منبع مقاله با موضوع عالم برزخ، فیض کاشانی

دانلود پایان نامه ارشد

شود؛ یکی به معنای «جمیع» و دیگری به معنای «بسیار» و سخن فوق‌الذکر تنها زمانی تمام است که از «کثیر» معنایی «بسیار» اراده شده باشد؛ درحالیکه برخی از مفسّرین هر دو احتمال را جائز شمرده‌اند. 220 علاوه بر اینکه بر فرض که «جمیع» به معنای «بسیار» باشد نتیجه‌اش آن نیست که آن موجوداتی که انسان بر آنها برتری ندارد، ایشان بر انسان برتری دارند زیرا ممکن است هر دو در یک سطح بوده و مانند آدم و فرشتگان در یک درجه از قرب الهی باشند.221
گذشته از شاهد قرآنی فوق با نظر به هدف خلقت انسان، می‌توان به راز خلقت کائنات پی برد. خداوند هدف نهائی خلقت انسان را عبادت خویش و رسیدن به بالاترین مرتبه‌ی قرب، معرّفی کرده است. از سوی دیگر رسیدن به این مقام بزرگ، بر خلاف سایر موجودات غریزی نبوده؛ بلکه ناشی از حسن اختیار بوده و با گزینش راه صحیح میسّر می‌گردد. امّا وجود اختیار و عمل اختیاری در گروه وجود راه خیر و شرّ است. به تعبیر دیگر، مادامیکه دو انتخاب، یکی درست و دیگری غلط پیش روی انسان قرار نگیرد صحبت از اختیار و گزینش سخنی به گزاف است. علاوه بر این، فراهم آودرن زمینه‌ی سعادت اختیاری برای انسان علاوه بر مجهّز کردن وی به نیروی اختیار، محتاج فراهم آورن محیطی است که زمینه‌ی هر دوی خیر و شر را داشته باشد، به این معنا که محیطی باشد آمیخته با نعمت و عذاب، آسایش و رنج … و تنها دار دنیا و عالم مادّه از چنین ظرفیّتی برخوردار است و امکان آزمایش انسان در او وجود دارد. لذا قبل از خلقت انسان، چنین محیطی باید مهیّا شده و زمین دارای چنین موجودی شود. خداوند در سوره‌ی کهف پرده از این راز بزرگ بر می‌دارد و بیان می‌کند: «در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است زيورى براى آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم كه كدام يك از ايشان نيكوكارترند».222
از اینرو می‌توان نتیجه گرفت که «در این عالم همه‌ی موجودات از زمین گرفته تا آسمان، از جمادات تا نباتات و جانداران، همگی دارای غرض و غایت هستند. امّا هدف نهائی خلقت همه‌ی اینها همانا خلقت انسان و تعالی وجودی اوست؛ یعنی همه‌ی موجودات آفریده شده‌اند تا انسان از آنها بهره‌گیری کرده و خود را به قرب ربوبی و هدف خلقت یعنی به خلافت الهی برساند».223 و «مقصود از آفرینش جهان و پدیدآمدن تدریجی موجودات، این بوده که انسان پدید آید. غرض از پدیدآمدن نباتات، به وجود آمدن حیوانات بوده و منظور از آفرینش همه‌ی اینها، پیدایش هیکل بشری و مقصود از آن، حصول ارواح انسانی و خلافت الهی در زمین بوده است».224 باتوجه به مطالبی که ذکر شد، مرگ عبارت است از نوشیدن عصاره‌ی حیات که برای انسانهای گناه‌کار و نیکوکار متفاوت خواهد بود.
3-2-3 سرنوشت روح
3-2-3-1 سرنوشت روح انسان‌های نیکوکار
در هنگام مرگ برای انسان‌های نیکوکار، فرشتگان الهی نازل و پیامبر و پیشوایان ایشان برای او متمثل شده و به او می‌گویند: «به یقین کسانی که گفتند:”پروردگار ما خداوند یگانه است” سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند که”نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشتی که به شما وعده داده شده است. ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم؛ و برای شما هر چه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هر چه طلب کنید به شما داده می‌شود”».225 بسیاری از مفسران، بر این عقیده هستند که این امور هنگام مرگ، رخ می‌دهد. این تعبیر نشانه‌ی آن است که این گفتار هنگام احتضار خواهد بود. بعضى از مفسرين چون محمودبن‌ عبدالله لوسی، در کتاب روح المعانى، 226 گفته‏است: «اين آيه شريفه كلام خدا است نه كلام ملائكه». «وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ”» 227 ضمير در” فيها” ى اول و دوم هر دو به كلمه” اخره” برمى‏گردد. و كلمه”تشتهي” مضارع از مصدر”اشتهاء” است. و اصل آن نيز كلمه”شهوت” است كه به معناى از جا كنده شدن يكى از قواى آدمى بطرف خواسته‏اش مى‏باشد، خواسته‏اى كه از آن لذت مى‏برد، مانند شهوت طعام و نوشيدنى، و شهوت جنسى. كلمه”تدعون” در اصل”تدتعيون” بر وزن”تفتعلون” بود كه بر حسب قواعد علم صرف، به اين صورت درآمده. و اين كلمه از باب افتعال از دعا است، و معنايش” تطلبون الدعوه” مى‏باشد، يعنى طلب دعا مى‏كنيد. در نتيجه جمله دوم يعنى جمله”وَ لَكُمْ فِيها ما تَدَّعُونَ” دامنه شمولش وسيع‏تر از جمله اول، يعنى جمله”لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ” است، چون شهوت طلب مخصوص است، و طلب اعم از آن است. بنا بر اين، آيه شريفه به ايشان بشارت مى‏دهد به اينكه در آخرت هر خير و لذتى را كه تصور بشود، و براى شهوتشان ممكن باشد كه اشتهاى آن كند، دارا هستند، چه از خوردنيها و چه نوشيدنيها، و چه لذتهاى جنسى، و چه غير آن. بلكه از اين هم وسيع‏تر و بالاتر دارند، و آن اين است كه هر چه را بخواهند بيش از آن را دارند. 228
در سوره نحل در برخورد ملائک با افرد مومن و نیکار چنین بیان می‌کند: «همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که پاک و پاکیزه‌اند؛ به آنها می‌گویند: “سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می‌دادید”».229
در تفسیر این که چه کسانی شامل این سلام و خوش‌آمد ملائکه خداوند می‌شوند در جای دیگر قرآن اشاره می‌کند: «(آری) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند».230
3-2-3-2 سرنوشت روح انسان‌های گناه‌کار
در قرآن اشاره‌های بسیار زیادی درباب احوال بعد از مرگ برای کافران و گنه‌کاران وجود دارد. «و اگر ببینی کافران را هنگامی که فرشتگان (مرگ)، جانشان را می‌گیرند و بر صورت و پشت آنها می‌زنند و (می‌گویند:) بچشید عذاب سوزنده را (، به حال آنان تأسف خواهی خورد)».231 خداوند درباره‌ی کسانی که از دین الهی به راحتی و سادگی برگردند، به آن پشت می‌کنند، احکام خدا را نادیده می‌گیرند و دست به نفاق می‌زنند در قرآن می‌فرماید: «حال آنها چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان می‌زنند و جانشان را می‌گیرند».232 بدین سبب که از پی راهی که موجب خشم خداست رفتند و راه خشنودی او را نپیمودند خدا هم اعمالشان را محو و باطل گردانید. در سوره انعام قرآن، گروهی را ذکر می‌کند که برخلاف حال افراد نیکوکار، در هنگام مرگ، با برخورد سخت فرشتگان روبه‌رو خواهند بود و آنها کسانی هستند که به خدا دروغ می‌بندند و خود را در جایگاهی که شایستگی آن را ندارند می‌بینند و بر آن تکیه می‌کنند و در برابر سخنان پیامبر و گفتار خدا سر تعظیم فرود نمی‌آورند و کرنش نمی‌کنند: «چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد، یا بگوید: “بر من، وحی فرستاده شده” در حالی که به او وحی نشده است، و کسی که بگوید: “من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‌کنم” و اگر ببینی هنگامی که (این) ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دستها را گشوده، به آنان می‌گویند: “جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغهایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید” (به حال آنها تأسف خواهی خورد)».233
باتوجه به آیات مورد اشاره، برای افراد گنه‌کار، مرگ و روبه‌رو شدن با فرشتگان مامور مرگ، قبر و برزخ، پرسش و پاسخ، بسیار دشوار و پرمصیبت خواهد بود. از این‌رو قرآن از آن به «رخداد پرماجرا و سنگین»234 (نازعات: 34) یاد کرده است. برای جان دادن این افراد، حالت بسیار سختی را قرآن به تصویر می‌کشد. «همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می‌گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می‌شوند (و به‌دروغ می‌گویند:) ما کار بدی انجام نمی‌دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می‌دادید عالم است. (به آنها گفته می‌شود:) اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود! چه جای بدی است جایگاه مستکبران».235 با این تفسیر، چنان حالت دهشت و ترس، گنه‌کاران را فرا می‌گیرد که ناگهان خود را رخدادی سنگین مواجه می‌بینند و همه هستی خود را فراموش کرده و آنان را دچار بهت و حیرانی میکند. «(آری، این مجازات الهی) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود»236
در تفسیر آیه 124 سوره طه237 فیض کاشانی، آورده است که اهل سنت از پیامبر اسلام نقل کرده‌اند که آن حضرت فرود: «آیا می‌دانید آیه «فان له معیشه ضنکا» درباره چه کسانی نازل شده است؟ “گفتند: خدا و رسول او داناتر است” فرمود: درباره عذاب قبر کافر، حق تعالی بر او 99 اژدها مسلط گرداند که هر یک، نُه سر دارد و تا روز قیامت او را می‌گزند و به بدن او سم وارد می‌کنند.238
3-2-4 برزخ
برزخ در لغت به معنای حد فاصل بین دوچیز گفته می‌شود.239 این واژه در قرآن در سه‌جا به کار رفته است:
1. «دو دریای مختلف (شور و شیرین، گرم و سرد) را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس دارند.در میان آن دو برزخی است که یکی بر دیگری غلبه نمی‌کند و به هم نمی‌آمیزند«او کسی است که دو دریا را در کنار هم قرار داد؛ یکی گوارا و شیرین، و دیگر شور و تلخ؛ و در میان آنها برزخی قرار داد تا با هم مخلوط نشوند (گویی هر یک به دیگری می‌گوید) دور باش و نزدیک نیا».240
2. (آنها همچنان به راه غلط خود ادامه می‌دهند) تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرارسد، می‌گوید: «پروردگار من! مرا بازگردانید. شاید در آنچه ترک کردم (و کوتاهی نمودم) عمل صالحی انجام دهم!» (ولی به او می‌گویند:) چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‌گوید (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند».241
برزخ در اصلاح «به فاصله بین مرگ (دنیا) و رستاخیز» گفته می‌شود.242 یعنی از آن زمان که انسان می‌میرد و در قبر مدفون می‌شود. «آن‌گاه به مرگش رسانيد و در قبرش نهاد»243 بدن محسوس و مادی او متلاشی میگردد، تا آن زمان که خداوند دوباره او را از قبر بر می‌انگیزد. «و اینکه رستاخیز آمدنی است، و شکّی در آن نیست؛ و در حقیقت، خداست كه كسانى را كه در گورهايند برمى‌انگيزد».244 در عالم برزخ خواهد بود.
پاره‌ای از آیات بر بهره‌مندی مومنان از نعمت و بخورداری کافران و ظالمان از عذاب پس از مرگ و پیش از برپایی قیامت دلالت می‌کنند. در سوره غافر به این مطلب به صراحت اشاره شده است. «خداوند او را از نقشه‌های سوء آنها نگه داشت، و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد. عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید:) “آل فرعون را در سخت‌ترین عذابها درآورید”».245 در این دو آیه از دو نوع عذاب برای فرعونین سخن به میان آمده است. یکی “سوالعذاب” که عرضه فرعونیان بر آتش است و دیگری “اشدالعذاب” که عبارت است از انداختن فرعونیان در آتش. شواهدی وجود دارد که عذاب اول مربوط به برزخ و عذاب دوم مربوط به آخرت است. اولین شاهد، مقید شدن عذاب اول به صبح و شام است، زیرا صبح و شام در عالم برزخ است که جهانی شبیه دنیا است. شاهد دیگر این‌که عذاب دوم، که مربوط به قیامت است با عبارت “یوم تقوم الساعه” مشخص شده است. بنابر این، “سوءالعذاب” که قبل از آن ذکر شده است، مربوط به قیامت نیست.246 شاید بتوان در چگونگی عذاب و تفاوت آنها نیز تمسک کرد. اگر چه هر دو عذاب به وسیله آتش است؛ اما عذاب اولی عرضه بر آتش است و عذاب دوم ورود در آتش، که در قیامت صورت می‌گیرد. بنابر این، مراد از آتش دوزخ است، ولی برزخیان در برزخ، از دور آن را مشاهده می‌کنند و عذاب می‌شوند؛ ولی در قیامت از نزدیک. در ذیل آیه مذکور، از پیامبر اسلام نقل شده است که «هنگامی که یکی از شما از دنیا برود، جایگاه او صبح و شام به او عرضه می‌شود، اگر از اهل بهشت باشد جایگاهش در بهشت و اگر از اهل جهنم باشد جایگاهش در جهنم است. به او گفته می‌شود این جایگاه تو است، هنگامی که خداوند تو را در قیامت مبعوث کند.247
با توجه به تفسیر آیه توسط پیامبر اسلام، می‌توان دریافت کرد که: اولا عذاب

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع قرآن کریم، ظاهر و باطن، انسان محوری، اهوره مزدا Next Entries منبع مقاله با موضوع امام صادق