منبع مقاله با موضوع دولت عثمانی، رشته حقوق، ادبیات عرب، شرق شناسی

دانلود پایان نامه ارشد

خانوادهای مرفه و زیر نظر دربار به دنیا آمد و از همان آغاز چشمان خود را بر آراستگیهای دنیوی و قصر اسماعیل گشود.(ضیف؛1957: 9-11)

شوقی از نظر نژادی به ابن رومی شباهت دارد، زیرا ابن رومی هم در حالی که خود عرب بوده است اصلیت پدرش به رومیان و اصلیت مادرش به ایرانیان رسیده بود. شوقی نیز آمیزهای از نژاد های عربی، کردی، یونانی، گرجستانی است. همین عوامل باعث شد که چهرهای ناب را به ادبیات تقدیم کند.(مندور؛ 1970: 38)
شوقی چهارساله بود که تحصیلات خود را با رفتن به مکتب شیخ صالح در قاهره با خواندن قرآن کریم آغاز کرد، و بعد از آن وارد مدرسه ابتدایی شد، و دورهی متوسطه را نیز به پایان رساند. با وجود کمی سن یعنی در 15 سالگی به مدرسه حقوق و سپس به مدرسه ترجمه رفت و دانشنامه خود را از آنجا دریافت نمود. وی در دوران راهنمایی آنچنان ذکاوت و استعدادی از خود نشان داد، که توجه همه را به خود جلب کرد. شوقی در مدرسه حقوق با شیخ محمد بسیونی -استاد زبان و ادبیات عرب- آشنا شد، این آشنایی سبب شد تا نقطه عطفی در زندگی و رشد قریحه شعری وی به وجود آید؛ زیرا شیخ بسیونی قبل از اینکه قصایدش را به دربار خدیو توفیق برای چاپ در روزنامه الوقائع المصریه بفرستد، به شوقی میداد تا آنها را بازخوانی کند. شوقی بعد از اتمام تحصیلاتش در رشته حقوق در سال 1891 به دربار خدیو توفیق بازگشت، و به سبک استاد خود قصائد بلندی را در مدح استاد خود سرود.(همان:15)
گروهی از ناقدان همانند طه حسین بازگشت شوقی را به دربار فاجعهای برای شعر و شاعری دانسته و قصر را مانند قفسی برای محدود کردن اندیشههای او بهحساب آوردند.(حسین؛ 1933: 183)
اما گروهی از ناقدان نیز مانند مصطفی صادق رافعی ورود شوقی را به قصر نقطه عطفی در زندگی شاعر دانستهاند و از این نظر او را متنبی و خدیو را به سیف الدوله تشبیه کردهاند.(رافعی ؛ بی تا: 3/249)
3-1-1. ادوار زندگی شوقی
عباس پاشا، پادشاه مصر و فرزندش خدیو توفیق در سال 1915م به خاطر ارتباطش با ترکها از مقام خود خلع شدند و حسین کامل جای اورا گرفت. او شوقی را از نظر انداخت و انگلستان تصمیم گرفت او را که شاعر عباس بود، به مالت تبعید کند عدهای واسطه شدند، و درنتیجه به او این امکان داده شد که خود تبعیدگاهش را انتخاب کند، اما او باید مکانی خارج از مصر را بر میگزید. این سیاستها و دست به دست شدن حکومتها باعث دگرگونی شوقی نیز شد، و این امر باعث به وجود آمدن مرحلههایی در زندگی شاعر گردید.(شوقیات ؛ 2000: 15)
3-1-2. شوقی قبل از تبعید
شوقی در قصر اسماعیل، خدیو مصر، رشد کرد و از این طریق به مال و ثروت فراوان دست یافت، شوقی هنوز به پانزده سالگی نرسیده بود، که تحصیلات خود را در دوره ابتدایی و متوسطه به پایان آورد و در شانزده سالگی وارد مدرسه نظامی شد، پس از آن با وجود کمی سن به دانشکده حقوق راه یافت، هنوز دو سال از تحصیلات خود را در دانشکده حقوق به اتمام نرسانده بود که در بخش ترجمه همان دانشکده مشغول به کار شد و دانشنامه ترجمه را نیز از آنجا گرفت.(کیلانی؛1998: 15)
بعد از اینکه شوقی از بخش ترجمه مدرک گرفت، او به عنوان یکی از کارمندان عالی رتبه و به عنوان شاعر مخصوص خدیو توفیق در قصر وارد کار شد، در این دوره شاعر به صورت یک عضو طفیلی در دربار خدمت نمیکرد، بلکه برای خود جاه وجلالی داشته و از احترام خاصی برخوردار بوده است. در این درباره ناقدان نظرات مختلفی دارند؛ بعضی قائل بر این هستند، که شاعر خودش را در دربار زندانی کرد و نتوانست از پاکی و طراوت فضای شعر و ادب به نحو احسن استفاده کند و از آزادی فکر و اندیشه محروم ماند، و نظر مخالف برآن است که اگر دربار خدیو نبود، و اگر آن همه حوادث سیاسی که شاعر بهمناسبتهای مختلف دربارهی آنها شعر گفته، هیچ وقت قادر نمیشد که بر ادبیات عربی اشراف داشتهباشد و به این اندازه مشهور نمی شد.(ضیف؛1957: 15)
3-1-3. شوقی در فرانسه
احمد شوقی در سال 1887 م با هزینه خدیو توفیق راهی فرانسه شد تا در رشته حقوق ادامه تحصیل دهد. وی نخست به شهر مونپلیه رفت ودر دانشکده حقوق به تحصیل پرداخت. بعد از چند سال در رشته حقوق از دانشگاه پاریس فارغ التحصیل شد. در سال اول ورود به فرانسه با دوستان خود از شهرهای مختلف فرانسه دیدن کرد، بعد از آن به انگلستان رفت و از آنجا دیدن کرد، و از نزدیک با تمدن غرب آشنا شد. بعد از دوسال دچار بیماری شد و برای درمان بیماریش به الجزایر رفت و به مدت یکماه و نیم در آنجا تحت درمان بود، سپس به فرانسه بازگشت و به مطالعه دربارهی آثار باستانی و تمدن سرزمین پرداخت.(حاوی؛1983: 8)
در سال 1891 م شوقی پس از آنکه از آستانه دیدنکرد، به مصر بازگشت. بی شک سفر به فرانسه برای شوقی نقطه عطفی بود؛ زیرا این امر باعث شد که او از زندان قصر بیرون رود و با تمدن غرب آشنا شود و چشم‌هایش از تمدن جادویی فرانسه و انگلستان مبهوت شود و اندیشه اش از مدنیت و آداب و رسوم غرب سرشار شود. شوقی به مطالعه و تحقیق درنشریات و کتب حقوق و ادبیات پرداخت، و با آثار بزرگانی همچون ویکتور هوگو، لامارتین، دی موسیه آشنا شد، و در مقابل خود افقهای جدیدی را در عرصه تمدن و شعر نظاره میکرد.(ضیف؛ 1957: 16)
شوقی در حالی به مصر بازگشت که هم از فرهنگ و تمدن و ادبیات کهن و اسلامی توشهای به همراه داشت، و هم از فرهنگ و ادبیات غرب خوشهای بر چیده بود، تا جایی که توانست خود را به عنوان شاعر العصر و الحضارۀ معرفی کند. در همین دیدار از فرانسه بود که شوقی با ادیب لبنانی- شکیب ارسلان- آشنا شد، و میان آنها دوستی بسیار عمیقی بوجود آمد. ارسلان از اشعار شوقی بسیار شگفتزده شد و به او پیشنهاد داد که اشعارش را در دیوانی به نام شوقیات جمع آوری کند، شوقی هم این پیشنهاد را پذیرفت.(حر؛1992: 107)
اما هنگامی که شوقی بازگشت خدیو توفیق از دنیا رفته بود و عباس حلمی دوم جانشین او شده بود. خدیو جدید در ابتدا به شوقی توجهی نداشت، اما بعد از مدتی با واسطه اطرافیان او را مورد لطف خود قرار داد و او را شاعر دربار خود گردانید. خدیو پادشاه مصر لقب «شاعر الامیر» را به او داد که شوقی با افتخار در این باره میگوید:
شاعِرُ الامیرِ و ما بالقلیلِ اللَّقب ِ
(حسین ؛ 1987: 18)
ترجمه: شاعر امیر و این لقب کمی نیست.
اینگونه بود که شوقی تنها همدم و مونس عباس حلمی گشت و در مناسبتهای مختلف ملی و مذهبی اشعاری در مدح او میسرود، اما با وجود این هرگز خود را از مردم ستمدیده و مظلوم مصر دور ندانست و خود را در غم و شادی و در مبارزات مختلف شریک میدانست. در سال 1894 در ژنو کنفرانس شرق شناسی برگزار گردید و احمد شوقی به عنوان نماینده دولت مصر در آن شرکت کرد و در قصیده ی معروف خود – کبار الحوادث فی وادی النیل- تاریخ مصر را از دوره ی محمد علی بسیار هنرمندانه به تصویر کشید.مطلع این قصیده این چنین است:
هَمّتِ الفَلکُ و احتواها الماءُ وحَدَاها بِمَن تُقِلُّ الرجاءُ
(شوقی؛2000: 1/17)
ترجمه: کشتی نوح قصد رفتن کرد و آب اطرافش را فرا گرفت ، امید کشتی و سرنشینانش را به حرکت در آورد.
وی بعد از بیان تاریخ پر فراز و نشیب مصر در دورههای مختلف به طلوع آفتاب هدایت حضرت عیسی (ع) پرداخته و سپس به بعثت پیامبر اکرم (ص) و آمدن اسلام به مصر میپردازد:
1.وُلِدَ الّرَفقُ یومَ مَولد عیسی المروءَات و الهُدی والحیاءُ
2.أشرقَ النُّور فی العوالم لما بَشَّرتها بأحمَدَ الأنباءُ
(همان:72)
ترجمه: 1.در روز ولادت عیسی مسیح جوانمردی و هدایت و حیا هم متولد شد.
2.وقتی که خبر آمدن پیامبر (ص) به گوش جهانیان رسید، همه جای عالم نورانی شد و نور و روشنی در همه جای آن خود را نمایان کرد.
وی در پایان این قصیده به دولت ایوبیان و نقش صلاح الدین ایوبی در آزاد سازی قدس و حکومت والیان عثمانی بر مصر اشاره می کند. احمد شوقی بعد از بازگشت از کنفرانس شرق شناسی دوستیش را با عباس حلمی ادامه داد و به حمایت از خلافت عثمانی پرداخت. او قصائد زیادی را در مدح خدیو عثمانی سرود و با انتشار آن در روزنامههای رسمی قاهره به شهرتی وصف نشدنی دست پیداکرد.(شوقی ؛ 2000: 22-21)
3-1-4. شوقی در اسپانیا
با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 و حمایت دولت عثمانی از آلمان، مصر وارد مرحلهی جدیدی از فعالیتهای سیاسی خود شد و مانند کشورهای شرقی دیگر مورد حمله نیروهای استعمارگر قرار گرفت و دولت انگلیس آن را رسماً تحتالحمایه خود قرار داد و از آنجا که عباس حلمی از حامیان دولت عثمانی و مخالف حضور نیروهای انگلیسی در مصر بود، از حکومت خلع، و حسین کامل را که یکی از دست نشاندگان دولت انگلیس بود، بر حکومت مصر گماشتند.(ضیف؛ بی تا :31)
دولت انگلیس شروع به کشتار طرفداران عباس حلمی و دولت عثمانی کرد و بسیاری از آنان را از منصبهای حکومتی بر کنار کرد و احمد شوقی را که شاعر دربار و یکی از حامیان دولت عثمانی بود را به اسپانیا تبعید کردند. با واسطه شدن عده ای نزد حسین کامل به وی اجازه داده شد تا محل تبعیدش را خود انتخاب کند و به همین خاطر او اسپانیا را انتخاب کرد و در شهر بارسلون اقامت گزید.(عطوی؛ 1978: 39)
بدین ترتیب شوقی وارد مرحلهی جدید از زندگی خود شد و از برج عاجی که برای خود ساخته بود، رهایی پیدا کرد.و با روحیهی آزاد و دور از قید و بندهای دربار به سیر در اسپانیای جدید و اندلس که مهد تمدن چند ساله اسلامی بود، پرداخت. وی به مطالعه در اشعار شاعران اندلس پرداخت، با آنکه قبلاً میانهای با اشعار درون گرایانه نداشت، بیشتر با شاعران مدیحه سرایی مثل متنبی و امثال او در ارتباط بود، اما این بار به دلیل اینکه از قید و بندهای قصر و زندگی اشرافی دور شده بود به دور از وطن در غربت زندگی میکرد، اما شرایط دلانگیز اندلس باعث شد که به اشعار درون گرایانه بپردازد، و در این وادی از اشعار ابن زیدون و دیگر نغمه سرایان اندلس متأثر شد.(ضیف ؛ بی تا: 35-34)
در این ایام بود که در معارضه با بحتری شاعر معروف دوره عباسی که در وصف ایوان کسری در مدائن بود، قصیده ای زیبا در وصف قصرالحمراء و دیگر آثار اسلامی در اندلس سرودکه در ابتدای آن شوق و علاقه وافر خود را به مصر ابراز کرده است.
1.اِختلافُ النَّهارِ و اللیل یُنسی أذکُر إلی الصَّب وأیّامِ أنسی
2.وسَلا مِصرَ:هَل سلا القلبُ عنها أسا جُرحَه الزَّمانُ الموسی
3.وطنی لو شُغِلتُ بالخُلد عنه نازعتنِی إلیه فی الخُلدِ نَفسی
(شوقی ؛200: 2/45)

ترجمه:
1.گردش روز و شب فراموش میشود روزگار جوانی و انس و الفت را به یاد آور.
2.از مصر بپرسید آیا دل او را فراموش کرده یا اینکه زمانه زخم او را التیام بخشیده است.
3.وطنم اگر چه در بهشت مشغول باشم اما وجودم از نعمت های بهشت بیزار است.
با پایان گرفتن جنگ جهانی اول و برقراری آرامش نسبی در سال 1919 شوقی پس از پنج سال دوری از وطن به مصر بازگشت، اما این بار شوقی دیگر نمیخواهد که خودش را در قید و بند دربار خدیوان مصر زندانی کند، این بار می خواهد آزد باشد. او در بازگشت به مصر مورد استقبال مردم قرار گرفت و با سرودن قصیدهای زیبا تحت عنوان بعدالمنفی با اندلس وداع کرده و به تأثیر خود از محیط زیبای اندلس اعتراف کرد و گفت:
وداعاً ارضَ اندلس و هذا ثنائی إن رَضیتِ به ثواباً
(شوقی ؛ 2000: 1/109)
ترجمه: ای سرزمین اندلس با تو خداحافظی می کنم و این شعر به عنوان حمد وسپاس من ازتو است اگر آن را به عنوان پاداش قبل کنی.
محمد مندور بر این باور است؛ که شوقی پس از بازگشت از تبعید دوباره قصد رجوع به قصر را داشته است، اما از دربار رانده میشود و با این عملش از مردم دورماند، تا اینکه او به خود آمد و به صف مردم پیوست و حتی کارش بهجایی رسید که پیشگامان نهضت را با سرودن قصیدهای، بهمناسبت هفدهمین سالگرد وفات مصطفی کامل، به وحدت و دوری گزیدن از تفرقه فرا خواند .(مندور؛1970 :67)

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع اتباع ایران، آداب و رسوم، حافظ شیرازی، مجالس مذهبی Next Entries منبع مقاله با موضوع کلیله و دمنه، مرزبان نامه، ادبیات شفاهی، نثر فارسی