منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، ادبیات عرب

دانلود پایان نامه ارشد

بهاین ترتیب شوقی بهجای اینکه به قصر برگردد، وارد فعالیتهای سیاسی و اجتماعی شد و همدوش مردم مصر به مبارزه با استعمار خارجی و استبداد داخلی برخاست، و شعر خود را وقف دفاع از مسائل ملی، قومی و اسلامی کرد. در سال 1927 شوقی به عضویت مجمع نمایندگان مصر درآمد و در همان سال جشن بزرگداشتی برای او در اپرای قاهره برگزار شد که شخصیتهای برجسته ادبی عرب و غیر عرب در آن حضور داشتند و لقب امیر الشعراء را به او دادند. از این تاریخ به بعد شوقی تمام وقت خود را صرف شعر کرد و در چهار سال آخر عمرش به نوشتن نمایشنامههای شعری پرداخت و شش نمایشنامه شعری به نام های مصرع کلئوپاترا، مجنون لیلی، قمبیز، عنتره، الست هدی و البخیله را نوشت و افق تازه ای را در برابر شعر عربی گشود و افتخار ابداع نمایشنامههای شعری را بهنام خود ثبت کرد.(فاخوری؛ 1995: 349)
3-1-5. آثار احمد شوقی
در میان شعرای عرب کمتر شاعری است که شعری به روانی شعر شوقی و به فراوانی آثار او داشته باشد. آثار شوقی به دو دسته آثار شعری و آثار نثری تقسیم می شوند. آثار شعری وی در دیوان شعری موسوم به شوقیات در چهار جلد بزرگ گردآوری شده است. جزء اول دیوان مشتمل بر اشعار دوران جوانی و اشعاری در مدح توفیق عباس است که در سال 1898 به چاپ رسید. بر این جلد شوقی مقدمهای در باب شعر و شعرا و نیز زندگینامه خود آورده است، این جلد در سال 1925 تجدید چاپ شد. مقدمهی دوم مدایح ، مرثیهها سرودها و حکایات آن را حذف کردند و آنچه باقی گذاشته اند در خصوصوص سیاست، تاریخ، مسایل اجتماعی و بعضی از مسایل مرتبط با آنها است. احمد محفوظ به شوقی پیشنهاد داد که اشعارش را در دیوانی جمع آوری کند، شوقی نیز پیشنهاد محفوظ را پذیرفت، و هرآنچه را که جمع آوری نمود به احمد محفوظ تقدیم کرد. سپس دیوان جدیدی را به چاپ رسانید که جزء اول آن حاوی اشعار سیاسی، اجتماعی و تاریخی بود و سعید عبده به تصحیح آن مصمم شد و آن را به محمد حسین هیکل تقدیم کرد. در سال 1927 شوقی آن را دوباره به چاپ رساند. بعد از وی فرزندان شوقی اقدام به چاپ جزء سوم که محمود ابوالوفاء تصحیح آن را بر عهده داشت گرفتند، این جزء شامل دو مرثیه در مورد فتحی زغلول و عبدالطیف صوفی بود. جزء چهارم نیز شامل اشعار و مدایح متفرقه شوقی بود. همچنین قصائدی را که شوقی برای فرزندانش سروده بود را در این دیوان جمع آوری کرد.(الحر؛ 1992: 81-80)
شوقی صاحب ارجوزههای تاریخی است که بعد از وفاتش در کتابی به نام دول العرب و عظماء الاسلام به چاپ رسیده است. این ارجوزهها بیشتر شامل تاریخ اسلام و بزرگان آن تا فاطمیان است.(فاخوری؛1953: 987)
کتاب دول العرب و تاریخ عظماء الاسلام دارای چهار ارجوزه است که شوقی در آن به معارضه با لسان الخطیب برخاسته است. وی در این کتاب به معرفی سید نبوی، تاریخ بیت الله الحرام، عرب در زمان جاهلیت-، پرداخته است. شوقی دارای شش نمایشنامه است که در بین سالهای 1932 – 1929 سروده است که پنج تای آنها از جمله کلئوباترا، قمبیز، علی بک کبیر، مجنون لیلی و عنتره نمایشنامههای شعری هستند و تنها یکی از آنها به نام الاندلس نمایشنامه نثری است. وی همچنین دو کمدی به نام های الست هدی و البخیلۀ دارد .(عقاد؛ 1937: 188-155)
آثار منثور شوقی شامل سه روایت به نامهای عذراء الهند، لادیاس، ورقۀ الاس و مقالات اجتماعی و نمایشنامه امیرۀ الاندلس می باشد. عذراء الهند موضوع آن را از تاریخ مصر قدیم وام گرفتهاست، که زمان آن به رامسس دوم باز می گردد. لادیاس، تصویر وضعیت مصر بعد از قرن پنجم میلادی است. ورقۀالاس محصور به زمان شاپور پادشاه ایران است.(همان :80)
صدای شکایت انقلابی احمد شوقی به آسمانها برخاست و خشم در سینهاش میجوشد و تکتک اعضایش از درد و غم سخن میگفتند. او صدای انتقام مصریانی را که هر روز فرزندان آزادهشان را وداع میکردند به تصویر میکشد. از مقالات اجتماعی شوقی میتوان از بنتاؤور که نقدی اجتماعی در قالب مسجع است یاد کرد. شوقی در سال 1932 مقالات اجتماعی متنوعی را با نام أسواق الذهب با موضوع آزادی، وطن و مرگ گردآوری کرد. این نامههای شکوایی که از قلب رنجور شوقی بلند می شد، او را جاودانه ساخت تا اینگونه ماندگار شود.(أشتر؛ 1959: 75)
3-1-6. وفات احمد شوقی
سرانجام شوقی پس از عمری تلاش و کوشش در راه کسب علم و دانش و تقویت ذوق شعری و رفت و آمد بین مصر و کشورهای غربی و مسافرت به ترکیه و کشورهای عربی در غروب بیست و سوم تشرین الاول سال 1932 از راننده اش درخواست کرد که او را به روزنامه الجهاد برساند. شوقی در آنجا شروع به داستان سرایی کرد و با شادی اشعاری را به نظم کشید، که ناگهان حالش تغییر کرد و بعد از انتقال وی طولی نکشید که در اثر تنگی نفس و بیماری ریوی قلب امیر الشعرای دنیای عرب از تپیدن افتاد و محافل فرهنگی و ادبی مصر و دیگر کشورهای عربی را در ماتم خود فرو برد. شاعران عرب در رثای امیر الشعرای خود قصائد زیبایی سروده‌اند.(محفوظ؛ بی تا: 77-76)

3-1-7. شعر احمد شوقی از منظر ناقدان
شوقی در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میزیست. وی مرحله اول زندگی خود را در مصر گذراند سپس برای ادامه تحصیل عازم فرانسه شد و بعد از چهار سال به مصر بازگشت، مدتی به اسپانیا تبعید شد و بعد از فرو نشستن شعلههای جنگ جهانی اول دوباره به مصر بازگشت. این دوگانگی تأثیر زیادی بر ذوق شاعری او گذاشت و باعث شد که شعر او از دو ویژگی متمایز برخوردار شود و به عبارتی دیگر باعث شد که شوقی دارای دو نوع شخصیت ادبی گردد؛ یکی شوقی شاعر مقلد و پیرو قدما، و دیگری شوقی شاعر مجدد و نوآور. شوقی بهعنوان شاعر مقلد در میان انبوه آثار ادبی پرورش یافته بود و از هر شاعری بهترین را انتخاب میکرد، او در این مرحله از حیات ادبی خود در تمام فنون شعری تقلیدی ادبیات عرب، هنرنمایی کرده بود و در مدح، رثا، وصف، غزل، و حمد شعر گفته و به معارضه با قدماء از جمله ابو تمام، بحتری، ابوالعلاء المعری، ابن زیدون، متنبی و بوصیری پرداخته است. که به گفته مصطفی صادق الرافعی گاهی از ابو تمام ، بحتری و ابن رومی پیشی می گرفت ولی در دریای متنبی غرق شد. (هیکل؛ 1964: 80-78)
اما شوقی خود را در موضوعات قدیم شعر عربی محدود نکرد، بلکه موضوعات جدیدی را وارد عرصهی شعر عربی کرد. شوقی ضیف گرایش به تجدد در شعر شوقی را ناشی از تأثیر وی از فرهنگ و تمدن اروپایی، آشنایی با علم حقوق، آگاهی از ادبیات فرانسه، همنشینی با شاعر به روز فرانسوی فولین و مطالعه آثار شعرای برجسته ای چون ویکتور هوگو، لامارتین، و … دانسته است.(ضیف؛ بی تا:91)
از مظاهر تجدید در شعر شوقی میتوان به ذکر پارهای مخترعات جدید از قبیل :هواپیما، زیر دریایی و وصف پارهای از مظاهر تمدن غرب و نیز توصیف شهرهای اروپا و بعضی از تأسیسات جدید از قبیل بانکها، صلیب سرخ و هلال احمر اشاره کرد. نجیب کیلانی مهمترین مظاهر تجدد در شعر شوقی را در دو نکته می داند:«یکی پرداختن به موضوعات مختلف سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی ، فلسفی ، تاریخی ، دینی و اخلاقی و دیگری وارد کردن نمایشنامه های شعری برای اولین بار در تاریخ ادبیات عرب است».(کیلانی؛ 1998: 52)
نکتهای که در تجدید و نوآوری شوقی جلب توجه می کند، این است که شوقی حد خاصی برای تجدید قائل است و در هیچ شرایطی حاضر به ترک میراث کهن و نیازمندیهای عصر جدید برقرار کند، این پیوند حتی در اشعار تقلیدی او هم دیده می شود. نجیب کیلانی علت محافظه کاری شوقی را در تجدید این چنین بیان می کند:«دوره شوقی دوره آغاز نهضتی فراگیر در تمام زمینه ها بود و این نهضت نیازمند حرکتی تدریجی براساس میراث کهن بود، تا از هرگونه افراط و تفریط درآن جلو گیری شود؛ چون هرگونه تسریع در حرکت نهضت بدون در نظر گرفتن میراث کهن با حرکت تدریجی آن منافات داشت و موجب زوال آن می شد، شوقی هم با درک این واقعیت و احساس مسؤلیت، ضمن بازگشت به دوره های طلایی و تاریخ ادبیات عرب به تجدید و نوآوری پرداخت.(همان:54-53)
از آشکارترین مظاهر نبوغ شوقی، خیال گسترده و آزاد و تصویرگری مبتکرانه او بود. او گاه جهانی معانی را به جهانی حرکت، و همین طور حیات را در یک کلمه در پیش چشم خواننده خود میگستراند. اما چنانکه باید به تهذیب این نبوغ نپرداخت و آن را با فرهنگی عمیق استوار نساخت، از این رو گاه دچار لغزشهای لغوی و شعری شدهاست. شوقی اگر شاعر جهان نیست، شاعر مشرق زمین است، او از بزرگترین ارکان نهضتی است که شعر عربی را به سوی ارزشهای جاودانه سوق داده است.(مقدسی؛1967: 62)
شعر عرب تا نیمه قرن نوزدهم میلادی بههمان صورت عصر عثمانی حرکت میکرد، و از نیمه دوم قرن نوزدهم عربها اندک اندک به حقوق سیاسی و اجتماعی خود پی بردند، و از طرف دیگر دیوان های شعرای دوره عباسی و جاهلی را مطالعه کردند و متوجه شدند که شعر آنان آئینه ی تمام نمای زندگیشان است.
بنابراین شاعرانی مثل احمد شوقی، حافظ ابراهیم، خلیل مطران، اشعار عباسی و دورههای قبل را به دقت خواندند و به نحو احسن از سرچشمه اصیل شعر عربی بهره جستند، تا آنجا که اسلوبشان محکم شد، و راه شعر خوب و مردمی برایشان هموار شد. آنها در اشعار خود به موضوعات ادبی قدیم عربی تکیه کردند و فخامت شعر قدیم را در شعر خود حفظ کردند.شهرت فراگیر شوقی و انتشار آثار و اشعار او در محافل ادبی و اجتماعی ادبا و نقاد را بر آن داشت تا به نقد و بررسی آثار، اشعار و اندیشههای او بپردازند. در این میان بیشترین نقد را بر آثار او را طه حسین و اصحاب مدرسه دیوان عقاد، مازنی و شکری انجام دادند. (شیخو؛ 1924: 38)
3-1-8. شعر شوقی از نظر عقاد
تقریباً نام عقاد با نام شوقی هم ردیف شده است. بهطوریکه هرجا از شوقی سخن به میان آید، از عقاد هم به عنوان یکی از منتقدین وی یاد می شود و در مورد تأثیر نقد او بر شوقی سخنان بسیاری آمده است. عقاد که متأثر از شعرای رمانتیک انگلیس بود شعرای کلاسیک از جمله؛ احمد شوقی را مورد حمله قرار داد و آثار و افکار او را به باد انتقاد گرفت و مدعی شد که شوقی فاقد هر نوع تجدد و نوآوری است و تنها از قدما تقلید میکند، بدون اینکه شخصیت مستقلی داشته باشد.
عقاد، شوقی را با سه معیار ذوق هنری، پرداختن به جوهر اشیاء و شخصیت، سنجیده و به این نتیجه رسیده است که؛ شوقی فاقد ذوق هنری در اشعار خود است و به جای پرداختن به جوهر اشیاء به ظواهر آنها اکتفا میکند و به هیچ وجه نمیتوان شخصیت او را در میان اشعارش درآورد. عقاد قصائد شوقی را در رثای محمد فرید، عثمان غالب، مصطفی کامل و امیرۀ فاطمه را مورد نقد قرار داده و او را مقلدی محض و فاقد عاطفه صادق معرفی کرده و وجود هرگونه صور ادبی را در این قصائد انکار کرده است.(عقاد؛1927: 41-40)
در مورد انگیزه عقاد از حمله به شوقی و شعر او نظرات مختلفی مطرح شده است. عده ای معتقدند که عقاد و پیروان او به قصد کسب شهرت و پایین آوردن منزلت شوقی به نقد او پرداخته اند عده ای هم معتقد هستند که درگیری عقاد و شوقی درگیری بین قدیم و جدید و به تعبیری دیگر بین تقلید و نوآوری بوده است، معرکه ای که عقاد و مازنی در مورد شوقی و شعر او به راه اندختند ناشی از کینه ای بود که در دل عقاد نهفته بود و به همین جهت علت بیشتر مقالات عقاد در مورد شوقی بدون اینکه از مصلحت فکری و ادبی برخوردار باشند، دارای صبغهای تهاجمی بود.(عطوی؛ 1978: 52)
اما حقیقت این است که شوقی در آن دوره از تاریخ ادبیات در اوج مجد و عزت بود؛ زیرا اشعار او مخصوصاً وطنیات او در صفحات اول روزنامهها و مجلات چاپ میشد، و از طرف دیگر با دربار وزراء و حکام ارتباط نزدیکی داشت، این امر باعث شد که صاحبان مجلات و روزنامهها از او تمجید کرده و او را به بالاترین مرتبهی شاعری اوج دهند. در هر حال عقاد نظر به این دارد، که شوقی شاعری است، که اشعارش شخصیت مستقل نداشته است. آنچه دیگران از زندگی و جامعه میدیدند و تعبیر میکردند شوقی به نقل و بیان آن میپرداخت و آنچه باعث شهرت او میشد، قدرت و استعداد شعری او بود که مفاهیم و دریافتهای دیگران را

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع اتباع ایران، آداب و رسوم، حافظ شیرازی، مجالس مذهبی Next Entries منبع مقاله با موضوع کلیله و دمنه، مرزبان نامه، ادبیات شفاهی، نثر فارسی