منبع مقاله درباره انسان کامل، هستی شناسی، ناخودآگاه، انسان آرمانی

دانلود پایان نامه ارشد

(نوروزی طلب،1388،ص17) پوپ نیز معماری قدسی را تصویر و بازتاب وحدانیت می داند. (پوپ، 1373، ص74)
– نماد پاکی و خلوص: فضای مقدس به عنوان مکان ارتباط با خدا نوعا یک مکان پاک است چون پاک بودن مردم را قادر به تماس با خدایان می شازد. در این مکان نقایص و پلیدی ها و آلودگی زندگی روزمره تقلیل می یابد. (بررتون، 1377، ص141)این طهارت، طیب بودن و پاکی موضوعی است که هم در ظواهر و مادیات و هم در بواطن و عالم معنای مورد تاکید مکرر تعالیم ادیان قرار گرفته است. عوامل متضاد با این ارزش ها را هم می توان در انواع آلودگی و پلیدی ها پی جویی نمود.(مهرپویا،1387، ص46)
– نماد انسان کامل: خداوند در غيب مطلق بود، خداوند خواست تا در عالم شهادت، آن ها را مشاهده كند. لذا انسان كامل را آفريد تا در آيينة وجود او، خود را مشاهده كند. چون انسان كامل مظهر جمیع اسماء حق تعالى است پس خدا را بايد به وسیله او شناخت؛ يعنى با شناختن انسان كامل است كه معرفت به حق پیدا می شود و خداوند نيز آيات خود را كه نشانه هاى وجودش می باشد، در اين موجود قرار داده است. (نصرى، ١٣٧١،ص ٢٤٠).
از نظر محى الدين عربی (تولد ٥٦٠ ه.قم اندلس، وفات ٦٣٨ م.ق دمشق) ” انسان كامل موجودى است كه به وسيلة او حق به خلق ظاهر می شود و مراد از سر حق، كمالات ذاتيه خداوند است كه تنها انسان قادر است آن ها را نثان دهد.” (اسفندیاری،1388، ص7)
اسفندیاری در مقاله “چلیپا رمز انسان کامل”، پیرامون انسان کامل به عنوان مظهر و نماینده اسم اعظم به گونه تطبیقی در میان ادیان و مکاتب مختلف فکری بحث می کند. توجه به انسان آرمانی و جستجوی انسان کامل، موضوعی است که از دیرباز مورد توجه تمامی ادیان و نظام های عقیدتی و فکری بوده است. و همواره از معانی مورد توجه در آثار هنر قدسی از جمله معماری به شمار می رته است. چرا که در انسان همه اسما و حقایق وجود تجلی کرده و حتی او را عالم اکبر نامیده اند و همچنین جمیع آنچه در عالم است جز از نشئه انسانی ظهور پیدا نمی کند تا جایی که عالم را انسان اصغر نامیده اند. (اسفندیاری،1388، ص7)
– نماد حقیقت: زیبایی فضای قدسی بیش از هرچیز از حقیقت معنوی آن سرچشمه می گیرد.(مهرپویا،1387، ص4) زیبایی فضای قدسی مظهر حقیقت و حقیقت مطلق است و حقیقت، خداست. (اعوانی،1375،ص319) به زبان دیگر می­توان گفت عالم نفسانی تجلی حقیقت عالم بالا است که در عالم ناسوت جلوه­گر شده است؛ زیبایی، مقام تجلی حقیقت است؛ یعنی وقتی حقیقت تجلی می­کند، زیبایی تحقق پیدا می­کند. (گودرزی سروش،1391)
مقصود از امر قدسی، امر متعالی، امر معنوی، حقیقتی فراعقلانی، مبرّا و منزّه از هر عیب و نقص و محیط بر همه ی مخلوقات و موجودات است( همتی،1383،ص9) “هر چیزی در هنر مقدس رمزی است از یک حقیقت برتر” (داداشی،1378، ص2) و در نسبتی که با حقیقت دارد ماهیت قدسی پیدا می کند .(نوروزی طلب، 1378، ص3)
فرح انگیزی فضای قدسی ناشی از همین حقیقت منشا معنوی است.(گودرزی سروش،1391) زیرا انسان دارای فطرت خداجوست و به دنبال رسیدن به حقیقت است.( حاجی فتحعلی،1391،ص6) هنر مقدس در هر چهره و بیانی بر آن است تا حقیقت ذاتی اشیا و پدیده ها ووقایع و رویداد ها را بر ملا سازد( نقره کار، 1387)

4-5-2-2- ویژگی های شیوه ی بیان
گذر از ذهن و تبدیل شدن به عین، یک باره صورت نمی گیرد. همچنان که خروج اندیشه از ذهن به صورت واژه ها، خود موجب تغییر ذهنیت می شود، حرکت از ذهن به عین نیز می تواند با تغییراتی همراه شود. ابزار بیان یعنی صورت ، با ابزار اندیشه تفاوت دارد. پس همیشه فاصله ای بین معنا و بیان شده وجود خواهد داشت.( عسکری خانقاه، 1383، ص11)
به قول بورکهارت یک رویت باطنی بالضروره به وساطت یک زبان صوری بیان می شود. اگر این زبان وجود نداشته باشدو هنر به اصطلاح دینی صورت و قالب خود را از یک هنر غیر دینی به عاریت گیرد. آن وقت دیگر بینشی معنوی از چیز ها وجود نخواهد داشت(داداشی،1378، ص3) شیوه بیان و صورت و شکل هنر قدسی ( با استفاده از خطوط و رنگ ها و علایم و نقوش و طرح های هندسی) یا سبک آن باید چنان باشد که الهام و اشراق در دل بیننده اش ایجاد کند.(مطهری الهامی، 1384، ص5)
معماری قدسی به دلیل باورها و اعتقادات خویش، مجاز به استفاده از هر وسیله و ابزار و قالبی برای بیان اصول مورد نظر خود نیست و لذا شیوه های خاصی ابداع می کند که ارزش ظرف معنویات شدن را داشته باشند. این هنر باید بتواند حضور الهی را متذکر شود که مسلما در هر قالب و مضمون و سبکی امکان پذیر نیست.(نقی زاده،1380، ص13)
ساختار بیانی اثر هنری باید دارای ویژگی هایی باشد تا محتوا بتواند در صورت اثر که لایه محسوس مفاهیم است ظهور پیدا کند.(نوروزی طلب، 1378، ص4)که در ادامه به بررسی برخی از این ویژگی ها پرداخته خواهد شد:
– ساختار رمز گونه و نمادین: شیوه اساسی بیان تمام هنر های دینی زیان سمبلیک است. زیرا آن را یکی از بهترین روش های ابلاغ حقایق بنیادی حکمت است. (علیپور، 1391، ص5)
نگرش نمادین به هستی و پدیده های آن از گشته های بسیار دور و در فرهنگ و هستی شناسی های کهن مطرح بوده به ویژه در هستی شناسی دینی که اساس هستی را بسیار گسترده تر از جهان ماده و محسوس می دانستند و سرچشمه ی هستی را در ماورای ماده و در پس این طبیعت می جستند. شاید بتوان گفت نمادین دیدن یا ظاهری دیدن هستی از نخستین افتراقات در عرصه ی اندیشه انسان است. مایه ی اصلی پیام انبیا و سخن مشترک آنان، به تعبیری دعوت انسان ها به دیدن باطن نهفته در پس ظواهر عالم است. (اعوانی، 1382، ص17)
هنر های سنتی و مقدس اغلب بیانی نمادین دارند. زیرا امر قدسی و متعالی و معنوی آنگاه که در صورت محسوس ظاهر می شود، قالب بیان، استطاعت کافی برای ظهور تام و تمام معنا (امر قدسی) را ندارد. در نتیجه محتوا به صورت غلبه پیدا می کند. بیان نمادین و رمزی حاکی از نامتناهی بودن معناست. صور نمادین و رمزی اغلب دلالت بر معانی ای دارند که نمی توان با صور طبیعی و واقع نما به بیان آن معانی پرداخت. طریقی که اغلب هنر مندان سنتی و دینی برای بیان مفاهیم ابداع کرده اند بیان رمزی و نمادین است. (نوروزی طلب، 1388، ص22)
– در همه موضوعات تجریدی که از ذهن بشر برای تفهیم مطالب استفاده می شود، نقصی هست که در زبان ازلی و فطری و جامع تمثیل آن نقص وجود ندارد. چنان رابطه عمیقی بین تاویل و هنر تمثیلی وجود دارد که فقدان روش تاویل و تمثیل در هنر دینی نیز از بین می رود. رمز پردازی در هنر، ارتباط مستقیمی با رمز پردازی در وحی دارد که بعد باطنی وحی را آشکار می سازد. (علیپور، 1391، ص4)
تيتوس بوركهارت نيز معتقد است كه هنر مقدس چون موضوع واقعيتش مالاكلام زبان از وفش عاجز است، چيزي جز كنايه و اشاره نيست. وي مي گويد: «هدف غايي و نهايي هنر مقدس، فراخواني و يادآوري احساسات يا انتقال تأثيرات نيست، بلكه هنر مقدس، رمز است. بدين علت، جز وسايل ساده و اولين و اصلي، از هر دستاويز ديگري مستغني است. وانگهي چيزي جز كنايه و اشاره نمي تواند بود؛ زيرا موضوع واقعيتش، مالاكلام است و زبان از وصفش عاجز. ريشه و اصل آسماني يا مَلَك خصلت دارد؛ زيرا الگوهايش بازتاب واقعيات ماوراي عالم صورند. هنر مقدس كه زبده خلقت الهي را به زبان تمثيل تكرار و از سر بيان يا اعاده مي كند، نمودگار سرشت رمزي عالم است و بدين گونه، روح انسان را از قيد تعلق به «واقعيات»، دهشتناك و ناپايدار مي رهاند». (کاپادونا،1383)
خلاصه آنکه انسان به وساطت رمز، به کشف ساحتی ناشناخته در تجربه بیواسطه زندگی، نائل می آید و رمز شناس می شود و با کلید رمز شناسی می تواند سرّ و راز پیام امر قدسی را گشوده، دریابد.
هنر دینی سعی دارد تا بین ذهن انسان و عالم محسوسات پلی به پهنای ابدیت و استوار بر دو عامل احساس و منطق بسازد. در این میان نماد ها نقش کاتالیزوری را در فرآیند شکل گیری این جهان بینی و بینش سترگ بر عهده داشته اند. (محمدی، 1391،ص1)
معماری قدسی از نماد ها در خلق فضاهای روحانی و انتقال مفاهیم الهی بهره می گیرد. نماد ها خود تجلیاتی از مطلق در مقیدات هستند. که انسان آن ها را نمی آفریند بلکه به دست آن ها دگرگون می شود. موجودیت نماد ها از این تمایل معکوس تبعیت می کند که “ادنی” جلوه گاه “اعلی” است.(اردلان، 1380، ص5) نماد ها در مرز های تاریخ، اسطورع و دین سیر می کنند و ساحت پژوهش را به وادی پر رمز و رازی وسعت می بخشند که بسیار پیچیده و در عین حال دلپذیر است.(اسفندیاری،1388، ص6)
بنابراین ویژگى بارز انواع هنر دینى وجه سمبلیك آن است و این امر بدان جهت است كه اولاً ادیان جهان جلوه اى از یك حقیقت متعالى است و ثانیا تنها راه بیان و تجسم موضوعات معنوى و روحانى استفاده از سمبل ها است، به این ترتیب سمبل ها و نزول حقایق معنوى براى امكان تجلى یافتن در این جهان مادى شکل می یابند.(نقی زاده، 1380،ص 14)
یک سمبل مثل آئینه شفافی است که حقایق عالم ملکوت را جلوه‌گر می‌کند. یک سمبل یک امر وجودی است و اساس وجود بر سمبولیزم است. یک سمبل، برخلاف آنچه امروزه تصور می‌کنند وضعی و قراردادی نیست، یک امر حقیقی و وجودی است. سمبولیزم در هنر غیر دینی اصلاً وجود ندارد، مگر به معنای کاذب و قراردادی که هیچ اصل و اساسی در آن وجود ندارد(اعوانی،1375،217)
به اعتقاد الیاده، رمز، روزنه ای بر جهان فراتاریخی43 و وسیله ارتباط انسان با نیروی متعال است. «رمز، دنباله تجلی قداست و یا همان تجلی قداست است و آشکارکننده واقعیت قدسی یا کیهان شناختی ای که هیچ تجلی دیگر قادر به آشکارکردنش نیست»الیاده، رمز را، صورت یا نوعی مکاشفه مستقل و زبانی چند ارزه44 می داند که موجب وقوف و استشعار آدمی به وحدت جهان می شود. رمز عبارت از وجود یا چهره ای مینوی و یا شیء و یا اسطوره و یا آئینی است که در متن و سیاق تجلی قداست، معرفت به ساحات قدسی و شناخت آن ها را بر انسان دینورز، امکان پذیر می سازد. رمز که دنباله فرایند تجلی قداست است، موجب کشف واقعیتی قدسی و تحکیم (ستاری،1390، ص155)
بورکهارت بر بیان نمادین در هنر مقدس پافشاری می کند و بیان سمبلیک را در ذات هنر قدسی و جزء طبیعت آن می شمارد. به نظر او هنری مقدس است که حکایت کننده رموز الهی و بازتاب رمزی و کنایی و تمثیلی صنع الهی باشد. (رهنورد، 1378) از نظر وی هنر دینی مبتنی است بر علم به صور و قالب ها یعنی رمز پردازی و سمبولیسم. او بیان هنر دینی را نمادین و رازگونه و رمزی، تمثیلی می داند. در واقع این رامز و رمز از نوعی معرفت و بینش نشات می گیرد و بر اساس آفرینش و وحی الهی و نگاه روحانی به هستی و انسان یا تفسیر باطنی از آن هاست. (مطهری الهامی،1384، ص5) اعوانی نیز هنر قدسی را مبتنی بر علم سمبولییزم دانسته یعنی هر چیزی در هنر قدسی در واقع رمز یک حقیقت برتر است(اعوانی، 1375، ص 325)
– بهره گیری از کهن الگو ها: ما در عالم «ذر» با صورت هاي مثالي محشور بوده ايم و هنر ديني در صورت آرماني خود مي تواند نشانه و مظهري از صورت مثالي باشد. تيتوس بوركهارت مي گويد: «هنر مقدس مبتني بر دانش و شناخت صورت ها، يا به بياني ديگر، بر آيين رمزي كه ملازم و دربايست صورت هاست. در اين جا يادآوري كنيم كه رمز، نشانه اي قراردادي نيست، بلكه صورت مثالي45 خودِ رمز به حسب قانوني مربوط به معرفت وجود و هستي شناختي است… رمز به نوعي عين همان چيزي است كه بيان مي دارد. (کاپادونا،1383)
کهن الگو، صورت مثالی یا صورت اساطیری همگی ترجمه هایی از لغت آرکی تایپ هستند. آرکی تایپ، اصطلاح کارل گوستاو یونگ برای ناخودآگاه جمعی است و منظور آن افکار غریزی، تجربیات و تصاویری کهن و مادرزادی و تمایل به رفتارها و پندارهایی است که بر طبق الگوهای از پیش مشخصی، به صورت فطری و ذاتی در نوع بشر وجود دارد. یونگ این اصطلاح یا کلمه را به معنی تصاویر نخستین و لایه های رسوبین روانی به کار می برد، یعنی اشکال و تصاویر متکرری از تجربیات زندگی پدران باستانی ما که به ناخودآگاه عمومی نژاد بشری به ارث رسیده است (یونگ،1381، ص37)
کهن الگو ها با تناسبات فراوانی که با بحث نماد ها دارند از

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ادیان توحیدی، جهان مادی، هنر و معماری، احساس غربت Next Entries منبع مقاله درباره جهان بینی، فضای معماری، ادیان توحیدی، هنر و معماری