منبع مقاله با موضوع مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

واژه رعا به معنای رعایت کردن ومراعات و حفظ است.59 آیهی آورده شده، عبارت است از: آیه«وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ قالَ ما خَطْبُكُما قالَتا لا نَسْقي‏ حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبيرٌ» (قصص/23)«و چون به آب مَدْيَن رسيد،گروهى از مردم را برآن يافت كه[دامهاى خودرا] آب مى‏دادند، و پشت سرشان دو زن را يافت، كه [گوسفندان خود را] دور مى‏كردند[موسى‏] گفت: منظورتان [از اين كار] چيست؟گفتند:[مابهگوسفندانخود]آبنمى‏دهيم،تاشبانان[همگىگوسفندانشانرا] برگردانند، و پدر ما پيرى سالخورده است».
حدیثی که درذیل آیهی بیان شده،عبارت است، از: فالعلماء يحزنهم ترك رعاية القرآن و يغمهم عدم فهمهم له و فقد العمل به و عدم اقتدارهم على ذلك و الجهال يهمهم حفظ روايته و يغمهم عدم قدرتهم عليه لما يزعمونه كمالا و فوزا60.
آنچه مسلم است، این است که این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است ودرجهت تفسیرآیه ی مورد نظر نیست؛ و بیان می دارد، که علما غمگین از ترک حفظ قرآن وعدم فهم آن می باشند،واین معنایی مجازی نیز می تواند داشته باشد،که علما غمگین ازترک عمل قرآن هستند؛ ودر آیه نیز رعا به معنای چوپان است، چرا که این چوپان است که از گوسفندان نگهداری وحفاظت می کندو هم چنین به معنای رهبر نیز آمده است، چرا که در این واژها معنای سرپرستی و حفظ وجود دارد.
2-1-9-رقا
مولف بیان کرده است، که واژه رقا به معنای طبیب ونجات دهنده وشفا دهنده است61. آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از: « وَ قِيلَ مَنْ راق» (قیامه/27) «و گفته شود: بالا برنده (دعا و برطرف كننده بيمارى) كيست؟».
علامه در تفسیر المیزان بر این باور است،که راق اسم فاعل از مصدر رقی است وبه معنای این است،که چه کسی از اهل وعیال وپرستارانی که پیرامون اویند، میتوانند او را شفا دهند وبه معنای افسون کردن و شفا دادن است.62
حدیثی که در ذیل آیه بالا آورده شده است عبارت است از: عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْقَدَّاحِ‏ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام) قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام) ‏ رَقَى النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله) حَسَناً وَ حُسَيْناً فَقَالَ أُعِيذُكُمَا بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّاتِ وَ أَسْمَائِهِ الْحُسْنَى كُلِّهَا عَامَّةً مِنْ شَرِّ السَّامَّةِ وَ الْهَامَّةِ وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ عَيْنٍ لَامَّةٍ وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ ثُمَّ الْتَفَتَ النَّبِيُّ (صلی الله وعليه وآله)إِلَيْنَا فَقَالَ هَكَذَا كَانَ يُعَوِّذُ إِبْرَاهِيمُ- إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ (عليه السلام).63 حضرت صادق (عليه السلام) فرمود: امير المومنين (عليه السلام) فرمود: كه پيغمبر (صلی الله عليه و آله) حسن(عليه السلام) و حسين (عليه السلام)را رقيه نمود (رقيه بمعناى: دعا تعويذ افسون و آنچه براى حفظ و نگهدارى بكار برند مي باشد.) باين كلمات و فرمود:«اعيذ كما بكلمات اللَّه التامات و اسمائه الحسنى كلها عامة من شر السامة و الهامة و من شر كل عين لامة و من شر حاسد اذا حسد» سپس پيغمبر (صلی الله عليه و آله) رو به ما كرده فرمود: ابراهيم (عليه السلام) اين سان اسماعيل و اسحاق را در پناه خدا مي نهاد (و تعويذشان ميكرد).
طریحی این حدیث رابراساساشتقاق لفظ واژه رقا بیان کرده است،وارتباطی به تفسیر آیه مورد نظر ندارد.
2-1-10-غشا
درباب الف کلمه غشا، که طریحی آن را به معنای پرده و پوشش آورده است.64 آیهی آورده شده،دراین قسمت عبارت است، از:« إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ» (اعراف/54)«پروردگار شما آن خدايى است، كه آسمانها و زمين را در شش روز خلق كرد، آن گاه بر عرش (فرمانروايى) قرار گرفت، روز را به پرده شب (و به عكس) در پوشاند،كه با شتاب درپىآن پويد،و نيزخورشيد و ماه و ستارگان را مسخّر فرمان خود آفريد آگاه باشيد،كه ملك آفرينش خاص خداست، و حكم نافذ فرمان اوست بس منزه و بلند مرتبه است، خداى يكتا كه پروردگار عالميان است».
در ذیل آیه بالا، این حدیث آمده است، که عبارت است از: لَا يَقْعُدُ قَوْمٌ يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا حَفَّتْهُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ غَشِيَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ نَزَلَتْ عَلَيْهِمُ السَّكِينَةُ وَ ذَكَرَهُمُ اللَّهُ فِيمَنْ عِنْدَهُ‏‏.65-مردمى كه ذكر خدا گويند؛ ننشينند، مگر آنكه فرشتگان بر گردشان فراوان آيند، و رحمت ايشان را فرو گيرد و به ايشان آرامش عطا گردد، و خداوند او را در ميان بندگان خود از او نام برد.
مولف معجم مقاییساللغه بر این عقیده است،که غشی به معنای پوشاندن شیءبه وسیله شیء است.66
راغبدر مفردات آورده است،که غشی غشا چیزی است،که بوسیله همراه وملازمت چیز دیگر پوشیده شود.67
طریحی این حدیث رابر اساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، وحدیث ارتباطی به تفسیر آیه ندارد؛این آیه مجازآورده شده است، برای پوشاندن روز به وسیله شب و در حدیث مجاز است، برای فرا گرفتن رحمت خداوندی به وسیله فرود آمدن فرشتگان بر کسانی که ذکر خداوند گویند.
2-1-11-تبب
کلمهتبب که مولف،آن رابه معنای خسران وهلاکت،بیان کرده است.68 آیهی عبارت است، از:«وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْ‏ءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ»(هود/101)«و آنها كه به هلاكت رسيدند؛ نه ما بر آنها بلكه خود بر خويشتن ستم كردند،وهنگامى كه امر(قهر)خداىتو برهلاكشان دررسيد،همه خدايان باطلى كه غير خدا مى‏پرستيدند، هيچ دفع هلاكت از آنان ننمودند، و جز بر خسران و تباهى آنها نيفزودند.»
حدیثی که در ذیل آیه بالا آمده است، عبارت است از: حَتَّى اسْتَتَبَّ لَهُ مَا حَاوَلَ فِي أَعْدَائِك‏.69 تا آنچه (فتح و فيروزى) كه در باره دشمنانت (كافرين بتو) خواسته بود بدست آمد.
در تفسیر مجمع البیان آمده است،که تتبیب به معنای خسران وزیان است.70 هم چنین علامه آورده است، که تتبیب از مصدر تبب به معنای هلاکت و تدمیر است.71
با توجه به حدیثی که طریحی آورده است، میتوان بیان داشت،که بر اساس اشتقاق لفظ درذیل آیهی مورد اشاره آمده است،وتبب به باب تفعیل رفته است ومعنایی دیگر گرفته است.هم چنان که در لسان العرب آمده است،که “اسْتَتَبَ” به معنای استقامت واستمرار است.72 و می توان گفت منظور این است،که آن نتیجه ای که پیامبر خواسته بود، به انجام رسید وتمام شد.
2-1-12-حسب
واژه حسب طریحی آن را به معنای کافی،مراقب بودن، هم چنین جاری بودن وشمارش وعذاب بیان کرده است.73
آیهی آورده شده، دراین قسمت،عبارت است از:«اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً» (اسرا/14)«تو خودكتاب اعمالت را بخوان (و بنگر تا دردنيا چه كرده‏اى) كه تو خود تنها براى رسيدگى به حساب خويش كافى هستى».
حدیثی که درذیل آیه ی بالاآورده شده است، عبارت است از:
فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله) مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ احْتِسَاباً إِلَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ سَبْعَ خِصَالٍ أَوَّلُهَا يَذُوبُ الْحَرَامَ مِنْ جَسَدِهِ وَ الثَّانِيَةُ يَقْرُبُ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ الثَّالِثَةُ يَكُونُ قَدْ كَفَّرَ خَطِيئَةَ أَبِيهِ آدَمَ (عليه السلام) وَ الرَّابِعَةُ يُهَوِّنُ اللَّهُ عَلَيْهِ سَكَرَاتِ الْمَوْتِ وَ الْخَامِسَةُ أَمَانٌ مِنَ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ السَّادِسَةُ يُعْطِيهِ اللَّهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ السَّابِعَةُ يُطْعِمُهُ اللَّهُ مِنْ طَيِّبَاتِ الْجَنَّةِ قَالَ صَدَقْتَ يَا مُحَمَّد74. نبى اكرم (صلّى اللَّه عليه و آله) و سلم فرمودند: مومنى نيست كه ماه رمضان را به اميد اجر و پاداش روزه بگيرد؛ مگر آنكه خداوند هفت خصلت برايش مقرّر مى‏فرمايد؛اوّل:حرام را از بدنش ذوب مى‏كند،دوّم:به رحمت بارى تعالى نزديك مى‏گردد،سوّم: روزه‏اش كفّاره لغزش پدرش حضرت آدم (عليه السّلام) مى‏باشد؛چهارم: حق تعالى سختى‏هاى مرگ را بر او آسان مى‏فرمايد؛پنجم: از گرسنگى و تشنگى روز قيامت در امانش قرار مى‏دهد، ششم: برات آزادى از جهنّم را نصيبش مى‏گرداند،هفتم: از طيّبات بهشتى بهره‏مندش مى‏كند،يهودى عرضه داشت: اى محمّد راست گفتى.
طبرسی درذیل آیه بالا بیان داشته است،که انسان در روز قیامت برای حسابرسی اعمالش کافی است،چرا که وقتی اعمالش رادر آن روز میبیند، که سزای اعمالش بدون کم وزیادی و عادلانه ثبت شده است، اعتقاد پیدا می کند که خودش برای حساب رسی اعمالش کافی است75. و هم چنین طریحی بیان داشته است، که حسب با کسر جیم به معنای اجر است.76
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ودرحدیث به معنای طلب وامید اجرو ثواب آمده است.
2-1-13-رحب
مولف براین این نظراست،که واژه رحب به معنای گسترش واتساع است.77 «وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُم» (توبه/118)«و [نيز] بر آن سه تن كه بر جاى مانده بودند [و قبول توبه آنان به تعويق افتاد] تا آنجا كه زمين با همه فراخى‏اش بر آنان تنگ گرديد، و از خود به تنگ آمدند».
حدیثیکه،طریحی بیان داشته است،عبارتاست،از:«وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام)‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلیاللهعليهوآله) بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَبَقِيَ عَلَيْهِمُ‏الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ ثُمَّ قَالَ (صلیاللهعليهوآله)أَفْضَلُالْجِهَادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ‏.78امامعلی(عليهالسلام) فرمود:رسول خدا جوخه‏اى را به جهاد فرستاد،و چون برگشتند،فرمود:مرحبا به مردمى كه‏جهاد اصغر را انجام دادند، و جهاد اكبر بر عهده آنها است؛ عرض شد يا رسول الله جهاد اكبر كدامست؟فرمود: جهاد با نفس، سپس فرمود: بهترين جهاد از كسى است، كه با نفس خود كه ميان دو پهلو دار بجنگد.
مولف درتفسیر المیزان آورده است،که کلمه”رحب” به معنای وسعت در مقابل ضیق است.79
راغب در مفردات آورده است، که”رحب” به معنای فراخی جا ومکان است، ومرحباً واهلاً به معنای این است، که به مکان فراخ وراحتی رسیده ای.80
طریحی این حدیث را در ذیل آیه بالا براساس اشتقاق لفظ بیان داشته است، هرچند مفهوم ومعنای کلمه رحب به معنای اتساع وگسترش است، ومرحبا نیز گسترش تشویق را می رساند، اما حدیث در تفسیر آیه نیست و رحب در آیه به معنا ی گسترش زمین است.
2-1-14-ثجج
واژه ثجج مولف بر این عقیده است،که به معنای رونده و جهنده است.81 آیهی آورده شده، عبارت است از: « وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً» (نبا/14)«و از ابرها آبى بغايت ريزان فرو فرستاديم.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا بیان شده،عبارت است از : عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ رَفَعَهُ قَالَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله) لَمَّا أَحْرَمَ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ(عليه السلام) فَقَالَ لَهُ مُرْ أَصْحَابَكَ بِالْعَجِّ وَ الثَّجِّ وَ الْعَجُّ رَفْعُ الصَّوْتِ بِالتَّلْبِيَةِ وَالثَّجُّ نَحْرُ الْبُدْنِ وَ قَالَ قَالَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِاللَّهِ مَا بَلَغْنَا الرَّوْحَاءَ حَتَّى بَحَّتْ أَصْوَاتُنَا.82 چون رسول خدا (صلّىاللَّه عليه وآله) محرم شد جبرئيل نزد او آمد و گفت: اصحابت را

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان Next Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان