منبع مقاله با موضوع زنان و دختران، غازان خان، تاریخ ایران، نیروی انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

است.صوفیان در برابر علما و ائمه که عشق و موسیقی و سماع و شراب را حرام می دانستند ایستاده بودند و عشق را پایه ی سلوک می دانستند.(آشتیانی؛342:1377)
اما آفت بزرگی که تصوف از آن رنج می برد کثرت و تجمع سرمایه نزد شیوخ تصوف بود که در واقع زمین داران و فئودال های عصر مغول بودند. شاید بهترین نمونه از اینگونه شیوخ، شیخ صفی الدین اردبیلی باشد که در واقع پادشاه واقعی آذربایجان بود.(میرجعفری؛1389: 89)
بزرگان اهل تصوف گاه در لابه لای ریاضت ها، به تن پروری، میگساری، غلامبارگی و نوشیدن شراب می پرداختند. به همجنس بازی صوفیان علۀ المشایخ می گفتندو نه تنها آن را تقبیح نمی کردند،بلکه آن را موهبتی الهی نیز می دانستند.(بیانی؛289:1371)
حافظ به این فعل اشاراتی دارد:

صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی
زین میان حافظ دلسوخته بدنام افتاد
(حافظ؛167:1378)
پس از تصوف، انجمن های فتیان، بزرگترین و با نفوذترین گروه های اجتماعی عصر مغول را تشکیل می‌دادند که منشا تحرکات و دگرگونی های بسیاری در جامعه ی ایرانی بوده اند.(میرجعفری؛1389: 128)
فتوت برخلاف تصوف که بیشتر بر انزواطلبی و گوشه گیری از جامعه تاکید می کرد؛ در پی اصلاحات اجتماعی و برپایی عدالت در بین طبقات جامعه بود.فتیان به خاطر رعایت اصول اخلاقی والایی که داشتند، علی رغم اینکه از گروه های رهبری جامعه محسوب نمی شدند و از طبقات اصناف و حتی از لایه های پایین جامعه بودند، تاثیر زیادی در تمدن اسلامی داشتند.(همان،139)
این فتیان که از طرق مختلف، خود را به حضرت علی بن ابی طالب(ع) می رساندند، به علت حمایت فراوان از جانب عیاران، عمدتا دارای نیروی انسانی و نظامی مناسبی بودند که در هنگام حمله به شهرها و یا در هنگام به وجود آمدن اغتشاش ها از آن استفاده می کردند.مثلا می توان از فتیان عیار هرات در ابتدای حمله ی چنگیز اشاره کرد که پس از خرابی شهر به دست خان بزرگ، این فتیان و پهلوانان بودند که در آنجا ساکن شده و شهر را دوباره احیا کردند.این گروه ها در جوانمردی، اطعام، دستگیری از مظلومان، کشتن شرطه هاو… بی نظیر بودند. ( همان:150)
وجود تساهل دینی که اساس اعتقاد طبقه ی حاکم مغول بود و همچنین آنچه از آن تعبیر به جامعه ی باز نموده اند، باعث گردید که قبح بسیاری از ارزش ها در جامعه از بین رفته و مردم علنا به فساد روی آورند.و حتی همان گروه های فتیان که به جوانمردی معروف بودند، خود در دام پریشانی اخلاقی افتاده و به گردنه گیران و قلندران زمان خود تبدیل شدند. و حتی تحت عنوان اوباش و رندان خوانده می شدند.
( میرجعفری؛167:1389)
و بنا بر اطلاعاتی که ابن بطوطه از سفر خود در ایران داده است، ظاهرا بیش ترین و معروف ترین دزدی ها در آن زمان دزدی اسب بوده است. و مردم از ترس این دزدان نام خود را بر ران چهارپای خویش داغ می کرده اند. و از معروف ترین راهزنان به نام ،جمال لوک سیستانی نام میبرند، که البته ی روحیه ی جوانمردی او سبب شده که تنها راه را بر سرمایه داران ظالم شد کند.(همان:209)
سادات همواره در کل ادوار تاریخ ما چه پیش از مغول و چه پس از آن به نوعی نماینده و رهبر معنوی اقشار مردم بوده اند. مغولان در پی تهاجمات خود به ایران، قصد درافتادن با معتقدات مردم مغلوب که اکرام سادات هم جزئی از آن بود را نداشتند. و حتی به این معتقدات به دیده ی احترام می نگریستند.
بزرگ سادات هر شهری را نقیب می گفتند که از سوی دولت انتخاب می شد و امتیازات و احترام بسیار داشت. این امتیازات به تدریج گروه ها و افراد زیادی را تحریض کرد که برای خود سند سیادت جعلی تهیه نمایند و بدین ترتیب قشر کثیر نوظهوری به نام سادات، در بطن جامعه ایجاد شد.در منابع این عهد، از بی عدالتی قضات و فساد دست اندرکاران حکومت موارد فراوانی ذکر شده، که غازان تا حد بسیاری از این نوع انحرافات آنان، که به اخاذی و رشوه ستاندن مشغول می شدند و قباله های قدیمی جعل می کردند و گروه های مختلف صاحب مقام به جان هم می افتادند،جلوگیری کرد.(بهرامی؛481:1380)
لشکرکشی های چنگیزخان و هولاکو به بنیه ی مالی و زندگی مردم سرزمین های متصرفه صدمات فراوان وارد آورده بود. از آن گذشته چون هریک از فرمانروایان در هنگام جلوس بر تخت سلطنت مبالغ هنگفتی را به صورت هدایا به اطرافیان می داد، خزانه خالی می شد و این امر مشکلات فراوانی به بار می آورد.
در این شرایط نمی توان گفت که قوانین مالیاتی در حقیقت تا چه اندازه معتبر بوده است. چنانچه خانواده ای دستور ماموران مالیات را اطاعت نمی کرد، اغلب اتفاق می افتاد که لشکریان فرزندان آن خانواده را به زور می بردند .(راوندی،1376: 298)
بدیهی است که کارمندان معمولی نیز می خواستند از این غنیمت مالی سهمی داشته باشند، بیتکچیان همراه با واحدهای لشکری به یک یک مناطق می رفتند و با فشار و تعدی مبالغ هنگفتی را از مردم ستمدیده می گرفتند. و بلافاصله بخشی از آن را در جیب خود می ریختند. مردم نیز برای حفظ جان خود داوطلبانه مبالغی به عنوان رشوه به این ماموران ایلخان می دادند.
روستاییان ستمدیده و بیمناک چون می شنیدند که گروهی برای دریافت مالیات به آن حوالی آمده اند، می گریختند. به کرات پیش می آمد که ماموران مالیاتی در دهکده مردی را نمی یافتند و به این سبب زنان را با خود می بردند.به این دلیل در روستاها به اندازه ی کافی کشت و کار نمی شد و روستاها خالی از جمعیت می شد. و نتیجه ی این وضع، بالا رفتن قیمت ها بود. تا اینکه در زمان غازان و اصلاحات او، فرمان داد تا مالیات دام را نصف کردند و کوشید تا از تجاوز مامورانش به مردم جلوگیری به عمل آورد. (همان:315)
نتیجه ی این تجاوزها و ستم ها به مردم، توجه روز به روز به مفهوم مهدویت است. ظهور فرقه های مختلف صوفیه با تکیه بر ظهور مهدی(عج) از این دوره به بعد از مسائل مهم تاریخ ایران شد. اما به هر روی، مسئله ی مهدویت در آن زمان حتی به صورت بسیار افراطی جلوه گری می کرد. افرادی با عنوان مهدی خروج می کردند و پس از چندی سرکوب و کشته می شدند.(میرجعفری؛1389: 105)
2-2-7. وضعیت زنان در دوره ی مغول
در ادوار گوناگون تاریخ ایران بعد از اسلام، هیچ گاه زن رسما در امور سیاسی مملکتی دخالت نداشته است مگر در موارد استثنایی. در لابه لای قرون متمادی این تاریخ تنها به عصر استثنایی از لحاظ قدرت و اهمیت زن بر می خوریم و آن دوران مغول است.که می توان آن را تا حدودی عصر برابری زن و مرد خواند. هیچگاه زن در این سرزمین تا این حد توانایی و قدرت و احترام نداشته و در کار حکومت دخیل و سهیم نبوده است. و مسلم است این نحوه ی زندگی قبیله ای و کوشش مشترک زن و مرد برای نیل به یک زندگی مرفه خانه به دوشی، علت اصلی این نظام بوده است. بنا به سنت مغولی، زن از حقوقی مساوی با او برخوردار بود و هیچ فعالیتی حتی ریاست ایل، شکار و جنگ به تنهایی مختص مرد نبوده است.
مهریه برای زنان نیز متداول شد که مقدار آن در بین سلاطین و شاهزادگان بسیار زیاد بوده و روز به روز رو به تزاید بوده است.مثلا اولجایتو مهر یکی از زنان خود به نام بیلغان خاتون را نهصدهزار دینار قرار داده بود. و همچنین مهر دختر امیری شش هزار من ابریشم بوده است. تا زمانی که غازان خان دست به اصلاحات اجتماعی همه جانبه ای در مملکت زد. یکی از موارد آن اصلاح و کاهش مهر بود. وی مهر را بر نوزده و نیم دینار مقرر کرد. (مرتضوی؛425:1374)
می توانیم ادعا کنیم که در نزد مغول طلاق وجود نداشته است. اما در دوره ی ایلخانی و پس از اسلام آوردن ایشان طلاق نیز معمول گردید و بخصوص غازان خان ضمن اصلاحات اجتماعی خود راه طلاق را تقریبا بی هیچ مانعی باز گذاشت.یکی از دلایلی که از مقدار مهر کاست، فراهم آوردن تسهیلات در این امر بود.از این امر می توان نتیجه گرفت که در دوره ی ایلخانی طلاق امری رایج بوده؛ که دلیلی بر از هم پاشیدگی و بی سامانی خانواده ها و به طور کلی جامعه بوده است. ( همان،429)
وضع زنان ظاهرا از نظر حقوق جزا با مردان چندان متفاوت نبوده است. آنان نیز به جرم جادوگری، قتل شوهرانشان با زهر و غیره به مرگ محکوم می شدند و این حکم بیشتر از طریق غرق آنان در آب اجرا می شد.
اما در این میان وضعیت زنان ایرانی از طبقات عامه ی مردم نیز قابل توجه است. نگاه غالب جامعه ی سنتی ما به زن، نگاه به موجودی ضعیف و کمتر از مرد بوده است.اگرچه ظاهرا در داخل خانه، زن دارای جایگاه مناسب و مقبولی بود، اما اهمیت زن برای فعالیت های اجتماعی و بیرونی مناسب انگاشته نمی شد. زن نبایستی در انظار عمومی قرار گیرد و مردان این مسئله را دیدگاهی مذهبی می دانستند که هر که غیر آن می کرد از تعصب و مردانگی به دور بود.(صفا؛334:1382)
البته باید دلیل این موضوع را در جامعه ی آن دوران جستجو کرد. در این دوران شاید صدمه پذیر ترین قشر جامعه را بتوان زنان به حساب آورد. در هنگام لشکرکشی ها و تهاجمات مغول، آنانکه بیش از همه در معرض فساد بودند زنان بودند. تا آنجا که در حکایات بسیاری آمده است که مردان، زنان خود را می کشتند تا در معرض تعرض قرار نگیرند.برای نمونه از زنان ده ها شهری که این بلا بر سر آنان آمد می توان از طمغاج در ترکستان شرقی نام برد. که زنان و دختران این شهر که به زیبایی و هنرمندی و موسیقی دانی مشهور بودند، خود را کشتند تا به دست سپاه چنگیزگرفتار نشوند. بیست هزار تن از آنان خود را از قلعه ی شهر به پایین آنداختند به گونه ای که استخوان های آنان تا مدت ها بر کناره ی دیوار شهر باقی مانده بود(همان:354)
به نظر می رسد که این انزوای زن ایرانی از اجتماع، مشروعیت عقلانی داشته است.زیرا مسلم است که در این دورانی که خانواده و اجتماع اینچنین دچار از هم گسیختگی و پریشانی اخلاقی بود، هرچه جمال و زیبایی زن بیشتر می بود، دردسر او نیز بیشتر می شده است.(میرجعفری،1389: 37)
استاد باستانی پاریزی با بررسی اوضاع اجتماعی آن زمان نهایتا این چنین نتیجه می گیرد که:
«قساوت عجیبی است و به هرحال این هم یکی از موارد سرنوشت زنان و دختران معصوم بوده است و مفهوم آن، آن است که این عروسک های دلربا فقط شاهد بزم و وسائل تفریح و اثاثیه ی تزئینی زندگی بوده است، لاغیر» (باستانی پاریزی؛ 1384: 457)
ایران سرزمینی بوده که همواره در معرض مهاجرت ها و تهاجمات وسیع تاریخی قرار گرفته و در طی این دگرگونی تاثیراتی را پذیرفته و بالعکس ارمغان هایی برای قوم غالب به همراه داشته است. اما نکته ی جالب توجه در این دگرگونی های فرهنگی،اجتماعی روحیه ی استقلال طلبانه ی ملت ایران است که همواره منجر به نهضت های ضدبیگانه در این سرزمین شده است. چنانچه با وجود اینکه این سرزمین بارها و بارها پذیرای اقوام غیرمتمدن و وحشی بوده است؛ باز این ایران است که بر قوم غالب فائق گردیده است و این همان سرّ بقای ایران است.(رضایی؛169:1381)
دانستیم که اوضاع ایران در قرن هفتم و اوایل قرن هجری ازنظر اقتصادی و سیاسی و جتماعی و فرهنگی و…. مناسب نبوده و عمده دلیلش را می توان در حمله وحشیانه قوم مغول به ایران جستجو کرد.

فصل سوم
زندگینامه و آثار احمد شوقی و مرزبان نامه سعدالدین وراوینی

بخش اول: احمد شوقی
3-1. زندگینامه احمد شوقی
احمد شوقی در سال 1868 م در زمان خدیو اسماعیل در منطقه ای به نام حنفی در شهر قاهره متولد شد.(عطوی؛9:1978)
جد پدری شوقی در زمان محمد علی پاشا به مصر آمد و در آنجا منصب های مختلف حکومتی را به دست گرفت. وی در زمان سعید پاشا به ریاست گمرک منصوب شد، و از این طریق ثروت بسیاری بهدست آورد. جد مادری اش احمد حلیم نجده در زمان احمد پاشا از آناتولی وارد مصر شد و توانست توجه ابراهیم پاشا را به خود جلب کند. ابراهیم پاشا کنیز یونانی خود به نام تمراز را به ازدواج او درآورد و او را در مناصب مختلف حکومتی بهکارگرفت، تا اینکه در زمان خدیو اسماعیل بهعنوان وکیل در همین منصب باقی ماند. شوقی در همان سالهای اولیه زندگی، در دنیای زر و سیم قصر پرورش یافت، و همانند مرغی زیبا در قفس طلایی قصر زندانی شد. بدین ترتیب شوقی در

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع جلال‌الدین، تذکره الاولیاء، تذکره الاولیا، ماوراءالنهر Next Entries منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، ادبیات عرب