منبع مقاله با موضوع نهج البلاغه، اعاده حیثیت، امام صادق، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

در اصلاح و تربيت مجرمان و بزهكاران داشته باشد نبايد از مهرورزي نسبت به آنان غفلت بورزد.
حضرت علي (ع) در نهج البلاغه حكمت 50 مي فرمايند« قلوب الرجال و حشيه فمن تالفها اقبلت عليها77»
دلهاي انـسانها بيگانه و نامأنوسند و هر كس از در محبت وارد شود با او الفت مي گيرند و امام صادق (ع) نيز مي فرمايند « المرء مع من احب»78انسان با كسي خواهد بود كه او را دوست دارد.
اصولاً بر اساس اين اصل افرادي كه با بزهكاران و مجرمان سر و كار دارند گرمي و مهر لازم را به افراد خطاكـار داشـته باشند زمينه بازگشت آنان به يك اجتماع سالم فراهم خواهد شد و اين روش در امر اصلاح و تربيت افراد مجرم از جمله روشهايي است كه در سيره عملي پيامبر (ص) و ائمه ( ع) مورد استفاده قرار گرفتـه اسـت و از خـشونت و تنـدي تنهـا در مواقع خاص استفاده مي كرده اند.
1-3-4 تكيه بر نقاط مثبت افراد مجرم
آدم ها همگي در درون خود نياز مبرمي به اين دارند كه مورد پذيرش ديگران باشند واحساس كنند كه مفيدند و لذا توجه به نقاط مثبت افراد مجرم و تشويق آنان به كارهاي خوب است زيرا اگر انسان بدون توجه به نقاط مثبت فرد خطاكار وي را مورد سرزنش قرار دهد آن فرد را به واكنش از خود وا مي دارد و موجب برافروخته شدن آتش لجاجت مخاطب مـي گردد و او را در پيمودن راه خلاف جسورتر مي كند.
امام علي (ع) در وصيت خود به فرزند بزرگوارش امام حسن مي فرمايند « والافراط في الملامـه يـشب نيـران اللجاجـه79 »زياده روي در سرزنش آتش لجاجت را مي افروزد.
و لذا قانونگذار به عنوان مربي جامعه كه وظيفه وعظ و توبيخ افراد را بر عهده دارد لازم است كه از لغزشها و رفتارهـاي ناشايست مجرم چشم پوشي كند و راه را بر وي نبندد تا زمينه ي بازگشت او را به جامعه فـراهم كنـد و يـادآوري نقـاط مثبت افراد و رفتارها و كارهاي ارزشمندي كه فرد مي تواند در جامعه انجام دهد موجب تحرك افراد جهت حركت بـه سوي رفتارهاي مثبت خواهد بود.
1-3-5 خوش بيني و رفتار متربي
هيچ انساني نمي تواند از لغزش و انحراف مصون باشد «بجز معصومين »(ع) و هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه هيچ گاه مرتكب خطا و اشتباهي نمي شود بنابراين همان گونه كه در انسانها رفتارهاي نيك وجود دارد احتمال خطا و انحراف نيز در آنان هست لذا جامعه اي كه در صدد اصلاح وتربيت مجرم است نبايد خطاي متربـي را پيگيـري كـرده بلكـه بايـد بـا خوش بيني با او برخورد نمايد و تا جائي كه ممكن است در اصـلاح رفتـار او اقـدام نمايـد جامعـه نبايـد پـس از اجـراي مجازات و گذران دوران محكوميت و محروميتهايي كه براي مجرم در نظر گرفته است همچنـان او را فاسـق گناهكـار و متخلف بنامند و راه بازگشت او به جامعه باز باشد.

امير المومنين علي (ع ) در اين باره مي فرمايند « ضع امر اخيك علي احـسنه حتـي يـا تيـك لا بغلبـك و لا تظـنن بكلمـه خرجت من اخيك سوء و انت تجدلها في الخيرمحملا»80
يعني كار برادرت را به بهترين وجه آن تفسير و تعبيـر كـن مگـر اينكه كاري كند كه راه توجيه را بر تو ببندد و نسبت به سخنان او نيز مادامي كه راهي براي تفسير نيكو دارد گمان بدمبرد
1-3-5 ـ تغافل و پوشاندن خطاي افراد
تغافل به معني خود را به غفلت زدن و ناديده انگاري است امام علي ( ع) مي فرمايد « : من اشرف اعمال الكريم غفلته عما يعلم81»
يعني از جمله شريف ترين كارهاي شخص بزرگوار آن است كه از آنچه مي داند تغافل مي ورزد.
چنانكه گذشت انسان موجودي است كه هميشه در معرض خطا و اشتباه است به ويـژه در برخـي از دوره هـاي زنـدگي اگر از كسي گناهي سر زد كه با ارزشهاي اسلامي سازگار نيست و انجام دهنده آن سعي در مخفي نگه داشتن آن دارد و يا در صورت آشكار شدن گناهش به توجيه آن مي پردازد. جامعه بايد چنان كند كه از خطاي او آگاهي ندارد و به اين وسيله به شخصيت افراد آسيبي نرسد زيرا فردي كه مرتكب جرم يا خطايي شده و از عمـل خـويش پـشيمان شـده اسـت ديگر قصد تكرار آن را نداشته باشد. لذا از ديدگاه تربيت ديني تا آنجا كه ممكن است بايد از لغزش و اشتباه متهم و خطاكار درگذشت چنانچه امام بـاقر مـي فرمايد: « لا يحب المومن علي المومن ان يستر عليه سبع ين كبيره82»
هر مؤمني وظيفه دارد هفتاد گناه كبيـره بـرادر مـومن خود را بپوشاند.
لذا پوشاندن خطا و تغافل نسبت به اعمال مجرمان تا جايي رواست كه دست به توجيه اعمـال و رفتـار خـود نمـي زننـد و اقدام به مرزشكني نمي نمايند .
1-3-6 چشم پوشي و عفو
درآيه 13 سوره مباركه مائده مي فرمايد: « از آنان درگذر و چشم پوشي كن كه خداوند نيكوكاران را دوست دارد »
در روايات اسلا مي و سيره تربيتي معصومان (ع) نيز عفو و گذشت از ارزش و جايگاه برجسته اي برخوردار است چنانكه پيامبر اكرم مي فرمايد: « عليكم بالعفو فان العفو لا يزيد العبد الاعزا83 »
بر شما باد عف وو بخـش ش زيـرا گذشـت بـر عـزت بندگان خدا مي افزايد.
حضرت علي (ع) در نامه خود به مالك اشتر وي را به چشم پوشي از خطا و لغزش هاي افراد سـفارش نمـوده و مـي فرمايد « و اشعر قلبك الرحمه للرعيه …. يفرط منهم الزلل و تعرض لهـم العلـل ويـوتي علـي ايـديهم فـي العمـد و الخطـا فاعطهم من عفوك و صفحك مثل الذي تحب و ترضي ان يعطيك االله من عفو و صفحه84 » دل خويش را نسبت به مردم مملو از ر حمت و محبت و لطف كن … اگر لغزش و خطايي از آنان سر مي زنـد، نـاراحتي هايي بر آنان عارض مي گردد يا خواسته و ناخواسته اشتباهي مرتكب مي گردند از عفو گذشت خود آن مقدار بـه آنـان عطا كن كه دوست داري خداوند از چشم پوشي و عفوش به تو عنايت كند .لذا در برخورد با افراد مجرم و خطاكار چشم پوشي از خطا است چرا كه آثار و پيامدهاي فردي اجتمـاعي چـشم پوشـي به مراتب بيشتر از كيفر و مجازات است و نسبت به فردي كه مرتكب جـرم و خلافـي شـده اسـت در اقـدامات تربيتـي و قانوني جامعه به گونه اي برخورد نمايد كه گويي جرم و خطايي مرتكب نشده و به گذشته او توجه ننمايد و جهت گيري او منحصراً به منظور اصلاح و تربيت و پيشگيري از تكرار لغزش و خطا باشد و زمينه هاي بازگشت به جامعه را براي فرد فراهم نمايد.
2) مباني عقلي اعاده حيثيت
كيفر در گذر زمان فراز و نشيبهاي زيادي را پشت سر نهاده است و دگرگونيهاي بسياري را به خود ديده است از جانكاه ترين تا آسان ترين آنها مجازات در اين فراز و فرود بر پايه سه رويكرد استوار بوده است، قرباني جرم ، جرم و مجـرم و بر رويكرد نخست بود يعني همـه دغدغـه هـا در قلمـرو مجازات را پوشش دهي آسيب ها و زيانهاي وارده بر قرباني جرم تشكيل مي داد و راهكارها و درمان و اصلاح مجـرم بسيار كم رنگ بود. رفته رفته با آشكار شدن دولتها و وضع مقررات كيفري از قدرت قبا يل كاسته شد و مداخله آنها در اجراي مجازات محدود كرد.
بدين سان مجازات به جاي انديشه انتقام و تمركز بر روي قرباني جرم به رويكرد جرم محوري و توجه به رفتار انجام يافته گرايش داشت هرچند اين شيوه همساني ميان كيفر و بزه داشت و تشفي سيري ناپذير قرباني جرم را به كنـاري مـي نهـاد ولي با اين وجود اين نارسايي را به همراه داشت كه به جاي توجه به آينده همچون ايده انتقام به گذشته نظر مي كرد و به پوشش دهي زيان وارده به قرباني جرم مي انديشيد نه درمان بزهكار در حقيقت در اين رويكرد جرم و مجازات به عنوان تنها عامل جزا و ترساننده فردي و اجتماعي با هدف برقراري عدالت در حقوق جزا پذيرفته شد85.
2-1 هدف ذهني مجازات
مجازات به عنوان ضمانت اجراي مشخص قانوني ظاهر مي شود. اين ضمانت اجرا ممكن است نسبت به حيات شخص ، آزادي او اموال او يا محروميت از حقوق اجتماعي باشد لذا كيفر احساس نياز جامعه به اجراي عدالت است كانت معتقد بود اگر مجازات از نظر اجتماعي متضمن فايده هم نباشد بايد مجرم را مجازات كرد تا بدين سان عدالت رعايت شود.86
2-2 هدف عيني مجازات
در جوامع فعلي مجازات با خصوصيات ويژگي هايي كه دارد براي اصلاح و تربيت مجرم و اصلاح جامعه از سوي ديگر است زيرا كوشش بر اين است تا بزهكار با تحمل كيفر تأديب و اصلاح شـود و بـاز اجتمـاعي شـدن او تـسهيل گـردد.
اگرچه اين مسأله ممكن است در مورد برخي از مجازاتها مانند اعدام ممكن نباشـد و لـي در مجازاتهـايي ماننـد زنـدان و جريمه اين امكان را مي دهد كه مجازات به اصلاح و تربيت مجـرم كمـك كنـد و از طرفـي جامعـه بـا مواجـه شـدن بـا مجرمان به ارزيابي آنان مي پردازد و با شناخت آنها و عملكرد آنان و نتيجه آن منجر به پيشگيري از جرم در جامعـه مـي شود. اصلاح و تربيت مجرمان هدف مهمي است كه هرگز نبايد مغفول واقع شود و بايد به عنـوان يـك هـدف غـايي و عالي در نظر گرفته شود.لذا با توجه به اينكه از جمله كار كردهاي منفي مجازاتها ايجاد هويت منفي براي فرد مجازات شده است و در نتيجـه آن را به سوي ارتكاب جرايم بيشتري سوق مي دهد و با وقوع جرم و محكوم كردن مجرم به مجازات وي برچسب خـورده و سرانجام برچسب را به عنوان يك هويت جديد مي پذيرد. و به ويژه اگر اين برچسب مورد پذيرش جامعه واقع شوداين مسئله اغلب منجربه الحاق فرد به يك خرده فرهنگ منحرف با انحراف بيشتر مي گردد كه محـصول شـيوه زنـدگي خورده فرهنگي است به اين معني كه اشكال آتي رفتار انحرافي محصولي از خود نقش جديـد اسـت انحـراف در شـكل ثانويه خود مخلوق فرايند برچسب زني است87.»
فراواني مجازات هاي سخت و شديد به ويژه در كشو رهاي غربي هيچ تأثيري در كاهش نـرخ جـرم نداشـته اسـت بلكـه موجب افزايش نرخ جرم نيز بوده است. لذا با پذيرش اثر اصلاح كنندگي مجازات كه پـس از اجـراي مجـازات فـرد را اصلاح شده بدانيم و آماده ورود به جامعه باشد و بتواند به عنوان عـضوي از جامعـه فعاليـت نمايـد توجـه بـه نهـاد اعـاده حيثيت با عنايت به تحليل نسبتاً واقع بينانه اي كه تئوري برچسب زني از واكنش جزايي ارائـه مـي دهـد بـسيار ضـروري است چه با مجرم شناخته شدن فرد نوعي بدنامي رسمي براي مجرم رقم مي خورد و شناسنامه اي جديد در اجتماع بـراي بزهكار صادر مي گردد.88 كه با خاتمه مجازات نمي توان ادعا كرد كه اين شناسنامه نيز رسماً و عرفاً باطل شده اسـت در واقع سلب حقوق و حيثيت اجتماعي مجازاتي مضاعف نسبت به مجرم است كه اعمال دائم و طولاني مـدت آن نيازمنـد قانون و دليل است «به همين علت از اعاده حيثيت مجرمين به عنوان بعد سـوم اصـلاح يـاد مـي كننـد.»89
بنـابراين حفـظ حيثيت اجتماعي مجرم در مقررات جزايي اسلام مورد تأكيد قرار گرفته است و اعاده حيثيت از مجرمين به عنوان يكي از اين راه كارها جهت حفظ حيثيت اجتماعي مجرمان ضروري بنظر مي رسد.
3- مبانی اعاده حیثیت در قانون اساسي
پيشگيري از جرم و اصلاح تربيت مجرمين مورد توجه تدوين كنند گان قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بوده است. قانون اساسي ما مي كوشد تا زمينه لازم و كافي را براي رشد تكامل ملت فراهم آورد و در اصول مختلف آن به اين امـر تأكيد شده است
« حقوق اجتماعي و اقتصادي و تضمين و تحقق و گسترش آنها در سطح جامعه خود به نوعي اقدام پيشگيري كننده غيـر كيفري يعني عمدتاً پيشگيري اجتماعي محسوب مي شود.»90
از اين رو صيانت و احترام به اين حقوق و فراهم كردن زمينه هاي تحقق آن حتي اگر دست كـم بـه پيـشگيري كامـل از رفتارهاي مجرمانه منجر نگردد . ولي دست كم گستره و دامنه اشكال و انواع بزهكاري را در جامعه كـاهش مـي دهـد اصلي ترين اصل در قانون اساسي اصل 156 اين قانون است كه مبين وظايف خاص قوه قضائيه اسـت از جملـه در بنـد 4اين اصل كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزايي اسلام ، در بند پنجم اقدامات مناسب براي پيشگيري از جرم و اصلاح مجرمين به عنوان دو وظيفه اصلي و خطير قوه قضائيه بيان شده است .
اصلاح مجرمين به معناي پيشگيري از تكرار جرم از طريق اجراي محدوديتهاي كيفري است كه ناظر بـه حقـوق بزهكـار حقوق اجتماعي و مدون مي باشد وانگهي آنچه در بند چهارم نيز آمده است جهت گيري عمده اي است كه در راستاي پذيرش سياست اصلاح و درمان و بازپروري تعريف شده است . هدف از كشف و تعقيب و مجازات و تعزير مجـرمين و اجراي حدود و مقررات

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع حقوق فرانسه Next Entries منبع مقاله با موضوع جبران خسارت، قانون مجازات، اعاده حیثیت، منابع حقوق