منبع مقاله درباره ارزش افزوده، اشخاص حقوقی، عملکرد مالی

دانلود پایان نامه ارشد

بینی آینده دارد و به وسیله ی مدل درآمدهای مالیاتی کشور را طی سال های 1386 تا 1393 پیش بینی نمودند.
شیما سنگسری در سال 1386 در پایان نامه ای تحت عنوان” برآورد ظرفیت مالیاتی و کوشش مالیاتی استان تهران و مقایسه آن با کل کشور”تابع ظرفیت مالیاتی کشوررا به روش خطی برآورد کرده و عوامل مؤثر برظرفیت مالیاتی کشور را این گونه یافته است:سهم ارزش افزوده بخش خدمات از GDP و سهم ارزش افزوده بخش صنعت از GDP.همچنین در این پایان نامه بیان شده است که میزان مالیات وصول شده در سطح کشور و استان تهران در اکثرسالها کمتر از ظرفیت برآورد شده می باشد.همچنین عنوان شده است که ظرفیت مالیاتی در واقع حجم مالیاتیست که جامعه توان پرداخت آن را دارد مشروط به این که اثرات نا مساعد داشته باشد.در این راستا تابع ظرفیت مالیاتی کشور با استفاده از اطلاعات سری زمانی به روش خطی برآورد شده است.
نعمت پور (1386) در پژوهشي با عنوان پيش بيني درآمدهاي مالياتي مستقيم وغيرمستقيم با استفاده از شبكه هاي عصبي مصنوعي، هدف از مطالعه خود را استفاده از مدل هاي مختلف رياضي و آماري براي دستيابي به پيشبيني هاي دقيق تر عنوان كرده است. لذا استفاده از مدل هاي غيرخطي به جاي مدلهاي خطي را توصيه كرده است. به همين منظور، محقق استفاده از شبكه هاي عصبي مصنوعي كه از اواسط دهة 90 براي پيش بيني و مدل سازي متغيرهاي اقتصادي مطرح شده است را به كار مي گيرد. در اين تحقيق، پس از بررسي ويژگي هاي سريزماني درآمدهاي مالياتي مستقيم و غير مستقيم اقدام به طراحي يك مدل شبكه عصبي مصنوعي براي پيش بيني درآمدهاي مالياتي مستقيم و غير مستقيم در اقتصاد ايران نموده ايم. مدل شبكه عصبي مصنوعي طراحي شده از طريق نرم افزار MATLAB6 و جعبه ابزار شبكه هاي عصبي برآورد شده است. نتايج تحقيق حاكي از آن است كه مدل طراحي شده براي پيشبيني در ايجاد داده هاي آينده از توانايي بالايي برخوردار است.
امینی و همکاران (1387) در مقاله ای به پیش بینی درآمدهای مالیاتی استان قزوین با استفاده از مدل سری های زمانی و روش مداخله ای طی سال های 1374 تا 1383 پرداخته اند. مدل برارزش شده در این تحقیق (1,1(ARMA می باشد که طبق آن درآمدهای مالیاتی استان قزوین را طی ده سال آینده پیش بینی می نماید.
خسرو پیرایی (1387) در مقاله ای تحت عنوان «برآورد ظرفیت مالیاتی در استان فارس» با استفاده از روش رگرسیونی حداقل مربعات معمولی به برآورد ظرفیت مالیاتی استان فارس پرداخت، کل درآمدهای استان، ارزش صادرات، ارزش واردات، سهم ارزش افزوده، بخش صنعت، کشاورزی و خدمات و متغیر مجازی جنگ از مهم ترین عوامل تاثیر گذار در نظر گرفته شدند. یافته های این تحقیق حکایت از آن دارد که کوشش مالیاتی استان فارس طی سال های 1362 تا 1382 کوچکتر از یک بوده است که نشان دهنده ی وجود شکاف مالیاتی در این استان می باشد.
خالوزاده و همکاران (1387) در مقاله ای تحت عنوان «مدل سازی غیر خطی و پیش بینی درآمدهای مالیاتی کشور به تفکیک منابع مالیاتی» با استفاده از آزمون نمایی لیاپاخوف به بررسی نوع توابع و با استفاده از ساختار شبکه عصبی مصنوعی به تخمین مدل پیش بینی درآمدهای مالیاتی پرداخته اند- نتایج حاصل از مدل حاکی از یک روند بلند مدت ثابت درآمدهای مالیاتی بوده که دقت بسیاری بالای پیش بینی برون نمونه ای مدل را تایید می کند.
فرازمند(1387) در مقاله اي به بررسي عوامل موثر بر ظرفيت مالياتي در استان لرستان مي پردازد. اين مطالعه چگونگي افزايش درآمدمالياتي به عنوان بخشي از درآمدهاي دولت و نسبت آن به توليد ناخالص داخلي را دراستان لرستان بررسي مي نمايد. ظرفيت مالياتي و عوامل موثر برآن در استان لرستان طي دوره 83-1360 با استفاده از الگوي هاي اقتصادسنجي به روش ARDL موردبررسي قرارگرفته است . در اين مدل ، متغيرهاي برونزاي ارزش افزوده بخشهاي مختلف اقتصادي، درآمدسرانه، نرخ باسوادي، نرخ تورم و جمعيت استان براساس مبناي نظري و مطالعات تجربي به عنوان مهمترين عوامل تاثيرگذارمورد بررسي قرارگرفتند. نتايج كمي حاصل از برآورد مدل طي دوره موردبررسي نشان مي دهد كه بين ارزش افزوده بخش هاي صنعت و خدمات نرخ باسوادي و ظرفيت مالياتي استان رابطه مثبت وجوددارد ولي متغيرهاي ارزش افزوده بخش معدن، درآمدسرانه، نرخ تورم و جمعيت رابطه معني داري ندارند. همچنين دراين مطالعه ظرفيت هاي مالياتي و كوشش مالياتي استان نيز با استفاده از پارامترهاي برآورده شده الگو طي اين دوره محاسبه شده است . از مقايسه مالياتهاي وصولي و ظرفيت هاي مالياتي برآورده شده در سالهاي مذكور مي توان نتيجه گرفت كه نظام مالياتي در دريافت ماليات واقعي از كارايي بالايي برخوردارنبوده است.
عرب مازار و آيت (1387) در مقاله اي تحت عنوان “برآورد ظرفيت بالقوه اقتصادي ماليات در ايران” به بررسي ظرفيت مالياتي بالقوه ايران پرداخته اند. در اين مقاله تلاش شده است تا با ارائه تعريفي مشخص از ظرفيت بالقوه اقتصادي ماليات، عوامل اثرگذار بر آن از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار گيرد. پس از مرور ادبيات موضوع و مطالعات انجام شده در سطح بين المللي، ظرفيت بالقوه اقتصادي ماليات كشور در چارچوب يك مدل پانل و بر اساس اطلاعات20 كشور جهان براي دوره 2000-1998 برآورد شده است. نتايج مدل نشان مي-دهد كه در دوره مذكور متوسط ظرفيت بالقوه اقتصادي ماليات در كشور (بدون احتساب پرداختي بيمه هاي اجتماعي) حدود 3/12 درصد بوده است كه در مقايسه با متوسط عملكرد نظام مالياتي كشور در اين دوره (1/7) درصد، بسيار بالا است. همچنين نتايج اين مطالعه نشان مي دهد كه شاخص تلاش مالياتي كشورمان در اين دوره حدود 58 درصد بوده است.
موسوی (1387) در مقاله ای به بررسی ظرفیت مالیاتی استان های کشور طی سال های 84 و 85 می پردازد که نتایج تحقیق کوشش مالیاتی کشور را 75 درصد برآورد می نماید
.رضایی (1388) در مقاله ای درآمدهای مالیاتی مستقیم برای دوره 5 ساله برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است. نتایج حاصل از مدل ARMA بیانگر روند افزایشی درآمدهای مالیاتی مستقیم طی برنامه پنج ساله ی پنجم می باشد همچنین نتایج این تحقیق بیانگر این موضوع می باشد که مالیات دریافتی قبل از سال 1384 از مقدار پیش بینی شده کمتر بوده است و بعد از سال 1384 مالیات دریافتی بیشتر از مالیات پيش بینی شده تر را مدل باشد.
علی اکبر عرب مازار و علی دهقانی در سال 1388 در مقاله ای تحت عنوان “برآورد کارایی مالیات بردرآمد مشاغل و اشخاص حقوقی در استان های کشور”عنوان کرده اند که در این مقاله سعی شده است تا عملکرد مالیاتی کل کشور و استان ها در زمینه مالیات مشاغل و اشخاص حقوقی مورد بررسی قرارگیردو با مطالعه تحقیقات قبلی راهکار جدیدی در زمینه برآورد ظرفیت مالیاتی ارایه گردد.بنابراین با بررسی متغیرهای تعیین کننده درآمد مالیاتی استان ها ، از داده های استان های مختلف کشور طی دوره 1379 تا 1385 و از روش تحلیل مرزی تصادفی استفاده گردید تا کارایی هر کدام از استان ها برآورد گردد. مطالعه در خصوص کارایی استان ها در زمینه مالیات بر درآمد مشاغل و اشخاص حقوقی حاکی از آن بوده است که در زمینه مالیات مشاغل به طور متوسط کارایی در دوره مذکور برای استان های توسعه یافته بدون تهران 72.3 و برای استان های کمتر توسعه یافته 66.5 درصد بوده است . همچنین نتایج کوشش مالیاتی نشان می دهد که به طور متوسط در دوره ، کوشش مالیاتی در مورد مالیات مشاغل کاهشی و در مورد مالیات اشخاص حقوقی افزایشی بوده است.
مریم براتی در سال 1389 در پایان نامه کارشناسی ارشد تحت عنوان “بررسی تلاش مالیاتی و برآورد ظرفیت اقتصادی مالیات در ایران” عوامل مؤثر بر ظرفیت اقتصادی را درآمد سرانه و درجه بازبودن اقتصاد و نسبت مالیاتی عنوان کرده است.
علی فلاحتی وفتاحی و عباسپور و نایینی در مقاله ای تحت عنوان “برآورد ظرفیت مالیاتی کشور با استفاده از شبکه های عصبی” درسال 1389 از روش مدلسازی شبکه عصبی استفاده کرده اند که عوامل مؤثر بر ظرفیت مالیاتی را نرخ تورم ،ضریب جینی ،نسبت جمعیت شهری به کل جمعیت ، درجه باز بودن اقتصاد و سهم ارزش افزوده بخش های کشاورزی و صنعت ازGDPبیان نمودندو روش تحلیل مرزی تصادفی می باشد.در این مقاله عنوان شده است که تعیین ظرفیت مالیاتی کار دشواری است .بررسی چگونگی افزایش درآمد مالیاتی به عنوان بخشی از درآمدهای دولت از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در این راستا ، یک برآورد دقیق از ظرفیت مالیاتی و شناخت منابع موجود آن ضروری به نظر می رسد.مناسبترین معیار برای محاسبه و برآورد این ظرفیت که می توان به صورت بالقوه از آن مالیات گرفت ، پایه مالیاتی بخش های مختلف اقتصادی می باشد. بدین منظور ارزش افزوده بخش ها در کشور نیز محاسبه شده است .

2-19-مروری بر مطالعات انجام شده در خارج از کشور
1)کار تحقیقاتی توسط آقای “راجا. جی.چلبا”8(1971)صورت گرفت که در مورد گرایش های مالیاتی در کشورهای در حال توسعه است.دوره مورد بررسی در این مطالعه از سال 1953-1968است و تعداد کشورهاحدود 50 کشوردر حال توسعه می باشد. این الگو با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی و آمار مقطعی مربوط به این کشورها برآورد شده است .طبق نظر نویسنده عوامل مهم زیردر ظرفیت مالیاتی مؤثر هستند:
درجه باز بودن اقتصاد ، سطح توسعه اقتصادی و درآمد ها ، ترکیب درآمدها و ساختار اقتصادی.
آنتوني كستلز9و همكاران ( 2001) به مطالعه برآورد ظرفيت مالياتي دولتهاي محلي اسپانيا پرداختهاند. در اين پژوهش از دادههاي دوره زماني 1993-1999 استفاده گرديده است. آنها با برآورد ظرفيت مالياتي دولتهاي محلي در اسپانيا و با استفاده از روشهاي اقتصادسنجي OLS به اين نتيجه رسيده اند كه در قبال كاهش ظرفيت مالياتي، 35 درصد از اين شوك را كاهش مخارج عمومي، 25 درصد را افزايش سطح مالياتها و باقيمانده 40) درصد( به واسطه افزايش سطح بدهيها پوشش مي دهد.
ناجي التوني (2001) در پژوهشي با بهره گيري از آمار سري زماني و مقطعي 16 كشور عرب (اين كشورها به سه گروه عضو همكاري خليج فارس، غيرنفتي و كل دسته بندي شده اند) طي سالهاي 1994-2000 عنوان كرده است كه بسياري ازدولتهاي عرب در زمينه توليد درآمد كافي جهت مخارج عمومي خود با مشكل مواجه اند و ممكن است با كسري مواجه شوند. نويسنده هدف اين مطالعه را مقايسه كوشش مالياتي بين كشورهاي عرب در نظر گرفته و در فرضيه تحقيق عوامل مهم تعيين كننده سهم درآمد مالياتي درتوليد ناخالص ملي را درآمد سرانه، سهم بخش كشاورزي و سهم بخش معدن در توليد ناخالص ملي بيان نموده است.
جین لیتهولد 10(2002) در مقاله ای تحت عنوان «کوشش مالیاتی در چین» بیان کردند که اندازه گیری کوشش مالیاتی به منظور اهداف سیاست گذاری و تشخیص مالیات بالقوه، جهت افزایش تامین اعتبار مخارج عمومی به کار می رود. وی از متغیرهایی همچون درآمد مالیاتی، توليد ناخالص داخلی سرانه، سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی و سهم مجموع صادرات و واردات از تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد جمعیت استفاده کرد و به این نتیجه رسید که کوشش مالیاتی چین 43 درصد می باشد که از میانگین شاخص کوشش مالیاتی استاندارد پایین تر است.
لوکی آلفیرمن 11(2003) در مقاله ای تحت عنوان «برآورد نقاط مرزی مالیات های بالفوه ” با استفاده از متغیرهای همچون نسبت مالیاتی استان، سهم بخش کشاورزی، نرخ مشارکت، نیروی کار، متغیرهای مجزی برای استان های چاوه و بالی (در اندونزی) به این نتیجه رسیدند كه عدم صلاحیت اداری دولتی، به روز نبودن تکنولوژی و تجهیزات و فقدان منابع انسانی مهم ترین عامل شکاف مالیاتی می باشد
هادسون و تیرا12 (2004) در پژوهش خود تحت عنوان “عملکرد مالیاتی :یک مطالعه مقایسه ای ” به دنبال تجزیه و تحلیل عملکرد مالیاتی با استفاده از آنچه ماسکریو در 1969به عنوان روش تصادفی بیان کرده با بهره گیری از متغیرهایی چون : نسبت مالیاتی به تولید ناخالص داخلی ، تولید ناخالص داخلی سرانه، نسبت صادرات ، واردات ،کشاورزی ، صنعت ، هزینه کل ، بدهی و کمک ها به تولید ناخالص

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره ارزش افزوده، عملکرد مالی، استان مازندران Next Entries منبع مقاله درباره علوم اجتماعی، ارزش افزوده، تولید ناخالص داخلی