منبع مقاله با موضوع حقوق فرانسه

دانلود پایان نامه ارشد

حكم اعاده حيثيت محكوم عليه را به شهرت و حالت اولي چنانكه قبل از محكوميت بود برمي گرداند و هيچگونه محروميتي براي او باقي نمي گذاشت بطوريكه حق اجرا و تمتع از حقوق مدني پيدا مي كرد.51 در قانون اصول محاكمات جزايي فرانسه اعاده حيثيت فقط در مجازاتهايي بود كه جنبه ترهيبي و ترذيلي داشته است و آن به تصميم پادشاه منوط بود و در نتيجه آن محروميتهايي كه ناشي از محكوميت بوده محو مي شده است و اين يك نوع عفو خصوصي در مجازاتهاي تبعي بوده است .«فرمان 1670 ( فصل14 مواد 5/6/7 ) از حكم اعاده حيثيت نام برده و براي اولين بار اعاده حيثيت جزء قواعد قانوني و منظم در قانون جزاي 1791 هويدا گرديد از آن به بعد بازگشت محكومين به وضع اوليه خود كه مقداري از آنرا محكوميت كيفري درهم شكسته بود تابع مقررات صحيحي گرديد.52» موضوع اعاده حيثيت قضايي در حقوق فرانسه پيش از اعاده حيثيت قانوني مورد توجه قانونگذاران فرانسه قرار گرفت.
در سال 1899 اين سؤال در جامعه حقوقي فرانسه مطرح شد كه آيا شايسته نيست كه علاوه بر اعاده حيثيت قضايي اعاده حيثيت جديدي پيش بيني شود به عبارت ديگر علاوه بر وجود اعاده حيثيت قضايي، اعاده حيثيت قانوني كه با حصول شرايط و مدت مقرر منجر به زوال آثار و رفع اثر از محكوميت به صورت خود به خود مي گرديد مورد توجه قرار گرفت و در قوانين 26 مارس 1891 و قوانين 1899 و 1900 جامه عمل به خود پوشيد.همچنين «قانون سوم ژانويه 1852 استفاده از اعاده حيثيت را به مجازاتهاي جنحه اي تسري داد همچنين از زمان تصويب قانون 14 اوت 1885 محكومين به مجازات تكرار جرم نيز مي توانستند درخواست اعاده حيثيت نمايند و بالاخره قانون 10 مارس 1898 محكوميني كه مجازات آنان مشمول مرور زمان شده و يا اشخاص كه پس از استفاده از اعاده حيثيت مجدداً مرتكب جرم شده اند توان استدعاي اعاده حيثيت را دارا بودند.»53 اعاده حيثيت در قانون 26 مارس 1891 مبتني بر اين امر بوده است كه استفاده كنندگان از تعليق در صورتيكه رفتار ايشان در ضمن و ظرف 5 سال شايسته و نيكو بوده باشد در انقضاء مدت به اعاده حيثيت نايل آمده و از تمامي آثار اعاده حيثيت قضايي بهره مند مي گرديده اند.
در قانون جديد جزاي فرانسه كه از اول مارس 1994 قابليت اجرايي يافته است 54چنانچه فردي به كيفرهاي جنايي وجنحه اي يا خلاف محكوم گردد با رعايت شرايط واوضاع احوال پيش بيني شده در قانون از اعاده حيثيت بهره مندخواهد شد يكي از شروط اساسي كه براي بهره مند شدن از اعاده حيثيت در ماده -133 31 اين قانون پيش بيني شده است اين است كه محكوميت جديدي به كيفر جنايي يا تاديبي نداشته باشد.در اين قانون براي محكوميتهاي مختلفي كه ممكن است براي اشخاص به وجود آيد مهلت هاي مشخصي را در نظر گرفته است كه پس از اتمام مهلت هاي مذكور فرد به اعاده حيثيت نائل ميگردد.
فصل سوم :مباني نظري و قلمرو اعاده حيثيت
1) مباني نقلي
در سيستم قضايي جمهوري اسلامي ايران براي حفظ وتضمين حقوق و آزاديهاي افراد مقررات مدون پيش بيني گرديده است كه بر اساس ومبناي شريعت اسلام از طرف مراجع ذي صلاح تنظيم گرديـده اسـت .اصـولي كـه بـر مبنـاي قواعـد مذهبي شكل گرفته است جنبه الهي وفطري دارد كه جهت شناختن منظور شارع و تطبيق اصول با موارد ويا در خصوص نحوه اجراي قواعد و احكام آن بررسي بعمل آيد باتوجه به اين نكته كه ازقرآن وروايات به عنوان منابع نقلـي نـام بـرده مي شود به بررسي ديدگاه اين دو منبع در خصوص موضوع مورد بحث ما پرداخته شود .

1-1 آيات قرآن كريم

از جملـه آيـاتي كه در قرآن به موجب تاسيس توبه باعث اعاده حيثيت مي شود آياتي است كه در حـوزه فـردي و رابطـه انـسان بـا خـدا مطرح شده است از جمله :
1ـ آيه 11 سوره مباركه نمل « ا لا من ظلم ثم بدل حسناً بعد سوء فاني غفور رحيم »
2ـ در آيه 54 سوره مباركه انعام مي فرمايد :« انه من عمل منكم سوءا بجهاله ثم تاب من بعده و اصلح فانه غفور رحيم »
3ـ در آيه ديگري مي فرمايد :« من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفر االله يجداالله غفوراً رحيماً 55»
4- در آيه 119 نمل مي فرمايد :« ثم ان ربك للذين عملوا السوء بجهاله ثم تابوا بعد ذلك و اصلحوا ان ربـك مـن بعـدها لغفور رحيم »
5ـ در آيه ديگر مي فرمايد: « و الذان يا تيانها منكم فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما ان االله كان تواباً رحيماً 56»
كه در اين آيات خداوند چنانچه اهل ايمان اقدام به گناهي نموده باشند كه مستوجب عقوبت گردند و پـس از آنكـه از عمل زشت خود توبه نموده و پشيمان شده و بسوي پروردگار بازگشت نموده و اعمـال صـالحه بـه جـا آورد و نورانيـت روح خود را بازيافت پروردگار با صفت مغفرت و رحمت خود يادآوري نموده كه گناه را از صفحات اعمال آنان محـو و ناديده گرفته است و در اثر صفاي روح مستوجب رحمت و رفعت مقام خواهد شد.
درتفسير آيه دوم ايت االله مكارم مي فرمايند « همچنين به رسول خدا فرمان مي دهد كه هيچ فرد باايماني را از هر طبقه و نژادي كه باشد و در هر شرايطي كه باشد از خود نراند بلكه آغوش خودش را يكسان بـر روي همـه بگـشايد حتـي اگـر گناهانشان زياد باشد آنها را بپذيرد و اصلاح كند.»57
توبه وقتي قبول مي شود كه از روي حقيقت واقع شده باشد زيرا كسي كه به سوي خدا باز گشت نمـوده باشـد و بـه وي پناه برد هرگز خود به پليدي گناهي كه از آن توبه كرده و خود را پاك ساخته است مجدداً آلوده نمي كند.
در آيه سوم خداوند اقدام به ترغيب گناهكاران نموده است كه به خود ستم كرده اند و گناهاني مرتكـب شـده و يـا بـه ديگران خيانت كرده اند. شايسته است كه به خود آيند و به صحيفه تيره و تاريك روان خود بنگرند و چون وجدان آنان ننگين شد و شرمنده گرديد در مقام ندامت و پشيماني برآيد و به آتش حسرت خود را شكنجه دهند تا خداوند از جرم و گناه آنان درگذرد و آنان را پاك و پاكيزه نمايد، چرا كه هر معصيتي كه انسان مرتكب شود با تبعاتي كه دارد در نفس او اثر سوء باقي مي گذارد و در نامه اعمالش نوشته مي شود و بنده خدا مي تواند آن اثر سوء را با توبه و اسـتغفار از بـين ببرد.58
ودر آيه چهارم عملاً بايد خطا را جبران كرد و قسمتهايي از روح انسان يا جامعه كه بر اثر گناه آسيب ديده است اصلاح و مرمت شود و در اثر استقرار حالت ندامت و پشيماني اعمال ديگرش شايسته و صالح گردد تا عفو و رحمت الهي او را فرا بگيرد.در آيه پنجم خداوند دستور مي دهد كه كسانيكه مرتكب تخلفي شده اند را سرزنش و مذمت كنيد و اگر توبه كردند و عمل خود را اصلاح نمودند دست از سرزنش و مذمت ايشان برداريد.
در تفسير اين اين آيه آيت االله مكارم ميفرمايد :« خداوند راه بازگشت را به سوي ايـن خطاكـاران گـشوده اسـت كـه در صورت توبه و اصلاح جامعه اسلامي آنان را با آغوش باز مي پذيرد و يك عنصر طـرد شـده از اجتمـاع نخواهنـد بـود و افرادي كه توبه كرده اند ديگر در برابر گناهان سابق نبايد مورد ملامت قرار گيرند در جايي كه مجـازات و حـد شـرعي باتوبه ساقط مي شود بطريق اولي مردم بايد از گذشته آنان چشم بپوشند وقتي درباره كسانيكه حد درباره آنها جاري مـي شود و سپس توبه مي كنند جامعه اسلامي بايد آنان را مشمول گذشت قرار دهد.»59
اگرچه از اين نوع آيات در قرآن كريم فراوان است و نمايانگر اين مطلب است كه حيثيـت لكـه دار شـده انـسان توسـط گناه و جرم بايد به سرعت ترميم شود و خداوند نمي خواهد كه آبرو و شرافت كسي خدشه دار باقي بماند .
علاوه بر آيات فوق آيات ديگري نيز وجود دارند كه در حـوزه روابـط اجتمـاعي و عمـومي دربرگيرنـده مفهـوم اعـاده حيثيت است كه از يك طرف براي جبران و تدارك حيثيت از دست رفته اشخاص بي گناه و از سوي ديگر براي سقوط مجازات و محو آثار محكوميتهاي كيفري گناهكاران و مجرمان در نظر گرفته شده است. از جمله در بـاب قـذف قـرآن كريم مي فرمايد :« و الذين يرمون المحصنات و لم ياتوا باربعه شهداء فجلد و هم ثمانين جلده و لا تقبلـوا لهـم شـهاده ابـداً و اولئـك هـم الفاسقون الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا فان االله غفور رحيم 60».
در آيه « رمي » به معناي انداختن است ولي به عنوان استعاره نسبت دادن امري ناپسند به انسان نيز استعمال مي شود كه به آن قذف مي گويند و از اين آيه اين چنين برمي آيد كه مراد از رمي نـسبت دادن زنـا بـه زن محـصنه و عفيفـه اسـت در صورتيكه قاذف چهار شاهد ارائه نكند ابداً و به هيچ وجه شهادت او مسموع نيست چون به فسق گرفتار آمده است مگـر آنكه توبه كند و اعمال خود را اصلاح نمايد تا حكم به فسق و نپذيرفتن شهادت ابدي از او ساقط شود.
در اين آيه براي اثبات جرم بزه ديده بايد چهار شاهد با هم به عمل منافي عفت شـهادت دهنـد و ايـن سـخت گيـري در اثبات جرم در واقع به منظور حفظ عرض افراد مومن پيش بيني شده است تا كسي جـرات تعـرض بـه آبـروي مـومنين را نكند.
از جنبه حيثيت لكه دار شده مجرم و رسوايي كه با داغ فسق بر او بوجود آمده است قرآن كريم توبـه مجـرم و قـاذف را دليل بر بازگشت حيثيت مجرم مي داند و با تحصيل ملكه عدالت توسط توبه كاران شهادت مجرم توبه كرده پذيرفته مي شود و از اين طريق براي كسانيكه از عمل ارتكابي خـود دسـت كـشيده و از آن برمـي گردنـد و بـا اجـازه مجـدد بـراي شهادت دادن اعاده حيثيت صورت مي گيرد در آيه 34 سوره مباركه مائده درباره كسانيكه با خداوند و رسولش محاربـه مي كنند مي فرمايد: « انما جزاء الذين يحاربون االله و رسوله و يسعون في الارض فساداً ان تقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف او ينفوا من الارض ذلك لهم خزي في الدنيا و في الاخره عذاب عظيم الا الـذين تـابوا مـن قبـل ان تقدروا عليهم فاعلموا ان االله غفور رحيم »
در اين آيه هم محاربه از جرم هايي است كه در آن به حقوق افراد جامعه و امنيت آنها صدمه وارد مي شود و در گـستره حقوق اجتماعي و عمومي مي گنجد. محاربه و فساد در زمين باعث اخلال در امنيت اجتمـاعي مـي شـود و راه را بـراي طغيان به حقوق افراد باز مي كند. اسلام براي اين عمـل شـدت مجـازات بيـشتري بـه خـرج داده اسـت و از چهـار نـوع مجازات قتل ، تصليب ، تبعيد و تقطيع نام برده است و بر اين موضوع تأكيد شده است كه اين مجازاتها باعث فضيحت و رسوايي محاربان است كه البته مختص به دنيا نمي باشد و در آخرت هم گريبان گير آن است . ولي اسـلام بـا يـك ديـد وسيع محارب را كه بوسيله مجازات به شديدترين نحو از جامعه طرد مي كند به دامان جامعه بازگشت پـذير مـي دانـد و توبه قبل از دستگيري را شرط اعاده حيثيت شخص محارب مي باشد. علت اينكه خداوند پشيماني اين گناهكاران را مي پذيرد و از تعقيب و كيفر آنان را مصون مي نمايد و به اين وسيله خاطر آنان را تأمين داده است چرا كه اگر توبه اينگونه جنايتكاران پذيرفته نشود اين افراد ناگزيرند تا آخر عمر براي حفظ حيات به بيابانگردي ادامه دهند و گروهـي را بـه هـم دستي خود دعوت كنند.61
توبه قبل از گرفتاري را موجب مصون شدن ايشان از كيفر مي باشد و با توبه كردن مجـازات محـارب از او برداشـته مـي شود اما مجازات سارق يا غاصب يا قاتل معمولي را خواهد داشت و توبه تنها ساقط كننده حق االله است و نه حق الناس.62
آيه ديگري كه مي تواند در اين خصوص مورد توجه قرار گيرد آيه 118 از سوره مباركه توبه اسـت كـه شـأن نـزول آن درباره غزوه تبوك است و مي فرمايد:
« و علي ثلاثه الذين خلفوا حتي اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت و ضاقت عليهم انفسهم و ظنوا ان لا ملجا من االله اليـه ثم تاب عليهم ليتوبوا ان االله هو التواب الرحيم »
در اين آيه سه نفر از مسلمانان كه از شركت در جنگ تبوك سرباز زدند و در مجازات آنان پيـامبر از بـاب طـرد ايـشان وارد شد و با آنان سخن نگفت و از لحاظ اجتماعي هم طرد شدند تا آنجايي كه آنقـدر در مـضيقه قـرار گرفتـه انـد كـه دريافتند جز خداوند هيچ پناهي ندارند و به اين ترتيب خداوند به سـمت ايـشان بازگـشت و رحمـت و مغفـرت خـود را شامل حال آن سه تن گرداند و ايشان موفق به توبه شدند و سپس آيه توبه اين گروه نازل شـد و دوبـاره ايـن سـه تـن بـه زندگي عادي خود بازگشتند. اين آيه به طرز روشني نشان دهنده مراحل اعاده حيثيت

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع حقوق جزا، اعاده حیثیت، امام صادق Next Entries منبع مقاله با موضوع نهج البلاغه، اعاده حیثیت، امام صادق، حقوق جزا