منبع مقاله با موضوع پدیدارشناسی، تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی

دانلود پایان نامه ارشد

آثار هنری، با هدف کشف منطق گفتار انجام گرفتهاست.
از وجوه ساختارگرایانه پروژه فوکو تحلیل کاملاً صوری از قواعد گفتمانی بوده است. تفاوت کاوشهای زبانی فوکو با مورخان متعارف در هدف او از بررسی اسناد بوده است. مورخان با کشف نیات درونی کنشگران به بررسی متون میپرداختند و سعی داشتند تا با بازسازی گذشته به عوامل درونی بازیگران آن پی برند. اما فوکو مثل ساختارگرایان این استاد را نه به عنوان نشانه چیز دیگر و سرنخی برای نیات درونی کنشگران بلکه به سبب اهمیت آنها بهخودیخود و برای کشف ساختار و هنجارهای درونی آن ها مطالعه کرده است (پایا، 1379: 54 ریترز26، 1997: 40).
میتوان بایگانیشناسی را بر اساس چهار ویژگی از سایر مطالعات تاریخی متمایز کرد:
1-بایگانیشناسی به جای تاکید بر افکار، بر خود گفتمانها به عنوان عملکردهایی 27 که از قواعد معینی پیروی میکند، تاکید میکند. (تاکید بر گفتمان، نه به عنوان نشانه چیزهای دیگر، بلکه به عنوان یک اثر تاریخی).
2-به جای مطالعه خطی میان گفتمانها ومطالعه رابطه آنها (به طور خطی) با هم، گفتمان را در لحظه خودش بررسی میکند.
3-به جای تاکید بر نویسنده به عنوان واحد اصلی، بر قواعد شکلگیری گفتمان تاکید میکند.
4-بایگانیشناسی به جای تاکید بر منشا گفتمان، به توصیف سیستماتیک از گفتمان به عنوان یک ابژه28 میپردازد (ریترز، 1997: 41).
یکی دیگر از وجوه مشخصه مطالعات بایگانی شناختی فوکو که مورد توجه جامعهشناسان قرار گرفتهاست، توصیف وی از گفتمان در چارچوب زمینه اجتماعی آن است همچنین بر خلاف سایر بررسیهای تاریخی، وی تاریخ گفتمان را بر پایه تغییرات، گسست و عدم تداوم پراکندگی مطالعه میکند.
اما هدف فوکو از کاوشهای زبان، با هدف زبانشناسان و منطقیونی که علاقمند به بررسی گفتار به عنوان شیء فی نفسه هستند، متفاوت بود. هدف فوکو ناشی از پرسش آغازین وی بود: «چه شرایطی در هر زمانه خاص موجب می شود، گونههای خاصی از گفتارها به کار بردهشود و رواج یابند و در مقابل بسیاری دیگر از عبارات و اظهارات که از نظر قواعد دستور زبان و هم از حیث اصول منطقی صحیحاند مورداستفاده قرار نگیرند» (پایا، 1379: 54).
وی در پاسخ به این پرسش میکوشد که گفتمانی بودن معرفت بشری و کردارهای مبتنی بر آن را نشان دهد. و وظیفه بایگانیشناس را نمایان ساختن قواعد گفتمانی میداند. «بایگانیشناسی به منظور تعریف و تعیین قابلیت پذیرش احکام و گزارهها، میکوشد تا قواعد تشکیل گفتمان را مشخص و برقرار سازد تا بتواند شرایط تحقق آن ها را مشخص سازد» (فوکو در دریفوس، 1379: 122).
مرزهای اصلی جهان اندیشه فوکو را پدیدارشناسی، هرمنوتیک، ساختگرایی و مارکسیسم تشکیل میدهند. در دوران جوانی فوکو دو گرایش فکری عمده در فرانسه رایج بود: یکی پدیدارشناسی و اگزاستیانسیالیسم و دیگری مارکسیسم (بشیریه،1379: 14-15).
پدیدارشناسی و اگزاستیانسیالیسم به عنوان گرایش مسلط با تاکید بر آگاهی و آزادی سوژه فردی با نظرات مارکسیستی در تعارض بودند. از سوی دیگر برخی از ماتریالیسم تاریخی و پدیدارشناسی هر دو فاصله گرفتند و شکل تازهای از تحلیل عرضه داشتند که به ساختگرایی نامبردار شد و در نوشتههای کسانی چون لوی استراوس29 و لویی آلتوسر به اوج خود رسید. به علاوه در همان دوران با افول پدیدارشناسی استعلای هوسرل30، نظریه هرمینوتیک بر اساس اندیشه مارتین هایدگر31 رواج یافت، هرمینوتیک بر خلاف پدیدارشناسی استعلایی که انسان را به عنوان منشا معنا، سوژه معنا بخشی تلقی می کند، منشا معنا را در متن کردارهای اجتماعی، تاریخی و فرهنگی جستجو می نماید. اندیشه فوکو با همه این گرایش های فکری عمیقاً تفاوت داشتهاست فوکو بر خلاف پدیدارشناسی به فعالیت معنابخش سوژه خود مختار و آزاد متوسل نمیشوند، بر خلاف هرمینوتیک، قائل نیست که حقیقت غایی یا عمیقی برای کشف وجود دارد، بر خلاف ساختارگرایی، در پی ایجاد الگوی صوری قاعدهمندی برای رفتار انسان نیست، و بر خلاف مارکسیسم بر فرآیندهای عمدی تاریخ عمومی تاکید نمیگذارد. بلکه خصلت منفرد و پراکندهی رخدادهای تاریخی را در نظر دارد. به نظر بسیاری از شارحین ریشه اصلی در اندیشه فوکو را میتوان در بحث او از پیدایش عقلانیتهای خاص و پراکندهای در حوزههای گوناگونی جامعه یافت. تحلیل اصلی او درباره اشکال اساسی ساختمان افکار و اندیشههای مبتنی بر روابط قدرت و دانش است که از طریق آنها انسانها به سوژه تبدیل شدهاند. وی به بررسی روندهایی علاقه دارد که از طریق آنها عقلانیت ساخته میشود و بر سوژه انسانی اعمال میگردد تا آن را به موضوع اشکال مختلف دانش تبدیل کند از نگاه او علوم انسانی و اجتماعی خود جزئی از فرآیند اعمال قدرت و رابط اعمال سلطه برانسان هستند. بنابراین پرسش اصلی او این است که چگونه اشکال مختلف گفتمان علمی به عنوان نظامی از روابط قدرت ایجاد میشود (دریفوس، 1379: 14-15).
مفهوم پسا ساختگرایانهی قدرت مبتنی بر اندیشه های میشل فوکو است. این نگرش در تقابل کامل با نگرش پیشین قدرت است. نگرشهای پیشین به قدرت مبتنی بر نگاهی دوگانه ساز نسبت به اجتماع است که بر اساس آن اجتماع به دو قطب فرماندار و فرمانبردار تقسیم میشود. به این ترتیب، قدرت ابزاری میشود که در اختیار عدهی خاصی است که در جهت حفظ منافع خودبر عده ای دیگر اعمال میکنند. در این حالت، سوژهی عامل نیتمند و صاحب ارادهای وجود دارد که تمرکز قدرت در اوست و او به هر گونه که بخواهد از آن بهره میگیرد. چنین دیدگاهی، پادشاهان و دیکتاتورها را به ذهن متبادر میکند. ریشهی این نوع نگرش به قدرت، به دیدگاههای ماکسوبر32 باز میگردد. اما نگرش فوکو به قدرت به گونهای است که بر اساس آن قدرت همزمان همهی اجتماع را به صورت یک کل یکپارچه در سیطره و سلطه خود میگیرد. قدرت این گونه نه تنها به فرمانبرداران بلکه به فرمانداران و حاکمان نیز اعمال میشود و نظم و انظباط خاص خود را بر ذهنیت، رفتار و گفتار آنها تحمیل میکند. در این نوع از قدرت، دیگر سوژهی خود مختار و عاملی که کنترل قدرت را در اختیار داشته باشد وجود ندارد، بلکه این خود قدرت است که سوژه و هر آنچه را به او باز میگردد تولید میکند، همین قدرت است که نهادهای اجتماعی، از جمله نهادهای رسانهای و مطبوعاتی را به زیر چتر خود در میآورد و شیوه های اندیشه و گفتارشان را تعیین میکند (سلطانی، 1384: 17).
در رابطه با مفهوم زبان و گفتمان دو نگرش وجود دارد. نگرش اول اساساً ریشه در زبانشناسی ساختگرا و نقشگرا دارد و بر اساس آن، گفتمان به مثابه زبان، بالاتر از جمله یا زبان به هنگام کاربرد است و بالطبع کوچکتر از زبان به حساب میآید. دراین نگرش هیچ توجهی به ایدئولوژی و قدرت نشدهاست. در مقابل، نگرش دوم که در آثار میشل فوکو به اوج خود رسید، مبتنی بر دیدگاه پساساختگرایانه به زبان است، دیدگاهی که بر اساس معانی محصول شرایط فرهنگی و اجتماعی است و در زبان به واقعیت میپیوندد. مطابق نگرش دوم، این گفتمان است که چگونگی کاربرد زبان را تعیین میکند. بر این اساس، گفتمانها نظامهایی خود بنیادند که برای دستیابی به قدرت، زبان و همهی پدیدههای اجتماعی دیگر را در سیطره خود میگیرند. پس به این ترتیب، گفتمان نظامی را شامل میشود که از زبان بزرگتر است و چگونگی آن را تعیین میکند (همان).
از دل نگرش اول، که به صورت تحلیلگفتمان رایج در زبانشناسی و غالباً در دههی هفتاد میلادی تبلور یافت، تحت تاثیر فوکو و دیگران در سال 1979 زبانشناسی انتقادی پا گرفت که بعدها به تحلیل گفتمان انتقادی معروف شد. تحلیل گفتمان انتقادی در جهت رسیدن به تبیین بهتر صورت های کاربردی زبان و دور شدن از توصیف صرف، مفاهیم قدرت و ایدئولوژی را نیز به کار گرفت.
ارنستولاکلا و شانتالموف نیز، در حوزه فلسفه سیاسی، مفهوم گفتمان فوکو را با دیدگاههای دیگران در آمیختند و نظریه گفتمان خود را شکل دادند. آنها با به هم آمیختن دیدگاههای سوسور33، دریدا، لاکان، گرامشی، آلتوسر، فوکو و دیگران نظریهای پساساختگرایانه ارائه دادهاند که بر اساس آن همهی پدیدههای اجتماعی تحت تاثیر فرآیندهای گفتمان شکل میگیرند (همان: 25-26).

2-2-2-2- رویکرد ورث وداک
روثوداک استاد زبانشناسی کاربردی و تجزیه و تحلیل کلام در بخش زبانشناسی دانشگاه وین و استاد محقق رئیسمرکزتحقیقات در موضوعات تحقیقی کلام، سیاست، شناخت در دانشکده علوم اتریش است (وداک،2001: viii). وداک در چارچوب جامعه زبانشناسی گفتمانی به مطالعه موضوعات اجتماعی متفاوتی از بررسی شرایط سازمانی در محیط بیمارستان، دادگاه و مدارس گرفته تا تبعیض جنسیتی، تبعیض نژادی و ضدسامیگرایی در اروپا پرداختهاست. تحقیقات او در مورد ضدسامیگرایی که به همراه همکارش مارتین ریزیگل صورت گرفته است و در کتاب گفتمان و تبعیض: فنون گفتاری نژاد پرستی و ضدسامیگرایی (ریزیگل و وداک34،2001) چاپ شده است، منتهی به شکل گیری رویکردی در تحلیل گفتمان انتقادی شدهاست که وداک از آن تحت عنوان رویکرد گفتمانی-تاریخی35 یاد میکند. این رویکرد بر آن است تا «به طور نظاممند همهی اطلاعات پس زمینهای در دسترس را برای تحلیل و تعبیر لایههای گوناگون یک متن گفتاری یا نوشتاری به هم گره بزند» (وداک، 1995: 209؛ به نقل از شیه الاسلامی، 2001: 23). تمرکز بر تمامی بافتهای تاریخی گفتمان در فرآیند تبیین و تعبیر، ویژگی است که این رویکرد را از رویکردهای دیگر تحلیل گفتمان انتقادی، مانند رویکرد فرکلاف و ون دایک، متمایز میکند.
مفهوم گفتمان در روش گفتمانی تاریخی همسو با رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی دیگر است. در واقع «رویکرد گفتمان تاریخی زبان نوشتاری و گفتاری را شکلی از کردار اجتماعی در نظر میگیرد» (وداک،2001ب :65-66) وداک نیز همانند فرکلاف میگوید:
ما رابطهای دیالکتیک بین کردارهای گفتمانی خاص و حوزههای خاص عمل (از جمله موقعیتها، چارچوبهای نهادی و ساختارهای اجتماعی) که این کردارهای اجتماعی در درونشان قرار گرفتهاند، مفروض میداریم. از سویی، شرایط موقعیتی، نهادی و اجتماعی گفتمانها را شکل میدهند و بر آنها تاثیر میگذارند، و از سویی دیگر، گفتمانها بر اعمال و فرآیندهای سیاسی و اجتماعی گفتمانی و غیر گفتمانی تاثیر میگذارند. به عبارت دیگر، گفتمانها را به مثابه کردارهای اجتماعی زبانی میتوان هم به عنوان سازندهی کردارهای اجتماعی غیرگفتمانی و گفتمانی دانست و هم در عین حال، بر ساختهی آنها در نظر آورد (وداک،2001ب: 66).
بنابراین بر اساس این رویکرد، زبان هم منعکسکننده و هم سازندهی فرآیندها و تعاملات اجتماعی است. این نگرش به اعتقاد وداک و لودیگ36 (1999) (به نقل از شیه الاسلامی،2001: 23) سه پیامد مهم در پی دارد.
1-گفتمان «همواره متضمن قدرت و ایدئولوژیهاست. جایی که قدرت غالب نیست و جایی که ارزش و هنجارها نقش متناسب خود را ایفا نمیکنند، هیچ تعاملی [اجتماعی] وجودندارد» (همان: 12)
2- «گفتمان… همواره تاریخی است، یعنی به طور همزمانی و در زمانی با رویدادهای ارتباطی دیگری که در همان زمان در حال وقوعاند یا قبلاً اتفاق افتادهاند در ارتباط است» (همان).
3- خوانندگان و شنوندگان بر اساس اطلاعات و دانش پس زمینهایشان و موقعیتشان، ممکن است تعابیر متفاوتی از یک رویداد ارتباطی داشته باشند (همان: 13). در نتیجه، وداک و لودویگ معتقدند که تعبیر«درست» وجود ندارد؛ و رویکردی هرمینوتیکی لازم است. تعابیر ممکن است کم وبیش منطقی یا کافی باشند، اما نمیتوانند صادق باشند» (همان: 13).
برت دلینگر (1995) در مقاله تحلیل گفتمان انتقادی میگوید، بسیاری از اهداف تحقیق و روششناختی امروزه بر این تاکید دارند که اصطلاحات «جامعه» و انتقاد برای بسیاری از رویکردهای مطالعات زبان و کاربرد آنها در تجزیه و تحلیل رسانهها به عنوان گفتمان نقش کلیدی را ایفا میکنند. بر همین اساس است که وداک در کتاب قدرت و ایدئولوژی زبانشناسی انتقادی را رویکرد میان رشتهای معرفی میکند که زبان را از «زاویه دید انتقادی در روابط اجتماعی» بررسی می کند (آقا گل زاده، 1385: 149).
جامعه- زبانشناسی گفتمانی37 رویکردی گفتمانی است که توسط روث وداک و همکارانش در دانشگاه وین دنبال می

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان انتقادی، علوم اجتماعی Next Entries منبع مقاله با موضوع ایدئولوژی، تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی