منبع مقاله با موضوع مرزبان نامه، نقد فمینیستی، تعدد زوجات، اصول اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

انتظار می رود و به وی اعتماد می شود، عمل نماید. در باب هشتم مرزبان نامه،شتر با آوردن حکایت برزگر با گرگ و مار، سازش با حوادث روزگار و تسلیم تقدیر شدن را موجب رسیدن به مقصود می داند و از عکس العمل در برابر شیر پرهیز می کند و با آوردن این دلیل که من تاب مقاومت در برابر شیر را ندارم و چنان که اختلافی بین ما پیش آید همان به، که به حرف اول خود برگردم، و به زندگی ساده خویش راضی باشم و مرتب از هیبت شیر می گوید و از درون با تحریکات خرس مخالف است.ولی خرس به دلیل خبث باطنی که دارد برای اجرای نقشه خویش دائم به او یادآوری می کند تا به شکلی شتر را مجبور کند که نظرش را راجع به شیر برگرداند. (همان:224)
4-2-11. حسادت
رشک بردن بر دیگران یا حسادت، آرزوی زوال نعمت دیگران است. این رذیلت یک مرض روحی است .حسودان افرادی هستند که بخاطر رشک بردنشان دائم غمناک و گرفتارند و اگرچه هرگز به آرزوی خود یعنی سیادت و آقایی نمی رسند،اما در صددند تا از هر فرصتی جهت زیان رساندن به فرد یا افراد مورد حسد خویش استفاده نمایند.در مرزبان نامه، در حکایت موش با گربه، خروس، دوست گربه رشک برنده ای است که پس از پیوند دوستی بین موش و گربه، به تماشای مؤانست و مجالست بین آن دو، از بیم اینکه دوستی آن دو باعث بی نیازی گربه از مصافحت با آن گردد، رذیلت رشک،آن را وادار می کند که بنیاد دوستی بین گربه و موش را با حیله ای براندازد.که در حکایت چنین آمده:
« … مگر خروسی همنشین او(گربه) بود که سرّا وضرّا نهان و آشکار باهم اخطلاط داشتندی و جزء به هوای یکدیگر دم نزدندی خروس چون اختصاص موش به مجالست گربه مشاهده کرد، اندیشید که گربه را رافقت او از مصادفت من مستغنی خواهد گردانید و چون استغنی یافت مرا از رو برخورداری طمع نباید داشت. (همان:184)

4-2-12. نقد ساده لوحی و افکار فمنیستی
     روباهی در مجاورت جفتی بط خانه داشت، روباه به بیماری جرب مبتلا شد؛ بیماریی که تنها درمانش خوردن جگر بط بود. این مسأله موجب شد که روباه مترصد فریفتن یکی از آن دو بط گردد.اتفاقا روزی بط ماده را دید و به او گفت: با وجود همه‌ی صفات نیکی که در تو می‌بینم،و تمام کدبانویی که دارا می باشی و خانه داری از خصال نیکوی توست،با این حال باخبر شده‌ام که شوهر تو قصد برگزیدن همسری دیگر دارد. بط ماده اندوهگین شد، اما گفت چه توان کرد؟
معاشرت محجور حکم شوهران و مجبور طاعت ایشان کردست، وبایداحکام شرع او را به انقیاد من درآورده و با مراد او بسازم»(وراوینی؛۱۵۳:۱۳۸۸).
روباه در دل بط ماده، وسوسه می‌افکند که اگر پیوند مزاوجت با بط نر را فراموش کند، او را با جفتی می‌پیوندد که روزگار همچون اوئی نیافریده است، اما بط ماده معتقد است که؛ همسرم می تواند تا چهار زن را به نکاح خود درآورد و حتی اگر زنی که قرار است هووی من باشد راه نیکویی با من را برنگزیند من تحمل او را بر خود واجب می‌بینم. با وجود این، سرانجام بط ماده مجذوب وسوسه‌ی روباه می‌شود و از او راه چاره‌ای می‌جوید. روباه وعده‌ی گیاهی را به بط ماده می‌دهد که به وسیله‌ی آن بتواند همسرش را نابود کند. بط ماده دو روز منتظر روباه می‌ماند، اما از او خبری نمی‌شود. بنابراین به خانه‌ی روباه می‌رود. روباه که فرصت را مناسب می‌بیند، جگرگاه بط ماده را می‌درد و بدین ترتیب از ممات بط، حیات روباه میسر می‌گردد (همان:158)
    درآغاز داستان، روباه به قصد فریب، بط را می‌ستاید و از اوصافی چون کدبانویی و خانه‌داری او نام می‌برد. این نکته از لحاظ نقد فمینیستی از این جهت مورد توجه است که گویی جز کدبانویی و خانه‌داری صفتی پسندیده‌تر در زنان دیده نمی‌شود و تمام شایستگی‌های آنان در چارچوب مطبخ به ظهور می‌رسد، البته از صفات دیگری چون نظیف الطرف(پاکدامن) و اریج العرف(پاکیزه‌خو) نیز نام می‌برد، اما به دلیل این که این ستایش‌ها برای فریب اوست، ارزشی ندارند، زیرا روباه با گفتن سخنان ستایش‌آمیز سعی در تحریک احساسات زنانه‌ی بط دارد تا به این شیوه بتواند به مقصود خود نائل شود چرا که زن‌ها بر اساس فطرت خود نیاز دارند احساس ارزشمند بودن کنند و از مردها بشنوند که نقش مهمی را در زندگی ایفا می‌کنند.(تقوی؛۸۶:۱۳76)
تعدد زوجات نکته‌ی دیگری است که همواره در شرع و عرف محل بحث بوده و تاکنون نیز مخالفان و موافقان آن به تفاهم نرسیده‌اند. بط ماده در مقابل فریب‌های روباه برای قطع پیوند از بط نر و پیوستن به جفتی دیگر، خود را نمی‌بازد و به نوعی باور وفاداری به پیوند ازدواج، او را بدین کار وا می‌دارد. فمینیست‌ها بر این باورند که «جامعه‌ی نرینگان، زنان وفادار را می‌ستاید، اما باور اخلاقی وفاداری، برخاسته از فرهنگ خاص جامعه و اصول اخلاقی حاکم بر آن است، وفاداری امری دو‌جانبه است، اما فرهنگ مرد محور، همواره از زنان توقع وفاداری دارد و ضرورت آن در مورد مردان، به نحوی، همواره در سایه نگه داشته شده است.(همان:436)
به عبارت دیگر تجدید فراش مرد، از آن جهت که خدشه‌ای عمیق بر باور اخلاقی وفاداری وارد می‌کند، از سوی منتقدان فمینیست مورد انکار قرار می‌گیرد. همین امر از نظر دین اسلام نیز تا حدود بسیار زیادی پذیرفته شده است. بنابراین تعدد زوجات در اسلام موارد خاص و با شرایط سنگین و در حدود معین مجاز شمرده شده است.(تسلیمی؛239:1378)

بط ماده نیز بر همه‌ی این امور واقف است، اما استدلال او این است که همسر من قطعاً توان برقراری چنین عدالتی را داشته است که قصد برگزیدن زن دیگری دارد.بط ماده گویی بر همه‌ی احکامی که او را به بند می‌کشند احاطه دارد، اما توان رد آن‌ها را در خود نمی‌بیند، چرا که آن‌ها را حکم شرع و خدشه ناپذیر می‌بیند. بط ماده در این داستان با بیان آیاتی از قرآن، انفعال خود را توجیه می‌کند و زنان را در امور شرع دست بسته‌ی حکم شوهر می‌بیند، به همین دلیل تحمل شرایط پیش آمده را بر خود واجب می‌بیند. سرانجام روباه به آرامی و با حیله در دل بط رخنه می‌کند، تا این که او را وادار به افکاری تخریب‌گرانه می‌کند. او می‌خواهد بط نر را از میان بردارد تا صورت مسأله را به کلی پاک کرده باشد. ترس از فروپاشی زندگی مشترک و از دست دادن همه‌ی عواطف شوهر، از جمله اموری است که برای یک زن می‌تواند بسیار واهمه برانگیز باشد که گاه از سوی برخی به حسادت زنانه تعبیر می‌شود. فمینیست‌ها معتقدند از آن رو که برای احساسات، غرایز و تمایلات زنانه در نظام مرد محور، حد و اندازه‌هایی تعیین شده است، بر بعضی از ویژگی‌ها و احساسات مشترک و انسانی او با مردان نام‌های دیگری نهاده‌اند.(همان:245)
اما اگر همین موضوع از بط نر سر می‌زد، حسی موجه و منطقی به نظر می‌رسید. البته هدف اصلی داستان، نکوهش ساده‌لوحی و کوته‌نظری است اما، انتخاب بط ماده به عنوان شخص ساده‌لوح و فریب‌خورده و همچنین نظر او درباره‌ی تجدید‌فراش مرد و انفعال و پذیرش او در برابر این مسأله، موضوع را از دیدگاه نقد فمینیستی قابل بحث و بررسی نموده است.چند همسری نه تنها پس از ظهور اسلام، حتی بسیار پیش‌تر از آن در ایران وجود داشته است. در امپراتوری ساسانی شماره‌ی زنانی که یک مرد می‌توانست اختیار کند از لحاظ حقوق نظری محدود نبوده است و اختیار زنان متعدد، در عمل بسته به میل مرد و قبل از هر چیز منوط به بنیه‌ی مالی او بوده است.(تقوی؛543:1376)
بنابراین با توجه به چنین فضای فرهنگی و اجتماعی، انفعال زنان در برابر چنین حکمی، امری غریب نبوده است، زیرا آنچه بیش از هر چیز زمینه را برای پذیرش صرف یک اندیشه یا مقابله با آن فراهم می‌کند، بستر‌های فرهنگی جامعه است. چنین به نظر می‌رسد که در روزگار نگارش اصل کتاب مرزبان‌نامه و حتی برگردان فارسی آن در قرن ششم، فضای فکری جامعه، حق اعتراض برضد چنین اموری را از زنان سلب کرده است، چرا کههر ساخت فرهنگی، بافت ادبی ویژه ای دور خود می‌تند و حضور فرد در متن ادبی جدا از نحوه‌ی حضورش در صحنه‌ی فرهنگی نیست .این که بط ماده به عنوان نمادی از یک زن، در برابر احتمال تجدید فراش همسرش خود را محکوم به پذیرش می‌داند، انعکاسی از واقعیت‌های اجتماعی آن دوره، درباره ی زنان است. (همان:556)

4-2-13. فریفتگی و غرور
فریفتگی و غرور یکی از رذایل اخلاقی است و مراد از فریفته شدن به خدعه وشبهه شیطان است که انسان را به در امان ماندن از عذاب الهی و اطمینان نسبت به امری که توافق هوا و هوس، و ملایم طبع است، بشارت می دهد و ترغیب می کند . غرور از رذایلی است که به واسطه ی آن، فرد مغرور همیشه فکر می کند و می پندارد کار و راه خودش صحیح تر است و او از همه بهتر می داند و بهتر از همه عمل می کند.این صفت باعث می شود که صاحبش حقایق را نفهمد و نپذیرد و زیر بار آن نرود.مسببات فریفتگی در افراد متفاوت است و امکان دارد عقاید غلط، غرق شدن در شهوات دنیوی، غفلت از قدرت خداوندی، دل خوشی و امید منهای عمل نسبت به رحمت و غفران حق، کج فهمیدن حقیقت دین داری و یا دل خوشی به عبادات و اعمال ریایی خویش است.
در مرزبان نامه، حکایت شیر و شاه پیلان بعد از اینکه شیر پیشنهاد صلح را توسط گرگ برای شاه پیلان می فرستد و از آن درخواست آشتی و دوستی می کند شاه پیلان با تکیه بر قدرت خویش و جثه ی خود و یارانش مغرور می شود و جنگ طلبی می کند. شیر یا مشاور خود، روباه خلوت می کند که چگونه پاسخ وی را بدهیم، روباه تلویحا این عمل پیل را که ناشی از بی خردی آن می داند و به شیر می گوید که هیچ عاقلی بر نیرو و قدرت خویش فریفته نگردد و تکیه نکند از این سخن روباه می شود چنین نتیجه گرفت که یکی از عوامل پدید آمدن رذیلت غرور در آدمی، فقدان تفکر و تامل در شناخت حقایق و درک وقایع است روباه در ادامه غفلت از قدرت و نصرت حق اعتنا کردن به اسباب دنیوی را به شکلی، از دیگر عوامل غرور می داند.
« … روباه گفت: بدان که سخن شاه پیلان از این نمط که می راند(مغرورانه حرف میزند)دلیل روشن است بر تیرگی رأی و رویت و خیرگی بصر و بصیرت، چه هیچ عاقلی تکیه ی اعتماد بر حول و قدرت خویش نزند و سخن کثرت لشکر و انبوهی حشر که بدان مستنصر وبر آن متوکل می نماید، اگر از عون ایزدی ما را مدد رسد آن همه عدد ایشان در اعداد نیاید…» (وراوینی؛144:1388)

بخش سوم:فضایل و رذایل اخلاقی در آثار احمد شوقی
4-3-1. مکر و حیله گری
یکی از مضامینی که در آثار احمد شوقی بسیار به کار رفته، حیله و مکر و عاقبت خدعه و نیرنگ میباشد. شوقی با دقت به انتخاب شخصیتهای داستان خود میپردازند. به عنوان مثال یکی از فابلهای شوقی در این زمینه قصیده « الثعلب والدیك » است:
1.بَـرَزَ الثَّعــلَبُ یوماً
فی شِعــارِ الواعِظِینا
2.فَمَشى فی الأرضِ یَهذی
ویَسُـــبُّ الماكِـــرَینا
3.و یَقـولَُ: الحَمــدُ للهِ
إلــهُ العــا لـَـمَیــنا
4.یا عِـــــبادَ اللهِ توبوا
فهوُ كَهـفُ التـائِبَینا
5.و ازهَدوا فی الطّیرِ إنَّ
العَیشَ عَیشُ الزاهِدِینا
6.و اطلُبوا الدِّیـكَ یُؤذِنُ
لِصَـلاةِ الصُّبحِ فینـا
7.فأجابَ الدِّیكُ عُذراً
یا أضـلَّ المُهـتَدِینـا
8.بَلِّـغِ الثَعلبَ عَنــی
عَن جُـدودِی الصـالِحَینا
9.عَن ذَوی التِّیجانِ مِِمَّن
دَخـَــلَ البَطـنَ اللَّعِـینا
10.مُخطئٌ مَن ظَنَّ یوماً
أنَ لِلثَّعــــلب دِیــنا
(شوقی؛1992: 4/ 150)
ترجمه:
1.روزی روباه در لباس موعظه کنندگان در آمد.
2.پس در زمین راه می رفت و درحالی که هذیان می گفت، مکاران را دشنام می داد.
3.و می گفت: سپاس باد خدای را، خدایی که پروردگار جهانیان است.
4.ای بندگان خدا توبه کنید، که خداوند پناه توبه کنندگان است.
5.و در مورد پرندگان زهد پیشه کنید که همانا زندگی، زندگی پارسایان است.
6.خروس را بطلبید تا برای نماز صبح اذان بگوید.
7.خروس( که با زیرکی متوجه مکر روباه شده بود) با عذر خواهی پاسخ داد: ای گمراه ترین گمراهان.

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع مرزبان نامه، کلیله و دمنه، نویسندگان، آثار منثور Next Entries دانلود مقاله با موضوع منابع انسانی، مدیریت منابع انسانی، آموزش و پرورش، مقایسه تطبیقی