منبع مقاله با موضوع قرآن کریم، اردشیر بابکان، آیین زرتشت، پیامبر (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

گویند این آیات از جانب خدا نازل شده و در صورتی که هرگز از جانب خدا نیست و با آنکه میدانند(تحریف خود آن است) بخدا دروغ میبندند.
2- رد عقیده الوهیت: مسیحیان حضرت مسیح را خدا میدانستند یا عقایدی در حد الوهیت او و خارج ساختن وی از جنبه بشری داشتند یا اینکه او را پسر خدا میدانستند. خداوند در این مورد یعنی خدا دانستن مسیح و پرستش وی، نصارا را سخت تخطئه کرد و آنان را در این اعتقاد کافر خواند« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً » همانا آنان که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است کافر شدند، بگو کدام قدرت میتواندکسی را از قهر و قدرت خدا نگه دارد، اگر خدا بخواهد عیسی پسر مریم و مادر او و هر که در روی زمین است را هلاک گرداند.
3- رد عقیده تثلیث: دستهای از مسیحیان به سه خدا قائلند. در این مورد نیز قرآن به سختترین وجهی بر نصارا گناه گرفته و آن را تخطئه کرده است. چنان که آمده است:
لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: به راستی آن کسانی که به سه خدا قائل شدند(آب، ابن، روح القدس) کافرگردیدند. حال آنکه جز خدای یگانه، خدایی نخواهد بود و اگر از این گفتار که میگویند برنگردند، البته به کسانی از ایشان که کافر شدهاند عذابی درد ناک خواهد رسید(مائده/72).
کلام قرآن کریم از روی حق و راستی است و انصاف را درباره غیر مسلمانان هم رعایت میکند و یا اینکه عقاید و دید گاههای غلط مسیحیان را مطرح میکند، لیکن از برخی ویژگیهای مثبت آن هم یاد کرده است. از جمله در مقایسه برخورد مشرکان، یهودیان و مسیحیان با مسلمانان در آغاز اسلام میفرماید: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ قَالُوَاْ إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَ رُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ﴿۸۲﴾ وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ﴿۸۳﴾. محققاٌ یهود و مشرکان را دشمنترین مردم با مسلمانان خواهی یافت و با محبتتر از همه کس با اهل ایمان، آنان میگویند ما نصرانی هستیم. این دوستی نصارا با مسلمانان بدان سبب است که برخی از آنها دانشمند و پارسا هستند و آنها گردنکشی بر حکم خدا نمیکنند و چون آیاتی را که به رسول خدا فرستاده شد استماع کنند اشک از دیده آنها جاری میشود؛ زیرا حقانیت آن را شناختند و گویند بارالها، ما به رسول تو محمد(ص) و کتاب آسمانی او قرآن ایمان آوردیم و نام ما را در زمره گواهان صدیق او بنویس(مائده/83و82).
نمونه ای از این محبت را میتوان در برخورد نجاشی حبشه با مهاجرین مسلمانان ملاحظه نمود. هنگامی که گروهی از یاران پیامبر(ص) بر اثر آزار و شکنجه مشرکان مکه در سال پنجم بعثت به حبشه مهاجرت کردند، در حمایت پادشاه آن سرزمین قرار گرفتند. این گروه تا سال هفتم هجرت که توانستند به مدینه عزیمت کنند و به جمع مسلمانان بپیوندند مدت پانزده سال در حبشه در امنیت به سر بردند(ثواقب،1379: 25).

یهود:
یهودیان قبل از مبعوث شدن پیامبر(ص) از طریق بشارتهای تورات به آمدن چنین پیامبری آگاهی داشتند و هنگام فشار و سختگیری مشرکان یثرب(اوس و خزرج) در ایامی که با هم نزاع داشتند با تهدید به آنان میگفتند که به زودی پیامبر جدیدی ظهور خواهد کرد و ما به او ایمان میآوریم و شما را همچون قوم عاد و ارم از بین خواهیم برد. اما با مهاجرت پیامبر به این شهر نه تنها بدو ایمان نیاوردند بلکه به مخالفت با او پرداختند.
یهودیان از همان روزهای ورود پیامبر(ص) به مدینه از او متنفر بودند و از نفوذ و پیشرفت دین وی بیم داشتند. وقتی دیدند مردم دسته دسته به دین اسلام میگروند حسدشان شدت گرفت و ترسشان افزون شد و برضد اسلام و مسلمانان به وسایل مختلف توطئه آغاز کردند.
به تعبیر قرآن کریم، یهود همراه با مشرکان از سرسختترین دشمنان اهل ایمان شدند و درباره آنها میفرماید« لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُواْ الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُواْ».
در قرآن کریم حدود هشت بار کلمه«الیهود» ذکر شده است و همچنین سه بار از کلمه«هودا» استفاده شده است. اما پرشمارترین کلمه نام«بنی اسرائیل» است که حدوداٌ چهل و یک بار در قرآن آمده است.
از اشارهها و تصریحات قرآن میتوان دریافت که خداوند به قوم بنی اسرائیل دین و آئینی فرستاده بود که در آن احکام الهی بیان شده بود؛ ولی بنی اسرائیل به همه آنها عمل نکرده و آن را تحریف کردند. قرآن کریم در آیات مختلف وضع دینی و فکری یهودیان و نحوه عمل آنها به مبانی یهود را برملا میکند و از نظر اعتقادی و عدم پایبندی به تعالیم دینی، آنها را تختئه می نماید(ثواقب،1379: 32). از جمله اشاره میکند که:
یهودیان کسانی هستند که برای منافع شخصی، شرایع خود را کنار گذاشتند، به بعضی عمل و به بعضی عمل نمیکنند(بقره/85). با اینکه آنها در گناه و تجاوز از حدود خدا و خوردن حرام میشتابند، چرا علمای ربّانی و احبار آنها را از گفتار گناه و خوردن حرام باز نمی دارند(مائده/62و63)؟یهود با احبارشان رشوه میگیرند و حرام خوری میکنند(مائده/42). مَثَل یهود با بسیاری از عالمان آنها که مکلف شدند به تورات عمل کنند و عمل نکردند همچون دراز گوشانی است که بار کتاب دارند(جمعه/5).
یهودیان در اعتقادات خود به سوی شرک گراییدهاند (آل عمران/67و64). کتمان و پوشاندن حق از جمله کارهای آنان بود(بقره /146) و به مریم مقدس تهمت میزنند(نساء/156). ربا خواری با آنکه برای آنان تحریم شده یکی از اعمال آنهاست(نساء/161). پیمان شکنی و نقض عهد مهمترین خصیصه یهود است(بقره/83و انفال /58و55). کشتن انبیای خدا به ناحق(بقره/87و مائده 70) و فساد اخلاقی(مائده/64و79-78) در میان آنها معمول بوده است. به مشرکان میگفتند که شما از نظر دین و اعتقاد راه یافتهتر و بهتر از مسلمانان هستید.
گفته اخیر یهودیان به این علت بود که عربهای بت پرست، یهود و نصارا را به سبب پشتوانه دینی–فرهنگی و اطلاعات وسیع قاریان تورات و انجیل از مطالب تاریخی از خویش برتر میشمارند؛ از این رو عرب پرسشهای خود را در مورد هستی و اسرار خلقت از اهل کتاب یعنی یهود و نصارا می پرسیدند و پس از اسلام نیز از آنها درباره دین پیامبر(ص) نظر خواهی مینمودند و برای چاره جویی در مقابل مسلمانان نزد یهود میرفتند. یهودیان نیز این تسلط فرهنگی را در میان مسلمانان با نقل قصههای تورات و انجیل و کلمات قصار حفظ کردند. چنانچه عدهای از مسلمانان بعضی از مطالبی را که از یهود میشنیدند و بعد از پیامبر (ص) افرادی چون«کعب الاحبار و ابوالدرداء» برای نقل تورات و قصه گویی معروف شدند.
صابئین:
در مورد صابئین در چند جای قرآن از آنان سخن به میان آمده است:
1- إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَ الَّذِينَ هَادُوا وَ النَّصرَى وَ الصبِئِينَ مَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ وَ عَمِلَ صلِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ (بقره/62). همانا آنان که به اسلام ایمان آوردند و آنان که از اهل یهود، مسیحی و صابئین بوده و از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان آوردند و نیکوکاری پیشه کنند برای آنها پاداشی نیک نزد پروردگارشان هست و هیچ اندوهگین نخواهند بود.
2- إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالصَّابِؤُونَ وَالنَّصَارَى مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ و عَمِلَ صَالِحًا فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لاَ هُمْ يَحْزَنُونَ (مائده/69). همانا کسانی که به اسلام گرویدهاند و یهود، مسیحیان و صابئین که به خدا و روز قیامت ایمان آورده و نیکوکار شوند هرگز ترسی بر آنان نبوده و نه اندوهگین خواهند شد.
3-إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ(حج/17). البته کسانی که به خدا ایمان آوردهاند و اهل یهود، صابئین، مجوس و آنان که به خدا شرک آورند خداوند میان آنها در روز قیامت جدایی افکند همانا خداوند بر احوال همه موجودات عالم گواه است. آیات به طور صریح از آنها یاد نمی کند؛ بلکه همین قدر روشن است که آنها پیرو بعضی از مذاهب آسمانی بودهاند به خصوص که میان طائفه یهود و نصارا قرار گرفتهاند. از جمله فرق مذهبی که در بین النهرین زندگی میکردند، صابئین اند که مرکز اصلی تجمع و فعالیتشان شهر قدیمی حرّان بود که بین اورفه و رأس عین قرار داشت. صابئون به صابئین حرّان نیز معروفندکه نباید ایشان را با صابئین اصلی اشتباه نمود. وجه تسمیه نام ایشان از آن جهت است که در زمان مأمون خلیفه عباسی، از طرف مسلمانان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و جهت رهایی از گزند آنها خود را از صابئین مذکور در قرآن(صبه) وانمود کردند.
1- بعضی آنها را از پیروان«یحیی بن زکریا» میدانند که مسیحیان او را «یحیی تعمیدهنده» مینامند.
2- بعضی معتقدند آنها برخی از عقاید یهود و برخی از عقاید مسیحیان را گرفته و به هم آمیختهاند و لذا مذهب آنها را برخی میان این دو مذهب میدانند.
صابئین برای آب جاری اهمیت زیادی قائلند و لذا بسیاری از آنها در کنار نهرهای بزرگ زندگی میکنند. گفته شده است به بعضی از ستارگان نیز احترام میگذارند، به همین جهت متهم به«ستاره پرستی» شده اند. هر چند با توجه به آیات(بقره/62) آنها در صف مشرکان نیستند(مکارم شیرازی،1361: 14/58).

2-2-1- وضعیت پیروان ادیان آسمانی(زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و صابئین)
قبل از اسلام
زرتشتیان:
ساسانیان سیاست کشورداری خود را بر اساس مذهب بنیاد نهادند. اردشیر بابکان سر سلسله ساسانیان خود از یک خاندان روحانی بود که به سلطنت رسید. اردشیر از یک طرف به خاطر علائق مذهبی و از طرف دیگر به خاطر سیاست کشورداری که نیازمند به یک مبنای اعتقادی بود به احیاء و اشاعه و تحکیم مذهب زرتشتی پرداخت. وی دستور داد کتاب مقدس زرتشتیان «اوستا» را تدوین کنند و مرتب سازند. تشکیلات منظم روحانی به وجود آورد و در نتیجه روحانیون زرتشتی صاحب قدرت فوق العاده شدند(مطهری،1362: 144(
دکتر محمد معین در کتاب«مزدیسنا» و ادب پارسی میگوید«نوبت پادشاهی به اردشیر بابکان(229-241 م) سر دودمان ساسانی رسید. ظهور وی دیباچه کتاب سعادت ایران به شمار میرود. ملت ایران از پرتو کوششهای او رونق مخصوص یافت. این پادشاه اساس سلطنت خویش و اخلاف را بر آیین «مزدیسنا» بنیاد نهاد .وی علاقه به دین را به ارث برده بود. ساسان پدر بزرگش در استخر متولی معبد ناهید بود، از این رو اردشیر با همتی مخصوص در احیا آیین باستانی کوشید. در روی سکه آتشکده به عنوان علامت ملی معرفی گردید.
به طور کلی عهد ساسانیان بزرگترین دوره رونق آیین مزدیسنا بود. روحانیت زرتشتی، در این عصر به کمال اقتدار رسید. تا پیش از رواج آیین زرتشت در ایران، آیین ایرانیان را مجوس میگفتند که مبتنی بر پرستش عناصر و قوانی طبیعت و اجرای آسمانی بود. در پی رواج آیین زرتشت که مردم را به توحید مزدایی(پرستش اهورامزدا) به جای آیین مشرکانه مجوسگری فرا میخواند آیین ایرانیان به «مزدا پرستی» تغییر یافت. گرچه رهبران آیین جدید نیز همان «مغان» یعنی روحانیون شرک کهن آریایی بودند و از این رو آیین توحیدی زرتشت را به شدت شرک آلود ساختند. پس از اسلام بر زرتشتیان کلمه مجوس اطلاق شد زیرا قرآن

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع قرآن کریم، کتاب مقدس، علامه طباطبایی، پیامبر (ص) Next Entries منبع مقاله با موضوع حکومت اسلامی، دولت اسلامی، خلفای راشدین، پیامبر (ص)