منبع مقاله با موضوع امام زمان، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

چیز ديگر مسلط سازد،به ويرانى عقلش كمك كرده، آنكه پرتو انديشه‏اش به آرزوى دراز تار شود؛ و حكمتهاى نغز را به گفتار بى‏مغز نابود كند؛ وتابش نورعبرت را به طوفان شهوت خود خاموش نمايد، چون هوس يارى بر ويرانى عقل خود اقدام كند، هركه عقلش را ويران كرد، دين و دنيايش تباه شود.
طبرسیبراین باوراست،کهعبرة راهنماییودلیلیاست،که انسان رابه مطلوب برساند.376در مفردات آمده است، که عبرة حالتی است، که انسان را ازشناخت چیزی که دیده شده است به چیزی که دیده نشده و درگذشته رخ داده میرساند.377
این حدیث بیانیتفسیری دارد، که اگردر کسی صفت عبرت نباشد؛عقل خود را ویران کرده است، و نتیجه ویرانی عقل تباهی دین ودنیا است و همان طورکه درآیه بیان میدارد، عبرت مترتب بر اموری حقیقی است، نه خیالی و وهمی، وعبرت گرفتن راهدایت و رحمتی برای مومنان دانسته است؛وهم چنین میتوان بیان داشت،که صفت عبرت درمورد انسان هایی که ایمان دارند، به عمل می انجامد.
3-24-محص
باب صاد کلمه محص، که مولف بیان کرده است، که به معنای خالص شدن است.378 آیه- ی آورده شده،عبارت است از:«وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَآمَنُواوَ يَمْ حَقَ الْكافِرِين»(آلعمران/141)«وتا مومنان را پاكيزه گرداند و كافران را نابود سازد.»
حدیثیکه در ذیل آیهی بالا بیان شده، عبارت است از: عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(عليه السلام) يَقُولُ‏ وَيْلٌ لِطُغَاةِ الْعَرَبِ مِنْ أَمْرٍ قَدِ اقْتَرَبَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَمْ مَعَ الْقَائِمِ مِنَ الْعَرَبِ قَالَ نَفَرٌ يَسِيرٌ قُلْتُ وَ اللَّهِ إِنَّ مَنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ مِنْهُمْ لَكَثِيرٌ قَالَ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَنْ يُمَحَّصُوا وَ يُمَيَّزُوا وَ يُغَرْبَلُوا وَ يُسْتَخْرَجُ فِي الْغِرْبَالِ خَلْقٌ كَثِير379-ابن ابى يعفور گويد: شنيدم امام صادق (عليه السلام) مي فرمود: واى بر سركشان عرب از امرى كه نزديك است دراین زمان، عرض كردم: قربانت گردم چند نفر از عرب همراه حضرت قائم خواهند بود؟ فرمود:چند نفر اندك،عرض كردم به خدا كسانى كه از ايشان از اين امر سخن مي گويند؛ (اظهارعقيده با امام زمان مي كنند.)بسيارند، فرمود: مردم ناچار بايد بررسى شوند، و جدا گردند و غربال شوند، و مردم بسيارى از غربال بيرون ريزند.
علامه بیان داشته است، مصدرتمحیص که فعل یمحص ازآن مشتق شده است، به معنای خالصکردن چیزی است، که ناخالصی ها درآن داخل شده است؛ ودرتفسیرآیه آمده است، که معلوم کردن ایمان مومن از غیر مومن یک امر است، و خالص کردن ایمان او از ناخالصیهای دیگر، امری دیگر است.380
در اطیبالبیان مولف براین باور است، که ممکن است تلخیص ذنوب باشد، که اگر در امتحانات صبر کنند، گناهان آنان از بین برود، و ممکن است تلخیص ایمان باشد؛ ونیز ممکن است، تلخیص مومن از غیر مومن باشد.381
این حدیث درتفسیر واژه آمده است، و معنای آن را تعیین میکند،که منظور از واژه محص امتحانکردن مردم به وسیلهآزمایشوامتحاناست؛و هم چنین بیان میدارد،که منظور غیرمومن نیست؛ ومیتوان گفت افراد زیادیکه اعتقاد به امام زمان (عج الله وتعالی الشریف) دارند، ولی ازایمان ضعیفی بر خوردار هستند،وسخن خطاب به معتقدین امام است نه کفار.
3-25-اسف
درمجمعالبحرین آمده است،که کلمه اسف، به معنای حزن وغضب است.382 آیهی آورده شده،عبارت است از:«فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِين»(زخرف/55)«چونمارابهخشم آوردند از آنها انتقام گرفتيم؛ و همگان را غرقه ساختيم.»
حدیثی که در ذیل آیهی بالا آورده شده؛ عبارت است از: « وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام)‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَا يَأْسَفُ كَأَسَفِنَا وَ لَكِنَّهُ خَلَقَ أَوْلِيَاءَ لِنَفْسِهِ يَأْسَفُونَ وَ يَرْضَوْنَ وَ هُمْ مَخْلُوقُون‏.»383-و به همين اسناد از احمد بن ابى عبد اللَّه از پدرش مرويست، كه آن را مرفوع ساخته به سوى حضرت صادق (عليه السلام) كه در قول خداى عز و جل‏« فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ‏ »يعنى«پس آن هنگام كه مارا سخت خشمناك و اندوهگين ساختند؛ كينه كشيديم از ايشان.»فرمود:كهخداىتباركوتعالىاندوهگيننميشود؛وخشم نميگيرد، چون اندوه و خشم مالكين، خداوند دوستانى چند را از براى خود آفريده،كهاندوه ميخورند، و خشم مي گيرندو خوشنود مى‏شوند.
طبرسی براین نظراست، که اسف به معنای خشم و اندوه هردو آمده است، ولی در این آیه به معنای صرف غضب است.384
علامه بیان داشته است، که کلمه آسفونا از مصدر ایساف است؛ که به معنای خشمگین کردن دیگری است؛و معنای آیه این چنین است، بعد از آنکه ما را به خشم در آوردند، از ایشان انتقام گرفتیم و علامه بیان داشته است،که خشم در خداوند به معنای اراده عقوبت است.385 مولف تفسیر جوامع الجامع بر این نظر است، که خشم خداوند بر گناهکاران، اراده خداوند بر کیفر دادن آنها است.386
این حدیث معنای واژه اسف را در مورد خداوندتفسیر و تعیین معنا میکند، که خشم درخداوندوجود ندارد، واینخشم به معنای اراده او درعذاب است؛ هم چنان که در حدیث آمده است، که خشم و خشنودی در اولیاء او وجوددارد، و این حالت خاص بندگان است، نه خداوند.
3-26-حلف
مولف براین باوراست،که کلمه حلف به معنای سوگند و همپیمانی است.387 آیهی آورده شده دراین قسمت عبارت است از:«وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهِين»(قلم/10) «از هرفرومايه‏اى كه بسيار سوگند مى‏خورد، پيروى مكن.»
حدیثی که درذیل آیهی بیان شده، عبارت است از: «لا حلف‏ في الاسلام.» آن سوگندی كه در جاهليت میخوردند، در مسلمانى مثل آن مشروع نيست.‏
راغب در مفردات براین باور است، که حلف به معنای هم پیمانی است؛ ولی این هم پیمانی قبل ازاسلام به این شکل بود، که دو قبیله با هم پیمان می شدند، تا قبیله دیگر را غارت کنند، و فتنه انگیزی کنند، و دراین غارت آن چه را که به دست آوردند بایکدیگر شریک باشند، اما این عهد وپیمان بعد اسلام نهی شد،چرا که اسلام عهد وپیمان را براساس نیکی و تقوا قرار داده است.388
علامه براین نظراست، که کلمه حلاف به معنای کسی است، که بسیار سوگند میخورد و سوگند خوردن درهرامر مهم و غیر مهم وحق وباطل لازمه اش این است،که شخص سوگند خورنده احترامی برای صاحب سوگند قایل نباشد، و چون سوگند هابه نام خداوند بوده است سوگند خورنده عظمتی برای خدا قایل نبوده، واین مطلب برای رذلی شخص و رذالت این صفت کافی است.389
این حدیث واژه حلف را تعیین وتبیین معنا وتفسیر میکند، وباآوردن مصداق آن در اسلام زشتی این مطلب را که، شخصی که بسیار قسم می خورد، بیان می دارد،تا مخاطب تأثیر و اهمیت این امر، یعنی قسم خوردن بسیار، برای او روشن و واضح گردد.
3-27-زخرف
مولف براین عقیده است،که کلمه زخرف به معنای زینت وآنچه زینت داده شده و مزین شده، است.390 آیهی آورده شده در این قسمت، عبارت است از: «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ» (انعام/112) «وبدين گونهبراى هرپيامبرى دشمنى از شيطانهاى انس و جن برگماشتيم، بعضى از آنها به بعضى براىفريب[يكديگر]سخنانآراستهالقا مى‏كنند؛و اگر پروردگار تو مى‏خواست چنين نمى‏كردند،پس آنان را با آنچه به دروغ مى‏سازند، واگذار».
حدیثی که درذیل آیه بیان شده، عبارت است از: «عنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ‏ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ‏ كُلُّ شَيْ‏ءٍ مَرْدُودٌ إِلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُف‏»391- ابوعبداللَّهصادق(عليه السلام) مى‏گفت: هرحكمى به كتاب و سنت ارجاع مى‏شود،و هر حديثى كه، با كتاب خدا موافق نباشد، ساختگى است.
علامه بیان می دارد،که زخرف آن آرایشی راگویند،که انسان را به اشتباه بیندازد، و زخرف القول گفتاری را گویند، که امر رابر انسان مشتبه سازد.392و هم چنین طبرسی بیان داشته است، که منظور از زخرف، سخنانی که ظاهری آراسته و باطنی تو خالی دارند، است.393
این حدیث معنای زخرف را هرحکم و سخن غیر مطابق حکم وگفتارخداوند میداند هم چنان که درآیه نیز آمده است؛ این چنین سخنی که به باطل آراسته شده است، زخرف است و آیه را از نظر معنایی تعیین و تایید میکند، که این سخنان به ظاهر زیبا هستند، در حالی که باطن آنان غیرازحکم و کلام خداوندی است، که برای هدایت انسان آمده است؛ وکسانی که این چنین احکام واحادیثی رادر بین مردم نشر می دهند، در واقع پیرو شیاطین هستند، ومیخواهند انسانها را از راه خدا باز دارند، به همین دلیل است، که امام می- فرماید، احادیث و احکام رابه کتاب خدا وسنت ارجاع دهید، و به هر سخنی که به ظاهر زیبا ودل فریب است، اعتنا ننمایید.
3-28- زلف
طریحی بیان داشته است، که کلمه زلف به معنای زمان ومواقعی از شب است.394 آیهی آورده شده، عبارت است از:« وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى‏ لِلذَّاكِرِينَ » (هود/114)(و برپا به دار نماز را در دو طرف روز و در نزديكي هايى از شب، و اعمال نيكو مى‏برد، بديها را و اين تذكر است، براى يادكنندگان)
حدیثی که دراین قسمت درذیل آیه بیان شده، عبارت است از : قَالَ زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ‏ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ( عليه السلام) أَخْبِرْنِي عَمَّا فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الصَّلَوَاتِ قَالَ خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ قُلْتُ لَهُ هَلْ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيَّنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله عليه و آله) أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ اللَّيْلِ‏ وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا فَفِيمَا بَيْنَ دُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ أَرْبَعُ صَلَوَاتٍ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيَّنَهُنَّ وَ وَقَّتَهُنَّ وَ غَسَقُ اللَّيْلِ انْتِصَافُهُ ثُمَّ قَالَ‏ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ-إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً فَهَذِهِ الْخَامِسَةُ وَ قَالَ فِي ذَلِكَ- أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ طَرَفَاهُ الْمَغْرِبُ وَ الْغَدَاةُ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ‏ وَ هِيَ صَلَاةُ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ . 395
علامه در ذیل این آیه بیان داشته است، که زلفی صفتی است، که بهجای موصوف خود نشسته است، مانند ساعات وامثال آن وتقدیرش این است، ساعاتی از شب که نزدیک روز باشد، و این با نماز مغرب و عشا تطبیق میکند.396
این حدیث به طور بدیهی معنای واژه زلفی رابیان میدارد، وآن را برای ما تفسیرو رو- شن می کند.
3-29-دلک
مولف براین نظراست، که کلمه دلک به معنای زایل شدن و میل کردن است397. آیهی آورده شده،عبارت است از:«أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً» (اسرا/78)«نمازرا از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار، و [نيز] نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره [مقرون با] حضور [فرشتگان‏] است.»
حدیثی که در ذیل آیه آورده شده، عبارت است از :« قَالَ زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ‏ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ(عليه السلام) أَخْبِرْنِي عَمَّا فَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الصَّلَوَاتِ قَالَ خَمْسُ صَلَوَاتٍ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ قُلْتُ لَهُ هَلْ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيَّنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله عليه و آله)- أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى‏ غَسَقِ

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع است،که، الَّتِي، ادبار، شده،عبارت Next Entries منبع مقاله با موضوع ظلم و ستم