منبع مقاله با موضوع کارآفرینی، کسب و کار، ارزش اجتماعی، شناسایی فرصت

دانلود پایان نامه ارشد

فناوری، بازار و … را به بهترین نحو شناسایی می کنند(دیز،2001). طی سال ها دیدگاه های متنوع و تعاریف مختلفی در ارتباط با کارآفرینی ارائه شد، اما امروزه تعریف منحصر به فردی نیست که از طرف همگان پذیرفته شده باشد. تعاریف بر طیف وسیعی از فعالیت ها تأکید می کنند، که عبارتند از: تحمل ابهام، خلق سازمان جدید، کشف فرصت ها، جمع آوری عوامل تولید و تولید ترکیب های جدید(بلیفید،2008)15.
همان طور که کارآفرینان تغییرهایی در وضعیت کسب و کار به وجود می آورند، کارآفرینان اجتماعی نیز به مثابه عاملان تغییرهایی اجتماعی عمل می کنند، آن ها با بهره برداری از فرصت هایی که توسط دیگران نادیده گرفته می شود، نسبت به رشد جامعه با رویکردهای جدید و خلق راه حل هایی برای بهبود وضع آن ها اقدام می کنند. بیل درایتون، بنیان گذاران موسسه ی آشوکا اعتقاد دارد: « کارآفرینان اجتماعی نه تنها با دادن ماهی به فرد گرسنه راصی نمی شوند، بلکه حتی آموزش ماهی گیری به فرد نیز قانع شان نمی کند، بلکه آن ها به دنبال ایجاد تحول در صنعت ماهی گیری هستند» (دیز،201،ص6).
میر و نوبرآ عقیده دارند کارآفرینان اجتماعی افرادی عادی هستند که کارهایی غیر عادی انجام می دهند (مایر و نوبا،2003)16. باوجود توجه روز افزون به این موضوع، هم چنان کارآفرینی اجتماعی در نظر افراد متفاوت، معانی مختلفی دارد. برخی کارآفرینی اجتماعی را منحصر به سازمانهای غیر انتفاعی که برای پیش برد اهداف خود، فعالیت های سودآور و درآمدزا انجام می دهند، می دانند. بعضی این مفهوم را برای تمام کسانی که نسبت به راه اندازی سازمان های غیر انتفاعی اقدام می کنند به کار می برند. گروهی آن را تنها مختص دسته ای از فعالیت های سازمان های انتفاعی می دانند که اهداف عام المنفعه دارند. جرج دیز در مقاله ی خود با عنوان «معنای کارآفرینی اجتماعی» می گوید: «کارآفرینان اجتماعی گونه ای از کارآفرینان با اهداف اجتماعی هستند» (دیز،2001). وی می افزاید: «افرادی که در کارشان نوآوری بیش تری داشته و منجر به ایجاد توسعه ی اجتماعی می شوند، به طبع کارآفرین تر هستند.» بدین ترتیب کارآفرینی اجتماعی می تواند شامل اهداف اجتماعی فعالیت های تجاری مانند تأسیس صندوق های اعتبارهای خرد، و یا یافتن راه حل هایی نو برای پاسخ گویی به معضل های اجتماعی باشد(دیز،2001).
کارآفرینان اجتماعی اغلب چون به جای کسب و کارهای متداول، دارای چشم انداز راهبردی، پویا و متنوع هستند و از آن جایی که نمی خواهد ماموریت اجتماعی خود را از بین ببرند در هر کجا که ممکن باشد به دنبال متحدان و منابع می گردند. از این رو بسیاری از آن ها هم زمان با دولت، نهادهای بشر دوستانه، بخش داوطلبانه، بانک ها و نیز بازار تجاری همکاری می کنند(نیکولز،2006).
ویراواردنا و مورت(2006) ادبیات مطرح شده در پژوهش های مرتب با کارآفرینی اجتماعی را از جهار منظر اهداف پژوهش، دامنه ی پژوهش، مفهوم سازی و تعریف کارآفرینی اجتماعی جمع آوری کردند. این محققان، تعریف خود از کارآفرینی اجتماعی را به این شرح بیان کرده اند: کارآفرینی اجتماعی، پدیده ای رفتاری در سازمان های غیر انتفاعی و با هدف ایجاد ارزش اجتماعی با بهره برداری از فرصت ها است(ویرواردنا و مورت،2006)17.
محققان میان سه شکل مختلف کارآفرینی اجتماعی تمایز قایل هستند. یک گروه، کارآفرینی اجتماعی را ابتکار عمل سازمان ها ، برای کسب درآمدهای اضافی، پس از رو به رو شدن با قطع بودجه های دولتی، کمک های نقدی فردی و شرکتی، افزایش رقابت، افزایش نیازهای اجتماعی و فشار حامیان مالی برای کوچک شدن و ادغام، می دانند. گروه دوم، کارآفرینی اجتماعی را ابتکار عمل کارآفرینان مستقل برای رفع یک مشکل اجتماعی مشخص تعریف می کنند. گروه سوم کارآفرینی اجتماعی را مسولیت اجتماعی شرکت های تجاری فعال در بخش میانی می دانند. میر و نوبوآ(2003)، با جمع بندی تعاریف یاد شده کارآفرینی اجتماعی را استفاده ی خلاقانه از منابع، برای تعقیب فرصت ها با هدف خلق سازمان یا فعالیت هایی که منجر به مزایای اجتماعی پایدار می شوند، می دانند(مایر و نوبا،2003).
مفهوم«کارآفرینی اجتماعی» به عموم جامعه اشاره دارد، اما مفهوم آن در اذهان افراد مختلف جامعه چیزهای متفاوتی را تداعی می کند. بعضی از پژوهش گران هر فردی را که سازمان غیرانتفاعی ایجاد می کند کارآفرین اجتماعی می دانند و بعضی دیگر، کارآفرینان اجتماعی را صاحبان کسب و کاری می دانند که مسوولیت اجتماعی را به فعالیت هایشان پیوند داده اند. بعضی از محققان هم کارآفرینی اجتماعی را حل مسایل اجتماعی با رویکردهای کارآفرینی می دانند.
دیز (1998) که از جمله پژوهش گران مهم حوزه ی کارآفرینی اجتماعی بوده و معتقد است کارآفرینی اجتماعی، عاملان تغییر در اجتماع هستند. او اعتقاد دارد ایفای نقش«عامل تغییر» در بخش اجتماعی به وسیله 5 راه کار زیر، هدف کارآفرینان اجتماعی است:
اتخاذ یک رسالت برای ایجاد و پایدارسازی ارزش اجتماعی18 ( ونه ارزش خصوصی19)؛
تشخیص و تعقیب جدی فرصت های جدید و قراردادن آن ها در خدمت رسالت اتخاذ شده؛
درگیر شدن در فرایند نوآوری، سازگاری و آموزش پیوسته؛
فعالیت جسورانه بدون محدود شدن به منابعی که هم اکنون در دسترس هستند؛
نمایش مسوولیت بسیار زیاد نسبت به گروه هدف و خروجی های ایجاد شده (دیز،1998).
در شرایط بسیار خاص، کارآفرینان اجتماعی ( گاهی از آن ها به عنوان رهبران کارآفرینانه ی اجتماعی یا کارآفرینان مدنی یاد می شود) به عنوان «افرادی معمولی که کارهای فوق العاده و شگفت آوری انجام می دهند» مطرح می شود(یوسری،2007)20.
کارآفرینی اجتماعی ویژگی های خود را از بخش های متعددی مانند تجارت، خیریه و جنبش های گلچین کرده تا راه حل های بدیعی برای مشکلات اجتماعی یافته و ارزش اجتماعی پایدار و جدیدی ارائه دهد (بلیفید،2008).
کارآفرینی اجتماعی، با انگیزه گرفتن از نوع جدیدی از فعالیتهای عمل گرایانه، نوآورانه و دور اندیشانه و شبکه های آنها، از آمیزه ای از مدل های کسب و کار، نیکوکاری و جنبش اجتماعی منشاء می گیرد تا راه حل هایی را برای مشکلات اجتماعی پیدا کند و ارزش اجتماعی جدید و پایداری را اراده دهد. البته در طول تاریخ، افراد بسیاری در ایجاد تغییرات نقش داشته اند(فلورانس نایف اینگل، سوزان بی آنتونی، گاندی) اما امروزه، مقیاس و دسترسی تأثیرات اجتماعی جدید که(اغلب در سطح سیستمی) ایجاد می شوند و نیز تنوع فوق العاده ی رویکرد هایی که به کار گرفته می شوند، نسبت به گذشته بسیار متفاوت شده است(نیکولز،2006).
مفهوم کارآفرینی اجتماعی در عمل به عنوان مفهومی شناخته شده است که طیف وسیعی از فعالیتها را در بر می گیرد: افراد خطرپذیری که خود را وقف ایجاد تفاوت و تمایز می کنند. کسب و کارهای مخاطره آمیزی که اهداف اجتماعی دارند و هدف آنها افزودن انگیزه های انتفاعی برای بخش غیر انتفاعی است، انواع جدید نیکوکارانی که از پروتفولیو های «سرمایه گذاری» شبیه به سرمایه گذاری های مخاطره آمیز حمایت می کنند، و سازمانهای غیر انتفاعی که براساس درس هایی که از دنیای کسب و کار آموخته اند، خود را از نو می آفرینند. طی دهه ی گذشته«کارآفرینی اجتماعی» در سطح جهانی، نام و آوازه ای را برای خود به عنوان یک پدیده جدید ایجاد کرده است، پدیده ای که به شیوه ی تفکر ما مورد ارزش آفرینی اجتماعی، شکل تازه ای می دهد. برخی از این اقدامات منحصر به فرد و جدید هستند، اما بسیاری از آنها مدت زیادی است که انجام می شوند و در نهایت به یک گروه شاخص تحت یک مارک تجاری که در سطح وسیعی شناخته شده است، تبدیل شده اند(مایر و همکاران،2006)21. کارآفرینان اجتماعی «نوآوری، کارافرینی و هدف اجتماعی را با هم ترکیب می کنند و به دنبال این هستند که با ایجاد درآمد از طریق تجارت، از نظر مالی پایدار بمانند». در واقع کارآفرینی اجتماعی به زیبایی در فرایند کارآفرینی سنتی تجاری ترسیم می شود.
کارآفرین اجتماعی فرصتی را برای ایجاد ارزش اجتماعی شنلسایی می کند. این فرصت می تواند یک مشکل اجتماعی آشکار یا ناآشکار و یا یک نیاز ارضاء نشده ی اجتماعی باشد. دو دیدگاه در شناخت فرصت اجتماعی شایان توجه است. اول، کارآفرینان اجتماعی فرصت ها در می یابند، در حالی که دیگران تنها تهدیدها و مصیبت ها را می بینند.
شناسایی فرصت، به گسترش کسب و کار می انجامد. مفهوم کسب و کار چندین بخش اساسی دارد؛ اولا کارآفرین اجتماعی است که فرآورده ها و بازارهای نوین را شناسایی می کند. دوم، کارآفرین اجتماعی است که پاداش های اجتماعی به دست آمده از موسسات موفق را شناسایی و تعریف می کند و اهداف کسب و کار را براساس آن پاداش ها تعیین می کند.
منابع مورد نیاز تعیین و منبع لازم کسب می شوند. موسسه اجتماعی بر سخ نوع از منابع مبتنی است. اول نیازهای مالی است که این منابع از درآمدهای حاصله، خیرین و دولت ها به دست می آیند. فردی، سازمانی و انجمن ها، همچنین رشد اهمیت موسسه خیریه. دوم به نیروی انسانی به صورت اهدا کننده و نیروی انسانی حقوق بگیر نیاز است. نیروی داوطلب در سطح کارکنان ستادی یا رهبری و یا هیأت مدیره هستند. بیشترین درون داد منابع انسانی معمولا از کارآفرین اجتماعی نشأت می گیرد. سوم، منابع سرمایه انسانی هستند که به تحصیل، تجربه، دانش و تخصص اشاره دارد و شرکت را به کسب و کاری موثر و لایق تبدیل می کند.
کارآفرین اجتماعی کسب و کاری را آغاز می کند و آن را گسترش می دهد. آغاز یک کسب و کار با رشد و توسعه ادامه می یابد که این رشد می تواند آهسته با سریع باشد و اغلب شامل گسترش اندازه و یا حیطه عملیات سازمان است و در همه ی موارد، رشد باید استراتژی کسب و کار ملموسی را دنبال کند که شامل برنامه برای رشد منابع مالی و انسانی، واگداری مسئولیت ها از کارآفرین اجتماعی به دیگران، برنامه ای برای بر طرف ساختن نارسایی ها و کمبود های احتمالی و برنامه ای دقیق برای سنجش میزان پیشرفت بر اساس ارزش اجتماعی سنجش پذیر که در مرحله ی قبلی مشخص گردیده، می باشد.
دستیابی به هدفی فراتر از آن. یکی از فرایندهای موسسه اجتماعی که اغلب نادیده انگاشته می شود، برنامه دستیابی به هدف است(آراستی،1391).

در ادبیات کارآفرینی سنتی به طور واصح دو رویکرد وجود دارد:
1-رویکرد کیستی کارآفرینان اجتماعی: این رویکرد بر شناخت ویژگی های شخصیتی کارآفرینان اجتماعی تمرکز دارد. برخی از این ویژگی ها به شرح زیر است:
مأموریت گرایی (برای حفظ ارزش های اجتماعی به جای ارزش های شخصی همواره در پی انجام مأموریت های اجتماعی هستند)
پشتکاری ( تعقیب توقف ناپذیر در شناسایی فرصت های جدید برای تحقق مأموریت ها)
سازگاری (قرار گرفتن در چرخ نوآوری، سازگاری و یادگیری مستمر)
جسارت ( عمل جسورانه و مجاب کننده، بدون ترس از محدویت منابع)
مسئولیت پذیری و پاسخ گویی (0پذیرفتن پیامدهای حاصل از تفکر و حساب پس دهی داوطلبانه).
2- رویکرد رفتاری کارآفرینان اجتماعی: این رویکرد بر این تاکید دارد که که کارآفرینان اجتماعی چه کارهایی انجام می دهند. ایجاد یک سازمان یا کسب و کار جدید نمونه ی آن است. به طور کلی کارآفرینان اجتماعی را شایسته و دارای قابلیت برای تحلیل گری، آینده نگری، همدلی، شور و شوق، طرفداری و میانجی گری و توانمند سازی در مسایل و نیازهای اجتماعی دانسته اند(خنیفر و همکاران،1392).
ویژگیهای روانشناختی کارآفرینان اجتماعی عبارتند از:
نوآوری. با در نظر گرفتن این واقعیت که کارآفرینی نوعا نوآوری را به همراه دارد، تعجبی ندارد که کارافرینان معمولا افراد نوآور و خلاقی باشند. به عبارت دیگر، با ارائه ایده هایی نوین، تنگناها را رفع می کنند.
هدفگرایی. کارافرینان تقریبا همیشه افرادی به طور استثناء هدف گرا هستند. آنها به طور طبیعی اهداف شخصی برای خود مشخص کرده و پیشرفت در جهت این اهداف را اندازه گیری می کنند.
استقلال. کارافرینان به طور آشکارا افرادی مستقل هستند. اغلب افرادی متکی به خود هستند و بسیاری از آنها ترجیح می دهند به صورت انفرادی بر روی اهداف خود، کار کنند.
حس کنترل بر سرنوشت. کارافرینان به

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع کارآفرینی، تامین مالی، کسب و کار، توسعه اقتصادی Next Entries منبع مقاله با موضوع منابع مالی، کسب و کار، کشورهای در حال توسعه، ساختار سرمایه