منبع مقاله درباره آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

شخصيت هاي داستان، چنان پرداخته شده اند تا در طرح بگنجد.”(ميور،1373: 16) هدف پيرنگ، تحول و تكامل شخصيت ها نيست ، چون آنها مسطحند و نمي توانند تكامل بپذيرند بلكه نقش پيرنگ آن است كه شخصيت ها را در وضعيت ها جديدي قرار دهد و آنها را در صحنه هاي مختلف پي درپي بچرخاند و شخصيت هاي بسياري را به ما معرفي كند و به اين طريق تصويري از اجتماع بپردازد و در همه اين احوال بگذارد آنها مطابق نوع و تيپ خود عمل كنند.(همان:15) بنابراين “پيرنگ رمان عمل ، يك رشته حوادث و رويداد پي درپي است كه دامنه تصوير و تنوع آن را فراخ مي كند و اغلب از حقيقت مانندي بي بهره اند.” (همان:19)
“در رمان عمل، عنصر تعليق بسيار قوي است و تنها حوادث شگفت انگيز و عجيب كنجكاوي خواننده را بر انگيخته و او را به خواندن وا مي دارد.” (همان)

3-3-1-رمان شخصيت
مهم ترين ويژگي هاي رمان شخصيت را مي توان به اختصار چنين توضيح داد:
در رمان شخصيت ، پيرنگ، گسترده و سست است .(ميور،1373: 41)” عمل هميشه با يك شخص آغاز مي شود.” (همان)
ديگر‌آنكه در رمان شخصيت بيشتر بر معرفي خصوصيات و تحول شخصيت هاي داستان تأكيد شده است به اين صورت كه شخصيت هاي رمان به عنوان جزئي از پيرنگ انديشيده نشده اند، وجودي مستقل دارند و عمل داستاني تابع آنهاست . (همان:27)
در رمان شخصيت ، مكان اهميت بسيار دارد.(همان:41) بر همين مبنا در رمان شخصيت ، قهرمانان تغيير ناپذيرو صحنه متغيّر(همان:42) “بنابراين وقايع در رمان شخصيت با تغيير صحنه و حالات مختلف زندگي در اجتماع روي مي دهد” (همان:31)
“شخصيت ها، در رمان شخصيت چون در حالت كمال و تماميت هستند تا انتهاي رمان دچار تغيير و تحول نمي شوند (همان:40)
در رمان شخصيت، پايان، نتيجه تقديري سيرحوادث نيست، بلكه صرفاً براي آن است كه داستان به اتمام برسد. تعادل يا مرگ حتماً پايان رمان شخصيت نيست زيرا شخصيت هاي او از آغاز کامل اند.

4-3-1-رمان دراماتيک:
خصوصيات رمان دراماتيک به اختصار چنين است:
رمان دراماتيك از پيرنگي محدود و تنگ، قوي و ساختمند برخوردار است .(ميور،1373 :41)” عمل در رمان دراماتيك هرگز با شخص واحدي شروع نمي شود، بلكه با دو نفر يا بيشتر آغاز مي گردد.” (همان ،41)
ديگر‌آنكه در رمان دراماتيك، “فاصله ميان شخصيت ها و پيرنگ از ميان مي رود . شخصيت ها جزئي از سازوكار پيرنگ نيستند و پيرنگ هم قالب زمختي نيست كه شخصيتها را در ميان گرفته باشد، برعكس هر دو به نحوي جدايي ناپذير در هم بافته شده اند. صفات و سجايايي كه به شخصيت ها داده شده است عمل و نقش آن ها را معين مي سازد و عمل به نوبه خود بيشتر و بيشتر شخصيت ها را تغيير مي دهد و به اين ترتيب همه چيزي دست در دست هم تا پايان داستان پيش مي رود” (همان:27)
در رمان دراماتيك ، زمان و در رمان شخصيت ،مکان اهميت دارد.(همان:41) بر همين مبنا در رمان شخصيت، قهرمانان تغيير ناپذيرو صحنه متغيّر است در حالي كه در رمان دراماتيك صحنه ثابت و اشخاص متغيير است .(همان:42) “بنابراين وقايع در رمان شخصيت با تغيير صحنه و حالات مختلف زندگي در اجتماع و در رمان دراماتيك در درون شخصيتها روي مي دهد ، چنان چه شخص همان عمل و عمل همان شخص است.” (همان:31) “شخصيت ها، در رمان شخصيت چون در حالت كمال و تمايلات هستند تا انتهاي رمان دچار تغيير و تحول نمي شود حال آنكه رمان دراماتيك، ميدان تغيير و تحول اساسي شخصيتهاست. اين تنش و ستيز ميان كمال و تمايلات آدم ها كه به صورت سرنوشت آنها ديده مي شود و پيشروي آن ها به سوي اين سرنوشت كه باعث تكامل داستان مي گردد.” (همان:40)
پايان در رمان دراماتيك بسيار مهم تلقي مي شود .(همان:41) اين نه تنها پايان عمل ، بلكه پايان شخصيت پردازي قهرمانان نيز هست. پايان، راه حلي است براي مسئله اي كه حوادث را به جريان افكنده است. تعادل يا مرگ ، پاياني است كه رمان دراماتيك به سوي آن پيش مي رود.
ويژگي ديگر رمان دراماتيك، مسئله ي احساس زمان است.(همان:49) زمان در رمان دراماتيك در حال پرواز است يعني حوادث در دالان زمان پيش مي رود و آرام آرام بر سرعتشان افزوده مي شود، تا به پايان برسد و تمام شود. (همان:51)
از ديگر ويژگي هاي رمان دراماتيك،محدود بودن صحنه است. (همان:41) “صحنه در رمان دراماتيك، چهار چوبي است که در درون آن منطق عمل مي تواند بي هيچ پايبندي بسط يابد. “(همان:41) “به همين علت صحنه با شور و هيجان شخصيتهاي اصلي رنگ مي خورد زيرا محدوديت صحنه به مجادله و كشمكش قهرمانان داستان شدت مي بخشد.” (همان:47)
نويسنده رمان دراماتيك با سخنان خود حادثه مصيبت زا را پيش از آنكه فرا رسد به خواننده منتقل مي كند يا ممكن است شخصيت هاي داستان براي مدتي طولاني سرنوشت خود را به عنوان امكاني باور نكردني پيش بيني كنند، از آن بترسند و در عين حال به ترس خود اعتباري ندهند. (همان:57)

5-3-1-رمان ناحيه اي
رمان ناحيه اي :” رماني است كه به كيفيت و مختصات جغرافيايي بومي و ناحيه اي وفادار بماند و بر محيط و قلمرو خاصي تمركز يابد . در رمان ناحيه اي قلمرو و مردماني كه در آن زندگي مي كنند ، به عنوان پايه و شالوده داستان به كار گرفته شده است . صحنه وقوع داستان شهركي روستايي يا ايالتي است كه نويسنده مي كوشد به درستي و صحت، آداب و سنن و باورها و اعتقادات و فرهنگ توده و تاريخ اين شهرك يا ايالات را نشان دهد. در رمان ناحيه اي به توصيفات و خصوصيات بومي و ناحيه اي از جمله نحوه لباس پوشيدن و صحبت كردن و آداب و رسوم توجه بسيار مي شود و اين خصوصيات به عنوان پايه و اساس داستان كار كرد دارد، به طوري كه اگر ناحيه وقوع داستان را به محل ديگر منتقل كنند، اساس و بنياد داستان به هم مي ريزد و حقيقت مانندي آن دچار زيان مي شود . در اين رمان مقتضيات زيستي و محيط بومي در زندگي مردم عميقانه تأثير مي گذارد و در زندگي و سرنوشت آنها دخالت مي كند.” (ميرصادقي،1386: 445)

6-3-1-رمان محلي
رمان محلي :” رماني است كه از تمام خصوصيات رمان ناحيه اي برخوردار است اما توصيفات و مختصات محلي و بومي در اين رمان ها صوري و ظاهري است،يعني اين خصوصيات پايه و شالوده رمان را تشكيل نمي دهند بلكه به عنوان سنديت و صحت داستان به كار گرفته شده است . اين توصيفات و مختصات معمولاً از نظر پيرنگ و درك انگيزه داستان از هميت چنداني برخوردار نيست .”(همان:446)

7-3-1-رمان اجتماعي
“رمان اجتماعي‌، نوع رمان درباره مسئله اي اجتماعي است كه توجه اصلي خود را معطوف به ماهيت جامعه ، عملكرد و تأثيرات روي اشخاص و حوادث مي كند، رمان اجتماعي اغلب با نيت ارشاد و يا احتمالاٌ به منظور ايجاد تغييرات بنيادي در عميق شرايط اجتماعي – اقتصادي ، جامعه نوشته مي شود و اغلب به طور تلويحي و يا صريح ، نوعي از اصلاحات اجتماعي را توصيف مي كند . ” (سليماني،1366: 26)
ميرصادقي ، صورت ديگر از رمان اجتماعي را در اين تعريف ارائه مي دهد:
“رمان اجتماعي، رماني است كه اصولاً با قضايا و مسائلي سروكار دارد كه بيشتر بر اوضاع واحوال محيطي و فرهنگي و اجتماعي كارگران و زحمتكشان تمركز مي يابد تا امور شخصي و خصوصي و خصوصيت هاي روانشناختي . اين نوع رمان بر نفوذ جامعه و اوضاع اقتصادي و نيز بر شخصيت هاي و وقايع داستان تأكيد مي ورزد .) (ميرصادقي،1376 :417)

8-3-1-رمان روان شناختي
” رمان رواني يا روانشناختي ، رماني است كه در آن توجه بسيار به حالات و عواطف پيچيده ذهني ، وي‍‍‍ژگي هاي دروني شخصيت هاي داستاني و انگيزه هاي پشت اعمال آنها بشود. از اين رو گاه واكنش هاي رواني و ذهني اشخاص را در برابر برخي از حوادث و پديده ها تحليل مي كند و به تشريح چرايي و علت و معلول هاي اعمال و واكنش ها مي پردازد و به زندگي عاطفي ، روحي و ذهني شخصيت هاي رمان اهميت بسيار مي دهد.” (ميرصادقي،1386: 420)
“رمان رواني،رماني است که بسيار به شخصيت دروني اشخاص داستان ،انگيزه هاي پشت اعمال آنها ،واقعيت دروني و رواني افراد (که از اعمال و حوادث بيروني نشئت مي گيرد و بسط و گسترش مي يابد)و اوضاع و شرايط بهاء مي دهد همچنين گاه واکنش هاي رواتي و ذهني اشخاص را در برابر برخي از حوادث و پديده ها تحليل مي کند .به بيان ديگر اين نوع رمان ،بسيار با زندگي روحي،عاطفي و ذهني اشخاص سر و کار دارد .رمان رواني به تشريح صرف حوادث بسنده نمي کند بلکه سعي مي کند چرايي اعمال و حوادث را نبز توضيح دهد. (سليماني،1366: 44)

1-2- پيرنگ
پيرنگ، مرکب از دو کلمه پي + رنگ است، پي بر به معناي بنياد، شالوده و پايه آمده و رنگ به معناي صلح و نقش، بنابراين روي هم پيرنگ به معني بنياد نقش، يا شالوده طرح، ومعناي دقيقي براي اصطلاح plot است. اصطلاح plot را بر طرح، طرح و توطئه، چارچوب و هسته ترجمه کرده اند که هيچ يک از آنها رساننده مفهوم اين اصطلاح نيست . (ميرصادقي،1388: 63)
واژه پيرنگ در داستان به معناي روايت و حوادث داستان با تأکيد بر روابط عليت مي باشد. (همان:64)
پيرنگ ، در اصطلاح شناسي داستان، به نظمي گفته مي شود که نويسنده به رويدادهاي داستان مي دهد تا به نتيجه اي که دلخواه اوست دست يابد . هر پيرنگ مجموعه اي از رويدادهاي بي دقت طراحي شده و به هم پيوسته است که در کشاکش نيروهاي مخالف به اوج و سپس به نتيجه نهايي مي رسد. (ايراني ،1380: 164)
پيرنگ ، نقشه ، طرح، الگو يا شبکه استدلالي حوادث در داستان است وچون و چرايي حوادث را در داستان نشان مي دهد. به عبارت ديگر، پيرنگ، يا نقشه داستان، حوادث را در داستان چنان تنظيم و ترکيب مي کند که در نظر خواننده منطقي جلوه کند، از اين نظر پيرنگ تنها ترتيب و توالي حوادث نيست بلکه مجموعه سازمان يافته وقايع است. در حقيقت نقل حوادث است با تکيه بر روابط علت ومعلولي. (ميرصادقي،1381: 420)
فورستر درباره تفاوت داستان و پيرنگ گفته است :
پيرنگ نقل حوادث است با تکيه بر موجبيت و روابط علت و معلولي : شاه مردو سپس ملکه مرد، اين داستان است،اما شاه مرد و پس از جندي ملکه از فرط اندوه در گذشت، پيرنگ است در اينجا نيز توالي زماني حفظ شده اما حس سببيت بر آن سايه افکنده است. (اخوت،1371: 37)
پيرنگ بر دو نوع است، پيرنگ اوليه و پيرنگ نهايي :
پيرنگ اوليه که مي توان آن را پيرنگ نويسنده ناميد، پيرنگي است که نويسنده در ذهن دارد يا پيش از نوشتن رمان به روي کاغذ مي آورد. پيرنگ آغازين ممکن است در طول نوشتن رمان به تدريج تغيير مسير دهد و حوادث و شخصيت هايي را در خود بپذيرد که از ابتدا در پيرنگ نقشي نداشته اند . اين ها را مي توان حوادث غير مترقبه رمان و شخصيت ناخوانده ناميد. گاهي پيرنگ با پيرنگ آغازين حرکت مي کند و داستاني ديگر گونه شکل مي گيرد. در اواسط داستان، در جهتي متضاد مي توان حوادث غير مربوطه رمان و شخصيت ناخوانده ناميد. گاهي پيرنگ آغازين جزء دست نوشته هاي نويسنده است. پيرنگ نهايي که مي توان آن را پيرنگ داستان ناميد، با چاپ کتاب در اختيار مخاطبان قرار مي گيرد. خواننده پس از خواندن داستان يا رمان مي تواند پيرنگ پاياني را در يک صفحه روي کاغذ بياورد يا اينکه در چند جمله براي مخاطبان ديگر به طور شفاهي بازگو کند.
“پيرنگ تنهابه شکل اثر مربوط نمي شود بلکه با محتواي آن نيز ارتباط تنگاتنگي دارد.”(ميرصادقي،1376: 65)به طور کلي پيرنگ با شخصيت پردازي، زاويه ديد و صحنه پردازي ارتباط عميقي دارد بر آنها تأثير مي گذارد و از آنها تأثير مي پذيرد زيرا پيرنگ تضادهاي زندگي شخصيت و اعمال و رفتار، برخورد و درگيري هاي آن را تصوير مي کند.
“پيرنگ نقشه و الگوي اوليه اثر است که با حذف کردن و اختصار مطالب اضافي باقي مي ماند و پايه و اساس داستان را تشکيل مي دهد، پيرنگ شامل نکات کليدي و اساسي داستان است به طوري که حذف يکي از آنها باعث نقص در داستان مي شود. پيرنگ به طور کلي شامل عمل، حادثه، گفتگو، زمان، مکان، شخصيت و حتي نحوه فکر کردن شخصيت و گويش

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درباره روشنفکران، داستان کوتاه، کودکان و نوجوانان، شوهر آهوخانم Next Entries منبع مقاله درباره کانون توجه، نقد داستان، صاحب نظران