منبع مقاله با موضوع هوش هیجانی، کاهش استرس، استرس والدگری، استراتژی ها

دانلود پایان نامه ارشد

روانی بسیاری رنج می برند و استرس آنها زیاد است . فرزندان این مادران افرادی هستند که نمی توانند از اندام یا بخشی از اندام خود به طور موثر استفاده کنند و به صورت مداوم متکی به والدین خود هستند لذا والدین این کودکان بخصوص مادران آنها از محدودیت های خاصی رنج برده و همین محدودیت ها و فشار های کاری روزانه منجر به استرس در آنها می شود )برون ،ترنر، 2010). در رابطه با این استرس والدگری، والدین می توانند طیفی از استراتژی های شناختی ،عاطفی و رفتاری را برای کاهش واکنش های استرس خود استفاده کنند. فراوانی و تنوع طیف مکانیسم های سازگاری به اندازه ی فراوانی و طیف رفتارهای مشکل ساز کودکان است . والدین در موقعیت یکسان به روش های متفاوتی مکانیسم سازگاری نشان می دهند و برخی از دیگری بهتر عمل می کنند.این موضوع در توجیه این مطلب که چرا برخی از والدین که سالها با بیماری مزمن کودک خود روبه رو هستند واکنش های استرس ملایمتری نشان می دهند در حالی که دیگران به طور عمیقتری تحت تاثیر قرار می گیرند، می تواند مطرح شود.برخی از مکانیسم های سازگاری به روش پیشگیرانه عمل می کنند که در آن در جهت کاهش واکنش استرس کار می شود بدین صورت که از طرفی فراوانی و شدت حادثه سببی کم شده و از طرفی دیگر منابع عاطفی ،شناختی ، رفتاری فرد افزایش پیدا می کند که در زمان اتفاق حادثه ی استرس زا استفاده می شوند.یک مثال از این میتواند آمادگی و طرح داشتن برای والد شدن باشد. بزرگسالانی که گزارش دادند که آنها برای والد شدن آمادگی و برنامه داشتند و حامله گیری آنها با برنامه بوده است در مقایسه با افرادی که گزارش کردند که والد شدن آنها غیر منتظره و غیر عمدی بوده است ، سطح استرس کمتری نشان دادند . شبیه به همین موضوع ،یک فرق بین بزرگسالانی که احساس آمادگی دارندو از نظر عاطفی ،فیزیکی و مادرانه برای کار جدید و استرس زای مراقبت از کودکان به خوبی آماده شده اند با افرادی که چنین آمادگی را ندارند وجود دارد .جای تعجب نیست که والدینی که احساس آمادگی و اطمینان در مورد توانایی های والد بودنشان دارند .( برای مثال کفایت والدگری ) خیلی احتمال دارد که در نقش والدگری تاثیر گذار بوده و از نقش والدگری راضی بیرون آمده باشند .(کلمن و کاراکر 182000؛سومر و همکاران 191993).دیگر استراتژی ها در داغترین لحظه ، یعنی زمانی که حادثه ی استرس زا اتفاق می افتد یا تفکر در مورد یک واقعیت استرس آور بوجود می آید ، مطرح می شوند. در مواجهه با شرایط زندگی سخت ،روش خاص تفکر در مورد تجارب می توانند به طور قوی مقاومت و شدت آشفتگی عاطفی را که بدنبال حادثه می آیند ،تحت تاثیر قرار دهد(بک 199720)بزرگسالانی که از استراتژی های انفعالی ، استراتژی های سازگاری متمرکز برعاطفه استفاده می کنند به احتمال زیاد استرس والدگری را تجربه می کنند (بارنت ،هال و براملت 199021).روش تفکر متمرکز بر عاطفه در مورد تجارب استرس زا حالتی است که فرد خودش را دریافت کننده منفعل صرف تجارب می بیند ، همچنین افرادی که از مکانیسم انکار استفاده می کنند یا افرادی که اشتغال ذهنی قبلی از عواطف ناخوشایند مثل ترس یا ناراحتی دارند با نشانه های از مشکلات عاطفی از قبیل نگرانی و افسردگی مواجه می شوند.برعکس ،استراتژی های متمرکز بر حل مساله ،احتمال زیاد دارد که توانایی حل مساله را ارتقا دهند برخلاف استراتژیهای عواطف محور ،استراتژیهای حل مساله محور توجه را به عواطف منفی برخاسته از واکنش استرس درگیر نمی کنند ،سازگاری های متمرکز بر حل مساله بسیار عالی در کاهش استرس والدگری در انواع موقعیت ها اثر می کنند .استرس در میان بزرگسالانی که اعتماد به نفس قوی به توانایی هایشان در والد بودن حامی دارند و آنهایی که موقعیت های استرس زا را با کودکان خود طوری مدیریت و هدایت می کنند که بر تعیین منابع مشکل تمرکز دارند و در ایجاد راه حل هایی بر این مسائل هستند بسیار کم است(فری،گرین برگ و فی ول 221989؛ میلر،گوردان،دنیل و دیللر 199223).استراتژیهای سازگاری حل مساله محور ،منعطف ،تاثیر مثبتشان نه تنها در کاهش واکنش استرس موثر بوده اند بلکه در تعدیل اثرات مخرب استرس بر رفتار والدین نسبت به فرزندانشان هم تاثیر گذار بوده اند(جارویس و کریسی 241991).
اینکه به طور کلی مکانیسم سازگاری مساله محور را بهترین مکانیسم انطباقی در مواجهه با استرس والدگری بدانیم باید احتیاط کرد .چرا که برای افراد متفاوت و خاص هر نوع مکانسیم سازگارانه ی دیگری هم می توانند در کاهش استرس موثر واقع شوند. ( بستگی به منابعشان ، شخصیت و شناختشان ) و تحت شرایط خاص(لازاروس 252006)،فقط یک نسخه ی واحد برای مکانسیم های سازگارانه افراد که استرس والدگری را کاهش دهد وجود ندارد.به عنوان مثال در آن موقعیت هایی که افراد معتقدند که آنها بر شرایط اطراف در موقعیت های استرس زا ، کنترل دارند و از مکانیسم سازگاری مساله محور استفاده می کنند به احتمال قوی رویکرد موفق در دفع کردن استرس ها و مسائل بهداشتی فیزیکی و روانی استفاده می کنند.برعکس استراتژیهای سازگارانه ی مساله محور در موقعیت هایی که افراد کنترل کمی بر عوامل استرس زا دارند موثر نبوده و در آن نمونه ها ، استراتژی های عاطفه محور مفید واقع می شوند(ادوین 200726؛کوهن271996).در عین حال یک عامل موثر دیگری هم وجود دارد که نظر محققان را به خود جلب کرده است ، این عامل هوش هیجانی افراد است . محققان بر این باورند افرادی که از هوش هیجانی بالایی برخوردارند می توانند به خوبی رویداد ها و اتفاقات زندگی خود را مدیریت کنند . و از پس مشکلات خود به خوبی بر آیند .به عبارت دیگر افرادی که هیجانی و عاطفی باهوش هستند می توانند به طور موثر خود را درک و ابراز کنند ، دیگران را به خوبی درک کنند وبا آنها ارتباط برقرار کنند و به طور موفق از عهده ی مسئولیت های روزانه، چالش ها و فشار ها کنار بیایند، این هوش در درجه ی نخست بنیانش در توانمندی های درون فردی فرد است طوری که از خودش آگاه بوده ،از نقاط قوت و ضعفش را می داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می کند .در سطح میان فردی ،به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران ،ایجاد و نگهداری همکاری ها با دیگران ، و روابط رضایتمندانه ی دو طرفه داشتن با دیگران.نهایتا میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که فرد به طور موثرگونه ای تغییرات شخصی ،اجتماعی و محیطی را با استفاده از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار ،حل مسائل و تصمیم گیری، مدیریت کند .برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آنها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا باشد(دیتر –دیکارد ،2010). در رابطه با این امر پژوهشگران بیشماری در قالب تحقیقات همبستگی ، به ارزیابی تاثیرات این عامل در جمعیت های گوناکون پرداختند و به این نتیجه رسیدند که عامل هوش هیجانی رابطه ی معناداری با بسیاری از فاکتور های سلامت جسمانی و روانی دارد . از جمله این پژو هشها می توان به تحقیق بار آن (2005) اشاره کرد بار آن در تحقیق خود به تبیین تاثیر بین هوش هیجانی و ذهن خوب پرداخته است. وی در تحقیق خود اشاره می کند که هوش هیجانی علاوه بر اینکه موجب عملکرد خوب می شود در ذهن و دیدگاه افراد نیز تاثیر گذاشته و موجب بهبود تفکر شخصی می شود(بار- آن ،2005).یا در تحقیقی دیگر جوردان ،آشکاناسی و هارتل (2002)،از هوش هیجانی به عنوان تعدیل کننده ی عواطف و واکنش های رفتاری در موقعیت های ناامن شغلی نام بردند . آنها گزارش دادند که هوش هیجانی برای کارکنان ، به عنوان تعدلیل کننده ی عواطف و کنش رفتاری در موقعیت های ناامن شغلی عمل می کند و آنها می توانند، استرس و عواطف ناشی از آن موقعیت را کنترل کنند(جوردن ،آشکانسی و هارتل 282002).
از طرفی دیگر از آنجا که محققان بر این باور بودند که عامل هوش هیجانی اکتسابی بوده و می تواند با آموزش های لازم افزایش پیدا کند . به بررسی اثر بخشی اموزش مولفه های هوش هیجانی بر افزایش هوش هیجانی و تاثیر آن بر فاکتور های سلامت جسمانی و روانی پر داختند و به نتایج خوبی رسیدند از جمله این کارها می توان به پژوهش فلچر ،لد بتر ،کارن و اسالیوان (292009) اشاره داشت آنها در تحقیقی آزمایشی خود به بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر بهبود ارتباطلات پزشک- بیمار پرداختند و به این نتیجه رسیدند که دانشجویان پزشکی که مداخله دریافت کرده بودند ،بهبود خوبی در ارتباطلات خود با بیمار نشان می دهند. یا پژوهشگر دیگری به نام مکنا (302007) در تحقیق خود به بررسی تاثیر آموزش هوش هیجانی بر بیماران جسمی پرداخته است . او معتقد است بسیاری از افراد معلول و افراد با بیماری های مزمن ،عواطف منفی تجربه می کنند که ناشی از استرس بیماری و سازگاری روانی کم است . ارزیابی شناختی افراد معلول از معلولیتشان هم بر پاسخ عاطفیشان و هم مدیریت عواطفشان تاثیر می گذارد بنابراین مدیریت عواطف این افراد در فرایند توانبخشی ضرورت فراوانی دارد. محقق در این پژوهش به این نتیجه رسید که روان درمانگران می توانند با آموزش هوش هیجانی نه تنها در تنظیم عواطفی این افراد کمک کنند بلکه به روابط درمانی موثر هم کمک می کنند .یا محقق دیگری به نام اسلاسکی،کارترایت (312003) در تحقیق شبه آزمایشی خود تاثیر آموزش هوش هیجانی را بر استرس مدیران بریتانیایی بررسی کردند .آنها به این نتیجه رسیدند که آموزش هوش هیجانی با افزایش هوش هیجانی موجب کاهش استرس و بهبود سلامت فرد می شود .
با وجود تحقیقات بیشمار در رابطه با هوش هیجانی ، در مورد اثر بخشی این عامل بر استرس والد گری والدین کودکان معلول در ایران تحقیقات معدودی صورت گرفته ا ست .علاوه بر این در رابطه با مداخلات روانشناختی مادران کودکان جسمی –حرکتی هم تحقیقات کمی انجام شده است و اکثر تحقیقات بر روی خود افراد معلول انجام شده است.
لذا با توجه به مطالب بالا و توجه بر این اصل که هوش هیجانی رابطه ی معناداری با فاکتور های سلامت روانی دارد و افزایش آن می تواند موجب کاهش اختلالات روانی شود در این تحقیق سعی داریم دریابیم که آیا آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری والدین با کودکان جسمی –حرکتی اثربخش است؟

1-3 هدف های پژوهش:
1-3-1 هدف کلی :-تعیین میزان تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر استرس والدگری مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.

1-3-2 هدف های ویژه:
1-3-2-1تعیین میزان تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه کودک مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.
1-3-2-2تعیین میزان تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه والدینی مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.
1-3-2-3تعیین میزان تاثیر آموزش مولفه های هوش هیجانی بر کاهش استرس حوزه زندگی مادران کودکان با معلولیت جسمی – حرکتی.
1-4 فرضیه پژوهش :
1-4-1 فرضیه اصلی :آموزش مولفه های هوش هیجانی موجب کاهش استرس والدگری مادران کودکان بامعلولیت جسمی – حرکتی می شود..
1-4-2 فرضیه های فرعی :
1-4-2-1 آموزش مولفه های هوش هیجانی موجب کاهش استرس حوزه کودک مادران کودکان بامعلولیت جسمی – حرکتی می شود .
1-4-2-2 آموزش مولفه های هوش هیجانی موجب کاهش استرس حوزه والدینی مادران کودکان بامعلولیت جسمی – حرکتی می شود .
1-4-2-3 آموزش مولفه های هوش هیجانی موجب کاهش استرس حوزه زندگی مادران کودکان بامعلولیت جسمی – حرکتی می شود .
1-5 اهمیت و ضرورت پژوهش :
از گذشته مادران در خانواده به دلیل وظیفه مراقبت دهی نقش بسیار مهم و کلیدی در سلامت روان داشتند و سلامت روانی آنها تاثیر بسیاری در بهداشت روانی اعضای خانواده داشته است(پیلوسا 2006). تحقیقات نشان می دهد ارتبا

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع هوش هیجانی، استرس والدگری، محدودیت ها، کاهش استرس Next Entries منبع مقاله با موضوع هوش هیجانی، سلامت روان، سلامت روانی، استرس والدگری