منبع مقاله با موضوع سلطان محمد، خوارزمشاهیان، ترکان خاتون، اسماعیلیه

دانلود پایان نامه ارشد

و حماۀ به نمایش درآورد.در این فضای آکنده از روح نهضت فرهنگی در سرزمین عرب ستاره احمد شوقی درخشید، و شعار و همت ملی را بر ضد استعمارگران شرق عربی به تحریک درآورد.(دهان؛1960 : 323-241)
احمد شوقی به دلایل مختلف،از جمله جنگ جهانی اول،استعمار انگلیس،تبعید شدن و… متحمل سختی‌هایی شد که این دشواری‌ها را می شود از آثارش متوجه شد.در بخش دیگر به اوضاع ایران در زمان وراوینی(یعنی قرن هفتم) خواهیم پرداخت.

بخش دوم: بررسی اوضاع ایران
2-2. اوضاع ایران در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری قمری
یکی از قرونی که بر کشور و مردم ایران سخت گذشت، قرن هفتم هجری بود.درواقع این قرن مقارن با حمله ی مغول به ایران بوده و در آن زمان خوارزمشاهیان بر ایران حکومت می کردند.قرن های هفتم و هشتم وحشتناک ترین دوران تاریخ ایران از نظر کشتارهمگانی و ویرانی های پی در پی است.این وضع با یورش مغول و انقلاب های پس از آن آغاز شد و با تاخت و تاز های میان پسران محمد خوارزمشاه و سرداران و سپاهیان بی صاحب او، که این سوی و آن سوی سرگردان بودند، تکمیل شد و سپس با یورش مغولان در زمان هلاکو و ستم و آزارهایی که در روزگار جانشینان وی بر ایرانیان می رسید ادامه یافت.( رضایی؛221:1381)
وقتی که مغولان به ایران حمله می کردند، سلسله ی خوارزمشاهیان بر ایران حکومت می راندند و سلطان محمد خوارزمشاه پادشاه بود. سلطان محمد،در مدت قریب به بیست سال سلطنت، قلمرو حکومت خوارزمشاهیان را از همه طرف توسعه داد.و در سال 607 ه.ق حاکمان کرمان را شکست داد. حاکمان کرمان در نتیجه قدرت زیاد خود، از طوایف اطراف باجگیری می کردند خوارزمشاهیان از زمان حکومت خود سالیانه مقداری خراج به آنها می پرداختند و همانطور که گذشت، سلطان محمد، مغرور از فتوحات خود از پرداخت خراج سالیانه ی خود امتناع کرد، که بالاخره منجر به جنگ با آنان و شکستشان گردید . از این تاریخ فاصله ی بین متصرفات سلطان محمد و قلمرو چنگیز خان از میان رفت و مغول با ایران همسایه گردید.حکومت سلطان محمد خوارزمشاه چندان پایدار نماند و درواقع وقتی سلطان بر ایران حکومت می کرد،عباسیان در بغداد صاحب خلافت بودند و از منظر دیگر مادر او ترکان خاتون نام داشت که در اوضاع سیاسی و حکومتی دخالت بسیار داشت در مورد تشکیل لشکر توسط سلطان محمد نسبت به طبقه ی روحانیون وسکنه ی بلاد خود، که از خلیفه اطاعت معنوی داشتند، اعتماد نداشت و همین امر سبب تشکیل لشکری از ترکان قبچاقی گردید که مادرش ترکان خاتون نیز از ایشان یود . (بهرامی؛245:1373)
ترکان مزبور جماعتی بی رحم و خونخوار، و به حمایت ترکان، مادر سلطان زمام امور را در دست گرفتند. همین امر یکی از دلایل ضعف خوارزمشاه و برافتادن دولت وی گردید.عده ای از اُمرا و بزرگان خراسان و ماوراء النهر که ممکن بود در حمله ی مغول به قشون ایران کمک کنند، بوسیله ی این زن از بین رفته بودند ، خلاصه زمام امور سلطنت در دست ترکان خاتون بود و به دلخواه خود مملکت را اداره می کرد. ضعف نفس سلطان در روحیه‌ی اُمرا و لشکریان اثر بدی بخشیده بود انضباط و اطاعت که از اصول اولیه و اساسی قشون است از میان رفته بود وضعف اداری و نظامی کاملا آشکار بود.(رازی؛98:1376)
خوارزمشاهیان به دنبال سلجوقیان روی کار آمدند و درواقع شیوه کشورداری و شهریاری آنها نیز مانند دوره های پیشین در چارچوب نظام فئودالی، یعنی همان نظام خان خانی بود و سعی آنها بر این امر که باید با خلفای عباسی کنار آمد. اگر نگاهی به تاریخ ایران در قرن هفتم انداخته شود، سلطان محمد خوارزمشاه را مردی شجاع می دانستند ولی در امور کشوری اورا بی تدبیر می خوانند.او در اداره ی امور کشوری و لشکری کاملا بی تدبیر بود.آشفتگی مملکت و وضع قشون و رفتار درباریان و مادر او و جواب های درشت سلطان به نمایندگان چنگیز و قتل و غارت تاجران مغولی و فروش اموال ایشان، نشانه ی کامل آشنا نبودن سلطان به اصول و قواعد سیاست و خرابی اوضاع دربار خوارزمشاهی است.(آقایی؛212:1380)
یکی از مواردی که درمورد لشکریان سلطان محمد خوارزمشاه جلوه می کند نقش مادر او است. ترکان خاتون و اطرافیان او،دولتی شده بودند در دولت خوارزمشاهی، در لشکر خوارزمشاهی اکثریت با ترکان مزدور بودند و این گروه نیز فرمان مادر شاه را اطاعت می کردند. و چون جزء غارت مقصودی نداشتند نظم و انضباط درستی نداشتند و فقط احترام مقام ترکان خاتون ایشان را فی الجمله مطیع نگه میداشت.(رضایی؛457:1381)
در زمان حکومت خوارزمشاهیان در ایران، چنگیز سعی در برقراری ارتباط تجاری بین متصرفات و کشورهای ثروتمند اسلامی داشت.و به همین دلیل عده ای از تاجران و بازرگانان مغول را به ایران فرستاد.چنگیز ،متصرفات خود و کشورهای اسلامی ،ازجمله ایران روابط تجاری برقرار کرد ، ولی غرور و خام اندیشی محمد خوارزمشاه که دستور قتل تاجران و بازرگانان مغولی را صادر کرده بود، تجاوزات و انتقام جویی چنگیز را برانگیخت و حمله ی مغول به ایران در سال 615 ه ق آغاز گردید.(دستغیب؛235:1379)

2-2-1. حمله مغول به ایران
یکی از وحشتناک ترین حملاتی که به ایران صورت گرفته،حمله ی مغولان بوده، و در واقع این حمله بعد از حمله ی مسلمانان به ایران، دومین و عجیب ترین آن بود.چنگیز در سال 616 ه ق با تمام پسران و لشگریان خود به طرف ماوراء النهر حرکت کرد. اولین ناحیه از بلاد خوارزمشاهی که، مورد حمله ی مغول قرار گرفت انوار بود، به دو علت: یکی آن که این شهر در سرحدّ شمال شرقی کشور،هم مرز ممالک ترک نشین قرار داشت،دیگر این که غایر خان حکمران آنجا بود.(رازی؛207:1376)
منشاء و عامل شروع لشکرکشی مغولان و سپاهیانشان، کشته شدن بازرگانان بود و در ادامه عوامل دیگری نیز از قبیل حس کشورگشایی و مسائل مادی و اقتصادی نیز مطرح بوده است ، در واقع چنگیز به خونخواهی آن بازرگانان حکم قتل عام و حمله را صادر کرده است.او به تلافی کشته شدن هموطنان مغولی اش قتل عام و غارت شهرهای خوارزم، بلخ، مرو، بدخشان، هرات و نیشابور را که در آن روزگار از شهرهای مهم تجاری و صنعتی و علمی خراسان بزرگ محسوب می شد را صادر کرد.
اجرای این فرمان زیان های مادی و معنوی و انسانی غیر قابل جبرانی به آن صفحات ایران وارد آورد.حملات چنگیز بی تردید فجیع ترین و وحشتناک ترین وقایعی بود که تا آن هنگام در تمام تاریخ ایران رخ داده بود.نواحی شرق ایران و ماوراء النهر هرکجا که آباد و با رونق بود باعث قتل و غارت و ویرانگری گردید.(رضایی؛379:1381)
درجای دیگر درمورد استیلای مغولان به ایران چنین آمده است: « استیلای مغول به ایران با حمله ی چنگیز به ایران از طرف ترکستان در اوایل قرن هفتم هجری شروع نمود و منجر به تاسیس سلطنتقوم او در ایران شد که تا اواسط قرن هشتم هجری به نام ایلخانان حکمرانی کردند، در کارزار با مغول مغلوب شده و سلسله ی خوارزمشاهی به تاریخ 628 ه ق بدست آن قوم منقرض گردید».(راوندی؛236:1386)

2-2-2. اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در قرن هفتم
اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران در دوران استیلای مغولان اسفناک بود. درواقع یک جور خفقان عجیبی بر کشور حاکم و قتل و غارت و چپاول وکشتار مردم در اکثر بلاد ایران به چشم می خورد و ازطرف دیگر از بین رفتن مرکز خلافت مورد نظر بود . وضع سیاسی ایران در این مدت که از بدترین ادوار تاریخی آن است، دچار مصائبی عظیم بود. این دوره که از یک قرن و نیم تجاوز با خونریزی و قتل و غارت پیاپی شروع شدو ایران را تقریبا به ویرانه ای تبدیل نمود.
اعتقاد به سحر و جادو رایج شد، خرافات و اوهام در نتیجه غلبه جهل به مراتب بیش از پیش در اذهان رخنه کرد و انحطاط افکار تدریجأ به بی نهایت رسید.موضوعی که در حمله ی مغول بسیار اهمیت دارد از میان رفتن مرکز خلافت و ضعف میان فقها و علمای مذهبی است.(صفا؛224:1382)
دوره ی حمله ی مغولان به ایران را می توان به دو دسته تقسیم کرد و آن را به این شکل بیان کرد که عصر مغول در ایران از سال 616 ه ق آغاز می شود و به سال 756 پایان می پذیرد:
1. دوره ای که سال 616 ه ق یعنی شروع حمله ی چنگیز به ایران آغاز می شود و به سال 651 که سال حرکت هلاکو به سوی این سرزمین است خاتمه می یابد.
2. دوره ای که سال 651 ه ق پایان می پذیرد چنگیز خان در اواخر سال 616 ه ق به به اترار رسید.اترار همانجا که محل تاراج و کشتار قافله ی تجاری او بود رسید، منهاج سراج،شمار سپاهیان مغول را در این حمله بالغ بر هشتصد هزار تن می داند،که از همه ی قبایل و ممالک مطیع خان مغول فراهم آمده بودند.(همان:348)
واکنش سیاسی ایرانیان در برابر پیروزی مغولان، در فتح ایران و استقرار حکومت ایلخانان به دو شکل انجام گرفت که شباهت زیادی به عکس العمل آنان در دوره های قبلی به تسخیر ایران توسط اعراب و سلطه بنی امیه و نیز به استقرار حکومت ترکان سلجوقی در کشور داشت. از یک سوء شورش و مقاومت و مقابله نظامی با ایلخانان در گوشه و کنار ایران ادامه داشت که الگوی تاریخی شان جنبش های ملی ضد بنی امیه و نهضت اسماعیلیه علیه ترکان سلجوقی به شمار می رود.موفق ترین آنها ،جنبش شیعه گرای سربداران علیه مغولان و حکومت انان در بخشی از خراسان و مازندران به شمار می رود. حکومتی که نزدیک پنجاه سال دوام یافت تا سرانجام توسط تیمور سرنگون شد. از سوی دیگر ،همانطور که خاندان های وزرای ایرانی دوران ساسانی مانند برامکه با حکومت اعراب و همچنین وزرای ایرانی چون خواجه نظام الملک با حکومت سلاجقه در ایران همکاری کردند،خاندان جوینی که از وزرای خوارزمشاهیان بودند و دانشمند و فیلسوفی چون خواجه نصیر الدین طوسی که پیش از لشگرکشی هلاکو خان در قلعه الموت اسماعیلیه مشغول کار علمی بود ، به همکاری با ایلخانان مغول پرداختند تا بتوانند میراث ملی و فرهنگی ایران را حفظ نمایند و قوم مهاجم را به تمدّن دیرینه ی این سرزمین جلب کنند. ( بیانی؛434:1381)
مهمترین واکنش اجتماعی به حمله ی مغول، پیدایش و گسترش وسیع طریقت های صوفی بود که برخلاف دوران پیش از مغول کاملا مستقل و از ساختارهای رسمی مذهبی صورت می گرفت و به طور مستقیم پاسخی به نیاز های مردم فاجعه زده به ویژه در شرایط از هم پاشی دستگاه دولت محسوب می شد. تصوّف و عرفان در این دوران به مرهمی برای تسکین مردم مظلوم و حمایت ازآنان بدل شدند و به صورت مهم ترین مکانیزم دفاعی در برابر بلای آسمانی مغول در آمدند. طریقت های مختلف صوفی در همه ی مناطق خاورمیانه با ایجاد مراکز رفاهی و عمرانی، با جلب نوجه مردم به مقولات معنوی و الهی ،با دعوت آنان به تزکیه نفس و ترک مسایل دنیوی و مادی ،با وعده ی عشق باطنی و خدایی به صورت مهمترین پناهگاه ممکن برای حفظ روح و روان توده های مردم داغ دیده درآمدند.
در شرایط سقوط اخلاقیات در روابط اجتماعی،تجربه ی عرفانی عشق به خدا از طریق پرهیزکاری تنها راه رسیدن مردم آسیب دیده به ثبات،اطمینان، مهر و دلبستگی بود. شایان توجه است که مولوی و حافظ، دو شخصیت بزرگ عرفان ایران، محصول این عصراند. (بهرامی؛157:1373)
آزادمنشی بسیاری از ایلخانان در زمینه ی دینی و مذهبی امکان رقابت آزاد ادیان و مذاهب را پس از انقراض خلفای بنی عباس به وجود آورد. در این شرایط به چند دلیل اساسی مذهب شیعه در میان ایرانیان رشد چشمگیر نمود و به طور روز افزونی نقش ناجی مردم فاجعه زده را به عهده گرفت.(مرتضوی؛109:1374)
اول آنکه ،فاجعه ی خانمان سوز مغول در سطح وسیعی نیاز روحی و روانی مصیبت دیدگان به غصه داری عمومی و سوگواری اجتماعی را به وجود آورده بود. سنت سوگواری جمعی تنها در میان شیعیان به طور سازمان یافته رواج داشت. مراسم بزرگداشت عاشورا و حماسه ی کربلا که هر سال دست کم از دوره ی آل بویه توسط شیعیان در سطح محدودی برگزار می شد، و همچنین مراسم بزرگداشت سایر امامان به فاجعه زدگان دوره ی مغول امکان عزاداری برای فاجعه‌ی جدید را هم می‌داد.
دوم آنکه ،همبستگی و بافت اجتماعی در دوران پیش از حمله ی مغول در نتیجه منازعات خونین شافعی ها ، حنفی ها و تخاصمات اهل سنت و اسماعیلیه سست شده و در

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، قرن نوزدهم، نظام اجتماعی، فکر و اندیشه Next Entries منبع مقاله با موضوع اتباع ایران، آداب و رسوم، حافظ شیرازی، مجالس مذهبی