منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، قرن نوزدهم، نظام اجتماعی، فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه ارشد

ه را در نافار نیود در سال 1827 م نابود ساختند. (حتی ؛ 1947 :822)
در عهد خدیوی اسماعیل دو کشور بریتانیا و فرانسه از تضعیف جایگاه و مقامشان میترسیدند و بههمین علت هرکدام از آنها، آنهنگام که نیرومند شدند، سعی در شکست دیگری داشتند، بههمین علت مصمم به خلع اسماعیل پاشا شدند و به دنبال این عمل سیاسی نشانههای بیداری دورترین نقاط مصر و حتی سوریه و لبنان را نیز فرا گرفت. اب لویس شیخو در این زمینه میگوید:«سال 1870 م آغازگر دوره جدیدی در تاریخ نهضت ادبیات عرب به شمار میرود، در این سال حوادث مهمی رخ داده که انعکاس آن همهی شرق را در برگرفت، عقلها و اندیشهها از خواب برخاستند و افکار نیز از سنت و رسوم و تاریکیها بیدار شدند.» (شیخو؛ 1924: 2/14)
والیان عربی که در جامعه عثمانی زندگی میکردند، آنها را از اصلاح طلبی باز نداشتند، بلکه گروهی از متفکرین و شاعران را دور هم جمع کردند تا بر علیه ظلم و تجاوز بهپا خیزند و خواستار عدالت و آزادیشان از ترکها شوند. بعد از اینکه جریان ملی عربی متبلور شد، و امید عرب برای قانونی که ترکها از سلطان عبدالحمید ربودند، به نا امیدی مبدل شد، و این آغاز درگیری بین دو ملت بود و این درگیری راهی برای بریتانیا شد که در فرصت بهدست آمده پادشاهیش را گسترش دهد، بریتانیا حمایتش را از مصر تا زمانی که فؤاد اول در سال 1922 م حاکم مصر شد ادامه داد، فؤاد اول پس از خودش برادرش سلطان حسین کامل را در سال 1917 م به جانشینی انتخاب کرد که پس از پایان یافتن تحت الحمایگی مصر اعلام استقلال کرد و قانونی را تدوین کرد که در آن اسلام را دین مردم، و عربی را زبان رسمی مصر قرار داد. ( مقدسی ؛ 1967 : 31-30)
2-1-5. اوضاع اجتماعی مصر در قرنهای نوزدهم و بیستم
شرایط بد اقتصادی که در دوره عثمانی بر زندگی مردم حاکم بود آغازگر نهضت در جهان عرب شد فقر و نابودی ارزشهای انسانی و ظلم و تجاوز از سوی حاکمانی که ارزشهای دینی و عواطف ملی را مورد سوء استفاده قرار میدادند در این دوره برتری ویژه ای داشت. (دسوقی ؛ 1959 : 1/9)
در آغاز نهضت زندگی روستاییان در سرزمینهای عربی به ویژه مصر بسیار ساده و بی آلایش بود، خانههایشان از گل یا سنگ بود و سقف خانههایشان از خاک بود و وسیله زینت بخش آن سنگ های ته رودخانه بود، در فصل زمستان روی سقف خانه هایشان گل میریختند تا سطح محکمی باشد و آب باران به راحتی از آن سرازیر شود. این سقفها داری سراشیبی بود تا باران برای مدت زمان طولانی در آنجا باقی نماند و بهوسیله راه آبهایی که از چوب ساخته میشد، جریان داشت و هر منزلی دارای سایه بانی بوده که سکو نامیده می شد. ورودی منازل راهرو نام داشت که اهل منزل کفشهایشان را در آنجا به هنگام ورود و خروج در میآوردند و میپوشیدند و در قسمت پایین تر منزل طویله یا اصطبلی برای نگهداری چارپایان بود.(یزبک ؛ 1932 : 94-93)
خلاصه اینکه روستا چیزی جز مجموعهای از منازل شبیه بههم نبود، بیروت در آن روزگاران شبیه روستای کوچکی بود و ساختار آن از لحاظ ساختمانی شبیه ساختمان هایی بود که پیشتر توصیف شد.
مردها از میان لباسها تنها به پوشیدن کت و شلوار که در مناسبتها ودیدارها و جشنهای میلاد استفاده میشد اکتفا میکردند اما در روزهای عادی لباسهایشان مندرس و وصله دار بود که برای کارهای کشاورزی و ساختمانی مناسب تر بود. کار شخم زدن بر مبنای شیوه های قدیمی انجام میشد که پایههای آن را گاو، الاغ و یا قاطر و وسایل هم چون شخم زن، وسیله روشنایی و خورجین تشکیل میداد. در روزهای درو کشاورزان کاه را جمع آوری و با گاو آهن خورد میکردند، آنان آسیابهایی داشتند که به وسیله آن حبوبات را آرد میکردند. در راههای تنگ و صعب العبور و جاده میان روستاها از وسیله ای به نام کالسکه استفاده میشد.(خازن ؛ 1979 :43)
زن در جامعه روستایی به عنوان ستون مزرعه تلقی میشد، مردان فراوان ازدواج میکردند تا زنان در آبیاری و شخم و انتقال محصولات و تربیت کودکان یاریگر آنان باشند، زنان تنها یک لباس نو داشتند که آن را در مراسمهای رسمی میپوشیدند، اما لباس کارشان کهنه یا پارچه نخی ارزان قیمت و از پشم حیوانات بود که به دست زنان روستایی و درخانه هایشان تهیه میشد.در کشور شام راه دیگری که برای کسب درآمد وجود داشت، پرورش کرم ابریشم در ایام بهار و تنها در طی چهل روز بود.(بقاعی ؛ 1990 : 70)
در جامعه عربی اعتقادات عمومی که هیچ ارتباطی با دین نداشت و علم و دانش نیز نمیتوانست آن را تفسیر کند رواج داشت، اعراب از مسیر علم منحرف شدند و سحر و جادو را جایگزین علم کردند و بی سوادی نیز به دنبال این شرایط شایع تر شد. (همان : 71)
این شرایط اجتماعی دشوار، تنها مختص به عامه مردم نبود بلکه اشعههای آن نیز به اهل علم و ادب نیز رسید و منجر به ضربههای مادی و معنوی میشد . آنان ارزشهای اخلاقی را منکر میشدند و تربیت افراد جویای علم را به تعویق میاندختند. شاکر خوری راجع به این وضعیت میگوید : « زمانیکه در نیمه قرن نوزدهم میلادی در مصر به طبابت مشغول بودم شاگردانم داستانهایی در بارهی جنیان و افریتها و خانههای شیطانی تعریف میکردند. جالبتر اینکه شاگردانم ادعا میکردند که داستانهای جنیان را بیشتر از درس پزشکی میفهمند.» (خور ی؛ 1963 : 248)
نمایندهی آمریکایی که به سرزمین شرق سفر کرده بود، در باره وضعیت خانوادههای عرب این چنین میگوید:«زن در وضعیتی قرار دارد که همواره خوار و ضعیف شمرده میشود و او اجازه ندارد که در مقابل مردان یا در مکان های عمومی ظاهر شود در حالی که زن مسیحی نسبت به خواهر مسلمانش بهرهی بیشتری از آزادی میبرد.» (غنز ؛ 1949 : 17)
تعدادی از نویسندگان هم عصر احمد شوقی وضعیت خانوار عربی را در شرق ترسیم کرده اند، پس شاهد بسیاری از جهل ورزیها نسبت به زن هستیم که این جهل، زن را دور از مرد قرار داده است. از همین جاست که مرد به تنهایی نمیتواند در حیاط اجتماعی، سیاسی، فکری، و علمی و… تمام نیازمندیهایش را بر طرف سازد. به همین خاطر زن و مرد باید برای داشتن جامعهای نیرومند و محکم به پا خیزند. این نهضت از نزدیکتر شدن شرق با غرب نشأت گرفت زیرا برخورد با تمدن غرب پنجرههای ترقی و پیشرفت را گشود و قالبهای خشک و مستبدانه آداب و رسوم قدیم را در هم شکست و از همین مجال مصر راهش را به سوی تغییر نظام اجتماعی پیش گرفت. (حر ؛ 1992 : 30-29)

2-1-6. اوضاع فرهنگی و ادبی مصر در قرنهای نوزدهم و بیستم
منظور از زندگی فرهنگی هر جامعهای محیط علم و معرفت و مؤسسات ترجمه و چاپ آن جامعه میباشد. احمد شوقی -شاعر بلند آوازهی مصری- در شرایط فرهنگی دورهی نهضت رشد کرد و شرایط حاکم در فکر و اندیشه و شعر او نیز تأثیر گذاشته است. اولین کسی که محمد علی پاشا او را برای تحصیل به فرانسه فرستاد رفاعه طهطاوی بود، تا شعاعهای نهضت اروپایی را به مصر وارد کند و تألیف و ترجمه را بیدار کند و راه تفکر مصری را توسط او بگشاید. (حورانی ؛ 1939 :91-91)
در عصر محمد علی پاشا،جنبش بزرگ ترجمه رخ داد و اگر اقدام مستقیم وی برای ترجمه کتبی که در بیداری تفکر نقش بسیار زیادی داشت نبود، کتابخانهها و مؤسسات جدید در این سرزمین پدید نمیآمد، طبیب فرانسوی به نام کلوت بک2 در خدمت محمد علی بود، دانشجویانی که به اروپا سفر کردهبودند را ملزم به یادگیری طب و ترجمه کتب اروپایی به زبان عربی و فرستادن آن کتب به مصر و انتشار علوم غرب به زبان سرزمین خودشان کرد. (تاجر ؛ 1945 :24)
حکومت مصر در اثنای پیشرفت نهضت و پیشرفت سرزمین مصمم به ساخت مدرسه زبان شد و هدف از آن پرورش مترجمانی چون؛ شیخ رفاعه طهطاوی بود.
کار محمدعلی پاشا منجر به رواج جنبش ترجمه شد طوری که چاپخانه بولاق بین سالهای 1822 تا 1842 صد وسی و چهار کتاب را از زبانهای بیگانه به عربی ترجمه کرد از جمله این کتابها می توان به اصطلاحات پزشکی ترجمه بیروتی، فرازی به تاریخ اسکندر، جغرافیای عمومی و… ترجمه رفاعه طهطاوی اشاره کرد.(همان:25)
از جمله کسانی که در ترجمه نهضت بزرگی بر پا کردند؛ احمد زکی ،محمد کمال، شفیق منصور، و ادیب اسحاق بودند.(دسوقی ؛ 1959 :1/125)
روزنامه از مهمترین وسایل نهضتی بود که آگاهی و فرهنگ را در میان مردم انتشار داد. آغاز ظهور ترجمه مصادف با حمله ناپلئون به مصر بود. ناپلئون دستور چاپ دو مجله به زبان فرانسوی را داد. اولین مجله با نام «برید المصر» و دیگری «الایام العشرۀ المصر»بود.این دو روزنامه در چاپخانهای که ناپلئون تجهیزات آن را از پاریس آورده بود، چاپ می شدند. میتوان گفت اولین چاپخانهای که به دنیای عرب وارد شد، همین چاپخانه بود. (خوری؛ 1963: 50)
در کنار روزنامه، صدای شاعرانی که جمال الدین افغانی احساساتشان را برانگیخته بود و در میانشان بذر گرایش به آزادی و انقلاب بر علیه اوضاع فاسد مصر پاشیده بود بلند شد.
به دنبال این حرکت شیخ محمد عبده نیز که نظام پارلمانی را تایید می کرد به پاخاست و بعد از آن صدای روزنامه المؤید چاپ مصر که خواهان دفاع از حقوق هموطنانش بود بلند شد، شعر نیز برای بیداری ملتها از خواب غفلت صدای بلند داشت از جمله کسانی که هوشیاری ملی سرزمین مصر را بیدار کرد و آن را به نام روح پاک فرهنگی نامید عبدالله ندیم بود.او به عنوان سخنور انقلاب عرابی محسوب میشد. (محمد حسین ؛ 1927: 152)
نهضت روزنامه نگاری که در مصر به وجود آمد همتای دیگری داشت که ارزش آن کمتر از لبنان و سوریه و دیگر سرزمین های عربی نبود، آمریکاییها سالنامه ای را در سال 1851 م در چاپخانههای مشهورشان به چاپ رساندند و خلیل خوری در سال 1858 هفته نامه ای با نام حدیقه الاخبار را به چاپ رساند و رشید حداد در پایتخت فرانسه مجله ای به نام برجیس پاریس را منتشر کرد.(طرازی ؛ 1913: 1/45)
در سال 1860 بطرس بستانی روزنامه سفیر سوریا و الرائد التونسی را منتشر کرد و در همان سال احمد فارس الشدیاق صحیفۀ الجوائب را در آستانه به چاپ رساند. یوسف شلفون چاپخانه عمومی را تاسیس کرد و ماهنامهای به نام الشرکۀ الشهریۀ را چاپ کرد. مسیحیان نیز روزنامه البشیر را منتشر کردند. در کنار این تحولات در زمینه سیاست و تفکر عربی و شاعرانی ملی میهنی پا به عرصه گذاشتند، از جمله : امین ناصر الدین، فواد الخطیب، رشید سلیم خوری شاعر روستایی، ابوالفضل ولید، الیاس فرحات در لبنان، فارس خوری، محمد ذم، شفیق جبری در سوریه ،معروف رصافی ،محمد مهدی جواهری و در مصر نیز حافظ ابراهیم، احمد محرم و شاعر نامی احمد شوقی (شهابی ؛1961: 63-62)
در تمام قرن نوزدهم نمایشنامههای اروپایی در مصر رواج داشت، از جمله کسانی که بیشترین فعالیت را در زمینه نمایشنامه داشتند، می توان به مارون نقاش اشاره کرد که اولین دستاورد نمایشنامه اش را در سال 1847 م با عنوان البخیل به جامعه هنری عرضه داشت. وی اولین نمایشنامه را در منزلش واقع در بیروت با حضور بزرگان دولت به نمایش در آورد. او با سفر به ایتالیا هنر نمایشنامه را شناخت. (زیدان؛بی تا: 4/139)
در سوریه نیز نمایش و نمایشنامه نویسی توسط خلیل قبانی به مردم معرفی شد او با نمایشنامهی انتقادیاش مردم را علیه دولت شورانید، دولت عثمانی نیز دستور اخراج او را از سرزمین شام داد او در سال 1844 م بار سفر را به سوی مصر بست.(لندوا؛ 1972 :117-116)
یعقوب صنوع از جمله کسانی بود که روح نمایشنامه را در مصر بیدار کرد او نمایشنامه را طی سه سال در ایتالیا آموخت و در تکلم به بیست زبان مهارت یافت. او در سال 1780 م تماشاخانهای را تاسیس کرد، اما دولت بعد از دو سال به خاطر سیاست و نقد گزنده اش آن را تعطیل کرد.(همان؛ 80-77)
از دیگر کسانی که باعث پیشرفت نمایشنامه نویسی شدند جرج ابیض بود. شیخ یازجی در سال 1889 اولین روایتش را با نام «المروءۀ و الوفاء» تالیف کرد، و آن را در بیروت به اجرا در آورد.(مقدسی ؛ 1967 :536)
بعد از جنگ جهانی اول نمایش در مصر و سوریه و لبنان نیز فعال شد، عمر ابوریشه نمایشنامهی «وقفه ذی قار » را در حالیکه بیست ساله بود تألیف کرد، و آنرا در حلب و حمص

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع مرزبان نامه، قرن نوزدهم، تمدن اسلامی، نویسندگان Next Entries منبع مقاله با موضوع اشرافیت نظامی، نظام اجتماعی، دیوان سالاری، وضعیت اقتصادی