منبع مقاله با موضوع فضایل اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

2-1-23-ندد
در کتاب مجمع البحرین، واژه ندد به معنای مثل ونظیر بیان شده است.115 آیهی آورده شده عبارت است، از: « قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذِي خَلَقَ الْأَرْضَ فِي يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمِينَ» (فصلت/9)«بگو:آيا نسبت به خداوندى كه، زمين را در دو روز آفريد، كافر ميشويد و براى او كسانى را همتا مى‏پنداريد، اين پروردگار جهانيان است.»
حدیثی که آمده است،عبارت است از : ثُمَّ اسْتَلِمِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ قَبِّلْهُ فِي كُلِّ شَوْطٍ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهِ فَافْتَحْ بِهِ وَ اخْتِمْ بِهِ فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهِ فَامْسَحْهُ بِيَدِكَ الْيُمْنَى وَ قَبِّلْهَا فَإِنْ لَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهِ فَأَشِرْ إِلَيْهِ بِيَدِكَ وَ قَبِّلْهَا وَ قُلْ- أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ كَفَرْتُ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ اللَّاتِ وَ الْعُزَّى وَ عِبَادَةِ الشَّيْطَانِ وَ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ وَ عِبَادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدْعَى مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏116.- سپس دست بر حجر الاسود بساى و در هر شوط از طواف آن را ببوس، پس اگر امكان دست سودن و بوسيدنش را نيافتى، طواف را با آن آغاز كن و هم به آن ختم كن، و اگر امكان آن را نيافتى با دست راستت آن را لمس كن و آن دست را ببوس،و اگر امكان آن را نيافتى با دست خود به آن اشاره كن، و آن را ببوس و بگو: «اين امانت منست كه آن را ادا كردم، و پيمان منست كه آن را تجديد نمودم، تا براى من بوفا كردنم شهادت دهی من بخدا ايمان آوردم، و بجبت و طاغوت ولات و عزّى و عبادت شيطان و عبادت هر معبود باطلى كه در مقابل خدا ساخته، و آن را بجاى خداى عزّ و جلّ خوانده‏اند، كافر گشتم.
در اطیب البیان آمده است، که انداد شامل شرکایی است،که برای خدا قراردادند،از بت ها وغیر آنها.117 وعلامه بر این نظراست،که اندادجمع “ند” به معنای مثل وشریک است وشامل شرکایی میشود، که درربوبیت والوهیت مثل خدا باشند.118
این حدیث براساس اشتقاق لفظ بیان شدهاست،در حدیث معنای “ند”را با ذکر عنوان امثالی ازبت ها،که بت پرستان آن زمان می پرستیدند،و هم چنین پرستش شیطان وطاغوت روشن می سازد،و آن را تعمیم به عبادت هر معبود باطلی می دهد، وبا این شهادت وگواهی دادن یکتای خداوند را تایید مینماید، وربوبیت والوهیت غیرخداوند را باطل میکند.
2-1-24-نبذ
باب ذال که مولف کلمه “نبذ” رابه معنای کناره گرفتن وگوشه گیری گرفته است.119
آیهی آورده شده دراین قسمت، عبارت است از:«وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا» (مریم/16)« در اين كتاب مريم را ياد كن، آن گاه كه از خاندان خويش به مكانى رو به سوى برآمدن آفتاب دورى گزيد.» حدیثی که، ذیل آورده شده، عبارت است از: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله)‏قَالَ اللَّهُ عَزَّوَ جَلَّ قَدْ نَابَذَنِي مَنْ أَذَلَّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِن.‏120 خدا عزوجل فرموده:هر كه بنده مومنم را خوار كند، آشكارا به جنگ با من برخاسته است.
این حدیث بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ودر تفسیرآیهی مورد نظر نیست.
2-1-25- اجر
مولف بیان داشته است،که واژه اجربه معنای جزای عمل وپاداش است.121 آیهی آورده شده،در این قسمت عبارت است از: « قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ» (قصص/27) «گفت كه من مي خواهم، تزويج كنم به تو يكى از اين دو دخترم را،برای آنكه اجير شوى مرا هشت سال، پس اگر تمام كردى ده سال را پس از نزد تست، و نمى خواهم كه سخت گيرم بر تو به زودى مى‏بينى مرا به خواست خدا از شايستگان.»
حدیثی که در ذیل آیهی، بیان شده،عبارت است از: عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ‏ قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِي عَنْ حَدِّ الْوَجْهِ الَّذِي يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُوَضَّأَ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ الْوَجْهُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِغَسْلِهِ الَّذِي لَايَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَزِيدَ عَلَيْهِ وَ لَا يَنْقُصَ مِنْهُ‏ إِنْ زَادَ عَلَيْهِ لَمْ يُؤْجَرْ وَ إِنْ نَقَصَ مِنْهُ أَثِمَ مَا دَارَتْ عَلَيْهِ السَّبَّابَةُ وَ الْوُسْطَى وَ الْإِبْهَامُ مِنْ قُصَاصِ الرَّأْسِ إِلَى الذَّقَنِ وَ مَا جَرَتْ عَلَيْهِ الْإِصْبَعَانِ مِنَ الْوَجْهِ مُسْتَدِيراً فَهُوَ مِنَ الْوَجْهِ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ قُلْتُ الصُّدْغُ لَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ قَالَ لا.122به ابو جعفر باقر (عليه السلام) گفتم: بفرمایيد،كه گردى صورت آن مقدارى كه بايد شست، و خدا به شستن آن فرمان داده،تا كجا است؟ ابو جعفر گفت: گردى صورتت، از آن حدى كه خدا فرموده ،و بايد شسته شود،نه كمتر و نه‏بيشتر؛ كه اگر بيشتر بشويد پاداشى نداردو اگر كمتر بشويد خطا كرده است، همان مقدارى است كه موقع شستن و دست كشيدن انگشت شهادت و انگشت وسط و انگشت شست بر روى آن مى‏چرخد؛ و به عبارت ديگر: از بالاى صورت آن قسمتى كه موى سر چيده مى‏شود، تا زير چانه و از دو طرف صورت، هر مقدارى كه دو انگشت شست و انگشت وسط بر روى آن مى‏چرخد، جز صورت است، و ما بقى جز صورت نيست من گفتم: بنا گوش از صورت نيست؟ابو جعفر(عليه السلام) گفت: نه.
در مفردات راغب آمده است، که اجربه معنای مزد وپاداشی است که به کار تعلق گیردچه کار دنیوی وچه کار اخروی.123
این حدیث که براساس اشتقاق لفظ بیان شده است،معنای اجر رادر باب شستن اعضای وضو بیان می کندوبیان می داردکه، هر عملی مترتب بر احر وپادا ش است؛ و اگر عملی غیر ازآنچه در سنت آورده شده است عمل شود، اجر وپاداشی بر آن تعلق نمی گیردو هم چنین معنای اجیر را که در آیه آورده شده است، بیان می دارد؛ این که حضرت شعیب یکی از دختران خود رابه حضرت موسی تزویج کرد؛واز وی در خواست هشت سال کار را کرد،در واقع یک نوع قرار داد بست، وبا این مضمون می توان گفت که هر عملی مترتب بر یک اجر وپاداش است، که اگرعملی انجام نشود، منفعتی بر آن تعلق نمی گیرد.
2-1-26-بذر
مولف براین عقیده است که، واژه بذر به معنای پخش کردن در غیر آن چه خدا حلال کرده، است.124 آیهی که مولف برای بیان واژه بیان داشته است،عبارت است از:«إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِوَكانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُورا»(اسرا/27) «اسرافكاران با شياطين برادرند،و شيطان نسبت به پروردگارش ناسپاس بود».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده است، عبارت است از: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله)‏ طُوبَى لِعَبْدٍ نُوَمَةٍ عَرَفَهُ اللَّهُ وَ لَمْ يَعْرِفْهُ النَّاسُ أُولَئِكَ مَصَابِيحُ الْهُدَى- وَ يَنَابِيعُ الْعِلْمِ يَنْجَلِي عَنْهُمْ كُلُّ فِتْنَةٍ مُظْلِمَةٍ لَيْسُوا بِالْمَذَايِيعِ الْبُذُرِ وَ لَا بِالْجُفَاةِ الْمُرَاءِين‏.125رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) فرمود: خوشا حال بنده گمنامى كه خدا او را شناسد، و مردم او را نشناسند اين- ها چراغهاى هدايت و چشمه‏هاى دانشند، هر فتنه تاريك و سختى از بركت آنها برطرف شود، آنها نه فاش‏كننده و پخش‏كننده اسرارند، و نه خشن و رياكار.
درمفردات آمده است که، تبذیر به معنای تفریق کردن وپخش کردن چیزی است اصلش ازریختن وپاشیدن بذر است، که بطور استعاره به معنای پخش کردن بیهوده مال آمده است.126 وهم چنین مولف معجم مقاییس اللغه بر این باور است، که بذربه معنای پخش و پراکنده کردن چیزی است.127
علامه این چنین آورده است،که وجه تفسیر مبذرین واسرافکاران با شیطانها این باشد،که هر دوی آنها از نظر سنخیت و ملازمت،ماننددو برادرمهربان اند،وهمیشه باهم اند.128
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است، بذررابه عنوان صفت اشخاصی بیان میکندکه،خداوند آنهارا بوسیله فضایل اخلاقی ایشان می شناسد، وآنها همواره در بین مردم گمنامند،وایشانپخشکنندهاسرارمردم نیستند،وهم چنانکه میدانیم دربذرپاشی بذرهاییکهپاشیده شدهاند،رشدمیکنند؛و بذرهرماده باعث گسترش جنس آن ماده می- شودودر این حدیث با بیانی زیبا،نشر و گسترش اسرار مردم را که خود سبب ریختن آبروی افراد وتفرق وجدایی در بین افراد می شود، بیان می داردو هم چنین در آیه بیان می- دارد،که کسی که اسراف کار است ملازم شیطان است، که نتیجه ی آن کفر و ناسپاسی نسبت به خدا وند است و این اسراف درهر امری میتواند باشد.
2-1-27-حظر
مولفبراین نظراست،که کلمه حظر به معنای منع شده است،وحظیره کسی است که آغل برای شتر درست می کند، برای اینکه از گرما وسرما حفظ شود.129آیهای که در این باب آمده،عبارت است از:« كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً» (اسرا/20)«همه راچهآنگروه را و چه اين گروه را از عطاى پروردگارت پى درپى خواهيم داد، زيرا عطاى پروردگارت را از كسى باز ندارند».
حدیثی که در ذیل آیهی بالا بیان شده،عبارت است از: وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله عليه و آله)‏ الْوُضُوءُ مُدٌّ وَ الْغُسْلُ صَاعٌ وَ سَيَأْتِي أَقْوَامٌ‏ بَعْدِي يَسْتَقِلُّونَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِي وَ الثَّابِتُ عَلَى سُنَّتِي مَعِي فِي حَظِيرَةِ الْقُدْس.130‏ و رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود: آب وضو يكمدّ است و آب غسل يك صاع و در آتيه نزديك پس از من گروههایى خواهندآمد،كه اين مقدار آب را اندك شمارند، و آن جماعت بر خلاف سنّت من هستند، و هر كه استوار و پا بر جا بر سنّت من است، در حظيره قدس (بهشت) با من خواهد بود.
این حدیث با معنایی دیگردربیان مفهوم حظرمعنای آن را بسط داده است، وبر اساس اشتقاق لفظ در ذیل آیه بیان شده است، و درصدد تفسیرآیه مورد نظر نیست.
2-1-28-ضمر
طریحی بیان داشته استکه واژه “ضمر” که، کلمه ضامر از این ریشه است، به معنای شتر لاغر اندام است.131 آیهی آورده شده، در این قسمت عبارت است از: «وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالاً وَ عَلى‏ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ » (حج/27)«و در ميان مردم به (اداء مناسك) حج اعلام كن، تا خلق پياده و سواره بر شتران لاغر اندام تيزرو از هر راه دور به سوى تو جمع آيند.»
حدیث آورده شده،عبارت است از: أَلَا وَ إِنَّ الْمِضْمَارَ الْيَوْمَ وَ السِّبَاقَ غَداً .132 -بهوش باشيد، كه امروز وقت آماده شدن و فردا روز مسابقه است.
درمفردات آمده است که ضامر شتر لاغر اندامی است، که لاغریش بر اثر کار باشد نه لاغری طبیعی، و مضمار مکان اسب دوانی وتمرین کردن اسب است.133
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده،استعاره آورده شده است برای بیان عمل، که این دنیا مکان عمل و تلاش است؛ مانند اسبی که برای مسابقات، تمرین وپرداخته شود؛وانسان تا درتوان دارد باید عمل کند،وفردا که روز قیامتاستپایان این عمل و مسابقه است.
2-1-29- غور
مولفبراین عقیده است،که کلمه غورکه واژه مغارات ازاین ریشه است،به معنای موضعی که انسان در آن فرو می رود، وخود را پوشیده وپنهان می دارد، است.134 آیهی آورده شده، درذیل واژه عبارت است از:« لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغاراتٍ أَوْ مُدَّخَلاً لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَ هُمْ يَجْمَحُونی»(توبه /57)« اگر پناهگاه يا نهانگاه يا گريزگاهى مى‏يافتند، شتابان بدان سو رو مى‏كردند.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آمده است، عبارت است از: عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ‏ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(عليه السلام) يَقُولُ‏ بِالْعَقْلِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْحِكْمَةِ وَ بِالْحِكْمَةِ اسْتُخْرِجَ غَوْرُ الْعَقْلِ وَ بِحُسْنِ السِّيَاسَةِ يَكُونُ الْأَدَبُ الصَّالِحُ.135-

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد جرم شناسی، جامعه شناسی، بزهکاری نوجوانان، حقوق جزا Next Entries منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، ارتکاب جرم، پیشگیری از جرم، دادرسی کیفری