منبع مقاله با موضوع افشای اطلاعات، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، افشای اختیاری

دانلود پایان نامه ارشد

اهمیت افشای اختیاری
افشای اطلاعات فرایند تهیه اطلاعات از شرکت گزارشگر به بازارهای مالی است. شرکت‌هایی که به‌طور داوطلبانه اطلاعاتی را افشا می‌کنند که به‌وسیله مراجع قانون گذار اجباری برای ارایه آنها وجود ندارد، برای شکل دادن توقعات مشارکت کنندگان بازار تلاش می‌کنند و از این‌رو به‌واسطه افشای اطلاعات اضافی از شرایط معامله با این اشخاص منفعت می‌برند (مادیانی25، 2009).
شفافیت اندک و نبود تقارن اطلاعات، رابطه‌ای مستقیم دارند. شفافیت اندک نشان می‌دهد که اطلاعات کافی برای ارتباط برقرار کردن با سرمایه‌گذار وجود ندارد. بنابراین یک عدم تقارن اطلاعاتی بین افراد مطلع و غیرمطلع، وجود خواهد داشت. در یک بازار کارا، ارزش شرکت به‌صورت ارزش فعلی جریانهای نقدی آتی با توجه به نرخ بازده مورد انتظار تعدیل‌شده بر مبنای ریسک تعریف می‌شود. بنابراین هدف از افشای اطلاعات مالی، ارایه اطلاعات مفید برای سرمایه‌گذاران در ارزیابی به‌موقع بودن و قطعیت داشتن جریانهای نقدی آتی است. اطلاعات مفید ارایه ‌شده از طریق افشای اختیاری، فرایند تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران را بهبود می‌بخشد و سایر استفاده‌کنندگان ازاطلاعات افشا شدة شرکت را در موقعیت مناسب‌تری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار می‌دهند.

مزایای افشای اختیاری
افشای بهتر اطلاعات، هماهنگی و مشارکت میان شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران بهبود می‌بخشد. بازار سرمایه در تعیین ارزش صحیح افشای شرکت در درازمدت کارآمد است. مهمترین مزایای افشای کامل و گزارشگری بهتر عبارتند از )مادیانی , 2009):
• افزایش اعتبار مدیریت،
• وفاداری سرمایه گذاران به شرکت،
• افزایش حجم معاملات تجاری به دلیل شفافیت بیشتر،
• مالکیت نهادی بالاتر،
• نقدشوندگی بیشتر سهام شرکت،
• کاهش شکاف خرید و فروش به دلیل کاهش ریسک و عدم اطمینان شرکت،
• کاهش هزینه سرمایه شرکت،
• بهبود روابط با انجمن های سرمایه‌گذاری، و
• قیمت سهام بالاتر.
در میان این مزایا، اعتبار مدیریت مهمترین مزیت است که پیش‌شرط تحقق سایر مزیتهاست. هنگامی که مدیریت از جایگاه اعتباری خوبی برخوردار است، بازار فعالیت های وی را مورد حمایت قرار می‌دهد؛‌ حتی اگر در کوتاه مدت تصمیم ها و فعالیت های وی منجر به کاهش سود جاری شود. افزایش افشای اختیاری، سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و سرمایه‌گذاران و افزایش نقدشوندگی سهام می‌شود. افزایش نقدشوندگی می‌تواند منجر به جذابیت بیشتر سهام برای سرمایه‌گذاران نهادی شود. امروزه شرکت‌ها بر اساس سیاست های افشای خود مورد قضاوت قرار می‌گیرند و می‌توانند سیستم‌های افشای اطلاعات خود را برای سهامداران از طریق استقرار کمیته‌های افشا تقویت کنند. این کمیته‌ها، محتوای اطلاعات و میزان و روش های افشای اطلاعات بااهمیت را تعیین می‌کنند.

انگيزه هاي افشاي اختياري
تئوري افشاي اختياري چنين استدلال مي كند كه مديران چنين افشاهايي را زماني انجام مي دهند كه منافع حاصل از آن بيش از هزينه هاي آن باشد ( هيتزمن، واسلي، زيمرمن26،2008). به عنوان مثال، تصميمات افشاي اختياري مديران بر اساس ميزان تأثيرگذاري چنين افشاهايي بر هزينه سرمايه، خطر اطلاعات و كاهش عدم اطمينان در خصوص دور نماي آتي شركت صورت مي پذيرد. علاوه بر آن از جمله ديگر عوامل و مفروضات موثر بر تصميمات افشاي مديران در خصوص بازار سرمايه كه توسط هيلي و پالپو (2001) ارایه شدهاند شامل معاملات بازار سرمايه، پاسخگويي در خصوص كنترل شركت، سهام جايزه، دعاوي حقوقي، آشكار كردن توانايي و استعداد مديران مي باشد.

فرضيه معاملات بازار سرمايه27
اين فرضيه كه توسط هيلي و پالپو (1995) مطرح شد بيان مي دارد كه درك سرمايه گذار از شركت، بر تأمين مالي شركت از طريق انتشار اوراق بدهي و يا انتشار سهام تاثيرگذار است. شركتي را در نظر بگيريد كه مديران آن داراي اطلاعات بيشتري در مورد چشماندازهاي آتي نسبت به سرمايه گذاران خارجي هستند، ميرز و مجلوف28 (1984) معتقدند كه اگر اين عدم تقارن اطلاعات نتواند حل شود، در چنين شركتهايي تأمين مالي از طريق بدهي و يا انتشار سهام به صورت عمومي پرهزينه خواهد بود. در نتيجه، مديران داراي انگيزه بيشتري براي فراهم آوردن افشاي اختياري به منظور كاهش مسئله عدم تقارن اطلاعات هستند تا از طريق آن هزينه تأمين مالي خارجي شركت را كاهش دهند.
باري و برون29 (1985) و مرتون30 (1987) نيز به اين نتيجه مشابه دست يافتند كه مديران با افزايش افشاي اختياري ريسك اطلاعات را كاهش ميدهند و اين منجر به كاهش هزينه سرمايه آنها خواهد شد.

فرضيه پاسخخواهي در خصوص كنترل شركت31
اين فرضيه بيان مي دارد كه هيئت مديره و سرمايهگذاران مايل به پاسخ خواهي از مديران در خصوص عملكرد جاري سهام شركت هستند. تئوري افشاي اختياري فرض مي كند كه عملكرد ضعيف سود و سهام، خطر از دست دادن شغل را براي مديران به همراه دارد. از اين رو مديران بايستي به منظور كاهش احتمال ارزيابي كمتر از ميزان واقعي شركت و توضيح علت عملكرد ضعيف سود، به افشای اطلاعات بپردازند (هيلي و پالپو، 2001).

فرضيه سهام جايزه32
طبق اين فرض مديراني كه مستقيماً از طريق طرح هاي پاداش سهام مانند اختيار خريد سهام و يا حقوق نقدي ناشي از تغيير ارزش سهام پاداش دريافت ميكنند به دلائل زير براي افشاي اختياري داراي انگيزه ميباشند:
اولاً، مديراني كه مايل به مبادلة سهام تحت تملك خود هستند، داراي انگيزه اي براي افشای اطلاعات خصوصي در مواجهه با محدوديت هاي تحميلي توسط قوانين تجارت داخلي و نيز به منظور افزايش نقدينگي شركت هستند. اين محدوديت ها مديران را به افشای اختياري جهت تصحيح ارزش گذاري كمتر از واقع، پيش از انقضاي اختيار خريد سهام تشويق مي نمايد. زيرا در صورت نبودن اين گونه محدوديت ها، مديران با خريد سهام شركت كه كمتر ارزش گذاري شده است منتفع خواهند شد، تا اينكه بخواهند با افشاي بيشتر به افزايش ارزش اختيار خريد سهام خود اقدام كنند.
ثانياً، مديراني كه مايل به تأمين منافع سرمايه گذاران هستند، از طريق افشای اختياري درصدد كاهش هزينه هاي انعقاد قرار داد مربوط به سهام جايزه با كاركنان جديد هستند. اگر قيمت سهام، برآوردي صحيح از ارزش شركت باشد، سهام جايزه، شكلي كارا از پاداش دهي به مديران و مالكان است. در غير اين صورت مديران در قبال پذيرش هرگونه ريسك مرتبط با ارزشيابي اشتباه، خواستار پاداش اضافي خواهند بود. انتظار مي رود آن دسته از شركتهايي كه از سهام جايزه در سطح وسيع استفاده مي كنند به منظور كاهش ريسك ناشي از ارزشيابي اشتباه، اقدام به افشاي اضافي نمايند (هيلي و پالپو، 2001).

فرضيه هزينه دعاوي حقوقي33
دعاوي حقوقي سهامداران ممكن است به دو طريق بر تصميمات افشاي مديران موثر واقع شود. نخست، اقدامات قانوني بر عليه مديران براي افشای ناكافي يا دير هنگام مي تواند به ترغيب مديران در جهت افزايش افشای اختياري بيانجامد.دوم، دعاوي حقوقي بطور بالقوه منجر به كاهش انگيزه مديران در جهت افشا بخصوص در رابطه با اطلاعات آينده نگر مي شود.
در توضيح مورد اول اسكينر34 (1994) بيان مي دارد كه مديران شركت هاي با اخبار درآمدي نامطلوب به منظور كاهش هزينه دعاوي حقوقي مايل به پيش افشا گري اطلاعات هستند. بر اين اساس در صورت عدم وجود دعاوي حقوقي ، مديران مايل به افشای زودتر اخبار مطلوب و تأخیر در افشای اخبار نامطلوب هستند. ليكن در صورت وجود دعاوي حقوقي، دادگاه ها معمولاً بر تأخير در گزارش اخبار بد متمركز مي شوند. به گونه اي مشابه برخي معتقدند پيش افشا گري اخبار بد سودمند است به اين دليل كه كاهش قيمت سهام را بين تاريخ هاي مختلف پخش مي كند و بدين طريق با كاهش احتمال بررسي و تفحص در جهت تعيين صحت ادعاها همراه است.
در توضيح اثر دوم نيز بايستي به اين نكته اشاره كرد كه اگر مديران براين باور باشند كه سيستم قانوني، اقدام به جريمه پيش بيني هاي خوش بينانه مي كند صرفاً به اين دليل كه در اين پيش بيني، قادر به تفكيك خطاهاي عمدي از خطاهای غير عمدي نيست در اين صورت انگيزه مديران براي افشای اطلاعات مربوط به آينده كاهش مي يابد (هيلي و پالپو،2001).

فرضيه آشكار كردن توانايي و استعداد مديريت35
هيلي و پالپو(2001) به نقل از ترومن36(1986) اينگونه استدلال مي كنند كه مديران بااستعداد، داراي انگيزه زيادي براي پيش بيني اختياري درآمدها به منظور آشكار كردن توانايي و استعداد خود هستند. ارزش بازار شركت، تابعي از برداشت سرمايهگذاران در خصوص توانايي مديران آنها براي پيش بيني و پاسخ دهي به تغييرات آتي محيط اقتصادي شركت است. پيش از آنكه سرمايهگذاران تصور كنند كه مدير اطلاعات را دريافت نموده، ارزيابي توانايي مدير جهت پيش بيني تغييرات آتي مطلوب تر بوده وارزش بازار شركت را افزايش مي دهد. بايستي خاطرنشان كرد كه در جهت قبول يا رد اين فرضيه مداركي وجود ندارد.

تئوري هاي مربوط به افشاي اختياري
تئوريهاي گوناگوني وجود دارد كه شيوه هاي افشاي اختياري توسط شركت را توضيح ميدهند. از جمله اين تئوري ها ميتوان به تئوري نمايندگي، تئوري ذينفعان، تئوري علامتدهي و تئوري مشروعيت اشاره كرد. در مطالعات و پژوهشهاي بسياري به منظور توضيح شيوههاي افشاي اختياري در شركتها از تئوريهاي مزبور استفاده شده است. به عنوان مثال تئوري نمايندگي (واتز و زيمرمن،1990، 1978؛ والاس و همكاران37، 1994؛ والاس و ناصر38، 1995)، تئوري علامتدهي (راس39، 1977؛ موريس40،1978)، تئوري مشروعيت (كارپنترو فروز 41،1997،2001؛ گوتاري و پاركر42،1990؛ پتن 1992) و تئوري ذينفعان (يولمن43، 1985؛ گوتاري وهمكاران، 2006؛ وايتينگ و ميلر44، 2008). در ادامه به بررسي اين تئوريها و رابطه آنها با افشاي اختياري خواهيم پرداخت.

تئوري نمايندگي و افشاي اختياري
تئوري نمايندگي اصولاً به بررسي رابطة بين موكل و نماينده (روابط نمايندگي)، بوجود آمده از جدايي مالك و مديريت ميپردازد( فاما و جنسن45، 1983). يكي از مفاهيم كليدي در رابطه با تئوري نمايندگي، عدم تقارن اطلاعات ميباشد. اين مسئله زماني ايجاد ميشود كه يكي از طرفين رابطه نمايندگي، داراي اطلاعات بيشتري نسبت به طرف ديگر ميباشد. به عبارت دیگر در مسئله عدم تقارن اطلاعات فرض ميشود كه مدير داراي اطلاعات بيشتري نسبت به مالك ميباشد، چراكه مدير مستقيماً در عمليات روزانه شركت حضور دارد. لذا فرض بر اين است كه عدم تقارن اطلاعات باعث تشديد مسائل نمايندگي ميشود (سابرامانيم46، 2006).

تئوري ذينفعان47 و افشاي اختياري
تئوري ذينفعان به رابطة بين يك سازمان با گروههاي مختلفي از ذينفعان در سطح وسيع جامعه مربوط ميشود. گوتاري و همكاران، (2006) بيان ميدارند كه بر طبق اين تئوري، انتظار ميرود كه مديريت يك سازمان، فعاليت هايي را كه از نظر گروههاي ذينفع بااهميت ميباشند را به عهده گرفته و گزارشي از آن فعاليت ها را به آنها ارائه دهد. در واقع تئوري ذينفعان پاسخگويي سازماني را برجسته ميكند و چيزي فراتر از عملكرد مالي و اقتصادي ميباشد.
در تئوري ذينفعان هم شاخه اخلاقي48 و هم شاخه اثباتي49 (مديريتي) وجود دارد. شاخه اخلاقي به اين موضوع ميپردازد كه سازمان ها چگونه بايد با گروههاي ذينفع خود رفتار كنند. اين ديدگاه بر مسئوليتهاي سازمانها تاكيد دارد. در مقابل شاخه اثباتي تئوري ذينفعان بر نياز به مديريت گروههاي ذينفع خاص (به ويژه آنهايي كه برمنابع ضروري براي سازمان كنترل دارند) تاكيد دارد (يولمن، 1985). هرچه اين گروههاي ذينفع براي سازمان مهم تر باشند، سازمان تلاش بيشتري در زمينة مديريت روابط با آنان انجام ميدهد. ارایه اطلاعات، اقدام اصلي است كه ميتواند توسط سازمان براي مديريت و يا تغيير عقايد گروههاي ذينفع و به منظور سود بردن از حمايت و پشتيباني آنها و يا منصرف ساختن آنها از مخالفت كردن با سازمان انجام گيرد. اين اطلاعات، عموماً به دلائل راهبردي افشا ميگردند و نه بر مبناي مسئوليت سازمان. انگيزة مدير از افشاي اين اطلاعات آن است كه به گروههاي ذينفع نشان دهد كه سازمان مطابق

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع قیمت سهام، اخبار خوب، افشای اختیاری، اندازه شرکت Next Entries منبع مقاله با موضوع قیمت سهام، قیمت بازار، صورت های مالی، اخبار خوب