منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان انتقادی، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

: 32).
کنترل اذهان و کنشهای ناشی از آن حتی ممکن است بر پایهی اشکال غیرمستقیم و ظریفتری از گفتار و نوشتار استوار گردد. به جای این که دیگران را از طریق اوامر، درخواست ها، پیشنهادات یا اندرزهای خود به آنچه خواهان انجاماش هستیم آگاه سازیم، میتوانیم اذهانشان را به طریقی شکل دهیم که آنان آزادانه و با طیب خاطر، آنگونه که ما میخواهیم عمل نمایند، یعنی آن که گفتمان یک گروه صاحب قدرت میتواند چنان باشد که باعث شود دیگران به نحوی به نیات و مقاصد خود شکل دهند و اعمال خود را به انجام برسانند که گویی بدون هرگونه فشاری و دقیقاً در راستای خواستهها و علایق خود بدانها دست زدهاند.

تحلیل خرد: ابزارهای تحلیل متنی که ابزارهای زبانشناسی هستند برای تحلیلزبانی مورد استفاده قرار میگیرند برای مثال میتوان از ابزارهای زبانی مبتداسازی گزینش واژگانی و غیره نام برد.

تحلیل کلان: تحلیل پدیدههای سیاسی و اجتماعی در بررسی گفتمانها را تحلیل کلان مینامند. در این تحلیلها، ریشههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به عنوان علت شکل گیری گفتمانهای خاص مورد بررسی قرار میگیرند.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش

2-1-مقدمه
در این فصل ابتدا به مبانی نظری از جمله تحلیلگفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی و رویکردهای مربوطه، نظریههای موجود در رویکردها، فرآیند تحلیلگفتمانی، تحلیلگفتمانکلان و زیرنظریههای آن، ماهیت و نظریههای سینما و فیلم پرداخته شده و سپس، پیشینه پژوهشهای انجام شده در این راستا و مشخصاً پیشینه فیلم و مطالعات پیشین پیرامون تحلیل گفتمانانتقادی در سینما مورد بررسی قرار گرفته است.

2-2-مبانی نظری پژوهش
2-2-1-تحلیل گفتمان/انتقادی
در مطالعات تحلیلگفتمان میتوانیم به نظریات دو دیدگاه متفاوت علمی به تحلیلگفتمان اشاره کنیم، دسته اول این نظریه ها از دل زبانشناسی و دسته دوم از فلسفه سیاسی-اجتماعی بیرون آمدهاند.
در مورد دسته اول اصطلاح تحلیلگفتمان ابتدا در زبانشناسی ساختگرای آمریکا مطرح شد و برای تحلیل زبان بالاتر از سطح جمله به کار گرفته شد. دراین نوع از تحلیل گفتمان هیچ توجهی به بافت کاربرد زبان نشدهاست. نوع دیگری از تحلیل گفتمان ریشه در زبانشناسی نقشگرا دارد، دامنهی تحلیل را از متن به بافت گسترش داد و وظیفهی تحلیل گفتمان را تحلیل زبان به هنگام کاربرد در نظر گرفت. بافت مورد نظر در نگرش نقشگرایانه به گفتمان، بافتی است که در آن پاره گفتار یا متن مورد نظر در آن به کار رفته است (سلطانی، 1384: 102).
تحلیلگفتمانانتقادی را شاید بتوان مرحله سوم پیشرفت تحلیل گفتمان در حوزه زبانشناسی دانست. این نگرش تحت تاثیر تحولاتی که خارج از حوزه زبانشناسی در دهه ی شصت و عمدتاً در دههی هفتاد میلادی در حال وقوع بود و با تکیه بر زبانشناسی نقشگرا به بافت، معنایی گستردهتر بخشید و برای دستیابی به تبیینی عمیقتر برای کاربرد زبان، مفهوم بافت را به کل حوزه ی اجتماع تعمیم داد، جامع ترین نظریه در میان نگرشهای مختلف تحلیلگفتمانانتقادی متعلق به نورمن فرکلا ف است.
این نظریه تاکنون، علاوه بر زمینههای دیگر، به طور گسترده برای تحلیل مطبوعات و رسانههای محلی مورد استفاده قرار گرفتهاست و جنبههای مختلفی از مطبوعات و رسانههای جمعی را به طور عام روشن ساختهاست.
دسته دوم نظریههایی که به تحلیلگفتمان پرداختند، ریشه در فلسفهی سیاسی-اجتماعی و پساساختگرایی دارند. نظریات میشلفوکو و لاکلاوموف از این گروهند، نظریات فوکو اگرچه مبنای فلسفی نگرشهای پسا ساختگرایانه به مفاهیم گفتمان و قدرت را فراهم آوردهاست و ارجاعات بسیاری به گفتمان و زبان دارد، ولی فاقد ابزارهای دقیق تحلیل زبانی برای تحلیل متون است. اما نظریهی فوکو در خصوص گفتمان و قدرت صرفاً برای تحلیل-های بسیار کلان بسیار کارآمد است.
اما لاکلاوموف بر اساس دیدگاههای فوکو و ترکیب آن با دیدگاههای متفکران دیگر نظریهای ارائه دادهاند که بسیار جامع، کاربردی و منسجم است. نظریه گفتمان لاکلاوموف، که نظریهای به تمام معناپساساختگرایانه است، از کارایی بسیار بالایی برای تبیین چگونگی ظهور، استمرار و افول گفتمان و بررسی تعامل میان آنها برخودار است (همان: 103).
تحلیل گفتمان انتقادی، گرانیگاه ابعاد مختلف گفتمان است و از منظر انتقادی خصلتهای زبان شناختی، جامعه شناختی، تعاملی و فرهنگی گفتمان را در چارچوبی تبیینی و جامع تحلیل میکند به عبارت دیگر، به تبیین ارتباط متن با زیر بنای فکری- اجتماعیاش میپردازد. تحلیل گفتمان انتقادی، گفتمان رخدادی زبانی در بستر جامعه را تعریف میکند و معتقد است تحلیل چنین رخدادی باید علاوه بر توصیف عناصر زبانی موجود در گفتمان به صورت مجزا، به ارتباط این اجزا در زمینه گستردهتر خود یعنی در کل گفتمان و نهایتاً در بستر اجتماعی آن بپردازد. بدین ترتیب محقق نه تنها به سوال « گفتمان مورد بررسی، دارای چه خصوصیاتی است؟»
می پردازد، بلکه به این سوال که «این خصوصیت چگونه با حوزه های جامعه شناسانه و اندیشه نگارانهی18 حاکم بر گفتمان ارتباط پیدا میکند و چه پیامدی به همراه دارند؟» نیز پاسخ میدهد. تحلیل گفتمان انتقادی به تحلیل خود چارچوبی فرا زبانشناسانه میدهد و در مواردی میتواند آن را تبدیل به نقطه تمرکز مطالعات استراتژیک در حوزههای ایدئولوژی سیاسی کند.

2-2-2-رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی
تحلیل گفتمان19 که در زبان فارسی به «سخن کاوی»، «تحلیل کلام»، «تحلیل گفتار» نیز ترجمه شده است، یک گرایش بین رشتهای است که ازاواسط دههی 1960 تا اواسط دههی 1970 درپی تغییرات گستردهی علمی-معرفتی در رشتههایی چون انسانشناسی، قومشناسی، جامعهنگاری خرد، روانشناسی ادراکی و اجتماعی، شعر، معانی بیان، زبانشناسی، نشانهشناسی و سایر رشتههای علوم اجتماعی و انسانی علاقمند به مطالعات نظام-مند ساختار و کارکرد و فرآیند تولید گفتار و نوشتار ظهور کردهاست. این گرایش، به دلیل بین رشتهای بودن، خیلی زود به عنوان یکی روشهای کیفی در حوزههای مختلف علوم سیاسی، علوم اجتماعی، ارتباطات و زبانشناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد (فرکلاف، 1379: 7).
تحلیل گفتمان در زبانشناسی متوقف نماند. در مدت نسبتاً کوتاهی (نزدیک به دو دهه) این گرایش از زبانشناسی اجتماعی و زبانشناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون میشلفوکو، ژاکدریدا، میشلپشو و دیگر متفکران برجستهی مغرب زمین وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت. این متفکران که تحلیلگفتمان را بیشتر در قالب تحلیل گفتمان انتقادی20 بسط و گسترش دادند خود وامدار مکتب انتقادی فرانکفورت و وارثان مستقیم و غیر مستقیم آن در دهه 1960- مارکسیستهای جدید، به ویژه گرامشی و پیروانش، ساختار گرایانی چون آلتوسر و محققان مکتب فمینیسم- بودند. مفهوم گفتمان، امروزه به صورت یکی از مفاهیم کلیدی و پر کاربرد در تفکر فلسفی، اجتماعی و سیاسی مغرب زمین درآمده و با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، مهاجرت، تبعیض نژادی، تبعیض جنسی، نابرابری قومی و غیره عجین گشتهاست. اکنون، و به همین جهت، معنای آن با آن چه صرفاً در زبانشناسی مد نظر بود تغییر کردهاست؛ هر چند این تغییر در امتداد سیر معنای اولیهی آن قرار دارد (همان: 10).
بنیاد تحلیل انتقادی را میتوان در زبانشناسی انتقادی، که در اثر پیشرو زبان و کنترل (1979) نوشته فاولر، هاچ، کرس و ترو شکل یافت، جستجو کرد، احتمالاً تحت تاثیر تحولات فرانسه در دهه هفتاد به واسطه فوکو، پشو و دیگران، منجر به شکلگیری نگرشهای جدید به زبان و گفتمان شد و همچنین به علت ناکارآمدی نگرشهای سنتی به تحلیل گفتمان در زبانشناسی، افراد فوق با انتشار این کتاب پایههای نگرش انتقادی به زبان را بنا نهادند و نگرش خود را زبانشناسی انتقادی نامیدند. این افراد سه اصل مهم را مبنای کار خود قرار دادند:
1- زبانی که به کار میبریم «مجسم کننده دیدگاهی خاص نسبت به واقعیت» است؛ 2- «تنوع در گونههای گفتمان از عوامل اقتصادی و اجتماعی جدایی ناپذیرند» و از این رو «تنوع زبانی منعکسکننده و مبین تفاوتهای اجتماعی ساختمندی است که این تنوع زبانی را ایجاد میکنند»؛ 3- «به کارگیری زبان فقط حاصل و بازتاب فرایند و سازمان اجتماعی نیست، بلکه بخشی از فرآیند اجتماعی است» (فاولر21 و دیگران، 1979: 1؛ به نقل از پنی کوک22، 1378: 130).
این اثر به همراه پژوهشهای دیگری که در دههی هشتاد شکل گرفتند، از جمله هاج و کرس (1979)، ون دایک (1985)، فرکلاف (1989) و وداک (1989)، منجر به بسط این نگرش جدید در قالب زبانشناسی انتقادی شد. اما به تدریج از ابتدای دههی نود به بعد اصطلاح تحلیلگفتمانانتقادی جای زبانشناسیانتقادی را گرفت، البته هنوز هم گاه از این نگرش تحت عنوان زبانشناسیانتقادی یاد میشود (سلطانی، 1384: 51-52). رویکردهای تحلیل گفتمان انتقادی علی رغم مبانی مشترکشان، تفاوتهایی نیز با هم دارند. یکی از این تفاوتها در موضوع مطالعه است. محققان مختلف بسته به علایق شخصیشان موضوعات گوناگونی را بررسی کردهاند که همگی معطوف به جنبه-های زبانی-گفتمانی پدیدههای فرهنگی و اجتماعیاند. در ذیل به معرفی برخی از رویکردهای تحلیلگفنتمانانتقادی میپردازیم:

2-2-2-1-رویکرد میشل فوکو
فوکو به عنوان استاد «تاریخ نظام های اندیشه» در کنار دوفرانس به سرعت در حوزهی روشنفکرانهی فرانسه شهرت یافت و دیری نگذشت که نفوذی جهانی پیدا کرد. وی چشماندازهای یکسره نوینی در فلسفه، تاریخ و جامعهشناسی گشود. در تعبیرهای گوناگون، وی را «فرزند ناخلف ساختگرایی»، دیرینهشناس فرهنگ غرب، پوچ انگار و ویرانگر علوم اجتماعی رایج خواندهاند. بسیاری از شارحان آثار فوکو برآنند که نمیتوان اندیشه او را به آسانی در درون شاخههای علوم اجتماعی و فلسفه پایدار و ماندگار خواهد بود. نگرش و موضوعات مورد بحث او در جامعه شناسی، فلسفه، تاریخ و علوم سیاسی واجد اهمیت بسیاری هستند. برخی از مفسرین مهمترین دستاورد فوکو را تحلیل روابط قدرت و معرفت میدانند.
فوکو در رد گرایشات اومانیستی و نقد روشهای رایج در علومانسانی روش بایگانیشناسی را مطرح کرد. وی در این دوره فکری خود به طور مشخص متاتر از ساختگرایی بوده است (دریفوس23: 1379). درواقع بایگانیشناسی فوکو واکنشی به پدیدارشناسی هرمنوتیک بود.
در پدیدارشناسی بر فاعلیت انسان در اندیشه و عمل و محوریت سوژه انسانی به عنوان اصل اساسی فلسفه مدرن تاکید شده، اعتبار معرف بر ادراک انسانی استوار بوده و تلاش در جهت اثبات اولویت ادراک بودهاست. بر این اساس انسان خالق معنا است (ضمیران، 1378: 7، دریفوس، همان: 126، پایا، 1379: 5). اما فوکو همچون ساختارگرایان به جای تاکید بر فاعل شناسنده (سوژه) به عوامل برون ذاتی چون هنجارهای فرهنگی و اجتماعی توجه داشت. وی به پیروی از لاکان24 «نظریه تلاشی سوژه» را مطرح کرد. به عقیده فوکو برای شناخت ذهن، تحلیل خودآگاهی کافی نیست بلکه سرچشمه های دیگر چون جامعه و فرهنگ و بخصوص زبان، ذهن را سیراب میکنند و ناخودآگاه ذهن عرصهی شناخت عوامل مذکور است (ضمیران، 1378: 7-10).
در واکنش به برداشت تفسیری، هرمنوتیک، فوکو «نگاه از بیرون» به پدیده ها را لازم دانست. اگر تشریح معنا در هرمنوتیک مهم است. وجود معنای لغوی ما را از جستجوی معنای عمیق معاف میدارد (فوکودر دریفوس، 1379: 32). از همین رو وی مقولات و مفاهیمی به کار میبرد که با مفاهیم رایج در علوم اجتماعی بسیار تفاوت دارد. به علاوه، وی معانی خاصی از مفاهیم رایج را بیان میکند.
هدف اصلی در بایگانیشناسی نمایاندن قواعد صوری حاکم بر گفتار و کردار در هر دوره خاص است و «گفتمان» به خودی خود مورد توجه قرار میگیرد، نه به عنوان نشانه چیزی دیگر و یا تقدم بر گفتمان (دریفوس، 1379: 126-128)، آنچه مهم است نظم گفتمان25 است.
«بایگانیشناسی به منظور تشخیص و یافتن گزارهها تنها به پذیرش صورت ظاهر آن و قرار دادن آن در متن واقعی خودش که مرکب از دیگر احکام گزارههای سطحی است، نیازدارد» (فوکو در دریفوس، همان: 128).
بررسی فوکو درباره وجوه مختلف گفتار اعم از شفاهی و مکتوب یا دیگر شیوههای ارتباط اجتماعی مانند

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، ایدئولوژی، تحلیل گفتمان انتقادی Next Entries منبع مقاله با موضوع پدیدارشناسی، تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی