منبع مقاله با موضوع روانشناسی، لیکاف و جانسون، کارشناسان آموزش، مسئولیت پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده از زبان غیر قابل انکار است. بیمناسبت نیست، بدانیم که داس51،ان جی52 و براداک53 (1993) قدرت را شیوهای تعریف کردهاند که بدان شیوه ارتباط کلامی بر دیگران تاثیر میگذارد. در حقیقت، یک بعد رابطه سخن و قدرت، همانا تاثیر ساختارهای سخن بر شناخت است و بهترین مثال آن «اقناع» و پیامدهای آن است که میتواند عبارت « از پیش بردن کار خود با استفاده از زبان» خلاصه شود.
تدابیری که در جریان اقناع به کمک سخنگو میآیند تا در پیش بردن کارش با استفاده از زبان موفق گردد، عبارتند از قیاس، بحث، استعاره و ارائه مطلب (باغینی پور، 1383: 78).

2-2-4-1-2-قیاس
الکساندرلوریا54، استاد روانشناسی دانشگاه مسکو، درفصل چهاردهم کتاب خود زبان و شناخت (1980) به بررسی قیاس پرداخته است. این فصل با عنوان «زبان و تفکر کلامی-منطقی: فرآیند استنتاج» عرضه شده است. لوریا (ص328) در این فصل از کتاب خود، ابتدا از تاثیر فراگیری گفتار، سخن میگوید:
«کلمه و جمله به عنوان دو شکل اساسی زبان، تنها وسیلهای به شمار نمیروند که صور عالی انعکاس واقعیت و بیان اندیشه را در گفتار ممکن گرداند…. فراگیری گفتار، انتقال از سطح تجزیه و تحلیل حسی به سطح تجزیه و تحلیل عقلانی را ممکن میسازد و این شاید مهمترین رویداد در تکامل حیات ذهنی باشد. به واسطه زبان، انسانها قادر میشوند در ذات اشیاء نفوذ پیدا کنند، از محدوده تاثیرات مستقیم پای فراتر بگذارند، رفتار هدفمندانه خود را سازمان بخشند، روابط و مناسبات پیچیدهای را که به ادراک مستقیمی نمیآیند، از هم بازشناسد و اطلاعاتی را که طی نسلها اندوخته شده است به دیگران منتقل سازند (همان: 78-79).
اما کار بدینجا ختم نمیشود، زبان نقش اساسی دیگری نیز دارد. که از حدود سازمان بخشی ادراک و تامین ارتباط فراتر میرود. وجود زبان و ساختارهای منطقی-دستوری پیچیدهی آن، انسان را قادر میسازد که بر مبنای استدلالهای منطقی نتایجی استخراج نماید. این کار، بدون تکیه بر تجربه مستقیم حسی میتواند صورت گیرد. به سادگی دریافتنی است که این خصوصیت زبان، پیچیدهترین صور تفکر کلامی-منطقی(استقرایی و قیاسی) را عملی میسازد. این صور تفکر، شکلهای عمدهای در فعالیت فزاینده (بارآور و خلاق) عقلانی انسان به شمار میروند.
این مشخصه فعالیت آگاهانه انسان را از فرآیندهای ذهنی جانوران ممتاز میگرداند. نکته اساسی در اینجاست که انسانها نه تنها میتوانند از تاثیرات مستقیم خود، بلکه از تجربه کلی نوع انسانها نیز، نتایجی استخراج کنند. انسان، تجربه نسلها را در اختیار دارد. به همین جهت اغلب بدون آنکه به تجربه مستقیم حسی تکیه کند، به نتیجه گیری میپردازد. این واقعیت که از توانایی به کاربرد زبان بر میخیزد، نشان بارز تفکر فزاینده در انسان است (لوریا: 329، همان: 79).
اما نکته بسیار مهمی که لوریا از آن یاد می کند، «احساس ناتمامماندگی» است. وی بحث خود را در این زمینه با کلمه شروع میکند. «هر کلمه به علت دارا بودن ظرفیتهایی به وجود کلمات دیگر نیاز دارد که آن را تکمیل کند. این مسئله موجد احساس ناتمامماندگی میشود که تنها با حضور کلمه دیگری که ساختار واژگانی مورد نظر را تکمیل میکند، بر طرف میگردد. این ساز و کارها طی هزاران سال گذشته وضع گشتهاند و افزار اصلی شکل گیری آگاهی به شمار میروند (لوریا،همان: 330).
اما زبان واحدهای گسترده تر و پیچیدهتری هم دارد:
«انسان به کمک این واحدها نه تنها میتواند اشیاء را نامگذاری کند و آنها را تعلیم دهد و ترکیب کلمات را ضابطه بندینماید، بلکه فرآیند جدیدی را نیز به کار میگیرد که جانوران فاقد آناند، یعنی فرآیند استنتاج بارآور منطقی، این فرآیند در سطح صرفاً کلامی-منطقی صورت میگیرد و از این رو انسانها را قادر میسازد تا بدون مراجعه به تاثرات خارجی و مستقیم خود، به نتایجی برسند. این کار افزار، که در جریان چندین هزار سال تاریخ اجتماعی فرا بالیده است، مستلزم ترکیب چندین بیان گفتاری است. وقتی چند کلام با هم ترکیب میشوند، کارافزاری پدید میآورند که تفکر منطقی را ممکن میگرداند. مقیاس، چنین کارافزاری است».
لوریا (ص 331) سپس به شرح ساختار قیاسی میپردازد. دریک قیاس، دو مقدمه اصلی، یعنی دو قول مجزا وجود دارد که ارتباط آنها فقط به علت قرار گرفتن پشت سر هم نیست، بلکه از طریق روابط منطقی نیز هست (که این ارتباط مهمتر از اولی است). در سادهترین نوع قیاس، کبری یا مقوله اول، قول کلی یا هم شمول را مطرح میسازد. صغری یا مقدمه دوم نشان میدهد که شیءخاص متعلق به مقولهای است که در کبری آمده است. تلفیق کبری و صغری از لحاظ منطقی، احساس ناتمام ماندگی در ما ایجاد میکند و همان به شکلگیری نتیجهای مبتنی بر قاعدهای کلی میانجامد. بر طبق این قاعده، قانونمندیهایی که تمام اشیاء یک مجموعه را مشخص میگرداند، تک تک اشیا موجود در آن مجموعه را نیز معین میسازند. مثال لوریا این قیاس ساده است: «فلزات گران بها زنگ نمیزنند. پلاتین یک فلز گرانبها است؛ پس پلاتین زنگ نمیزند» و دو سوال جالب را مطرح میکند: آنچه ساختار روانشناسی این قیاس را توجیه میکند، چیست؟ و برای پذیرفتن قیاس به چه چیزی نیاز داریم؟
اما آنگاه که لوریا (ص332) به این نتیجه میرسد که «فرد پیشرفتهای از لحاظ عقلانی، وقتی کبری و صغری میشنود، حتماً احساس نا تمامماندگی میکند و این احساس مقطعی بر طرف میشود که نتیجه نهایی گرفته شود و از آن طریق، نظام تفکر کامل گردد». در واقع علت استفاده از قیاس را در فرآیند اقناع به خوبی ثابت میکند. فرد به کار گیرنده از قیاس، با بهرهگیری از کبری و صغرای قیاس خود، شنونده را در وضعیتی قرار میدهد که ناتمام ماندگی مطلب را حس کند و در جهت بر طرف کردن این احساس، به دنبال گرفتن نتیجه نهایی برآید و در واقع قانع گردد و به خواسته گوینده تن در دهد.

2-2-4-1-3-بحث
معادل انگلیسی «بحث» یعنی argument از اصل لاتینی argumentum و به معنای ادعا و دلیل است و در کاربرد عام به معنی اختلاف نظر یا جر و بحث است و در واقع له یا علیه چیزی سخن گفتن است. رایت55 (72:1987) به نقل از ارسطو56 به سه شیوه بحث اشاره می کند:
1-شما امید دارید که مردم حرف شما را باور کنند، زیرا به شما اعتماد دارند (ethos).
2-شما سعی میکنید که با عقل و منطق و با ارجاع به واقعیات، دیگری را ترغیب کنید تا باور کند حق با شماست (logos).
3-شما سعی میکنید دیگری را با قدرت اعتقاد خود و با تغییر احساسات وی متقاعد سازید.
در مورد اول، گاهی شما اظهار نظری میکنید و شخص دیگر حرف شما را باور میکند. او به شما اعتقاد میکند، شما به این دلیل که در گذشته در مواردی مشابه با این، حق به جانب شما بوده است. برخی افراد به این دلیل به شما اعتماد میکنند که شما شغل مهمی دارید. سیاستمداران از مردم میخواهند تا به آنان اعتماد کنند؛ بنابراین اغلب به شیوهای آرام آرام و حاکی از مسئولیت پذیری رفتار میکنند و امیدوارند که ما حرف آنان را باور کنیم، حتی اگر سخنان و بحثهای آنها خیلی خوب نباشد. اما امروزه در مقایسه با گذشته از قدرت مورد اول کاسته شده و به گذشته تعلق دارد.
در مورد دوم، گاهی لازم است که شما باور خود را منطقاً به بحث بگذارید. شما بر باور اصلی خود تاکید میکنید، لذا باید واقعیاتی را بیابید تا آن را اثبات کنید. شما نباید به آنچه فرد دیگری میگوید، یا به سنت و عادت و یا به آنچه بسیاری دیگر میگویند باور دارند، متوسل شوید. واقعیات شما باید نمودی درست از تمام واقعیات باشند و نه گزیده ای برای صرفاً اثبات مورد خاص شما. در مورد سوم، شما باشور و حرارت بحث میکنید. ممکن است به واقعیات اشاره کنید، اما در واقع احساساتتان را بیان میکنید. اگر بتوانید احساساتی را بیان کنید که شخص دیگری درآنها با شما شریک است، در آن صورت شما برنده بحث خواهید بود. مبنای مباحث پر احساس ، پرغرور، ترس، عشق و امثال آن نهاده شده است. چنین مباحثاتی قدرتمندترین نوع مباحثه اند و مسیر تاریخ را تغییر میدهند. چه بسا مردمی که با استفاده از قدرت مباحثه پراحساس، ترغیب شده و دست به کارهای مخاطره آمیز زدهاند.
رایت (73:1987) معتقد است که اگر سه نوع بحث را ترکیب کنید، بسیار قدرتمند خواهید بود. نشان دهید فردی هستید که میشود به او اعتماد کرد و در گذشته مباحثی مشابه، حق به جانب شما بوده است؛ نشان دهید که باور شما بر واقعیات و دلیل متکی است؛ شور و حرارتی را که در پایبندی به باور خود دارید، ابراز کنید و آن را به شیوهای بیان کنید که با شنونده شما به اشتراک گذاشته شود. در بحث منطقی، اگر منطقاً بحث میکنید: 1- به وضوح باور اصلی خود را بیان کنید و آن را فراموش نکنید. وقتی شخصی به وضوح حرف بزند،مصمم باشد و حواسش پرت نشود، در موضع قدرت قرار میگیرد.
2- از مثالها تنها بدین منظور استفاده کنید تا نکته اصلی را روشن سازید. اجازه ندهید مثالها به خودی خود اهمیت یابند.
3- مثالهایی را برگزینید که شخص دیگری همچون شما میتواند یا میتواند تصور کند و بفهمد. ضروری است دنبال تجربههایی بگردید که با او به اشتراک دارید.
اما در بحث پر احساس:
1- احساسی روشن و شفاف داشته باشید، حتی اگر نمیتوانید نامی برآن بگذارید.
2- بر مثالها تمرکز داشته باشید تا بر اظهار نظرهای عام.
3- مثالهایی را برگزینید که میدانید دیگری نسبت به آنها احساسات تند و شدیدی دارد.

2-2-4-1-4-استعاره
نظام تصور ما که بر حسب آن فکر و عمل میکنیم، اساساً کیفیتی استعارهای دارد، گرچه ممکن است از آن آگاه نباشیم. بنیان استعاره، درک و تجربه یک شیء بر حسب شیء دیگر است. استعاره یکی از جهانیهای انسان است: ما استعاری میاندیشیم، استعاری درک میکنیم، استعاری تجربه میکنیم، اما درخشش و جلوه استعاره در زبان است (لیکاف573:1989 به نقل از مختاری اردکانی). حتی ادعا شده است که «نظام ادراک طبیعی ما که بر حسب آن هم فکرمیکنیم و هم عمل میکنیم، اساساً و ذاتاً استعاری است» (لیکاف و جانسون58 3:1980).
سلاک (48:1979) معتقد است که درک پدیده استعاری برای زبانشناس اهمیت دارد، زیرا «زبان استعاری یکی از خلاقترین منابع تغییر زبان است و اکثراً اقلام واژگانی استعارههای مردهاند». دربارهی استعاره نظرات گوناگونیابراز شده است ولی ما به ذکر دو مورد، که به نوعی ما را به بحث خودمان هدایت میکنند بسنده میکنیم. یکی از قدیمیترین نظریات همانا دیدگاه تفضیل ارسطویی است که بنابرآن، استعاره تشبیهی است صریح، یعنی اظهار نظری است صریح در مقام مقایسه … دیدگاه دیگر، دیدگاه جانشینسازی است؛ بنابر این دیدگاه، استعاره را میتوان با پاره گفتاری تحت الفظی مبادله کرد.
اما این دیدگاه همواره در معرض این ایراد واقع میشود که اگر جمله ای تحت الفظی را بتوان دقیقاً به خوبی استعاره به کار برد، پس شرح علت این که اصلاً چرا افراد میل به استفاده از استعاره دارند، مشکل میشود. در این جاست که معمولاً ادعا میشود که استعاره تنها به دلایل صرفاً آرایشی کلام به کار میرود (همان:310). اما به نظر میرسد که حداقل در مواردی که استفاده از استعاره به منظور اقناع دیگران است، جنبه صرفاً آرایشی کاربرد استعاره چندان قابل قبول نیست و یا حداقل، این استفاده آرایشی از کلام در جهت اعمال سلطه بر دیگران است، چرا که ساخت استعاری مقبول طبع ذهن آدمی است.
لذا به نظر میرسد که استفاده از استعاره صرفاً به جنبه آرایشی کلام مربوط نمیشود، بلکه ابزاری است بسیار موثر در جهت سلطه بر ذهن، البته بسیار نرم و پیچیده، پیچیده از آن جهت که ادبا، فلاسفه، روانشناسان، جامعهشناسان و کارشناسان آموزش و پرورش به استعاره عنایت داشتهاند و مقالات متعددی در این زمینه نوشتهاند.

2-2-4-2-تحلیل گفتمان بر اساس برجستهسازی و حاشیهرانی
برای تدوین چارچوب نظری این تحقیق، اساس کار بر نظریه گفتمان لاکلاوموف گذاشته خواهد شد و بر این اساس بقیهی ساختار این چارچوب تنظیم خواهد شد. سوژه مفهومی بنیادی است که لاکلاوموف دررابطه با هویتیابی و غیریتسازی از آن استفاده میکنند. غیریتسازیهایی که به نوبه خود به کمک برجستهسازی و حاشیهرانی شکل میگیرند. سوژه در نظریهی گفتمان

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، ایدئولوژی، تحلیل گفتمانی، فرآیند تحلیل Next Entries منبع مقاله با موضوع انسجام متن، روابط معنایی، تحلیل متن، دوران کودکی