منبع مقاله با موضوع امام صادق، زنان مسلمان

دانلود پایان نامه ارشد

اميرمومنان(عليه السلام) مى‏فرمود: با خردعمق حكمت را بيرون توان كشيد،و با حكمت عمق عقل را،حسن سياست مايه ادب شايسته است.
این حدیث که، بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است،بدست آوردن نهان حکمت توسط عقل و همچنین بدست آوردن نهان عقل، توسط حکمت را بیان می دارد،و هم چنین ملازم وهمراه بودن این دو، که اگر یکی نباشد،دیگری حاصل نخواهد شد.
2-1-30-فزز
واژه فزز که به معنای ترساندن و جلب کردن،بیان شده است.136 آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از: «وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً»(اسرا/76)«و نزديك بود،كه تو را از اين سرزمين بركنندتا از آنجا آواره‏ات سازند،و خود پس از تو جز اندك زمانى نمى‏ماندند.»
حدیثی که در ذیل آیه آمده،عبارت است از: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام)‏ إِنَّ قُلُوبَ الْجُهَّالِ تَسْتَفِزُّهَا الْأَطْمَاعُ وَ تَرْتَهِنُهَا الْمُنَى وَ تَسْتَعْلِقُهَا الْخَدَائِع‏137-امير المومنين (عليه السّلام) فرمود:دلهاى نادانان را طمع‏ها از جا برميكنند،و آرزوهاى بى‏جا درگروشان ميگذارندو نيرنگ ها بدامشان مي اندازند.
علامه درتفسیر المیزان،بیان داشته است،که استفزاز به معنای سوق دادن و حرکت خفیف و آسان است.138
حدیث بیان کنندهی معناییمجازی است،که طمع بر دل افراد نادان تاثیر فراوانی دارد،وافراد نادان چقدر دلهای آنان تحت گرو طمع است؛طریحی این حدیث را بر اساس اشتقاق لفظی بیان کرده است.
2-1-31-خفف
طریحی براین عقیده است،که کلمه خفف به معنای آسانی است.139 آیهی آورده شده عبارت است از:« انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ » (توبه/41)« به جنگ برويد،خواه بر شما آسان باشد،خواه دشوار و با مال و جان خويش در راه خدا جهاد كنيد، اگر بدانيد خير شما در اين است.»
حدیثی که درذیل آیهی بالا آمده،به این شرح است: وَ قَالَ الصَّادِقُ(عليه السلام)‏ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاة140 . امام صادق (عليه السّلام) فرمود: همانا شفاعت ما خاندان سبك شمارنده نماز را در بر نمي گيرد، و به او نميرسد،و شامل حال او نخواهد شد.
علامه بیان داشته است که، ثقل درآیه شریفه به قرینه مقام کنایه است، از موانعی که نگذارد انسان به جهاد برای خدا بیرون رود، اعم از هر مانعی باشد، مثل مشاغل و علاقه به فرزند،و در مقابل منظور از “خفت به معنای: سبکباری” این است، که هیچ یک از این موارد مانع او نباشد.141
این حدیث که بر اساس اشتقاق لفظ بیان شده است،بیان می دارد هر آنچه که مانع شود، انسان نماز را سبک به شمارد و انجام ندهد، مشمول این حدیث است، و خفف کنایه از سبک شمردن نماز است.
2-1-32-عجف

طریحی بیانداشتهکه،کلمهعجف شتریاست که،به نهایت لاغری رسیده باشد.142 آیه- ای که دراین قسمت آمده، عبارت است از: « وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ» (یوسف/43) «پادشاه گفت: در خواب هفت گاو فربه را ديده‏ام، كه آنها را هفت گاو لاغر مى‏خورند،و هفت خوشه سبز ديدم و هفت خوشه خشك، اى خاصگانمنخواب مرا تعبير كنيد،اگر تعبير خواب مى‏دانيد.»
حدیث آورده شده،عبارت است از:وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی الله عليه و آله)‏ لَا يُضَحَّى بِعَرْجَاءَ بَيِّنٍ عَرَجُهَا وَ لَا بِالْعَوْرَاءِ بَيِّنٍ عَوَرُهَا وَ لَا بِالْعَجْفَاءِ وَ لَا بِالْجَرْبَاءِ وَ لَا بِالْجَدْعَاءِ وَ لَا بِالْعَضْبَاءِ وَ هِيَ الْمَكْسُورَةُ الْقَرْنِ وَ الْجَدْعَاءُ الْمَقْطُوعَةُ الْأُذُن.‏143-و رسول خدا (صلّىاللَّه عليه و آله) فرمود:حيوان لنگىكهآثار لنگيش آشكار باشد،و نابينایى كه كوريش نمودارباشدو حيوان لاغر و مبتلا به جرب و گوش بريده، و گوش شكافته و شاخ شكسته قربانى نمي شود.
طبرسی براین نظراست، که عجف به معنای لاغر و جمع آن عجاف است.144
این حدیث که،براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، ویژگیهای حیوان مورد قربانی را بیان میدارد.
2-1-33-سلق
مولف بیان داشته است،که کلمه سلق به معنای گستاخی با زبان است.145 آیهی آورده شده،دراین قسمت عبارت است از: « أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى‏ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً » (احزاب/19) « (در حالى كه بمعاونت)با شما بخيلانند و چون ترس از دشمن بياييد،مى‏بينى ايشان را كه بسوى تونگاه ميكنند،در حالى كه چشمايشان (در حدقه بچپ و راست) ميگردد، مانند گرديدن چشم كسى كه از سكرات مرگ بيهوش شده و چون ترس از ميان برود، شما را با زبانهاى تيز برنجانند، در حالى كه بر غنيمت بخيلانند اين گروه ايمان نياورده‏اند، در نتيجه خدا كردار ايشان را تباه گردانيده است، و اين تباه كردن بر خدا آسان است.»
حدیثیکه درذیل آیهی بالاآورده شده،عبارت است از:عن جابر قال قال رسول الله (صلی الله عليه و آله)‏ ليس منا من سلق و لا خرق و لا حلق‏.146 يعنى زنان مسلمان و مردان مسلمان نبايستى در مصيبت‏ها ناله و شيون سر دهند، و نبايد به صورت خود بزنند و زنان نبايستى با شيون موى خود بركنند، و بر سر و صورت خود بزنند.
علامه براین نظراست،که سلق به معنای زدن و طعنه است.147 طبرسی بیان داشته که اصل سلق،ضرب است، وهم چنین بیان کرده،که سلق به معنای “صاح” یعنی فریاد است.148
این حدیث که براساس اشتقاق لفظ درذیل آیه بیان شده است سلق را نهی می- کند،وبیان می داردکه آن ناله وفریادی است، که مذموم است و مورد رضایت خداوند نیست.
2-1-34-ضیق
مولف بیانکردهاست،که کلمه ضیق به معنای سختی و تنگی است.149 آیه ی آورده شده عبارت است از:«فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَكِيلٌ»(هود/12) «مبادكه، برخى از چيزهايى را كه بر تو وحى كرده‏ايم، واگذارى و بدان دلتنگ باشى كه مى‏گويند: چرا گنجى بر او افكنده نمى‏شود؟و چرا فرشته‏اى همراه او نمى‏آيد؟جز اين نيست،كه تو بيم‏دهنده‏اى بيش نيستى، و خداست كه كارساز هر چيزى است».
حدیثی که در ذیل آیهی آورده شده،عبارت است از :عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ‏ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) مَنْ غَسَلَ فَاطِمَةَ قَالَ ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ كَأَنِّي اسْتَعْظَمْتُ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِهِ فَقَالَ كَأَنَّكَ ضِقْتَ بِمَا أَخْبَرْتُكَ بِهِ قَالَ فَقُلْتُ قَدْ كَانَ ذَاكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ فَقَالَ لَا تَضِيقَنَّ فَإِنَّهَا صِدِّيقَةٌ وَ لَمْ يَكُنْ يَغْسِلُهَا إِلَّا صِدِّيقٌ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْيَمَ لَمْ يَغْسِلْهَا إِلَّا عِيسَى‏.150-مفضل گويد: به امام صادق (عليه السلام) عرض كردم:كى فاطمه را غسل داد؟فرمود: امير المو منین(عليه السلام) من اين مطلب را از گفته آن حضرت بزرگ شمردم وتعجب كردم فرمود:گويا ازآنچه بهتو خبردادم،دلتنگ شدى؟عرض كردم:چنيناست قربانت گردم، فرمود: دلتنگ مباش زيرا او صديقه (معصوم) است،و جز معصوم نبايد او را غسل دهد،مگر نمى‏دانى كه مريم را جز عيسى غسل نداد.
طریحی این حدیث را براساس اشتقاق لفظ بیان کرده است، و ارتباطی به تفسیر آیه مورد اشاره ندارد.
2-1-35-خصم
طریحی بیانداشته،که کلمه خصم به معنای مجادلهودشمنی است.151 آیهی آورده شده عبارت است از:« ما يَنْظُرُونَ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ» (یس/49)«آنان منتظرجز يك صيحه نيستند،صيحه‏اى كه ايشان را بگيرد،درحالى كه سرگرم مخاصمه باشند.»
حدیث بیان شده، در ذیل آیه عبارت است از:عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَبِيهِ قَالَ‏ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ(عليه السلام) يَقُولُ‏ إِذَا سَمِعْتُمُ الْعِلْمَ فَاسْتَعْمِلُوهُ وَ لْتَتَّسِعْ قُلُوبُكُمْ فَإِنَّ الْعِلْمَ إِذَا كَثُرَ فِي قَلْبِ رَجُلٍ لَا يَحْتَمِلُهُ قَدَرَ الشَّيْطَانُ عَلَيْهِ فَإِذَا خَاصَمَكُمُ الشَّيْطَانُ فَأَقْبِلُوا عَلَيْهِ بِمَا تَعْرِفُونَ فَ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً فَقُلْتُ وَ مَا الَّذِي نَعْرِفُهُ قَالَ خَاصِمُوهُ بِمَا ظَهَرَ لَكُمْ مِنْ قُدْرَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل.152‏-امام باقر (عليه السلام) مي فرمود:چون علم را شنيديد، بكارش بنديد و بايد دلهاىشما گنجايش داشته باشد؛ (زيادتر از استعدادو حوصله خود،علم را فرا نگيريد.) زيرا چون علم دردل مرد به قدرى زياد شود،كه نتواندتحملكند،شيطان براو مسلط شودپس چون شيطانباشما به دشمنى برخاست،با آنچه مي دانيد به او روى آوريد،زيرا نيرنگ شيطان ضعيف است (راوى گويد) گفتم آنچه مي دانيم، چيست؟ فرمود: با او مبارزه كنيد، به آنچه از قدرت خداى عز و جل براى شما هويدا گشته است.
درتفسیرالمیزانمولف،بیانکرده که مشرکان در مورد این که صیحه آسمانی آنان راچه وقت فرامی گیرد، بحث و گفتگو میکردند،آمدن این صیحهآسمانی برای خداوند آسان است وخدامی فرماید: این صیحه وقتی می آید،که اینان مشغول مخاصمه هستند.153
طریحی این حدیث رابراساساشتقاق لفظبیانداشته است، چنان که می بینیم در حدیث خصم به شکل اسم فاعل آمده است،یعنی شیطان انسان را به مخاصمه وادار می- کند؛هم چنان که در آیه نیز مشرکان بر سر این مطلب که، آیا صیحه آنان را فرا می گیرد یانه وزمانش کی هست، مشغول مجادله بودند،و هم چنین می توان گفت که، نتیجه مخاصمه می تواند دشمنی باشد.
2-1-36- سنم
در مجمعالبحرینآمده است،که سنم به معنی چشمه ایی در بهشت است.154 آیهی آورده شده، دراین قسمت عبارت است از:«وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ»(مطففین/27)« تركيب طبع آن شراب ناب از عالم بالاست».
طبرسی بر این عقیده است،که تسنیم نام چشمه ایی است، که از بالا جاری می شود و مشتق از سنام است.155
علامه بیان داشته است، که تسنیم نام چشمه ایی در بهشت است؛ وهم چنین از این ماده کلماتی به معنای بلند کردن و پر شدن نیز مشتق شده است.156
حدیث آورده شده،در این باب عبارت است از: محَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ‏ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَ لَا أُخْبِرُكَ بِأَصْلِ الْإِسْلَامِ وَ فَرْعِهِ‏وَ ذِرْوَتِهِ وَ سَنَامِهِ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَصْلُهُ الصَّلَاةُ وَ فَرْعُهُ الزَّكَاةُ وَ ذِرْوَتُهُ وَ سَنَامُهُ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَ لَا أُخْبِرُكَ بِأَبْوَابِ الْخَيْرِ إِنَّ الصَّوْمَ جُنَّة.157-ابو عبد اللَّه صادق (عليه السلام)گفت: آيا از ريشه اسلام و شاخه اسلام و قلّه بلند اسلام باخبرت سازم؟ من گفتم: آرى ابو عبد اللَّه گفت:ريشه اسلام نماز است؛و شاخه اسلام زكات است،و قلّه بلند اسلام‏جهاد در راه خداست،ابو عبد اللَّه گفت: آيا از درهاى خيرباخبرت سازم؟ بدان كه روزه سپر آتش است‏.
این حدیث که براساس اشتقاق لفظ بیان شده است، درآن سنام به معنای قله گر فته شده، تاعظمت جهاد در راه خدا را برای مخا طب به تصویر بکشد،تا مخاطب نسبت به انجام آن تلاش بیشتری بنماید.
2-1-37-قصم
طریحی بیان داشته است که، کلمه قصم به معنای در هم شکستن و نابود کردن است.158 آیهی آورده شده عبارت است از: « وَ كَمْ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، ارتکاب جرم، پیشگیری از جرم، دادرسی کیفری Next Entries منابع پایان نامه درمورد مواد مخدر، آسیب شناسی، دانشگاه تهران، جامعه شناسی