منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

را تمرکز خاص بر چرایی و چگونگی استفاده از زبان میداند. دیدگاه اول را که به شکل و صورت متن توجه میکند ساختارگرا، ودیدگاه دوم را که به کارکرد متن توجه دارد کارکردگرا نامیدهاند (شایسته پیران، 1375: 9).
اولی، گفتمان را واحد مشخصی میداند که بزرگتر از جمله است و تحلیل گفتمان را تحلیل و بررسی این گفتمان بر میشمرد، دومی تحلیل گفتمان را مطالعهی جنبههای مختلف چگونگی استفاده از زبان میداند که بر روی کارکردهای واحدهای زبانی متمرکز است. این عده اعمال و کردار مردم و همچنین مقاصد معینی را که در به کار گیری زبان بدان توجه دارند، مد نظر قرار داده و سعی میکنند معانی اجتماعی، فرهنگی و موقعیتی آنها را بشناسند (همان).
تحلیل گفتمان در زبانشناسی متوقف نماند. در مدت نسبتا کوتاهی (نزدیک به دو دهه) این گرایش به زبانشناسی اجتماعی و زبانشناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون میشلفوکو، ژاکدریدا، میشلپشو، و دیگر متفکران برجستهی مغرب زمین وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت. این متفکران که تحلیل گفتمان را بیشتر در قالب تحلیل انتقادی گفتمان بحث و گسترش دادند، خود وامدار مکتب انتقادی فرانکفورت و وارثان مستقیم و غیر مستقیم آن در دههی 1960، مارکسیستهای جدید، به ویژه گرامشی و پیروانش، ساختارگرایانی چون آلتوسر و محققان مکتب فمنیسم، بودند. مفهوم گفتمان، امروزه به صورت یکی از مفاهیم کلیدی و پر کاربرد، در تفکر فلسفی، اجتماعی و سیاسی مغرب زمین در آمده و با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، مهاجرت، نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، نابرابری قومی و غیره عجین گشته است. اکنون و به همین جهت، معنای آن با آنچه صرفاً در زبانشناسی مد نظر بوده، هر چند این تغییر در امتداد مسیر معنای اولیهی آن قرار دارد (همان).
مفهموم گفتمان و تحلیل انتقادی آن اینک با نام فوکو همراه شده است. به نظر فوکو گفتمانها تشکیل شده از علاماتاند. اما کارکردشان از کاربرد این علامات، برای نشان دادن و برگزیدن اشیا بیشتر است و همین ویژگی است که آنها را غیر قابل تقلیل به زبان، سخن و گفتار میکند. گفتمان امروزه بیانگر ویژگیها و خصوصیات تاریخی چیزهای گفته شده و چیز هایی است که ناگفته باقی میماند.
گفتمانها نه تنها مربوط به چیزهایی است که میتواند گفته یا دربارهاش فکر شود، بلکه دربارهی این نیز هست که چه کسی، در چه زمانی و با چه آمریتی، میتواند صحبت کند (عضدانلو، 1375: 48).
گفتمانها مجسم کنندهی معنا و ارتباط اجتماعی است، شکل دهندهی ذهنیت و ارتباطات اجتماعی–سیاسی (قدرت) است. در نظر فوکو گفتمانها همچنین اعمالی هستند که به صورت سیستماتیک موضوعاتی را شکل میدهند که خود سخن میگویند. گفتمانها درباری موضوعات صحبت نکرده هویت موضوع را تعیین نمی-کنند، بلکه سازندهی موضوعاتاند و در فرآیند این سازندگی مداخلهی خود را پنهان میکنند (همان).
اکثر تحلیلهای گفتمانی قرن بیستم اساساً غیر انتقادی بود، یعنی نقدی بر عملکردهای اجتماعی ارائه نمیداد، این تحلیل سه هدف عمده داشت: (بلور و بلور81، 2007: 29).
1-تشخیص و توصیف اینکه اشخاص، چگونه از زبان برای برقراری ارتباط استفاده میکنند.
2-ایجاد روشهایی تحلیلی که کمک کند دستهها یا انواع گفتمان و ویژگیهای هر کدام را مشخص کنیم.
3-نظریه پردازی در مورد اینکه ارتباط چگونه برقرار میشود.
هر چند این سوالات مهماند، ولی همواره تحلیلگران گفتمانی بودهاند که برنامه کاری وسیعتری داشتهاند و به تدریج بر تعداد این افراد افزوده شده است. در نظر این افراد، گفتمان محصول جامعه است و هم چنین یک نیروی متغیر و پویاست که همواره عملکردها و ارزشهای اجتماعی را به طور مثبت و یا منفی تحت تاثیر قرارداده و بازسازی میکند. این افراد لازم است برای دستیابی به این برنامه کاری وسیعتر ، عملکردهای گفتمانی را به طریق انتقادی تجزیه و تحلیل کنند و به آنها بپردازند و در مورد متون و فرآیندهایی که مورد بررسی قرار میدهند، سوال بپرسند. این امر مستلزم تعهد به مسائل اجتماعی است. تحلیل گفتمان انتقادی اشتراکات زیادی دارد با پژوهش اجتماعی انتقادی که به دنبال یافتن ریشههای مشکلات اجتماعی و پیدا کردن راه هایی برای تحلیل آنها به نحوی ثمر بخش است. بسیاری از کسانی که با تحلیل گفتمان انتقادی سر و کار دارند خود را جزئی از این جنبش میدانند (همان).
محدوده مشکلاتی که تحلیلگران انتقادی گفتمان به آن میپردازند، از مشکلات عمده بین المللی شروع میشود (مسائل کلان) تا مشکلات نسبتاً محدود شخصی (مسائل خرد). مسائل خرد کلان به طرز قابل توجهی مرتبط به هم هستند و به عنوان موضوعاتی برای تجزیه و تحلیل، هر دو به یک اندازه معتبر هستند. بنابراین تحلیل گفتمان ممکن است به مسائل کلی از قبیل نمود کلامی مسائل نژادی بپردازد و یا در طرف دیگر، به این تراژدی که شخصی بیگناه به طور ناعادلانهای مجرم شناخته شده است (همان).
کسانی که در این زمینه فعالیت میکنند، بنابر علائق خاص خود متفاوتند، اما در مورد اصول عمده خاصی توافق دارند. به علاوه از آنجا که تحلیل گفتمان انتقادی زمینه ایست سریع در حال رشد، احتمال دارد اهداف جدیدی پدید آید (همان: 30).
بنابراین اهداف اصلی گفتمان انتقادی را این گونه مطرح میکنیم (همان).
تحلیل آن عملکردهای گفتمانی که مشکلات اجتماعی را منعکس یا ایجاد میکنند.
بررسی اینکه ایدئولوژیها چگونه در زبان منجمد و ثابت میشوند و یا یافتن راههایی برای شکستن این انجماد و ثبوت.
افزایش آگاهی در مورد این که چگونه این اهداف را به موارد خاص از بی عدالتی، تبعیض و سوء استفاده از قدرت میتوان اعمال کرد.
نشان دادن اهمیت زبان در روابط اجتماعی قدرت.
بررسی اینکه معنا، چگونه در بافت ایجاد میشود.
بررسی نقش منظور گوینده، شنونده و موضع نویسنده در ساخت گفتمان.

2-3-2-تحلیل گفتمان انتقادی
برای رفع کاستیهایی که در تحلیل گفتمان رایج در زبانشناسی وجود داشت، نگرش جدیدی در اواخر دههی 70 و اوایل دههی 80 میلادی، با نام «تحلیل گفتمان انتقادی» به وجود آمد.
از پیشتازان این نگرش میتوان فاولر، هاج، کرس، فرکلاف، وداک و ون دایک را نام برد. در این میان فوکو چهرهای است که زبانشناسی انتقادی وامدار اندیشههای اوست (پنیکوک، 1378: 128).
رویکردهای متفاوت تحلیل گفتمان انتقادی، همگی بر این نکته اتفاق نظر دارند که، از توصیف زبانی باید فراتر رفت تا بتوان به تبیین دست یافت و نشان داد که نابرابریهای اجتماعی در زبان خلق و در زبان منعکس شدهاند، هم چنین باید بتوان به کمک این رویدادها، این نابرابریهای اجتماعی را کشف کرده و شرایط آن را تغییر داد (همان).
«انتقادی» ،از نظر روث وداک، این گونه تعریف میشود، «انتقادی را باید به منزلهی فاصله داشتن از دادهها، قراردادن دادهها در بطن امراجتماعی، اتخاذ موضع سیاسی شفاف و تمرکز بر خود اندیشی به هنگام تحقیق دانست»، (وداک، 1995، به نقل از شیه الاسلامی، 2001: 32).
به اعتقاد تحلیلگران انتقادی، زبان باعث ایجاد تداوم نابرابریهای اجتماعی است و آنها وظیفهی خود میدانند که این نابرابریهارا کشف کرده و در نهایت آنها را برطرف نموده و در نتیجه موجب افزایش آگاهی آحاد جامعه شوند (همان: 10).
در زمینهی مفهوم قدرت در تحلیل گفتمان انتقادی باید به طورکلی بیان نمود که قدرت، آن چیزی است که بعضی دارند و آن را بر دیگران اعمال میکنند و در مقابل عدهای آن را ندارند. خواه ناخواه تحت سلطه روابط قدرت قرار میگیرند (همان).
این گونه برداشت از قدرت به نگرش نو مارکسیستی باز میگردد. طبق این نگرش، جامعه به دو گروه حاکم و فرمانبردار تقسیم میشود که طبقه حاکم، فرما نبرداری و اطاعت گروه دیگر را امری مسلم و الزامی میدانند. در مقابل گروه فرمانبردار نیز اطاعت از حاکمان و دارندگان قدرت را بر خود امری بدیهی و مشروع تلقی مینمایند (همان).
«ایدئولوژی»، در تحلیل گفتمان انتقادی، اصولاً به منظورمشروعیت بخشیدن به روابط قدرت به کار میرود. ایدئولوژی از نظر وداک، ابزار ایجاد ارتباط و حفظ روابط نابرابر قدرت در جامعه است و این کار به کمک زبان صورت میگیرد. در واقع ایدئولوژی با وساطت زبان در نهادهای اجتماعی به جریان میافتد (همان).
یکی از مهمترین وجوه تمایز تحلیل گفتمان انتقادی و دو نگرش ساختگرا و نقشگرا در این استکه تحلیل گفتمان انتقادی، ریشه در سازندهگرایی اجتماعی دارد و این نیز بر مبنای نگرش پسا ساختگرایی فرانسه بهوجود آمده است (یورگنسن و فیلیپس، 2002: 1).
بر طبق نظر یورگنسن و فیلیپس، «شیوههای صحبت کردن، منعکس کنندهی جهان ما، هویتهای ما و روابطاجتماعی ما، به صورت خنثی نیست، بلکه نقشی فعال در خلق و تغییر آنها دارد» (همان).
تعاریف گردآوری شده از گفتمان توسط شیفرین می باشد که برخی از این تعاریف در چار چوب نقش گراییجای می گیرد (شیفرین، 1994: 43-23).
مطالعه گفتمان، مطالعه همهی جنبههای زبان است (فسلد82، 1990: 65).
تحلیل گفتمان، ضرورتاً تحلیل زبان به هنگام کاربرد است. بدین ترتیب، نمیتوان آن را به توصیف صورتهایزبانی، مستقل از هدف و نقشی که این صورتها قرار است در امور انسانی ایفا کنند، محدودکرد (براون و یول، 1983: 1).
مفاهیم سه گانهی انتقادی، ایدئولوژی، و قدرت از جمله مفاهیمی هستند که تحلیل گفتمان انتقادی برایفاصله گرفتن از توصیف صرف و دستیابی به تبیین، آنها را به کار گرفته است، (وداک، 2001الف: 9).
برداشتهای متفاوتی نسبت به مفهوم نقد در این نگرش وجود دارد. عدهای به مکتب فرانکفورت و عدهای به مارکس روی میآورند (همان).
ایدئولوژی، از منظرتحلیل گفتمان انتقادی، ابزار ایجاد و حفظ نابرابر قدرت در جامعه است، و این کار به کمک زبان صورت میگیرد. در واقع ایدئولوژی با وساطت زبان در نهادهای اجتماعی به جریان میافتد (همان: 10).
از این روست که تحلیل گفتمان انتقادی دیدگاه کسانی را بر میگزیند که بیشترین رنج را میکشند، و منظری انتقادی، زبان کسانی را تحلیل میکند که در راس قدرتاند، کسانی که مسئول وجود نابرابریها هستند و ابزارها و امکانات لازم برای حل این مشکلات نیز در اختیارآنهاست (ون دایک، 1985: 4، به نقل از وداک،2001الف: 1).
نورمن فرکلاف تعریف خود از قدرت را صراحتاً از برداشت فوکویی متمایز میکند و آن را این گونه بیان میدارد: از دیدگاه فوکو، قدرت به منزلهی ویژگی فراگیر فناوریهایی است که به نهادهای جدید ساخت میبخشند، قدرتی که در اختیار هیچ طبقهی اجتماعی، طیف یاگروه خاصی نیست و به آنها منتسبنیست(فوکو،1979: 28).
نگرانی فرکلاف این است که این معنای قدرت جایگزین معنای قبلی و سنتیتر شده است و باعث غافل شدن ازتحلیل نامتقارن بودگیهای قدرت و سلطه گردد. یکی از اهداف مهم تحلیل انتقادی، حذف قدرت / سلطه درنظریه و در عمل است (فرکلاف، 1995الف: 17).

2-3-3-برخی از پژوهش های انجام شده توسط پژوهشگران ایرانی
دبیر مقدم برای اولین بار به معرفی و مقایسه برخی از رویکردهای کلامی پرداخته است. وی در این کار از آراء صاحب نظران نقشگرا همچون، گیون83، ون دایک، کونو84، هاپر85 و هلیدی استفاده نموده است. وی در همان قسمت، رویکردهای کلامی متفاوت از دیدگاه نقشگرایانه و بر شمردن ویژگیهای برجستهی هریک فاصلهی آنها را از رویکرد صورتگرا مشخص ساخته است. از نظر او، رویکرد نقشگرایی کونو (1987) نزدیکترین و با اعتدالترین رویکرد و دیدگاه نقشگرایی هاپر (1991، 1988، 1987) افراطیترین آنهاست (دبیر مقدم، 1378: 40-42).
یار محمدی به همراه خسروی، 1379، مقالهای تحت عنوان ساختارهای گفتمانی و ایدئولوژیکی در گفتمانهای خبری روزنامههای ایران نگاشته است. هدف مقالهی مورد نظر، تحلیل گفتمان نمونههایی از متون سیاسی – خبری روزنامههای ایران با اتخاذ رویکرد انتقادی است. در این تحقیق، چگونگی عملکرد ساختارهای گفتمانی در تولید و یا تقویت یک ایدئولوژی سیاسی خاص و ارتباط زیر بنای فکری – اجتماعی (سطح ایدئولوژی اجتماعی گفتمان) و نوع چگونگی و فراوانی یک یا چند ساختار گفتمانی خاص در گفتمان (سطح زبانی گفتمانی) به عنوان دو روی سکهی گفتمان مورد بررسی قرار گرفته است. در نتیجه، مکانیسم تاثیرگذاری

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، بینامتنیت، تحلیل ساختار، ایدئولوژی Next Entries منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، ایدئولوژی، تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان انتقادی