه بحث اطلاع‌رسانی مطرح است و درگام دوم بحث سرگرمی و برنامه‌هایی که وقت مخاطبان را پرکند.
از این رو این شبکه 100 میلیون مخاطبان فارسی زبان در کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان را برای خود تعریف کرده است.25
موسسان ایرانی این شبکه بهروز آفاق، صادق صبا، عنایت فانی، شهریار رادپور، باقر معین و لطفعلی خنجی هستند.
خبرها و تحلیلهای این شبکه کوتاه، دقیق، بدون حاشیهپردازی و ابهام است و گویندگان آن علاوه بر جذابیت بصری، در لحن و گفتار بسیار با اعتماد به نفس هستند.
پونه قدوسی، نیما اکبر پور، ناجیه غلامی، فرناز قاضی زاده، سیما علی نژاد، سیاوش اردلان، مسعود بهنود و لارا پطروسیان از مجریان و برنامه سازان این شبکه هستند.
برنامههای سیاسی 75/89 درصد برنامههای آن را تشکیل می دهد. 2/30 درصد برنامه های آن به شکل گزارش،8/29 درصد خبری،43/20 درصد میزگرد و باقی به ترتیب به شکل مصاحبه، تماس تلفنی و سایر موارد است. (محمدی، مسعود،1389، 24،27 و 29)
2-4 نظریاتی درباره تلویزیون
« دیدن قبل از کلمات میآید. کودک میبیند و درک میکند قبل از این که بتواند صحبت کند. » (لیسی، 1998، 5)
نظریاتی به طور اختصاصی درباره «تلویزیون به عنوان رسانه» مطرح شده است که برخی از آن‌ها به اختصار می‌آید:
2-4-1 نظریه استوارت‌هال
مطالعه تلویزیون از اولین پروژههای پژوهشی کارهای استوارت‌ هال در عرصه مطالعات فرهنگی بود که اواسط دهه 70 میلادی صورت گرفت.
چرخه معنا در گفتمان تلویزیون سه برهه متمایز را طی میکند:
• دانش تولید برنامه، مهارت فنی، ایدئولوژی حرفهای، مفاهیم اولیه و پیشپنداشتها درباره مخاطب که ساختار تولید را میسازند. علاوه بر ساختارها، نحوه پرداخت آن، اهداف و برنامه کارکنان، ایماژ مخاطبان و تبیین موقعیت بر اساس سایر منابع همه در ساختار اجتماعی و فرهنگی گستردهتر اجتماعی و سیاسی که جزئی از آن هستند معنادار هستند. یعنی فرستنده تعریف میکند هر رویداد خام چگونه معنادار شود.
• قواعد صوری زبان و گفتمان مسلط در مرحله دوم نقش دارد.
• رمزگشایی بر اساس ترجمان گفتمانی که از رویداد خام صورت گرفته توسط مخاطب برای جایگاه و موقعیت اجتماعی خویش. (استوری، 1386،33-38)
از نظر هال:
الف)یک رخداد واحد را می‌توان به چندین شیوه رمزگذاری کرد‌.
ب) پیام همواره حاوی چندین «خوانش» بالقوه است‌. پیام‌ها معمولا برخی خوانش‌ها را مرجح می‌سازند، اما هرگز نمی‌توانند در قالب یک خوانش محصور و فروبسته بمانند؛ پیام‌ها همواره چند معنایی هستند.
ج) درک یک پیام اغلب امری پروبلماتیک است: یک پیام را می‌توان به شیوه‌ای غیر از شیوه رمزگذاری آن، رمزگشایی کرد.
بنابراین براساس این مدل، پیام‌ تلویزیونی نشانه‌ای پیچیده است که گرچه داغ یک «قرائت مسلط» را بر پیشانی دارد اما همواره مستعد آن است که به شیوه دیگری معنا بشود‌. پیام تلویزیونی، نوعی «چند معنایی ساخت یافته» است، اما شأن همه معناها در یک پیام برابر نیست‌. هر پیامی واجد معنایی مرجح یا مسلط است، اما در آن معنا محصور و محدود نیست‌. فرض اصلی هال این است که هیچ‌گونه تناسب یا رابطه مستقیم و شفاف بین رمزگذاری و رمزگشایی، به عنوان دو منتهاالیه یک زنجیره ارتباطی، وجود ندارد‌. به بیان دیگر بین رمزگان تولیدکنندگان و رمزگان مصرف‌کنندگان همواره نوعی انفصال و گسست وجود دارد‌. 26
هال برای تبیین مساله رمزگذاری/ رمزگشایی سه جایگاه فرضی برای مخاطبان تلویزیون قائل می‌شود:
الف) جایگاه مسلط ـ هژمونیک : زمانی که جایگاه اجتماعی بیننده سبب سازگاری هر چه بیشتر او با ایدئولوژی حاکم می‌شود‌. اینگونه مخاطبان «قرائتی مسلط» از متن دارند، یعنی معانی مرجح متن را می‌پذیرند‌.
رمز گشایی در چارچوب مسلطی که در آن رمزگذاری شده یعنی «جایگاه مسلط، هژمونی دار» از نظر هال، رمزگشایی با رمزگان حرفه ای تولید کنندگان آن گفتمان است که در آن کیفیت بصری، میزان اهمیت اخبار، نحوه اجرای برنامه، کیفیت تصویر، حرفهایگری و … مطرح است.(استوری، 1386،35-36)
*پژوهش حاضر در این قلمرو جای می گیرد.
ب) جایگاه معارض : زمانی که جایگاه اجتماعی مخاطب آنها را در نقطه مقابل ایدئولوژی مسلط قرار می‌دهند‌. اینگونه مخاطبان نوعی «قرائت معارض» از متن دارند و معانی مرجح آن را نمی‌پذیرند‌. به عبارتی گیرنده در این جایگاه پیام را در چارچوبی بدیل رمز گشایی می کند و معنایی جدید خلق می کند. (استوری، 1386،37-38)
ج) جایگاه توافقی : نوعی رمزگشایی جرح و تعدیل شده است.اکثر مخاطبان در این جایگاه قرار دارند‌. آنها ایدئولوژی مسلط را می‌پذیرند، اما آن را حتی‌الامکان تغییر می‌دهند تا با نیازها و توقعاتشان جور درآید‌. قرائت آنها از متن نوعی «قرائت توافقی» است‌. 27
در این حالت ایدئولوژی مسلط با انواع تناقض ها حفظ میشود و خیلی کم رخ مینماید. (استوری، 1386،37-38)
از نظر هال یک متن یا برنامه تلویزیونی به‌رغم داشتن «معنای مرجح» یا «خوانش مسلط» همواره منبعی بالقوه از معناهای مختلف است و فقط مخاطبان می‌توانند طی گفت‌وگویی که بین متن و موقعیت اجتماعی آنها صورت می‌گیرد این معناها را فعال سازند‌. معنای یک متن، بسته به گفتمان‌هایی(دانش‌ها و پیشداوری‌ها و مقاومت‌ها) که خواننده بر متن تحمیل می‌کند، اشکال متفاوت پیدا خواهد کرد‌. مهمترین عامل در مواجهه مخاطب و متن گستره گفتمان‌هایی است که در اختیار مخاطب (سوژه، خوانشگر) است‌. هال از یک سو از این نظریه فاصله می‌گیرد که متن واجد معنایی قطعی و تعیین شده است؛ معنایی که به طور همسان خود را بر همه مخاطبان تحمیل می‌کند‌. از سوی دیگر این ایده را نیز رها می‌کند که متن به طور کامل به روی مخاطب«گشوده» است و مخاطب می‌تواند هر طور که خواست متن را تفسیر کند‌. مفهوم «خوانش مرجح» نزد هال به این معناست که خوانشگران (مخاطبان) فعال‌اند و در معنا بخشیدن به متن نقشی اساسی دارند، اما فعال بودن آنها تحت شرایط خاصی است‌. این شرایط خاص را خود متن، نهاد تولیدکننده متن و تاریخچه زندگی اجتماعی مخاطب شکل می‌بخشند‌. »28
2-4-2 نظریه گربنر
این نظریه براساس پژوهش‌های گربنر بنا شده است. «استدلال گربنر این است که تلویزیون به صورت بازوی فرهنگی اصلی جامعه آمریکا درآمدهاست. گربنر و همکاران وی نوشته‌اند: دستگاه تلویزیون یک عضو اصلی خانواده شده است، کسی که بیشتر اوقات بیشتر داستان‌ها را می‌گوید… گربنر می‌گوید از نظر تماشاگران پرمصرف [تماشای بیش از 4 ساعت]، تلویزیون عملاً دیگر منابع اطلاعات، افکار و آگاهی‌ها را به انحصار درمی‌آورد و یک کاسه می‌کند. اثر مواجهه با این پیام‌های مشابه، چیزی را تولید می‌کند که گربنر آن را کاشت (آموزش جهان‌بینی رایج، نقش‌های رایج و ارزش‌های رایج…) می‌خواند . تماشاگران پرمصرف تلویزیون، اغلب پاسخ‌هایی می‌دهند که به نحوه بازنمایی دنیا در تلویزیون نزدیک‌تر است. (سورین و تانکارد، 1384، 390)
البته به این نظریه انتقاداتی شد و در پی آن گربنر دو مفهوم متداول سازی و تشدید را به نظریه خود افزود.
«متداول‌سازی زمانی روی می‌دهد که تماشای بیش از حد تلویزیون منجر به تقارن دیدگاه‌ها در گروه‌ها شود» (همان، 1391)
«تشدید زمانی روی می‌دهد که اثر کاشت در گروه خاصی از جمعیت بیشتر می‌شود.» (همان، 391)
2-4-3 نظریه مک لوهان
تلویزیون نسبت به سایر رسانه‌ها حواس بیشتری را درگیر می‌کند. از همینرو مک‌لوهان تلویزیون را رسانه‌ای بصری، سمعی و لامسه‌ای توصیف می‌کند که نسبت‌های حسی را مجدداً برقرار می‌کند. (زیرا از زمان اختراع چاپ از بین رفته بود). او می‌گوید تلویزیون ما را از دولت و ملت‌های مجزا به شکل قبیله‌ای درخواهد آورد و دهکده‌ای جهانی خواهیم شد.
از نظر وی نسل تلویزیون اولین نسل پس از دوره باسوادی است؛ و کودکان این نسل دیگر مانند والدین خود نمی‌اندیشند: «والدین این روزگار درحال تماشای جهان سومی شدن کودکان خود هستند.» مک لوهان اثرهای مهم رسانه را از شکل آن می‌داند و نه از محتوای آن. (همان، 394-393)
نظریات مک لوهان اگرچه تأثیر مهمی بر دانش رسانه‌ای دارد امّا چون اثرات بلند مدت و دور از دسترس را مطرح کرده است به صورت کمّی قابل سنجش نیست.
در امتداد تفکرات مک‌لوهان دو رویکرد دیگر مطرح شده است:
«پژوهشگری استدلال کرده است که اتکا به تلویزیون برای دریافت اطلاعات سیاسی موجب کاهش توانایی انجام عملیات پیچیده فکری بر روی این نوع از اطلاعات می‌شود و از این طریق، دموکراسی‌ها را تهدید می‌کند.» (همان، 394)
جاشوامیرووتیز رویکرد دومی را ارائه داد که مبتنی بر ادعای مک‌لوهان بود: «دو قسمت مغز جنبه تخصصی دارند، قسمت چپ، منطقی، عقلانی و زبان محور است؛ حال آنکه قسمت راست، شهودی، غیرعقلانی و تصویر محور است.»
جاشوروامیرووتیز آن را با نظر گافمن جامعه‌شناس ترکیب کرد و نتیجه‌گیری کرد که: «رسانه‌های الکترونیکی با گردآوری انواع متفاوت افراد در یک «مکان»، بسیاری از نقش‌های قبلاً متمایز را تیره و درهم کرده‌اند. بعضی از نتایج این امر اختلاط نقش‌های مردانه و زنانه، تیرگی و عدم وضوح کودکی و بزرگسالی و تنزل رهبران سیاسی به سطح افراد عادی است.» (همان، 395)
2-4-4 نظریه نیل پستمن
نظریه پستمن در واقع در ادامه نظریه مک لوهان است و بر آن می افزاید. «مارشال مک لوهان معتقد بود که «رسانه خود پیام است» و رسالت

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ایدئولوژی، جامعه آماری، ساخت اجتماعی، افکار عمومی Next Entries منبع مقاله درباره ایدئولوژی، انتقال معنا، رسانه‌های جمعی، روزنامه نگاران