منبع مقاله با موضوع ناسازگاری، ادیان توحیدی، وجود خداوند، منابع فلسفی

دانلود پایان نامه ارشد

خدمتگزاری بود، تا اینکه مجبور شد به بالای کوهی برود تا با خدا تنها باشد.67 مسیح معمولا ساعات بسیاری را در اول هر روز به دعا با خداوند مشغول بود تا بتواند خود را برای کارهایش آماده و تجدید قوا کند. او وقتی که در اورشلیم بود عادت داشت که هر شب به کوه زیتون برود و با خدا راز و نیاز کند.68
کرکوود به این نتیجه می رسد که مراقبت‌هاي شبانی واقعی همواره نیازمند تجدید قوای روحی، عاطفی و بدنی است؛ بدون تجدید قوا انسان دیگر قادر به مراقبت‌هاي شبانی موثری نیست. در ارتباط با بیماران و مشکلات آنها روح و عواطف و تن انسان خسته می شود. در این زمینه، کتاب متی از درد دل مسیح با خدا می‌گوید: «پس قدري پيش رفته، به صورت روي زمین افتاده، دعا كرده و گفت: اي پدر من! اگر ممكن باشد اين پياله از من بگذرد؛ ليكن نه به خواهش من، بلكه به ارادة تو. عیسی نزد شاگردان خود آمده، ايشان را در خواب يافت. به پطرس گفت: آيا همچنان نمي توانستيد يك ساعت با من بيدار باشيد؟ بيدار باشيد و دعا كنيد تا در معرض وسوسه قرار نگیرید! چرا که روح رغبت دارد، ليكن جسم ناتوان است. عیسی بار ديگر رفته و باز دعا نموده، گفت: اي پدر من! اگر ممكن نباشد كه اين پياله بدون نوشيدن از من بگذرد، پس آنرا می نوشم. باشد که آنچه ارادة تو است، آن شود.»69
کرکوود در انتها می افزاید: ما از این موارد می فهمیم که مسیح به عواطف خود صادقانه در برابر خدا اعتراف می کرد. از زیر بار صلیب شانه خالی می کرد. می گذاشت خدا بفهمد که او در موردش چگونه فکر می‌کند و خجالت نمی کشید. ارتباط آنها با یکدیگر صریح، باز و صمیمی بود. تنها کسی که دائم خود را در ملاقات با خدا تازه می کند، می تواند به مراقبت‌هاي شبانی برای دیگران ادامه دهد. تنها کسی که ظرف خود را برای خدا خالی می کند، می تواند کاسه اش را با دردهای دیگران پر کند.70

فصل دوم: مسأله شر و پاسخ های آن

مسأله شر
در مسأله شر، اقسام مختلفی از سوی فلاسفه مطرح شده است که وابسته به نوع نگاه و رویکرد ایشان می‌باشد. آنچه در این نوشته به آن خواهیم پرداخت سه تقسیم منطقی، قرینه‌ای و اگزیستانی شر و گریزی کوتاه به پاسخ‌های آنها می باشد. در ادامه به تبیین این سه قسم از شر می پردازیم:
1. مسأله منطقی شر71
مسأله منطقی شر قصد دارد به خاطر وجود شرور در این عالم، ناسازگاری گزاره های دینی را نشان دهد. این مسأله در صدد اثبات، جمع نشدن بین خدای همه چیزدان، قادر مطلق و خیر محض، از یک سو و وجود شرور از سوی دیگر می باشد. طرفداران این مسأله بر این باورند که فرد دین‌دار نمی‌تواند هم اعتقاد به خدایی با صفات معرفی شده در ادیان داشته باشد و هم معتقد به وجود شر باشد.72
این مسأله در ساده ترین شکل خود از گزاره های زیر تشکیل شده است:
1. خداوند قادر مطلق است؛
2. خداوند خیر محض است؛
3. شر وجود دارد.73
تقریر این گزاره ها بدین ترتیب است که اگر دو قضیه از این قضایا صادق باشد، به ناچار سومی کاذب خواهد بود وحال آنکه خداشناس و خداباور باید به هر سه قضیه اعتقاد داشته باشد. یعنی خداشناس نمی تواند وجود شرور در این عالم را انکار کند؛ چرا که حداقل به وجود گناه در اطراف خود واقف است و گناه را یک شر اخلاقی می داند؛ از طرفی باید به خیر بودن و قادر مطلق بودن خدا اعتقاد داشته باشد، پس فردِ خداباور در اعتقادات خود دچار تناقض شده است. در صورت ملاحظه دو مقدمه مطرح شده توسط جی ال مکی، تناقض کاملا آشکار می شود:
الف) خیر نقطه مقابل شر است، به طوری که فرد خیر خواه حتی القدور شر را از میان برمی دارد؛
ب) توانایی های قادر مطلق را هیچ حد و مرزی نیست.74
لازمه این مقدمات این است که اگر کسی هم خیر محض باشد و هم قادر مطلق، باید شر را به کلی از بین ببرد. از این رو دو قضیه «قادر مطلق وجود دارد» و «شرور وجود دارند» متناقض هستند.75 در حقیقت اگر قبول کنیم که خداوند قادر مطلق است، پس باید بتواند جلوی این همه شرور را بگیرد و به خیر عظیم بدون این همه شر دسترسی یابد؛ یعنی بدون این که خیر عظیم را از دست بدهد این شرور را نابود کند.76 اما آنچه در عالم اتفاق می افتد، خلاف این را ثابت می کند. پس نمی توان بین وجود خدا با صفاتی که در ادیان به آن ها توصیف شده‌ و شرور جمع کرد.
تفسیر منتقدان از مسأله منطقی شر کاملا بستگی دارد به گزاره هایی که در باب شر اختیار می کنند. مثلا عده‌ای از منتقدان معتقدند که صرفِ وجود شر با وجود خدای ادیان توحیدی ناسازگار نیست بلکه کثرت شر در عالم است که با وجود چنان خدایی ناسازگار می افتد. این رأی مبتنی بر این تصور است که خداوند وجود اندکی شر را روا می دارد اما وجود مقادیر زیاد شر را مجاز نمی دارد. عده‌ای دیگر از منتقدان معتقدند که ناسازگاری میان شرّ طبیعی و وجود خداوند آشکارتر است. این رأی نیز بر این تصور مبتنی است که خداوند شرّ اخلاقی را که از انسان مختار سر می زند، مجاز می شمارد اما شرور طبیعی را که بی هدف و کور به نظر می‌رسند، روا نمی شمارد. فی الواقع در متون و منابع فلسفی معاصر، صورتبندی های متعددی از مسأله منطقی شر ارائه شده است که هر یک از آنها متکی به گزاره های نسبتا متفاوتی درباره شر هستند. وجه مشترک همه این صورتبندی‌ها، این است که میان شر و مجموعه اعتقادات دینداران درباره خدا، ناسازگاریی وجود دارد و لذا دینداران، ملتزم به عقلانیت نیستند. همه این صورتبندی‌ها صرفا نسبت‌های منطقیِ موجود در میان گزاره ها را در محور توجه قرار می دهند (گزاره هایی که از ضروریات خداشناسی توحیدی‌اند). این صورتبندی ها متکی به صدق و کذب گزاره های مورد بحث نیستند. به این ترتیب، هر یک از این صورتبندی‌ها مبیّن شیوه خاصی در تفسیر مدعیات ادیان توحیدی درباره خدا و شر است.77
پاسخ به مسأله منطقی شر

طبیعی است که پاسخ به هر مسأله باید مطابق با خود مسأله و در همان فضا و پارادایم باشد. در متن مسأله منطقی شر، پاسخ منطقیِ دفاعیه ارایه می شود؛ به این معنا که وضع از نظر منطقی ممکنی که در آن خدا و شر با یکدیگر با سازگاری وجود دارند مطرح می گردد. بنابراین در برابر مسأله منطقی شر باید دفاعیه آورد. در اینجا به سه دفاعیه به عنوان نمونه اشاره می شود:
• دفاع مبتنی بر اختیار؛
• عدمی بودن شر؛
• شرور، لازمه خیرهای برتر
1) دفاع مبتنی بر اختیار:
در میان فیلسوفان خداباور معاصر، الوین پلنتینجا بیش از همه برای دفع اتهام ناسازگاری کوشیده است. او در پاسخ خود موسوم به «دفاع مبتنی بر اختیار»، شیوه‌ای عرضه می کند تا نشان دهد که مدعیات دینی مورد بحث، با یکدیگر سازگارند. منتقدان مدعی اند وجود توأمان خدا و شر، منطقا ناممکن است، لذا دینداران باید نشان دهند که این امر منطقا ممکن است. به عبارت دیگر، دینداران باید نشان دهند که گزاره های «خدا و وجود دارد» و «شر وجود دارد» می توانند توأمان صادق باشند؛ لزومی ندارد که نشان دهند این دو گزاره واقعا صادق هستند.78
در این پاسخ اینگونه می توان نتیجه گرفت که خداوند قادر مطلق است اما نمی توانست جهانی خلق کند که واجد خیر اخلاقی و فاقد شر اخلاقی باشد. مدعای اصلی پلانتینجا از این قرار است: این امر ممکن است که خداوند جهانی واجد مخلوقات مختاری بیافریند که ارتکاب شر را برمی‌گزینند. به عبارت دیگر، اگر خداوند جهانی واجد مخلوفات مختار بیافریند، نمی تواند مانع خطا کردنِ آن مخلوقاتِ حقیقتا مختار شود. این گزاره، به انضمام گزاره «خدا وجود دارد» مستلزم وجود شر است. به این ترتیب آشکار می شود که وجود توأمان خداو شر، «ممکن» است. بنابراین، مدعای منتقدان (مبنی بر آنکه وجود توأمان خدا و شر، ناممکن است) باطل است.79 کثیری از فیلسوفان معاصر معتقدند که دفاع مبتنی بر اختیار، پاسخی قوی و موثر به مسأله منطقی شر به حساب می آید.80
2) عدمی بودن شر
شر امری عدمی است و ماهیت آن چیزی جز نبود امور وجودی نیست. این نظریه متعلق به بعضی متفکران بزرگ جهان مثل افلاطون، فارابی، فلوطین، ابن سینا، سنت آگوستین و … می باشد. ایشان وجود را مساوی خیر می‌دانند و معتقدند هر چه جامه هستی بر تن کند خیر است. در این فرض تمام شرور از نیستی‌ها و اعدام منتزع می‌شوند. به عبارت دیگر، شأن و منزلت وجود و هستی، افاده خیر و برکت، بلکه نفس خیر است و وجودی یافت نمی‌شود که ذاتاً شرّ باشد. بنابراین شر عبارت است از عدم وجود، مانند سایه که عبارت است از عدم روشنایی، نه اینکه وجودی مستقل در مقابل نور داشته باشد.81
بدین ترتیب در تحلیل مواردی چون کوری و یا مرگ، می توان اینگونه نتیجه گرفت که این‌ها عدم بینایی و عدم حیات اند، نه بیشتر. در نتیجه شر در این تحلیل، به دلیل ماهیت عدمی خود، بی نیاز از علت فاعلی می‌شود و منطقا سازگار با وجود خدا است.
3) شرور، لازمه خیرهای برتر
این نظریه با پذیرش و اذعان به وجود شرور در جهان موجود، آن را لازمه عالم مادی می‌دانند که متضمن خیرهای برتر و کثیری است، تا آن جا که اگر قرار بود از شرور اندک عالم مادی چشم پوشی می‌شد، می‌بایست از آفرینش اصل عالم موجود صرف نظر شود. قائلان این راه حل، برای تبیین یا اثبات مدعای خود به مثال‌هایی استشهاد می‌کنند؛ مثلاً وجود آتش که هیچ کس در خیر بودن آن تردیدی ندارد، موجب ضرر و شرور کثیری می‌شود، با این وجود کسی مخالف وجود داشتن آن نیست. بنابراین، هدف اصلی و یا بالذات خدا از آفرینش آتش، منافع بی‌شمار است، اما مضرات و شرور حاصل از آن، مراد و مقصود بالعرض خداوند است نه مقصود بالذّات خدا.
این دیدگاه از سه رکن تشکیل یافته است:
• کثرت خیرات و قلت شرور (نظام احسن)؛
• عدم انفکاک شرور از خیرات؛
• مساوقت ترک خیر کثیر با شرّ کثیر.82
از طرفی مثالهای دیگری هم وجود دارد که این پاسخ را تقویت می کند؛ مثلا لازمه کسب علم، بی‌خوابی کشیدن و خودداری از لذتها است. ثروت، تحرک و صرفه جویی می خواهد. عقل معاش، فقر می‌طلبد. عدالت، چشیدن طعم تلخ ظلم را می خواهد. رهایی از سرطان، زجر درمان و زیر تیغ رفتن را می‌خواهد. سلامتی، سختی کم غذایی و ورزش را می طلبد.
پاسخ های متعدد دیگری نیز به مسأله منطقی شر داده شده است که در اینجا می توان فقط به عنوان برخی از آنها اشاره نمود:
• شر امری نسبی و قیاسی است؛
• ماده، منشأ شر است؛
• تحقق شر بدون خیر امکان پذیر نیست؛
• خیر و شر بودن جهان به دیدگاه انسان بستگی دارد و ویژگی جهان نیست؛
• رؤیت شر به دلیل برداشت جزء نگرانه از عالم است.
2. مسأله قرینه‌ای شر
یک بار مسأله ما این است که وجود شر با اوصاف خدا سازگار نیست و باید از راهی وجود توأمان خدا و شر ثابت شود. اما باری دیگر سوال ما این است که می دانم وجود شر با وجود خدا متناقض نیست، اما واقعا شرور برای چه به وجود آمده اند. فلسفه وجودی آنها چیست و خدا چه دلایلی برای به وجود آمدن آنها دارد؟ مثلا در سوال اول می پرسیم آیا برگزاری امتحان با علم، قدرت یا خیرخواهی معلم سازگار است. او که می داند علم دانشجویان چگونه است او که خیرخواه آنان است و نمی خواهد به زحمت بیفتند و او که قدرت دارد آنها را قبول، یا رد کند و در سوال دوم می پرسیم خب اصلا چرا امتحان را برگزار می کنند؟
به عبارتی سوال اول سوالی الاهیاتی است و بر دوش الاهیات است که پاسخ آن را بدهد اما سوال دوم ذاتاً بر دوش الاهیات نیست، پرسشی فلسفی است؛ به عبارت دیگر این سوال فی حد نفسه فلسفی است، مگر آنکه به صورت شبهه مطرح شود. از آنجا که الاهیات وظیفه اش مدافعه جویی است، باید در برابر شبهات پاسخ بگوید. ملحدان از مسأله شر به منزله قرینه یا دلیل برای رد وجود خدا استفاده کرده اند و از این رو باز این مسأله، تبدیل به مسأله الاهیاتی می شود.
به تعبیری مسأله قرینه ای شر این است که وجود شرور در این عالم خردپذیر بودن گزاره های دینی را زیر سوال می برد. زیرا گزاره های دینی نمی توانند توجیه برای شرور، آن هم شرور گزاف داشته باشند. از این رو شر را به

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع بیمارستان، شبان نیکو، توانایی ها، کتاب مقدس Next Entries دانلود پایان نامه با موضوع حقوق بشر، افغانستان، حقوق جزا، مبارزه با تروریسم