منبع مقاله با موضوع ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری، شخصیت پردازی، تحرک اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

کمتر با حضور شخصی فیلم ساز در جریان روایت مواجه می شویم اما در جریان مستندسازی نوین دهه 80 به تدریج حضور فیلم ساز به عنوان یک شخصیت پررنگ می شود؛ حتی به پررنگ شدن گرایش همچون پرتره و سلف پرتره در پایان این دهه می رسیم.
بنابر این پیش در آمد، فیلم مستند آقایان پرنده ساخته رضا بهرامی نژاد یک اثر هنری به نهایت شخصی است که تلاش دارد داستان خویش را به شیوه ای تماماً واقع بینانه، جدی و موقر نقل کند. استفاده ی کارگردان از فیلم برداری در اماکن واقعی، نور طبیعی و بازیگران غیر حرفه ای همگی در خدمت ارائه ی تصویری واقع بینانه است؛ که همه در یک کلیت هنری جمع شده اند. این فیلم مخاطب را کم و بیش به شکـل مستقیم خـطاب قرار می دهد و در نوار صدا از نسبت های «معلم واری» مثل گفتار متن «راوی همه چیز دان» یا «راوی دانای کل» استفاده می کند.
فیلم آقایان پرنده به دنبال این است تا «چیستی» موضوع را به تماشاگر بگوید در این جا مقوله ی هم ذات پنداری با شخصیت اصلی اهمیت زیادی دارد و مخاطب باید با مسأله ی قهرمان فیلم از نظر حسی و عاطفی احساس قرابت پیدا کند؛ ضمن این که از این طریق جذب نمایشِ هرچند ضعیف و ناقص کشمکش های قهرمان با عناصر محیطی می شود.
بر اساس برجستگی عنصر هم ذات پنداری و جلب احساس مخاطب نسبت به سوژه در مستند آقایان پرنده، فیلم ساز از چنین تمهیدی که ریشه در سینمای داستانی دارد، استفاده می کند و به تدریج مخاطب را نگران سرنوشت سوژه اش (گروه موسیقی) می سازد. در واقع مسأله ی آن ها با شیوه ی انتخابی فیلم ساز به مسأله ی مخاطب تبدیل می شود که آیا آن ها می توانند کنسـرت خود را به مرحله ی اجرا برسانند؟ به تعبیـری شخصیت های فیلم گزارشی حقیقی از وضعیت خود ارائه می دهند و در مورد مشکل شخصی خود با ما صحبت می کنند. فیلم بیش از آن که در پی ایجاد مجــادله، توصیــف، مباحثه و قضاوت باشد، می خواهد این حس را برای تماشاگران خود زنده سازد که تجربه و شرایطی که آنان از سرگذرانده اند، چه گونه بوده است؟

3- 4 – 3 تحلیل روایی و روش بازنمایی
ارزش فیلم های مستند اغلب با «شفافیت» و «عینیت» آرمانی ارزیابی می شوند. آقایان پرنده افرادی را در مقابل دوربین به بازی و تظاهر بازیگری وا می دارد؛ همانند بسیاری از مستندهای دیگر که همین امر را انجام می دهند؛ اما این مستند واقعیتی را نمایش می دهد که مقوله ها و قواعد و هنجارهای آن مربوط به ساختارهای اجتماعی هستند و به همین علت از سوی بازیگران و نیز تماشاگران فیلم موجه ومنطقی می باشند. فیلم هـم می خواهد واقعیت ماجرایی را که اتفاق افتاده ارائه کند و هم از ما می خواهد درباره ی ماجرایی که دارد اتفـاق می افتد هم ذات پنداری کنیم؛ به عبارتی فیلم آشکارا در اهمیت نقش تماشاگر تأکید می کند، هر چند در زمینه نمایش واقعیت پیش آمده قدرتمند عمل نمی کند و تماشاگر تنها می تواند آنچه را که تماشا می کند، ضبط ناقصی از واقعیت بداند. فیلم صرفاً مواد خامی را در اختیار ما می گذارد که شاید از طریقی دیگر قادر به دیدن آن نبودیم؛ اگر چه فیلم شخصیت پردازی ندارد اما چند روایت ساده ما را از سرگذشت تعدادی جوان جویای پیشرفت آگاه می کند که هر کدام به نوعی دچار سرگردانی اند و در حال حاضر برای فرار از وضعیتی که در آن قرار دارند (هرکدام به کاری مشغول اند که دل مشغولی اصلی آن ها نیست) روی به اجرای کنســرت آورده اند. شخصیت ها نقش خود را در فیلم بدون ورود به جزئیــات بازی می کنند.
شخصیت های فیلم مستند آقایان پرنده چه کسانی هستند؟ هوتن پسری بیکار که رشته گرافیک را نیمه کاره رها کرده و در بسیاری از صحنه ها، مشغول نقاشی روی بخش های مختلف یک کشتی زنگ زده ی قدیمی در شهر انزلی است. محمد که با ماهی 75 هزار تومان از صبح تا غروب در بندر کارگری می کند و رضا هم که سرباز معلم است. وجه اشتراک این گروه گذشته از سن و سال و سابقه ی دوستی قدیمی، نارضایتی از وضعیت حال حاضرشان است و همین نارضایتی، سبب تشکیل گروه آقایان پرنده است. یک گروه موسیقی دوستانه ی سه نفره که قصد دارند کنسرت راکی را در شهر کوچک و کم رونق خودشان برگزار کنند؛ شهری که به گفته ی هوتن، یکی از شخصیت های اصلی فیلم، زنگ زدگی حاصل از رطوبت موجود در شهر در وجود مردمانش هم نشسته است. کل داستان فیلم حال و هــوای این گروه را در این شهر نشــان می دهد. تأکید در روایت فیلم و تصاویر آن بیش از آن که بر طبیعت زیبا و سرسبز باشد و جاذبه های پر باران ترین شهر ایران را به تصویر کشیده باشد بر شکوه از دست رفته دیروز و رکود و زنگ زدگی های امروز است و گله از محیطی که پذیرای پدیده ی مدرنی چون موسیقی راک نیست.
فیلم آقایان پرنده به تابوی هویت موسیقی، جابه جایی و سر جا نبودن آدم ها می پردازد. کارگردان در فیلم با روایت ماجرای خود و موسیقی ما را به یک حس نقادانه از شهر و مردم شهر وا می دارد؛ اما گذشته از بحث هویت و تحرک اجتماعی، موسیقی برای تک تک آقایان پرنده پناه هم هست جایی برای فکر نکردن به کاری که تمام روز باید آن را تحمل کنند. برای فا صله گرفتن از مردمی که به گفته ی هوتن «آن قدر با خودشان مبارزه کرده اند و آن قدر جلوی خود واقعی اشان را گرفته اند که غیر قابل تحمل شده اند.» این کارکرد تزویر کننده ای ست که بسیاری از منتقــدان جهــان مدرن برای موسیقی بر می شمرند. از جمله می توان به اندیشه های تئودور آدرنو، از اعضای مکتب انتقادی اشاره کرد که می گوید: «مردم با شرایط زندگی خود سازگار می شوند زیرا هدف اصلی موسیقی حسی، ارائه ی یک راه گریز موقت از این آگاهی است که فرد در زندگی خود به آرزو هایش نرسیده است… موسیقی احساسی به تصویر مادری می ماند که به کودک خود می گوید: «بیا و گریه کن کودکم … برای توده ها به منزله یک تخلیه هیجانی است؛ اما نوعی تخلیه ی هیجانی که حتی آن ها را بیش تر کنترل می کند…»
این نوع موسیقی که به شنونده های خود اجازه می دهد آزردگی و اندوه خود را اعتراف کنند، آن ها را از طریق این گریز، با وابستگی اجتماعی اشان سازش می دهد. آقایان پرند ه نیز در کنسرت خود «بعد از ظهر سگی» را فریاد می زنند و «یادبود یک ابله» را برگزار می کنند و به این شکل آرام می گیرند و آماده می شوند برای حضور مجدد در موقعیت های نخواستنی ناگزیر تجربه ی کنسرت برای محمد و
رضا، حسی ازهمین جنس است اما برای هوتن ظاهــرا ً دریچه ای است به دنیای دیگر؛ دنیایی شبیه اتوپیایی که درآن تجربه ی شغلی هم می توان لذت برد؛ هم این حظ را تکثیر کرد، هم فروخت و هم به پول رسید که خود دروازه ی رسیدن به بسیاری خواسته های دیگر است.
این موضوعی است که فیلم با رسیدن به آن پایان می گیرد و در نتیجه دیگر به آن نمی پردازد ولی ظاهرا ً با این به اصطلاح شکست، هوتن و هوتن ها دو راه بیش تر ندارند یا انتظارهای خیالی را کنار گذاشته و مثل محمد و رضا به کاری تن دهند و یا از خواسته های دیگرشان تا آن جا که ممکن است، بگذرند؛ خواسته هایی که رسیدن به دفتر آغازین یادداشت و شروع زندگی یکی از همان هاست؛ البته شاید هم بتوانند راه سومی پیدا کنند. فیلم که با صحنه هایی از انتظار و اضطراب گروه برای وارد شدن به صحنه ی اجرا ی اتاق پشت صحنه شروع شد، با اجرای زنده ی شخصی روی عرشه ی کشتی قدیمی زنگ زده ای در بندر پایان می یابد؛ اجرایی سه نفره برای خود.

3- 5 رییس جمهور میر قنبر
برخی از جشنواره هایی که فیلم در آن ها حضور داشته و بعضاً جوایزی کسب نموده، از این قرار است:
عالي‌ترين جايزه بخش بين‌المللي جشنواره ياگاماتا آسيا ژاپن (2005) 1384
جایزه بهترین فیلم مستند جشن خانه سینما 1385
حضور در جشنواره لوكارنو و نامزد يوزپلنگ طلايي بخش ويدئوي جشنواره
برنده جايزه حمايتي H BF رتردام هلند
بهترين فيلم مستند اجتماعي برنده جايزه ماگنوليا جشنواره شانگهاي چين 1384

3- 5 – 1 شناسنامه ی فیلم
کارگردان: محمد شیروانی
تدوین گر: محمد شیروانی
تهیه‌کننده: رسانه بین المللی رویابین و محمد شیروانی
دستیار تدوین: فاطمه صادقی‌زاده
تصویربردار: هومن بهمنش
موسیقی: محمدرضا درویشی
صدابردار: بهروز عابدینی
دستیار کارگردان: سعیددهقانی
عکاس: کورش عسگری
صداگذاری و میکس: محمدرضا دلپاک
مترجم: محمدحسن شرف الدین
سال تولید:1384

3- 5 – 2 درباره ی فیلم
میر قنبر 74 ساله که کارمند بازنشسته ی وزارت امور داخلی ایران و کاندید ریاست جمهوری است. او خود را لایق پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری می داند؛ گر چه در چندین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری رد صلاحیت شده، با این وجود میر قنبر و دوست وفادارش سیف اله به طرز خستگی ناپذیر، روستا به روستا سفر کرده و به توزیع اعلامیه پرداخته و با کشاورزان، چوپانان و ره گذران گفت و گو می کند. محمد شیروانی آخرین قسمت های تلاش بی پایان میر قنبر را به تصویر می کشد؛ اگر چه لحن فیلم او محترمانه نیست، اما برای میر قنبر شأن و مقام خاصی قائل است. جای آن که همانند «شاهزاده ای خیالی» واژگون شده نمایان گردد، انسانی آرام، مصمم و دارای افکاری قابل توجه نسبت به سیاست هایش معرفی می شود. کسی که به شدت تلاش می کند تا به هدف دست نیافتنی خود برسد.
در صحنۀ آغازین فیلم که بسیار خلاقانه طراحی شده، دوربین در بالای یک تپه است و جاده ای خاکی را نشان می دهد که در آن، تنها سیف الله و گاری اش، میر قنبر سوار بر دوچرخه و گروه فیلم سازی در یک وانت قرمز با بوم صدابرداری سفیدی که بالای صحنه ی فیلم برداری همانند بالونی در حال نوسان است به چشم می خورد. اندازه ی این نما آن قدر باز است که که جثه ای بسیار کوچک و وسایل نقلیه ی آن ها همانند اسباب بازی شده اند. وقتی گروه فیلم برداری می خواهد با سیف الله صحبت کند، او گاری خود را به سمت وانت می راند. در همین هنگام میر قنبر به طور ناگهانی از دوچرخه اش به زمین می خورد و گروه فیلم برداری با دستپاچگی سریعاً به کمکش می شتابد؛ اما به تاثیر از بی اعتمادی سیف اله، میر قنبر بر سر آنها فریاد می کشد که رهایش کنند. وضعیت به حالت اول باز می گردد و هر کس به نوبه ی خود تلاش برای دست یابی به هدف خود را از سر می گیرد. این نما که به تنهایی، خود بیشتر از
۵ دقیقه به طول می انجامد به ما امکان مروری کلی بر موقعیت این صحنه داده و از این نظر منحصر به فرد و فوق العاده است. این فیلم درحقیقت نمایش تلاش و عزم بی باک گروه فیلم سازی و دو شخصیت اصلی فیلم برای تعقیب اهدافشان است و تاثیری ماندگار بر مخاطبان خود می گذارد.
رویکرد شیروانی در این فیلم از حس ناپایداری خوشایندی برخوردار است که مناسب با تلاش انتخاباتی بدون برنامه ریزی کارکترها ی فیلم است. در مدت زمانی کم وی به طرزی تحسین برانگیز، موفق به ارائه ی تصویری کامل از هر دو شخصیت میر قنبر و سییف اله و ارتباط عجیب و غریب شان می گردد. فیلم ساز به هیچ وجه سعی نکرده دنیای شیرین این شاهزاده ی مستولی شده برخیال وی را بر هم بزند؛ بلکه با او همراه می شود تا هرچه بیش تر به درونش نفوذ کند. حتی در برخی لحظات میزانسن های خود را به گونه ای طراحی کرده که به او نزدیک نشود و از فاصله ی دور او را به تماشاگر نشان دهد؛ فاصله ای که بیننده را کمی از فضای کمدی کار دور کرده و به تفکر وا می دارد.
با آن که تلاش میرقنبر بسیار پوچ به نظر می رسد، اما این غیر ممکن است که به واسطه ی جدیت رویکرد او نسبت به وظیفه ای که بر دوش خود حس می کند، برایش احترام قائل نباشیم. هرگز این احساس در بیننده به وجود نمی آید که که حضور مداوم او در انتخابات، برای جلب توجه یا خودپسندی است. به عکس میر قنبر به شدت اعتقاد دارد که تصمیمات رای دهندگان، همگی خواست خدا هستند و از این بابت به هیچ وجه خودش را در نظر نمی گیرد. هنگامی که به اعضای گروه فیلم برداری چای تعارف می کند و شیروانی از گروه خود با نگرانی میزان مقدار فیلم باقی مانده را می پرسد و فرض می گیرد که سوژه اش نمی خواهد این وجه او به تصویر درآید، میرقنبر با سردگمی و گیجی جواب می دهد: «نه به هیچ وجه. من به این کار افتخار

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع نمای ساختمان، زیبایی شناختی، گزینش واژه، بندر انزلی Next Entries منبع مقاله با موضوع بازی بزرگ، روابط اجتماعی، انتقال اطلاعات، اجتماعی و فرهنگی