منبع مقاله با موضوع محبت خداوند، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

عَلِيٍّ (عليه السلام) أَنَّ أَكْلَ مَالِ الْيَتَامَى ظُلْماً سَيُدْرِكُهُ وَبَالُ ذَلِكَ فِي عَقِبِهِ مِنْ بَعْدِهِ فِي الدُّنْيَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً وَ أَمَّا فِي الْآخِرَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ- إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‏ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيرا.279 حلبى از امام صادق (عليه السلام) نقل كرده است، كه فرمود: در كتاب على (عليه السلام) آمده است:كسى كه مال يتيمان را به ستم مى‏خورد، به زودى وبال اين كار را در دنيا در ميان نسلش پس از خود خواهدديد؛ و در آخرت نيز وبال آن به خودش خواهدرسيد؛ امّادر دنياخداوند فرموده است:« وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً » (نساء/ 9)
علامه درتفسیر المیزانخشیت را تأثر قلبی از چیزی میداند،که انسان از اتفاق افتادن آن ترس دارد، البته ترسی که پر اهمیت باشد.280
راغب اصفهانی بیانداشته است،که خشی بیمی است، که همراه باتعظیم و بزرگداشت است، و پراهمیت باشد؛ واین حالت از راه علم وآگاهی بدست میآید.281

علامهبراین باوراست، که خداوند مردم رامامور به خشیت وتقوا کرده است؛واین نیست مگرتهدیدیکه، هر مصایبی که ایشان برسریتیمان مردم بیاورند، به یتیمان خودشان بر میگردد.282 مولف درتفسیر اطیبالبیان در ذیل این آیه آورده است، که اینآیه رابه دو نحو تفسیر کرده اند؛یکی اینکه کسی که، اولاد صغاردارد، زیاده روی واسراف نکند؛ چه در زمان حیاتش و چه بعد از آن که وصیتی کند، تمام مالش را صرف او کنند، بلکه زاید بر ثلث حق ندارد،بلکه ثلث هم زیاد است؛ودوم اینکه کسی که قیم صغار شد، درحق آنان ظلم نکند،چرا که چنین معامله ایی در حق اولاد خودش خواهد شد.283
آنچه واضح و روشن است، این است که حدیث در جهت بیان تفسیر وتعیین معنای مقصود واژه خشی است؛ واین خشیت پراهمیت جلوه میکند،چرا که باتوجه به حدیث عذاب را هم در این دنیا وهم در آخرت بدنبال دارد، خشیتی که باید ازباب خوردن مال یتیم داشت.
3-5-نبا
مولف براین عقیده است،که نبابه معنای خبر و اخبار است.284 ذیل آیهی :« عَمَّ يَتَساءَلُونَ – عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيم» (نبا/1و2)« درباره چه چيز از يكديگر مى‏پرسند؟ از آن خبر بزرگ.» حدیث ذیل بیان شده، که عبارت است از :
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الشِّيعَةَ يَسْأَلُونَكَ عَنْ تَفْسِيرِ هَذِهِ الْآيَةِ- عَمَّ يَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ‏ قَالَ ذَلِكَ إِلَيَّ إِنْ شِئْتُ أَخْبَرْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتُ لَمْ أُخْبِرْهُمْ ثُمَّ قَالَ لَكِنِّي أُخْبِرُكَ بِتَفْسِيرِهَا قُلْتُ‏ عَمَّ يَتَساءَلُونَ‏ قَالَ فَقَالَ هِيَ فِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ يَقُولُ مَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ هِيَ أَكْبَرُ مِنِّي وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ أَعْظَمُ مِنِّي.285‏ -ابو حمزه گويد: بامام باقر (عليه السلام) عرض كردم: قربانت گردم شيعهازشما تفسير اين آيه را ميپرسند «از چه ازيك ديگر ميپرسند؟ از خبر بزرگى ميپرسند!» فرمود:اختياربامن است، اگر خواهم به آنها بگويم، و اگرخواهم نگويم سپس فرمود: ولى من تفسيرش را براى تو ميگويم عرض كردم: «از چه از يك ديگر ميپرسند؟» فرمود: اين آيه در باره اميرالمومنين(صلوات اللَّه عليه) است، آن حضرت (عليه السلام) مي فرمود:خدا را آيه‏اى بزرگتر از من نيست، خدا را خبرى بزرگتر از من نيست.
راغب اصفهانی براین عقیده است، که نبا خبرى است، كه فايده و سود بزرگى دارد، كه از آن خبرعلم و دانش حاصل ميشود؛وبرظنّ وگمان غلبه ميكند،هيچگاهگفتن خبر به معنى نبا درست نيست مگر اينكه سه اصل سود وفایده وعلم ودانش وغلبه بر ظن وگمان از آن فهمیده شود؛ وهم چنین راغب بر این باور است، که به خبرى كه دروغى در آن نباشد شايسته است، نبا گويند. و هم چنین خبر از سوى خدا و از سوى نبى (عليه الصلاة و السلام)را نبا گویند.286
علامه درذیل آیه بالا بیان کرده،که اين آيه پاسخ از استفهامى است،كه خود خداى تعالى كرده بود، خودش پرسيد، از چه سوال مى‏كنند؟پاسخ مى‏دهد، از خبرى بس عظيم؛ و اين توصيفى كه از خبر مذكور كرده، توصيفى است كه تعظيم آن خبر، از آن هويدا است؛و مراد از”خبر عظيم” خبر بعث و قيامت است، كه قرآن عظيم در سوره‏هاى مكى و مخصوصا در سوره‏هايى كه، در اوایل بعثت نازل شده، كمال اهتمام را درباره اثبات آن دارد ، علامه بر این باور است، که مويد اين معنا سياق آيات سوره نبا است، كه در آنها جز به مساله قيامت و صفات يوم الفصل و استدلال برحقيت و واقعيت آن پرداخته نشده است.287
در تفسیر جوامع الجامع آمده است، که این جمله توضيح شى‏ء مورد اهميت است، كه خبر روز رستاخيز باشد، يا امررسالت و لوازم آن باشد.288
درمخزن العرفان نیز آمدهاست،که نبا خبرى را گويند، كه متضمن سه فایده باشد اول فایده‏اش بزرگباشد؛دوم از آن علم يا ظن حاصل گردد؛سوم عارى و خالى ازدروغ باشد،مثل تواتريا خبرى كه خدا يا پيغمبر وامام ميدهندكه احتمال كذب نمي دهد، وبیان می داردتمام اخباری که بلفظ نبا آمده است، متضمن معنای این سه معنی است.289
در تفسیرکشاف آمده است،که «عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ»‏شرح مقام با عظمت است.290
باتوجه به معناههای بالا وتفاسیرگفته شده،که بیان شد، نبا متضمن خبری ا ست، که پراهمیت باشد، و طریحی این حدیث را از حیث تفسیر آیه آورده است، وبا آوردن این حدیث مصداق آیه را بیان کرده است،که منظور امام علی (عليه السلام) ولایت اوست.
3-6-وفی
طریحی براین باور است،که وفی به معنای گرفتن به طور کامل به طوری که چیزی از آن باقی نماند، است.291 آیهی آورده شده، در این قسمتعبارتاست از:«وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى»(نجم /37) «و [نيز در نوشته‏هاى‏] همان ابراهيمى كه وفا كرد». طریحی حدیثی را ذیل این آیه آورده است، که عبارت است از:
الْمُكَارِي‏ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ مَا عَنَى بِقَوْلِهِ- وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى‏ قَالَ كَلِمَاتٍ بَالَغَ فِيهِنَّ قُلْتُ وَ مَا هُنَّ قَالَ كَانَ إِذَا أَصْبَحَ قَالَ- أَصْبَحْتُ وَ رَبِّي مَحْمُودٌ أَصْبَحْتُ لَا أُشْرِكُ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لَا أَدْعُو مَعَهُ إِلَهاً وَ لَا أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ وَلِيّاً- ثَلَاثاً وَ إِذَا أَمْسَى قَالَهَا ثَلَاثاً قَالَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ- وَ إِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى‏..‏292 ابو حمزه گويد:به حضرت باقر( عليه السلام) عرض كردم:خداى تعالى از اين گفتار چه مقصودى دارد (كه فرمايد): «و ابراهيم كه وفا كرده است»؛ فرمود:(مقصودش) كلماتى بوده كه ابراهيم در (گفتن) آنها مبالغه مي- كرده (و بسيارمي گفته) عرض كردم:آنها چيست؟ فرمود: هر گاه صبح مي كرد، سه بار ميگفت:«اصبحت و ربى محمود اصبحت لا اشرك باللَّه شيئا و لا أدعو معه الها و لا اتخذ من دونه اوليا»و چون شام ميكرد سه بار ميگفت؛ فرمود: پس خداى عز و جل در قرآن اش اين آيه را نازل فرمود:«و ابراهيم كه وفادارى كرد».
علامه بیان کرده که كلمه” توفيه” كه مصدر فعل” وفى” است، به معناى آن است كه حق صاحبحقراتماموكمال بپردازى و توفيه ابراهيم (عليه السلام) اين بود، كه آن حضرت هرحق بندگى كه به عهده داشت، تمام و كامل ادا كرد؛و به بهترين وجه هم ادا كرد.293سپس علامه درادامه بیان خود این آیه را می آورد، كه خداى تعالى در ستايشاش فرموده:«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ» (بقره/124)
طبرسی براین باور است، که حضرت ابراهیم فرمان خدا رابه طور کامل وتمام انجام داد.294
هم چنیندرتفسیرالقرآن الکریم مولف بیان کرده است، که وفی به معنای اتمام امر و فرمان وصبر بر ذبح فرزند وآتش نمرود است.295
طریحیاینحدیثرادرجهتتفسیرآیهبیان داشته است،و معنای وفا رادر کلامامام برای مخاطب خود بیان وتبیین کرده است،که مقصود از وفاداری امام گفتن این جملههای مورد نظردر حدیث است.اماآنچه روشن است، گفتن این جملهها در لفظ فقط نمیتواند باشد، بلکه در عمل، حضرت ابراهیم آنهارا ادا کرده است.
3-7-هدا
طریحی بیان داشته است،که هدا به معنای راهنمایی کردن وثابت قدم نگه داشتن بر صراط المستقیم است.296
مولف دراین قسمت آیهی ذیل را بیان داشته است، که عبارت است از :« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» (حمد/6)« به راه راست ما را راهبر باش.»
حدیث آورده شده، توسط طریحی در این قسمت عبارت است از :
قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (عليه السلام) فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏ قَالَ يَقُولُ أَرْشِدْنَا إِلَى الصِّرَاطِ الْمُسْتَقِيمِ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِيقِ الْمُؤَدِّي إِلَى مَحَبَّتِكَ وَ الْمُبَلِّغِ إِلَى‏ دِينِكَ‏ وَ الْمَانِعِ مِنْ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا فَنَعْطَبَ أَوْ نَأْخُذَ بِآرَائِنَا فَنَهْلِكَ‏.297
حضرت صادق( عليه السلام) در باره آيه «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏» فرمود: يعنى ما را راهنمایى كن براه مستقيم، كه منظور از راهنمایى كن،این است که، براهى كه برساند، ما را به محبت تو و دينت، و باز دارد، از آنكه پيرو هواى نفس خويش باشيم، يا از آرا خود پيروى كنيم و هلاك گرديم.
راغب براین باوراست،که هدی به معنای راهنمایی با لطف ومهربانی است؛ وهم چنین بیانداشته استکه،دراین آیات که واژه هدایت درآنها بهکاررفته است،اولایمان ونیکواری باید باشد، سپس افزونی هدایت ازسوی خدا است.298
در تاج العروس آمده است،که هدی به معنای راهنمایی است، و دلالت میکند به لطفی که مارا به مطلوب برساند.299 در کتاب العین آمده است،هدی به معنای آنچه هدایت میکند به سوی صاحب موده از نیکی است.300
این حدیث معنای هدایت را، راهنمایی به سوی محبت خداوندی یا راهی که انتهای آن محبت خداوندی است، میداند وتفسیر میکند، و هر چه محبت خدا شامل او شود، یقیناً از هوی هوس به دور می باشد.
3-8-دبب
طریحی بیانداشته است، دابه که از ریشه “دبب” است،به این معنا است،که آن خارج می شود، ازبین صفا ومروه و خبر میدهد، به مومن که او مومن است، و به کافرکه اوکافر است.301
آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از : «وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ» (نمل/82) «و چون قول [عذاب‏] بر ايشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى‏آوريم، كه با ايشان سخن گويد،كه مردم [چنان كه بايد] به نشانه‏هاى مايقين نداشتند.»
طریحی حدیثی را در این قسمت بیان داشته است، که عبارت است از:
«وَ عَنْ حُذَيْفَةَ عَنِ النَّبِيِّ ص قَالَ: دَابَّةُ الْأَرْضِ طُولُهَا سِتُّونَ ذِرَاعاً لَا يُدْرِكُهَا طَالِبٌ وَ لَا يَفُوتُهَا هَارِبٌ فَتَسِمُ الْمُؤْمِنَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ تَكْتُبُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ «مُؤْمِنٌ» وَ تَسِمُ الْكَافِرَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ تَكْتُبُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ «كَافِرٌ» وَ مَعَهَا عَصَا مُوسَى وَ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ فَتَجْلُو وَجْهَ الْمُؤْمِنِ بِالْعَصَا وَ تَخْطِمُ أَنْفَ الْكَافِرِ بِالْخَاتَمِ حَتَّى يُقَالَ يَا مُؤْمِنُ وَ يَا كَافِرُ.»302 حذيفه از پيامبرخدا روايت كرده است،كه حيوانى است،به طول 60 ذراع كه هيچ

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع علی بن الحسین، مجمع البیان، معنای اصلی، روش شناسی Next Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان، امام صادق