منبع مقاله با موضوع مجمع البیان، فضیلت اخلاقی، قیمت گذاری، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

است.204 آیه ای که برای شاهد مثال آورده شده، عبارت است از: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى‏ كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِين» (بقره /264)« اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، همانند آن كس كه اموال خود را از روى ريا و خودنمايى انفاق مى‏كند، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد،صدقه‏هاى خويش را به منّت نهادن و آزار رسانيدن باطل مكنيد؛ مثَل او مثَل سنگ صافى است،كه بر روى آن خاك نشسته باشد،به ناگاه بارانى تند فرو بارد،و آن سنگ را هم چنان كشت ناپذير باقى گذارد،چنين كسان از آنچه كرده‏اند، سودى نمى‏برند،كه خدا كافران را هدايت نمى‏كند.
این حدیث که براساس جناس لفظ بیان شده،از امام علی (عليه السلام )در باب صفات مومن آورده شده ،که عبارت است از:كَثِيرٌ عِلْمُهُ عَظِيمٌ حِلْمُهُ كَثِيرُ الرَّحْمَةِ لَا يَبْخَلُ وَ لَا يَعْجَلُ وَ لَا يَضْجَرُ وَ لَا يَبْطَرُ وَ لَا يَحِيفُ فِي حُكْمِهِ وَ لَا يَجُورُ فِي عِلْمِهِ نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ وَ مُكَادَحَتُهُ أَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ.205-دانشش بسيار و بردباريش بزرگ، و مهربانيش زياد است،بخل نورزدو شتاب نكند،دلتنگىنكند،و مستىننمايد،در قضاوت خلاف حق نگويد،و درعملش بيراهه نرود،ازسنگ خارا محكم تراست،ودركسب و كارازعسل شيرين‏تر.
طبرسی براین باور است،که صلد به معنای سخت است، و زمین صلد آن زمینی است که چیزی در آن نمی روید.206
علامه در ذیل این آیه بیا ن میداردکه،حالکسی که در انفاقش ریا میکند،مانند سنگ صافی است،که مختصر خاکی روی آن با شد،که به وسیله آن تزیین شده باشد،و همین که باران تندی بر آن ببارد،این بارانی که مایع سرسبزی خاک است،روی آن اثر ندارد، آن یک کم خاک به وسیله باران شسته میشود، وفقط سنگ صاف می ماند،و هرچندکه باران از اسباب رشد ونمو است، وخاک هم سبب دیگری، اما وقتی محل این آب وخاک سنگ باشد عمل این دو سبب نیز باطل می شود.207
طریحی این حدیث رابراساس جناس لفظ واژه”صَلْداً درآیه و الصَّلْدِ”درحدیث بیان کرده است،تشبیه آورده شده برای بیان ایمان مومن که در راسخ بودن هم چون سنگ سختی است، که هیچ عمل باطلی در آن اثر نکرده، که باعث تزلزل آن شود،و ایمان وی را کاهش دهد،آب وباران که از اسباب حیاتند،در این سنگ بی اثر است، با این تفاوت که در این حدیث امور نفوذ کننده، اسبابی غیر حق و باطل هستند،و ایمان مومن هم چون سنگ سخت وصاف در برابرهر سببی که بخواهد در ایمان وی اثر کند، بی تاثیر است.
2-2-14-صید
درباب دال مولف بیان کرده است،که واژه صید به معنای شکاری است،که از آن کسی نباشد،وخوردنش حلال باشد.208 آیهی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از:« أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماًوَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ»(مائده/96)«شكار دريايى و خوردن آن به جهت بهره‏مند شدنتان از آن، بر شماو مسافران حلال شده است، و شكار صحرايى تا هنگامى كه در احرام هستيد،بر شما حرام شده، از خداوندى كه به نزد او گرد آورده مى‏شويد، بترسيد.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده، عبارت است از: قَالَ يَا مُحَمَّدُ ادْنُ مِنْ صَادٍ فَاغْسِلْ مَسَاجِدَكَ وَ طَهِّرْهَا وَ صَلِّ لِرَبِّكَ.209 اى محمّد نزديك صاد شو و مساجد (مواضعى كه در سجودروى زمين قرار مى‏گيرد.) خود را بشوى، و طاهر نما و سپس براى پروردگارت نماز كن.
راغب در مفردات،بر این نظر است که “الصیدان” به معنای دیگ های سنگی است، وهم چنین بیان داشته که، آن را صاد نیز گویند.210
طریحی این حدیث را براساس جناس لفظ، واژه صید درآیه و صاد،در حدیث بیان کرده است، وحدیث ارتباطی به آیه ندارد،چرا که صید درآیه به معنای شکارو صاد درحدیث به معنای چشمه است.
2-2-15-بتر
مولف براین باوراست،که واژه بتربه معنای قطع ازخیراست.211 آیهی آورده شده، در ذیل این واژه عبارت است از: «إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَر»(کوثر/3)« بي گمان دشمن و خصم تو ابتر و بدون عقب خواهد بود.»
حدیثی که، طریحی در ذیل واژه بیان داشته است، عبارت است از:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ‏ إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ لَا يَدَّعِيهِ غَيْرُ صَاحِبِهِ إِلَّا بَتَرَ اللَّهُ عُمُرَه‏.212 امام صادق (عليه السلام) مي فرمود: اين امر (امامت) را غير صاحبش ادعا نكند، جز اينكه خدا عمرش را قطع كند.
مولف معجم مقاییس اللغه بیان کرده،که بتر به معنای قطع شدن قبل از تمام شدن است.213 درتفسیر مجمع البیان مولف براین نظراست،که دشمن تو که واصل بن وائل است منقطع از خیر است.214
علامه بیان می دارد،که ابتر در آیه به معنای اجاق کور است.215 راغب در مفردات بیان داشته است،که بتر مانند کلمه بتک به معنای بریدن و قطع کردن است، بااین تفاوت که کلمه بتردرمورد بریدن دم بکارمیرود، و سپس به کسانی که فرزندی از آنان باقی نمی- ماند، و کلمه ابتربه معنای کسی است،که یاد خیر از وی منقطع است.216
این حدیث براساس جناس لفظ واژهابتر،درآیه و بتردرحدیث بیان شدهاست، وشخصی که ادعای امامت کند، خداوند وی را مورد بتر قرار میدهد، و عمرش را قطع می کند؛یعنی عمرش را کوتاه میکند، و ازجهتی دیگر نیز میتوان گفت، شحصی که خدا عمرش را کوتاه کند، در واقع خیری را از وی را قطع کرده است،چرا که یکی از نعمت های خیری که خداوند به انسان می دهد،عمر طولانی است.
2-2-16-تبر
مولف در باب راء،کلمه تبر را به معنای هلاکت معنا کرده است. 217 آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از: « إِنَّ هؤُلاءِ مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »(اعراف /139)«آنچه اينان در آنند، نابود شونده، و كارى كه مى‏كنند، باطل است.»
حدیثی که ذیل آیهی بالا آمده، عبارت است از:مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ‏أَصْحَابِنَا أَنَّهُ قَالَ‏ لَيْسَ فِي التِّبْرِ زَكَاةٌ إِنَّمَا هِيَ عَلَى الدَّنَانِيرِ وَ الدَّرَاهِم218.‏
طریحی بیان می دارد،که تبر در حدیث به معنای طلای غیرضرب شده، است.219
در آیه تبر به معنای هلاکت است، اما طریحی این حدیث را بر اساس جناس لفظ واژه “مُتَبَّرٌ درآیه و التِّبْرِ در حدیث” بیان داشته است، وتبردرحدیث به معنای طلا از سکه و درهم است.
2-2-17-خرر
واژه خررکه، مولف براین باور است،به معنای سقوط کردن است.220 آیهای که در این قسمت بیان شده، عبارت است از: «وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً»(فرقان /73)« وكسانى كه چون به آيه‏هاى پروردگارشان اندرزشان دهند،كر و كور بر آن ننگرند».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده،عبارت است از:عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي رَجَاءٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ‏ مَا عَلِمْتُمْ فَقُولُوا وَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَقُولُوا اللَّهُ أَعْلَمُ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَنْتَزِعُ الْآيَةَ مِنَ الْقُرْآنِ يَخِرُّ فِيهَا أَبْعَدَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْض‏221.- ابو جعفر باقر (عليه السلام) گفت: آنچه را مى‏دانيد،پاسخ بدهيد،و آنچه را نمى‏دانيدپاسخ مدهيد، بگویيد:خدا داناتر است؛ مبلّغ دين يك آيه از قرآن مى‏ربايد، تا مدعاى خود را به كرسى بنشاند، اما تا آن حد از جاده حقيقت منحرف مى‏شود، كه گويا از آسمان به زمين سقوط كرده است.
مولف در معجم مقایس اللغه براین باور است،که خرر به معنای اضطراب وسقوط همراه با صوت بیان است.222
علامه بیان داشته است،که خرور بر زمین،به معنای سقوط بر زمین است، و در تفسیر آیهآورده،که کنایه است، از ملازمت گرفتن چیزی به این صورت که، روی آن بیفتند و آیات الهی رابا تفکر و بصیرت و از روی عقل آن را می پذیرند،نه کورکورانه و بدون تفکر.223
این حدیث که بر اساس جناس لفظ “واژه يَخِرُّوا “و يَخِرُّ “بیان شده است،کسانی را که برای تثبیت جایگاه وموقعیت خود، نظرات وادعاهای خود را به قرآن تحمیل می کنند؛ به کسی که از آسمان به زمین سقوط کند، تشبیه کرده، و از آنجا که فاصله آسمان وزمین خیلی زیاد است، خواسته است دوری این افراد از معارف قرآنی رابه تصویر بکشد،و هم چنین تفاوت اشخاصی که، آیات الهی را کور کورانه نمی پذیرند، با این افراد رابیان دارد، که این افراد آیات را بدون تفکر وتعقل پذیرش کرده اند.
2-2-18-سعر
مولف بیان کرده، که کلمه سعربه معنای آتش و لهیب آن است.224 آیهی آورده شده در ذیل این واژه عبارت است، از:
« فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى‏ بِجَهَنَّمَ سَعِيراً»(نساء /55)«بعضى بدان ايمان آوردند،و بعضى از آن اعراض كردند؛دوزخ آن آتش افروخته ايشان را بس».
حدیثی که در ذیل آیه بیان شده،عبارت است از:وَ قِيلَ لِلنَّبِيِّ (صلی الله عليه و آله) لَوْ سَعَّرْتَ لَنَا سِعْراً فَإِنَّ الْأَسْعَارَ تَزِيدُ وَ تَنْقُصُ فَقَالَ (عليه السلام) مَا كُنْتُ لِأَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى بِبِدْعَةٍ لَمْ يُحَدِّثْ إِلَيَّ فِيهَا شَيْئاً فَدَعُوا عِبَادَ اللَّهِ يَأْكُلُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ وَ إِذَا اسْتُنْصِحْتُمْ فَانْصَحُوا.225-به رسول خدا (صلّى اللَّه عليه و آله) گفتند: اى كاش براى اجناس قيمت مى‏گذاردى، زيرا مرتّب نرخ هازياد و كم مى‏شود، فرمود:من نمى‏خواهم، در حالى خدا را ملاقات كنم (از دنيا بروم) كه بدعتى گذارده باشم، و دستورى بر آن به من نرسيده باشد؛مردم را رها كنيد، از يك ديگر استفاده برند، وهر گاه از شما سعر (نرخ) وقت راخواستند، اخلاص ورزيد، و راست بگویيد (و اگر نپرسيدند، شما آنها را رها كنيد).
در تفسیر مجمع البیانآمده است،که سعیر از ماده سعربه معنای افروختن آتش است وبه طور استعاره به معنای کلمات شر،جنگ،آتش بکار رفته است؛و سعر متاع، به معنای قیمت متاع است، و علت آن این است، که در موقع معامله بازار به حرارت متاع، پر حرارت وگرم می شود.226
در مفردات مولف براین باور است، کهسعر فی السوق، به معنای افزایش نرخ معامله است، که تشبیه به بالا رفتن شعله آتش شده است.227
در این حدیث که، براساس جناس لفظ واژه”سَعِيراً درآیه و سِعْراً”در حدیث بیان شده است، استعاره آورده شده، برای قیمت گذاری اجناس که کم وزیاد شدن نرخ اجناس باعث تورم و تغییر بازارمیشود؛وهم بیان این امر که، اگر این تغییرات مبتنی بر یک دستور یا امر از جانب خداوند واسلام نباشد؛ بدعت به شمار می آید،وهم چنین بیان یک فضیلت اخلاقی که اگر پرسش در مورد قیمت اجناس شد، اخلاص باید ورزید.
2-2-19-عثر
باب راءکلمه عثر،که به معنای اطلاع بیان شده است.228 آیهاییکه،دراین باب آمده است عبارت است از: « فَإِنْ عُثِرَ عَلى‏ أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثماً» (مائده/107)«پس اگربراحوال آن دو شاهد اطلاعى حاصل شد،كه مرتكب گناهى شده‏اند.»
حدیث آورده شده، در ذیل آیه بالا عبارت است از:اضْرِبُوهَا عَلَى الْعِثَارِ وَ لَا تَضْرِبُوهَا عَلَى النِّفَارِ فَإِنَّهَا تَرَى مَا لَا تَرَوْن‏.229-و روايت شده است كه، آن حضرت گفت: اسب را بعلّت سر سم‏زدن بزنيد، و بعلّت رميدن مزنيد، زيرا كه او چيزهایى مى‏بيند، كه شما نمى‏بينيد.
طبرسی بر این باور است،که عثر از عثور به معنای اطلاع یافتن بر چیزی است.230وهم چنین علامه بر این عقیده است، که به معنای اطلاع بر هر چیز ویافتن آن چیز است.231
این حدیث بر اساس جناس لفظ، واژه عثر در آیه و عثار درحدیث بیان شده است.
2-2-20-رفف
طریحی بیان داشته است،که کلمه رفف به معنای گسترده وپراکنده است، وبیان داشته است،که رفرف الطایر، یعنی پرنده بالهایش را باز کرد.232
آیهی آورده شده،

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان، گیاه و درخت، امام صادق Next Entries منبع مقاله با موضوع مجمع البیان