منبع مقاله درباره اجرای عدالت

دانلود پایان نامه ارشد

است، می‌باشد و هم شامل نوری است که طالب حق بوسیله آن راهش را برای رسیدن به حق می‌یابد. این نور از جنس دلائل و امثال و فضائل و آداب است.175
«شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِيسىَ أَنْ أَقِيمُواْ الدِّينَ »176
ترجمه: از [احكامِ‏] دين، آنچه را كه به نوح درباره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه درباره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد.
اقامه دین یکی از مهمترین رسالتهایی است که پیامبران عهده دارش بوده‌اند این رسالت به حدی مهم است که خداوند خود به پیامبران این مطلب را سفارش کرده‌است.
«وإذ قال عیسى ابن مریم یا بنى إسرائیل إنى رسول الله إلیکم مصدقا لما بین یدى من التوراة…»177
ترجمه: و هنگامى را كه عيسى پسر مريم گفت: «اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم.
«وَ قَفَّيْنَا عَلىَ ءَاثَرِهِم بِعِيسىَ ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ ءَاتَيْنَاهُ الْانجِيلَ فِيهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ»178
ترجمه: و عيسى پسر مريم را به دنبال آنان [پيامبران ديگر] درآورديم، در حالى كه تورات را كه پيش از او بود تصديق داشت، و به او انجيل را عطا كرديم كه در آن، هدايت و نورى است و تصديق‏كننده توراتِ قبل از آن است، و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است.
رسالت‌هاى الهى پیامبران بزرگ، جملگى مراحل به هم پیوسته یک پدیده آسمانى به نام دین است که هر پیامبر مطابق مأموریت ارائه شده به او، بخشى از آن حقیقت والا را به گوش انسان رسانده است هر چند که در احکام عملی ممکن است متفاوت عمل کنند. بر این اساس، منافات و تعارضى در بین رسالت هاى مختلف نمی‌تواند باشد. زیرا مقصد همه آنها توحید، اخلاص و احسان ست. بدین ترتیب، عیسى نیز مصدق و مؤید رسالت هاى پیشین به ویژه رسالت موسى بوده است زیرا همه پیامبران رسالتشان از منبع واحد یعنی وحی، سرچشمه گرفته است.
ملتفت کردن مردم به این امر که هدایت خداوند برای همه امم و همه زمانها یک وجه بیشتر ندارد و سوق دادن مردم بسوی وحی و عمل به دستورات خدا و مشخص کردن شأن و عظمت کتابهای الهی و شرایع وحیانی، همچنین تبیین وحدت تعالیم انبیاء کاری است که حضرت عیسی علیه السلام انجام داد.
4-ملاک اصلاح‌گری
هر پیامبری در راستای انجام رسالت خویش با اقبال و ادبارهایی روبرو شده است این اقبال بیشتر از ناحیه ستمدیدگان و مشتاقان حق و حقیقت بوده و ادبارها نیز از جانب ظالمان و جاهلان بوده و گاه این ادبار تا سر حد کشتن پیامبران هم پیش رفته است. اقدامات اصلاحی پیامبران نیز در ایجاد دشمنی بین آنها و دشمنانشان تاثیر زیادی داشته است زیرا پیامبران به حکم وظیفه و رسالتشان نبایستی با هیچ کژی همراهی کنند و با هیچ ظالمی همدست و با هیچ جاهل متعصبی هم رأی شوند بنابراین پیامبران نه تنها مماشات نکرده بلکه با همه توان عقلی و استدلالی و الهی من جمله معجزه به سراغ انحرافات فکری و عملی رفته و با هستی و تمامیت آن افکار و اعمال انحرافی مبارزه کرده‌اند و این مسئله در مورد اغلب پیامبران و من جمله حضرت عیسی علیه السلام اتفاق افتاده است. هر پیامبری ممکن است در روند اصلاح، رفتارهای تندی نیز از خود نشان دهد که در مواقعی لازمه امر اصلاح است. با توجه به این مسئله رفتارهای تند حضرت عیسی علیه السلام و برهم زدن نظم موجود، پرخاش به علمای یهود و مردم و حاکمان از جمله مصادیق اصلاح است. روی دیگر این رفتارها نیز تربیت شاگردان و موعظه‌های اخلاقی و امید و روحیه دادن به ناامیدان است که حضرت عیسی علیه السلام نیز این امر را انجام داده‌اند.
از آیات مهمی که به مسئله تقابل حضرت و کافران اشاره دارد آیات 50 تا 56 سوره آل عمران است. حضرت بعد از تصدیق تورات، بعضی از محرمات را برای یهود حلال اعلام کرد و فرمود که به همراه نشانه‌ای الهی بسویشان آمده است و آنها را دعوت به تقوی کرده و اطاعت از خود را از یهود طلب می‌کند بعضی از یهودیان کافر به حقایق همراه حضرت شدند و وقتی حضرت عیسی علیه السلام کفر آنها را احساس کرد و نشانه های کفرشان ظاهر شد از مومنان یاری خواست در پاسخ حواریون اعلام آمادگی کرده و خود را یاوران خدا خوانده و به آن حضرت ایمان آوردند و تبعیت از رسول خدا را اعلام کردند. در آیه 54 قرآن بیان می‌کند که آنهایی که کافر شده بودند دسیسه چینی کردند. در ادامه صحبت از رفعت حضرت آمده و از عذاب کافران سخن به میان آمده است. در سوره صف آیه 14 این داستان تکرار شده است اما در اینجا کفر گروهی از بنی اسرائیل ظهور بیشتری دارد و تقابل بین کفار و حضرت عیسی علیه السلام و پیروانش به مرحله عمل رسیده و لذا خداوند با قدرت خویش پیروزی را نصیب حواریون کرد.
يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ كُونُواْ أَنصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسىَ ابْنُ مَرْيمَ‏َ لِلْحَوَارِيِّنَ مَنْ أَنصَارِى إِلىَ اللَّهِ قَالَ الحَْوَارِيُّونَ نحَْنُ أَنصَارُ اللَّهِ فََامَنَت طَّائفَةٌ مِّن بَنىِ إِسْرَءِيلَ وَ كَفَرَت طَّائفَةٌ فَأَيَّدْنَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ عَلىَ‏ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُواْ ظَاهِرِين.
ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، ياران خدا باشيد، همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريّون گفت: «ياران من در راه خدا چه كسانى‏اند؟» حواريّون گفتند: «ما يارانِ خداييم.» پس طايفه‏اى از بنى اسرائيل ايمان آوردند و طايفه‏اى كفر ورزيدند، و كسانى را كه گرويده بودند، بر دشمنانشان يارى كرديم تا چيره شدند.
محافظه کاران در مقابل پیامبران در هر دوره‌ای بودند که با انقلاب و اصلاح پیامبران مخالف بودند و حضرت عیسی علیه‌السلام نیز که گرفتار این وضع بودند ساکت ننشسته و برای خود و دین خدا یاری طلبیدند.
اصلاح الزاما در ساختارهای فیزیکی نیست بلکه ساختارهای نرم فزاری و اندیشه و اعتقاد نیز نیاز به اصلاح دارند و یهود از این جهت نیز نیاز به اصلاح عمیق و وسیعی داشت یکی از این ابعاد تزریق روحیه‌ای جدید و با معیارهایی جدید بود. این هنگام، هنگامی بود که یهود بواسطه جنگهای زیاد فرسوده شده بودند و دائما توسط حکام تحقیر می‌شدند حضرت با بیانات خود با معیار تقدم و برتری سلامتی روحی بر پیشرفتهای سیاسی و اجتماعی می‌خواستند به یهود خسته از قرنها ظلم و آشفتگی، روحیه‌ای تازه بدمند و حیات دوباره‌ای به آنها بدهند لذا کلمات ایشان که در مهد بصورت اعجاز از زبانشان جاری شد179 و بر سلامتی و عافیت روحی تاکید داشت قلب و روح مومنان را از اسارت ساختارهای فیزیکی محیط نجات داد و به اندیشه نجات نهایی در آمدند.
بی شک یکی از اهداف اجتماعی پیامبران متحد کردن مردم بود و این مسئله به معنی اصلاح عقایدی است که مردم را از هم دور کرده است لذا حضرت عیسى یکى از مأموریت هاى خود را در میان قومش رفع اختلافات مى‌شمرد: « قال قد جئتکم بالحکمة ولأبین لکم بعض الذى تختلفون فیه»180 گفت: به راستى براى شما حکمت آورده‌ام و تا درباره بعضى از آنچه در آن اختلاف مى کردید برایتان توضیح دهم. او اعلام مى کند که اگر از خدا پروا و از او تبعیت کنند، اختلافاتشان که باعث ضعف و سستى آنها شده است بر طرف خواهد گردید. از آن جا که اختصار و اشاره گذرا به فرآیندهاى تبلیغى و شیوه‌هاى دعوت، روش قرآن است، همین اشاره کوتاه بیانگر تلاش جدى حضرت عیسى علیه السلام براى ایجاد وحدت و هماهنگى فکرى و یکپارچگى در سلوک جامعه بنى اسرائیل و رفع اختلاف است. آیه 37 سوره مریم به اصل وجود اختلاف در قوم او اشاره مى کند: « فاختلف الأحزاب من بینهم فویل للذین ظلموا من عذاب یوم ألیم» پس احزاب دست به اختلاف زدند. پس واى بر کسانى که ستم کردند، از عذاب روزى دردناک.
قرآن این وظیفه را برای همه پیامبران می‌داند و توصیه به اقامه دین و پرهیز از ایجاد تفرقه را یک سفارش عمومی برای پیامبران و به تبع، پیروان پیامبران اعلام می‌کند.
«شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَ مَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِيسىَ أَنْ أَقِيمُواْ الدِّينَ وَ لَا تَتَفَرَّقُواْ فِيهِ… »181
ترجمه: از [احكامِ‏] دين، آنچه را كه به نوح درباره آن سفارش كرد، براى شما تشريع كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه درباره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه: «دين را برپا داريد و در آن تفرقه‏اندازى مكنيد».
خداوند در این آیه به حضرت عیسی علیه السلام سفارش کرد که دین را برپا دارد و در آن تفرقه اندازی نکند. ظاهر این آیه بر نفی تفرقه دلالت می‌کند و این مفهوم را می‌رساند که باید وحدت را جاری کند.
صاحب المیزان در ذیل این آیه این تفسیر را ارئه می‌دهد:
« معناى‌ اقامه دين‌ حفظ آن است به اينكه پيروى‏اش كنند و به احكامش عمل نمايند، و الف و لام در كلمه‌ الدين‌ الف و لام عهد است، يعنى آنچه به همه انبياء نامبرده وصيت و وحى كرده بوديم اين بود كه اين دينى كه براى شما تشريع شده پيروى كنيد، و در آن تفرقه ننماييد، و وحدت آن را حفظ نموده، در آن اختلاف نكنيد… در نتيجه حاصل معناى جمله اين مى‏شود: بر همه مردم واجب است دين خدا را به طور كامل به پا دارند، و در انجام اين وظيفه تبعيض قائل نشوند، كه پاره‏اى از احكام دين را به پا بدارند، و پاره‏اى را رها كنند. و اقامه كردن دين عبارت است از اينكه به تمامى آنچه كه خدا نازل كرده و عمل بدان را واجب نموده ايمان بياورند».182
انسانها به حسب استعداد در طول تاریخ انبیاء از احکام عملی متفاوتی برخوردار بودند که پیامبر بعدی قسمتی از احکام و شریعت دین قبلی را توسعه داده و مواردی را نیز اصلاح کرده. امر اصلاح شریعت و توسعه آن چیزی است که کسی غیر از خود شارع حجیت دخل و تصرف در آن را ندارد و از آنجایی که شارع خود خدا است لذا پیامبران با دستور خدا در امر شریعت دخل و تصرف می‌کردند و محدوده این دخل و تصرف و وضع نیز از جانب خدا بیان می‌شد. حضرت عیسی علیه السلام نیز به عنوان پیامبر خدا، مأمور اصلاح در شریعت یهود شد.
«وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‏َ يَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِى حُرِّمَ عَلَيْكُمْ وَ جِئْتُكمُ بَِايَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ».183
ترجمه: و [مى‏گويد: «آمده‏ام تا] تورات را كه پيش از من [نازل شده‏] است تصديق كننده باشم، و تا پاره‏اى از آنچه را كه بر شما حرام گرديده، براى شما حلال كنم، و از جانب پروردگارتان براى شما نشانه‏اى آورده‏ام. پس، از خدا پروا داريد و مرا اطاعت كنيد.»
ایشان کلیت تورات را به عنوان یک کتاب الهی تصدیق می‌کند اما بعضی از احکامی را که کارکردشان تا آن زمان بود تغییر می‌دهد. البته ظاهر این آیه ناظر به تغییرات اساسی نیست و بر تقلیل محرمات اشاره دارد و این کاهش محرمات تخفیفی برای بنی‌اسرائیل به شمار می‌رود.
5- شأن مسیحایی
هر پیامبر در ماموریت خود با پیروزیها و شکستهایی همراه بوده است که این شکستها نه از سر تقصیر یا قصور پیامبر بوده، بلکه از سر عدم ظرفیت مخاطبان و عدم پذیرش آنان بوده است. قطعا اجرای عدالت و ایجاد آرمانشهر الهی نیز از اهداف پیامبران بوده است هرچند که خیلی از آنها به خاطر عدم پذیرش مخاطبان نتوانسته‌اند چنین موفقیتی را بدست آورند. از آیات قرآن و عهد جدید نیز بر می‌آید که حضرت عیسی علیه السلام نیز قصد ایجاد یک آرمانشهر الهی و اجرای عدالت و تاسیس حکومت الهی را داشته‌اند هر چند که به این هدف نائل نشدند اما نمی‌توان نائل نشدن را به معنای نبود چنین هدفی برای حضرت عیسی علیه السلام دانست.
واژه مسیح 11 بار در چهار سوره و نه آیه در قرآن آمده است و در هیچ یک اشاره‌ای به معنای مسیح نشده است. با توجه به اینکه این کلمه

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره صراط مستقیم Next Entries منبع مقاله درباره کتاب مقدس، مقتضای حال