منبع مقاله با موضوع تقسیم سود، سود سهام، قیمت سهام، ارزش سهام

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه هاي معاملات (بهره وام یا انتشار سهام جدید) صرفه جویی خواهد کرد. به سخن دیگر در طی دوره رشد و توسعه، نیازهاي نقدینگی موسسه ممکن است بسیار بالا باشد در حالی که در طی دوره ثبات و مرحله بلوغ که نشانه آن کاهش موقعیت هاي سرمایه گذاري است. نیاز به وجه نقد کاهش می یابد. در این زمان موسسات وضعیت نقدینگی بهتري براي پرداخت جریان پایدار و مداوم سود سهام خواهند داشت.

2-13-4 ملاحظات مالیاتی :
مالیات بر سود سهام تقسیم شده: سود انباشته و فروش سهام ممکن است بر تصمیمات تقسیم سود تاثیر بگذارد اگر نرخ مالیات بر تقسیم سود بالاتر از نرخ مالیات بر سود انباشته و فروش سهام باشد در این صورت ممکن است موسسات به جاي تقسیم سود اقدام به انباشته کردن سود در موسسه کنند، ارزش دارایی هاي تولیدي خود را بالاتر برده و در نتیجه ارزش سهام موسسه را بالا ببرند. در این حالت سهامداران می توانند سهام خود را به قیمت بالا تر بفروشند و مالیات کمتري را متحول می شوند. بدیهی است که عکس این مطالب نیز صادق می باشد.

2-13-5 الزامات قانونی :
این الزامات می تواند اشکال مختلفی به شرح زیر داشته باشد :
الف..اندوخته قانونی :
موسسات به موجب قوانین ممکن است مجبور به اندوخته کردن بخشی از سود کسبی شده باشند که این امر موجب محدودیت در تقسیم سود سهام می شود.
ب..تقسیم سود اجباري :
موسسه اي ممکن است به موجب قوانین مجبور به تقسیم اجباري درصدي از سود سهام بین سهامداران بوده و در نتیجه نتواند این بخش از سود را در موسسه انباشته کند.

ج..محدودیت هاي قراردادي :
موسسه ممکن است به لحاظ عقد قراردادهایی(مانند: گرفتن وام، صدور اوراق قرضه و اجاره هاي سرمایه اي) ملزم به رعایت سقف محدود کننده در تقسیم سود باشد.

2-13-6 نیازهاي نقدینگی :
موسسات ممکن است بخشی از وجوه نقد خود را براي نیازهاي نقدینگی غیرقابل پیش بینی نگهداري کنند. از این رو این امر موجب محدودیت در وجه نقد، قابل تقسیم به عنوان سود سهام خواهد بود.

2-13-7 ملاحظات هزینه اي : . در تامین مالی از
طریق سود انباشته، موسسات متحمل هزینه هاي مربوط به فروش سهام و یا استقراض
مخارجی که باید موسسه متحمل بشود تا بتواند تامین مالی خارجی بکند و یا هزینه هایی که سهامدار باید متحمل بشود تواند سهام خود را به وجه نقد تبدیل کند بر تصمیمات تقسیم سود تاثیر دارد
نمی شوند. از طرف دیگرئموسساتی که سیاست تقسیم سود ناکارا اتخاذ می کنند، جریان تقسیم سود آنها به مقدار زیادي غیر منظم و پیش بینی ناپذیر می شود. در این حالت سرمایه گذارانی که مایل به یک جریان یکنواخت تقسیم سود هستند. ممکن است اقدام به فروش سهام خود و سرمایه گذاري در سایر موسسات نمایند، زیرا در این حالت میزان سرمایه گذاري موسسه بالا بوده و در نتیجه سود کمتري بین سهامداران تقسیم می شود.

2-13-8 تورم :
تورم نیز بر سیاست تقسیم سود تاثیر می گذارد. در شرایط تورمی وجه نقد حاصل از عملیات براي جایگزینی دارایی ها و موجودي هاي مصرف شده در عملیات کافی نخواهد بود. بنابراین در این شرایط لازم است که با انباشته کردن سود، قدرت عملیاتی موسسه حفظ شود.

2-13-9 کنترل :
این عامل نیز ممکن است بر سیاست هاي تقسیم سود موسسه اثر بگذارد. فرض کنید آقاي الف سهامدار عمده شرکت بوده و کنترل شرکت در دست وي است. پرداخت سود سهام بیشتر این احتمال را که شرکت براي تامین آینده خود اقدام به انتشار و فروش سهام جدید نماید بیشتر میکند. در این صورت افراد دیگري اقدام به خرید سهام جدید نموده و در نتیجه میزان اعمال کنترل سهامدار اولیه کاهش می یابد. بنابراین به منظور اجتناب از این امر، تقسیم سود سهام در سطح پایین تري انجام می شود.

2-13-10 ثبات سودآوري :
هرچه قدر درجه ثبات سودآوري کمتر باشد، سود تضمینی کمتري پرداخت می شود. اصولا وقتی ضریب عدم اطمینان بالا باشد، براي کاهش آن سود تقسیمی کمتري پرداخت می شود.

2-13-11 قدرت تامین مالی :
هرچه قدر شرکت بتواند با هزینه کمتري منابع مالی خود را تامین کند و بازار سرمایه نیز به او اعتماد داشته باشد سود تقسیمی بیشتري پرداخت می کند.

2-13-12 درجه اهرم مالی :
به دو علت درجه اهرم مالی موجب کاهش سود تقسیمی می شود :
1- هرچه قدر درجه اهرم مالی بالاتر باشد، ریسک مالی بالاتر است و وام دهندگان، سیاست هاي محدود کننده اي را براي تقسیم سود اعمال می کنند.
2- هر چه درجه اهرم مالی بالاتر باشد باعث کاهش جریان نقدي آزاد می گردد و از این رو سود کمتري تقسیم می گردد.

2-13-13 هزینه هاي نقل و انتقال و تقسیم پذیري سهام :
این هزینه ها بیشتر متوجه کسانی است که بعضی از هزینه هاي زندگی خود را از در آمدهاي ناشی از اوراق بهادار تامین می کنند. حال اگر چنانچه شرکتی به جاي توزیع سود سیاست حفظ سود نقدي را پیش بگیرد. سهامدارانی که تمایل به درآمد جاري دارند به ناچار بخشی از سهام خود را فروخته تا از محل آن نیاز هاي مالی خود را بر آورده سازند. فروش سهام مستلزم پرداخت هزینه هاي نقل و انتقال سهام، هزینه هاي مربوط به خرد کردن (یعنی تقسیم مجموعه اي سهام بین چند خریدار) می باشد. این گونه هزینه ها با تعداد سهامی که مورد معامله قرار می گیرند رابطه معکوس دارد. بنابراین وجود چنین هزینه هایی ایجاب می نماید تا شرکت ها بخشی از درآمدهایشان را به عنوان سود تقسیم نمایند، تا منافع مانع از فروش سهام از طرف سهامداران گردد.

2-13-14 منابع و مصارف وجوه :
یکی از عوامل موثر در اتخاذ سیاست هاي تقسیم سود، وضعیت نقدینگی شرکت و یا خالص جریانات نقد ورودي و خروجی است. هرقدر منابع وجوه شرکت کمتر از مصارف وجوه باشد، بیانگر جریان نقد خروجی است و یکی از عواملی است که نقدینگی را تحت تاثیر قرار می دهد.

2-20-15 توانایی استقراض :
موقعیت نقدینگی تنها راه انعطاف پذیري و احتیاط در رابطه با تقسیم سود نمی باشد. چنانچه شرکت توانایی اخذ وام با شرایط آسان در مدت کوتاهی را داشته باشد می تواند در رابطه با تقسیم سود از انعطاف لازم برخوردار باشد. این توانایی ممکن است، به شکل اعتبار بانکی، اخذ وام از بانک و یا تعامل غیر رسمی موسسات مالی در تحدید شرایط اعتباري به وجود آید. به علاوه توانایی وام گیري ممکن است به شکل صدور اوراق قرضه و مراجعه به بازار سرمایه نیز باشد. البته شرکت در توانایی خود در کسب وجوه از طریق ایجاد بدهی، عامل هزینه بدهی را نیز باید در نظر بگیرد و آن را در مقابل مزایاي پرداخت سهام مقایسه نماید.

2-13-16 بازپرداخت بدهی :
در انتخاب میان دو راه یعنی بازپرداخت بدهی ها و اعلان سود سهام معمولا بازپرداخت بدهی ها ترجیح داده می شود، زیرا اولا ممکن است بازپرداخت بدهی ها نوعی اجبار و اضطرار به همراه داشته باشد و ثانیا کاهش بدهی، ریسک مالی شرکت را کاهش می دهد و از این طریق باعث افزایش قیمت سهام می گردد. به طور کلی وقتی شرکت در پرداخت دیونش ناتوان است و یا اینکه در صورت پرداخت سود ناتوان خواهد گردید، سعی خواهد نمود سود را به جاي توزیع بین سهامداران به پرداخت بدهی هاي خود اختصاص دهد.

2-13-17 نرخ رشد وتوسعه شرکت :
آن دسته از شرکت هایی که برنامه هاي توسعه در پیش دارند طبعا نیازشان به تامین مالی دارایی هاي خود زیاد است. در این صورت چنین شرکت هایی به جاي توزیع زیاد سود ترجیح می دهند آن را به عنوان سود سنواتی در شرکت حفظ نمایند.

2-3-18 تاثیر دوره هاي تجاري :
در زمان رکود شرکت ها سود کمتري را توزیع می نمایند. براي حل این معضل مدیریت در طول دوران تورم سود هاي شرکت را انباشته می نماید تا بتواند با هرگونه کسري و کمبود نقدینگی در دوران رکود مقابله کند.
باید توجه داشت در بازاري که با رکود روبرو است نرخ بالاي سود سهام یکی از مکانیزم هاي مهم بازاریابی براي اوراق بهادار می باشد. بنابراین مدیریت باید دید بلند مدتی در این مورد نسبت به پرداخت هاي سود سهام شرکت داشته باشد.

2-13-19 نوع شرکت :
در شرکت هایی که تعداد سهامداران آن معدود و متجانس می باشد می توان رضایت سهامداران را مبنی بر عدم توزیع سود و حفظ و نگهداري آن به صورت سود سنواتی جلب نمود، اما در شرکت هایی که مالکیت آن گسترده بوده و سهام در دست عده کثیري می باشد که داراي نقطه نظرات متفاوتی هستند، نظر واحدي در مورد چگونگی پرداخت سود سهام نمی تواند تعیین کننده باشد.

2-13-20 هزینه هاي نمایندگی :
تضاد اطلاعاتی میان مدیریت و سهامداران هزینه اي به صورت تفاوت قیمت سهام را به دنبال دارد که این هزینه ها به هزینه هاي نمایندگی معروف است. چنانچه در شرکتی تضاد نسبی یا جزیی میان سهامداران و مدیران وجود داشته باشد. در این صورت مدیریت براي حفظ موقعیت خود ناچاراست سیاست تقسیم سود را اتخاذ نماید که هزینه هاي نمایندگی را به حداقل برساند. در این شرایط سود سهام نقش عمده اي درارزش شرکت خواهد داشت. زیرا پرداخت سود سهام به طور غیر مستقیم مبین نتیجه فعالیت هاي سرمایه گذاري مدیریت قلمداد می گردد.

2-14 روش هاي تعیین قیمت سهام :
چگونگی تعیین قیمت سهام یکی از مهمترین مسائل مدیریت مالی است. اندکی تغییر در قیمت سهام، رقم عمده اي از ثروت سهامداران را دستخوش تغییر می کند. روش هاي متداولی براي قیمت گذاري سهام وجود دارد. از جمله این روش ها ارزش نقدي، ارزش موسسه ي دایر، ارزش دفتري، ارزش بازار، ارزش ذاتی و…. هستند.
در این مجال فقط مدل هاي تعیین ارزش ذاتی رامورد بررسی قرار می دهیم و تاثیر سود هر سهم و سود نقدي را در این مدل ها نشان می دهیم. در واقع ارزش یک دارایی به وسیله ارزش فعلی جریانات نقدآتی تعیین می شود. یک سهم دو نوع جریان نقدي دارد.
الف- سود سهام که بر اساس یک نظم پرداخت می شود.
ب- ارزش سهم هنگامی که به فروش می رود.

2-14-1 ارزش هر سهم عبارت است از :
1- ارزش تنزیل شده فعلی شامل سود هر سهم و قیمت سهم در دوره اي که سهم فروش می رود.
2- ارزش تنزیل شده يِِِ سود هاي آتی.
نتیجه اینکه ارزش سهام عادي براي سرمایه گذار مساوي است با ارزش فعلی سود پیش بینی شده آینده. براي سرمایه گذارانی که ریسک پذیر هستند و منافع بلند مدت را می خواهند یعنی اینکه نمی خواهند طی چند سال آینده سهام خود را بفروشند مدل مناسبی است.

2-14 انواع روش هاي ارزیابی سهام :
با توجه به رشد سهام شرکت می توان سه مدل کلی را در نظر گرفت.
1- مدل رشد صفر
2- مدل رشد ثابت
3- مدل با رشد فوق العاده
2-23 مکاتب قیمت گذاري سهام :
به طور کلی انواع دیدگاه هاي قیمت گذاري سهام به شرح زیر تقسیم می گردد :

2-15 تجزیه و تحلیل گران بنیاد گرا :
از دیدگاه این دسته از تحلیل گران، ارزش سهام به دو عامل ریسک و بازدهی بستگی دارد. براي محاسبه ارزش شرکت و سهام آن این دو عامل را باید محاسبه کرد. تحلیل گران بنیاد گرا براي محاسبه قیمت سهام آینده را پیش بینی می کنند یعنی از وضعیت اقتصادي، صنعت، سود آوري شرکت و سرمایه گذاري هاي جدید براي محاسبه آن استفاده می کنند. بعد از تجزیه و تحلیل هاي فوق و اطلاعات بدست آمده از آن قیمت را محاسبه می کنند. در این دیدگاه از طریق سیاست تقسیم سود قیمت را محاسبه می کنند. تجزیه و تحلیل گران بنیاد گرا متکی به تئوري متغیر تصادفی هستند. به دلیل آنکه هر اطلاعاتی وارد بشود در قیمت تاثیر می گذارد.
بنابراین طبق این دیدگاه همیشه بعد از وارد شدن اطلاعات جدید به بازار قیمت سهام در طول و محور ارزش ذاتی تعیین می شود.

2-16 ابزار محاسبه سهام بنیادگرایان :
مهمترین ابزار این گروه براي محاسبه قیمت سهام عبارتند از :
الف- تجزیه و تحلیل درآمد هر سهم :
ارزش سهام با درآمد شرکت رابطه مستقیم دارد. هر قدر درآمد بیشتر باشد. سهام آن شرکت در بازار از ارزش بالایی برخوردار خواهد بود. در ضمن اگر تقاضا براي خرید آن سهام زیاد باشد ارزش این گونه سهام نیز بیشتر می شود.
ب- جریان هاي نقدي هر سهم :
هر اندازه که جریانات نقدي هر سهم بیشتر و درآمد ایجاد شده به صورت وجه نقد باشد. به همان اندازه نیز ارزش سهام افزایش می یابد.
ج- سود تقسیمی هر

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تقسیم سود، سود سهام، انتشار سهام، قیمت بازار Next Entries منبع مقاله با موضوع قیمت سهام، تقسیم سود، سود سهام، دارایی ها