منبع مقاله با موضوع مرزبان نامه، کلیله و دمنه، نویسندگان، آثار منثور

دانلود پایان نامه ارشد

سازد.(همان؛216:1380)
اثر دیگری که در اصل مجموعه‌ای داستانی است و از منابع هندی اخذ شده است طوطی نامه است. این مجموعه اصلی هندی دارد که هفتاد داستان طوطی نامیده می‌شود و در چهارچوب اصلی آن در حقیقت روایتی است از یکی از جاتکه‌های بودایی که در سندباد نامه و کارنامة رومیان نیز دیده می‌شود. سازندة این مجموعه که نه نامش را می‌دانیم و نه روزگارش را در این چهارچوب اصلی تغییراتی داده و داستان‌ها و افسانه‌های گردآوردة خود را که اساس اغلب آن‌ها بر فریبکاری زنان و نیرنگسازی آنان مبتنی است در قالب آن ریخته است… روایت مفصل‌تر این مجموعه دوبار در آغاز قرن هشتم هجری در هند به فارسی درآمد. بار اول به دست عماد بن محمد ثغری از منشیان زمان سلطان علاءالدین خلجی (1316-1296م) به نام جواهرالاسمار و بار دوم به دست ضیاءالدین نخشبی به نام طوطی‌نامه.( نخشبی؛ 1372: 21).
داستان‌های طوطی‌نامه، به دلیل این‌که بخشی از آن‌ها از پنجاتنترا گرفته شده، با برخی داستان‌های کلیله و دمنه همانند است و مؤلف جواهرالاسمار برخی از آن‌ها را حذف کرده است. داستان‌ها از زبان طوطی نقل می‌شود تا زن خواجه را از خیانت به شوهر که در سفر است بازدارد و تقریباً همچون هزار و یک شب، شبی یک داستان دارد و با همان انگیزه نقل می‌شود. حکایت‌های حیوانات در این مجموعه فراوان است اما انگیزة تعلیمی و اخلاقی آن‌ها کم‌رنگ است و بیش‌تر حاکی از افسانه‌های اولیة مردم هند است.از آثار منثور دیگر که از حکایت‌های حیوانات در آن‌ها اثری هست جوامع‌الحکایات عوفی، روضة خلد مجد خوافی و بهارستان جامی است که در هر یک حکایت‌های حیوانات (فابل) به چشم می‌خورد.
به‌طور کلی سبک و سیاق داستان‌پردازی کلیله و دمنه و امثال و حکایات آن یا امثال و حکایات مشابه آن‌ که برگرفته از فرهنگ عامه یا منابع مختلف ایرانی و غیرایرانی است، در تمام متون نظم و نثر فارسی به چشم می‌خورد. درکم‌تر اثر تعلیمی فارسی است که از تمثیل و حکایت برای توضیح و تبیین اصول اخلاقی و معرفتی و عرفانی بهره گرفته نشده باشد؛ از این‌رو تقریباً تمام آثار نظم و نثر به‌ویژه آثار مختلف نویسندگان و شاعران برجسته مرور شد و حکایت‌های حیوانات و امثال مختلفی که از زبان حیوانات نقل شده بود از آن‌ها استخراج گردید. آٍثار عطار از جمله اسرارنامه، مصیبت‌نامه، الهی‌نامه و منطق‌الطیر، مثنوی مولانا، حدیقة سنایی، سبعه ی نظامی، قصاید انوری و ناصرخسرو، بوستان و گلستان سعدی جسته و گریخته از این حکایت‌ها مشحون است. البته در اغلب این آثار از حیث انگیزة مؤلفان تفاوتی بین حکایت‌های انسانی و حیوانی به چشم نمی‌خورد، اما برخی از آنان یا به تقلید و اقتباس کلیله و دیگر آثار داستانی مشابه آن، و برخی به دلیل مناسب یافتن اقتضای مطلب یا مظاهر و سمبل‌های شایع، از حکایت‌ها و مثل‌ها و ضرب‌المثل‌های حیوانات بهره گرفته‌اند که برخی مناسب افتاده و برخی نه. (همان:217)

4-4. اهداف روی آوردن نویسندگان به فابل‌نگاری
گمان می‌رود مهم‌ترین هدف نویسندگان فابل در ایران، انتقال مفاهیمی خاص باشد که در ادامه بدان‌ها خواهیم پرداخت؛ و نسبت دادن آن به جهان حیوانات می‌تواند تبری جستن و گریز از مظان اتهامات رایج باشد.در تعریف یک حکایت از زبان حیوانات، وجود یک درس و تعلیم روشن اخلاقی یا معنوی گنجانده شده است؛ اما درس اخلاقی در این حکایت‌ها با آن‌چه معمولاً از این عبارت به ذهن متبادر می‌شود تا حدی متفاوت است. توصیف روابط حیوانات و انعکاس آن در این حکایت‌ها که در اصل معطوف به اخلاق انسانی هستند، تا اندازه‌ای از لحاظ موضوعی محدودیت ایجاد می‌کند. لازم است عالم انسانی را همچون عالم حیوانی بدانیم (حداقل از بعضی جهات همچون روابط ضعیف و قوی و ظالم و مظلوم) تا بتوانیم حکایت را همچون تمثیلی برای حوادث عالم انسانیت به شمار آوریم.(تسلیمی؛326:1378)
تأکید بیش از حد این حکایت‌ها بر قدرت، باتوجه به اصول حاکم بر عالم حیوانی، اجتناب‌ناپذیر است. بنابراین باید روابط حاکم بر عالم حیوانات را با روابط حاکم بر جامعه ی انسانی یکسان قلمداد کنیم. رابطه ی یک شیر یا خرگوش (به نحو جامع) شباهت چندانی با رابطة یک انسان قدرتمند یا ناتوان ندارد یا آن‌جا که موضوع و مضمون حکایت فایده ی اتحاد و همراهی و همکاری است (که لازمة زندگی اجتماعی انسان است)، یک داستان حیوانی نمی‌تواند به‌درستی این مسأله را منعکس کند. با این‌حال به‌دلیل وجود شخصیت‌های حیوانی، بیش‌تر موضوعات معطوف به مسائلی است بین عالم انسانی و حیوانی مشترک است؛ مانند حرص، نیاز و طمع، رابطة ضعیف و قوی و… موضوعاتی که در حوزه ی اخلاق فردی می‌گنجد مانند توکل، تسلیم، ایثار و جوانمردی،‌ ترحم و نیکوکاری، نسبت به موضوعاتی که مربوط به روابط اجتماعی و رویارویی با یکدیگر است بسیار کم‌تر به چشم می‌خورد. درحقیقت اخلاقی که در این حکایت‌ها از آن سخن می‌رود اخلاق دنیایی است که مبتنی بر عقل معاش است.(همان:340)

4-5. نگاهی به ویژگی‌های فابل‌های موجود در ادب فارسی
نثر مورد استفاده در کلیله و دمنه و مرزبان‌نامه، از نمونه‌های نثر فنی به‌شمار می‌رود؛ این حکایت‌ها را با زبانی فخیم و ادبی نقل می‌کنند و همین لحن ادبی و رسمی در جدی و واقعی نمودن حکایت‌ها،سهم اساسی دارد؛ به‌طوری که اگر مثلاً به جای نام حیوان، نام انسان بگذاریم (در صورتی که عمل، عمل انسانی باشد) تغییری در داستان ایجاد نمی‌شود.
از آن‌جا که اصل حکایت‌ها منشأ عوامانه و فولکوریک دارد، انتظار این است که سبک و بیان و زبان آن‌ها نیز درخور فهم عوام و کودکانه باشد، در حالی‌که کم‌تر چنین است. از کلیله و مرزبان‌نامه که بگذریم، در آثار منثور دیگر چون طوطی‌نامه و بختیارنامه، زبان کمی ساده‌تر می‌شود و زبان راویان قصه‌گو در نقل حکایت‌ها به‌کار می‌رود. در فرائدالسلوک زبان داستان‌ به آرایش‌های لفظی و معنوی آراسته شده و چنان‌که خود اشاره کرده: «… کتابی سازم و آن‌را موشح گردانم به عبارات لطیف و استعارات خوب و حکایات عجیب و امثال نادر».سعی داشته نثری زیبا بیافریند و از این‌رو از صنایع مختلف ادبی بهره برده است.در طوطی‌نامه زبان نسبتاً ساده‌تر است و کمتر قصد و انگیزه هنرنمایی در آن به چشم می‌خورد.به نظر می‌رسد که می‌توان حکایت‌های حیوانات در آثار فارسی را دارای ویژگی‌های زیر دانست: (تقوی؛1376: 134)
الف) زبان و سخن آن‌ها ادیبانه و مصنوع است و کم‌تر با شخصیت‌ها مطابقت دارد.
ب) حکایت‌ها اغلب با گفت‌وگو پیش می‌رود و برخی حکایت‌ها و شاید اغلب آن‌ها خود جزیی از گفت‌وگو هستند.
ج) توصیف‌های جدا از متن و غیرمرتبط با داستان در آن‌ها فراوان است.
د) اغلب کوتاه و ساده‌اند؛ یعنی از لحاظ داستانی و تعداد حوادث و شخصیت‌ها، پیچیدگی وتفصیل ندارند.
هـ ) اغلب حکایت‌ها در ضمن داستان اصلی و جامع وارد شده‌اند.
و) طرح داستانی آن‌ها چندان استواری ندارد و واقع‌نمایی خاص خود را دارند.
ز) از حیث مضمون بیش‌تر به اخلاق دنیایی و مبتنی بر عقل معاش می‌پردازند.
ح) بر ارزش‌های اخلاقی عام تأکید می‌کنند.
ط) شخصیت‌های حیوانی اغلب نماینده شخصیت‌ها و مفاهیم انسانی هستند.
ی) حوادث خارق‌العاده و غیرمنتظره به‌ندرت در آن‌ها به چشم می‌خورد. (همان: 152) 

بخش دوم : فضایل و رذایل اخلاقی در مرزبان نامه
فضیلت اسم مصدر عربی است مقابل رذیلت، رجحان، فزونی، مزیت، صفت نیکو، دانش و حکمت. فضیلت یعنی، فزونی و برتری، و در علم اخلاق صفاتی را که باعث فزونی مرتبه انسانی شود فضایل گویند. فضیلت های اصلی عبارتند از: شجاعت، عفت، حکمت و عدالت.بُعد منفی اخلاق،یعنی رذایل پیوسته در مرزبان نامه مطرح شده است و از طرف نویسنده کتاب به عنوان موجبات عدم موفقیت شخصیت های حکایات مورد اشارهقرار گرفته است. معمولا از آوردن برخی حکایات بیان یک رذیلت یا صفت زشت اخلاقی بوده است که نویسنده آن را در هر حکایت نباید به دیدگاه خویش به عنوان پیام و نتیجه استنباط و استنتاج می کند و به تناسب سخن مخاطبان را از آن رذیلت بر حذر می دارد . در اکثر حکایات این کتاب، رذایل در کنار فضایل و در تقابل با آنها مطرح شده است و شیوه ی بیان هر موضوع ، نیز متفاوت است پاره ای از آنها در قالب یک حکایت کوتاه ، برخی به شیوه ی تمثیل و مثل، تعدادی از طریق حکمت و خیر. همچنین بهره گیری نویسنده از اشعار فارسی و عربی قابل توجه است.
4-2-1. آشتی با دیگران
یکی از فضایل، آشتی و داشتن روابط حسنه با دیگران است.این فضیلت ضد قهر و دوری از آنهاست.در مرزبان نامه،در حکایت شیر و شاه پیلان آنجا که شیر گرگ را به عنوان قاصد نزد شاه میفرستد تا با رساندن پیامش آن را از جنگ و تجاوز به سرزمین شیران منصرف کند و به آشتی دعوت نماید، به این فضیلت اخلاقی اشاره شده است.
«شیر صلح را به آبی مانند میکند که آتش جنگ و فتنه را خاموش می کند و آن را کاری ستوده و حکیمانه می داند.»( وراوینی؛1275: 517)
4-2-2. امیدواری
امیدواری یکی از صفات نیک انسانی است.امید یعنی انتظار رسیدن به امری محبوب و مطلوب که همراه سرور و شادی باشد که البته داشتن چنین انتظاری باید همراه فراهم کردن شرایط تحقق آن باشد.والّا صرف انتظار و سرور نمی تواند مفهوم و معنای واقعی امید را در بر داشته باشد.امید، انگیزه ی تلاش و مایه ی حیات انسان هاست و اگر انسانی فاقد چنین صفتی باشد نمی تواند به اهداف بلند انسانی و معنوی خویش برسد.در مرزبان نامه، در حکایت مرد باغبان و خسرو به این نکته اشاره شده است. در این حکایت ، خسرو هنگام گردش در صحرا به باغبانی برخورد میکند که در واپسین مراحل پیری درخت انجیری می نشاند، از اینکه او را می بیند در چنین وضعی هنوز امیدوارانه کار میکند که نمی داند به ثمر آن می رسد یا نه تعجب می کند و به او وعده می دهد که چنانچه این درخت تو به ثمر رسید و میوه اش را به عنوان تحفه برای من آوردید مالیات آن را به تو می بخشم، و بالاخره چنین شد. ( وراوینی؛723:1375)
اصل حکایت در مرزبان نامه بدین شکل آمده:
«آزادجهر گفت: که روزی خسرو به تماشای صحرا بیرون رفت، باغبانی را دید، مردی پیر و سالخورده، اگرچه شهرستان وجودش روی به خرابی نهاده بود و آمد و شد خبر دیگران، خبیر از چهار دروازه ی باز افتاده و سی و دو آسیا، همه در پهلوی یکدیگر از کار فرو مانده، لکن شاخ أمل اش در خزان عمر و برگ ریزان عیش شکوفه تازه بیرون می آورد و بر لب چشمه ی حیاتش بعد از رفتن آب طراوت خطی سبز می دمید. در اُخریات مراتب پیری درخت انجیری می نشاند.خسرو گفت: درختی که امروز نشانی، میوه آن کجا خواهی خورد؟ پیر گفت: دیگران نشاندند و ما خوردیم، ما بنشانیم و دیگران بخورند. خسرو از وفور دانش و حضور جواب او شگفتی تمام نمود. گفت: ای پیر اگر تورا در این بستان گون و فساد بگذارند که از این درخت میوه ای بهمن تحفه آری خراج این باغستان تورا دهم.القصه، اومید به وفا رسید، درخت میوه آورد و تحفه به پادشاه ببرد و وعده به انجاز پیوست».(همان:723)
4-2-3. استفاده نیکو از زمان
بهره گیری از زمان و غنیمت شمردن فرصت از فضایل انسانی است. زمان تنها چیزی است که قابل جبران و برگشت نیست.در مرزبان نامه، نویسنده در حکایت مارفسای(مارگیر) و مار، از مار به عنوان کسی که به موقع از فرصت استفاده کرد، یاد می کند و کار مارفسایرا که با از دست دادن فرصت، هلاک نیش مار شده سرزنش می کند(وراوینی؛341:1388)
«… خرس گفت: شنیدم وقتی مار به الوان و اشکال زیبا در پایین کوهی خفته بود، چشم باز کرد، مارفسای را دید نزدیک او چنان تنگ در آمده که مجال گریختن خود نمی دانست . اندیشید که اگر بگریزم در من در رسد و اگر به سوراخ روم منفذ بگیرد، مگر خود را مرده سازم، باشد که از من درگذرد.
القصه، مار فسای نیک به تامل در او نگاه کرد، مرده پنداشت و گفت دریغا، اگر این مار را زنده بیافتمی هیچ ملوحی دام مخاریق دنیا از این ممکن نشدی و بدان کسب بسیار کردمی، لکن از این شکل و هیات استدلال می توان کرد که بازی روزگار،از این حقه ی

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، ادبیات عرب Next Entries منبع مقاله با موضوع مرزبان نامه، نقد فمینیستی، تعدد زوجات، اصول اخلاقی