منبع مقاله با موضوع اشرافیت نظامی، نظام اجتماعی، دیوان سالاری، وضعیت اقتصادی

دانلود پایان نامه ارشد

اثر فاجعه مغول به شکل قابل ملاحظه ای در هم شکسته شده بود. در این شرایط،عزاداری جمعی شیعیان و گریه و زاری گروهی آنان نقش مهمی در بازسازی جامعه آسیب دیده ایفا می نمود زیرا به تقویت همبستگی مردم و استحکام بافت اجتماعی کمک می کرد.
سوم آنکه، فاجعه ی مغول چنان روحیه ی درماندگی و یأس را در مردم خاورمیانه تثبیت کرد که مذهب شیعه ی دوازده امامی با نوید ظهور مهدی (عج) زمان جهت از میان بردن ظلم و استقرار عدل در جهان،امید و جذابیت ویژه ای برای مردم مظلوم و مفلوک این دوره به وجود آورد. در واقع در قرن هفتم و هشتم،رهبران بسیاری از طریقت های صوفی در منطقه، مانند حروفیه،نقطویه،نوربخش و مشعشعه، دست به ادعای مهدویت زدند و مریدان بسیاری را به گرد خود در آوردند.در نتیجه ی این عوامل،تقریبا در این قرون بود که واژگان شیعه وسنّی در ایران رایج گشت زیرا بسیاری از سنّیان در این دوره به امامان شیعه اعتقاد داشتند.(همان: 124)
2-2-3. اوضاع اقتصادی ایران در قرن هفتم
با حمله ی مغول بار دیگر حدود و قیود و نظامات اجتماعی و اقتصادی در ایران و دیگر ممالک آسیایی مورد حمله و تعرض شدید قرار گرفت و در اثر تعرض و زورگویی قوم مغول و ایادی آنها بیش از پیش نظام نیمه جان اقتصادی و اجتماعی دراین کشورها دستخوش تزلزل و انحطاط گردید و به همین نسبت اخلاقیات که رابطه ی ناگسستنی با شرایط و خصوصیات اقتصادی و اجتماعی قوم داشت به سرعت در سراشیبی فساد افتاد.
مردم بلا دیده و ستم کشیده ی ایران برای ادامه ی حیات ونجات از گرسنگی و ستمگری دستگاه حاکم به امور و مسائل اخلاقی بی اعتنا شدند.دروغگویی، تملق و خیانت ودیگر رذایل اخلاقی رواج یافت و بازار مردی و مردانگی رو به کسادی نهاد مغولان در نزدیک به یک قرن و نیم کشتار و فجایع عظیمی را در ایران انجام دادند و تقریبا به همه ی شهرهای ایران یورش بردند آنها پس از کشتارو ویرانی خراسان،نیشابور،مرو، بخارا و سمرقند به ری، همدان و شهرهای جبال و شهرهایی که تا مرز عراق بود یورش بردند.وآنگاه آهنگ آذربایجان و آران کردند و همه ی آنها را در معرض کشتار، ویرانی و چپاول قرار دادند و کسی جزء مردم انگشت شماری نادر، در مدتی کمتر از یک سال از جنگ جان سالم به در بردند.(اقبال آشتیانی؛126:1377)
حمله ی مغول به ایران یک سری پیامدهایی داشت و در واقع اثرات این حمله ی نابود کننده تا سال های متمادی بر پیکره نظام اجتماعی ایران باقی مانده بود نخستین پیامد فتوحات مغول، کاهش جمعیت، خصوصا تعداد زحمت کشان شهرها و مملکت بود که علتش را می توان قتل عام، برده گیری و به اسارت گرفتن آنها و نیز فرار بقیه مردم از سرزمین آباء و اجدادی شان و متروک ماندن مناطقی دانست که زمانی بیشترین جمعیت را داشتند. (همان: 130)
منابع عربی و فارسی از کشتارهای دسته جمعی اهالی شهرها و روستاها حکایت دارند و ارقامی ارائه می دهند که به تصور نمی گنجد. یکی از نکاتی که جای تأمل دارد، ارائه آمار و ارقام می باشد که تصورشان نیز مشکل است اما در واقع حاکی از یک واقعیت تاریخی می باشد.(رضایی؛243:1381)
ورود مغول ها به ایران مصیبت بار و تقریبا با کشتارهای همگانی همراه بود. جمعیت بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ یکی پس از دیگری قتل عام شدند.با تاخت و تاز های قوای مهاجم و سرازیر شدن انبوه عشایر ترک و مغول که روستاییان و کشاورزان را از زمین هایشان بیرون می راندند. بسیاری از مناطق ایران خالی از سکنه شد. این فاتحان مردم سرزمین های مغلوب را غارت و آنان را رعیت خود می کردند و باج و خراج های خانمان برانداز از آنان مطالبه می کردند.(صفا؛276:1382)
وقتی که مغول به ایران حمله کرد ، یکسری موفقیت ها و کامیابی هایی را بدست آورد و در آن شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی یک جو خفقان بر جامعه ی ایران حاکم بود. و درواقع به نظر می رسد که یک نوع از خود بیگانگی و مسخ شدگی دربین افراد جامعه بوجود آمده و آن کنش و تفکر خردمندانه و عقلی افراد، فعال نبوده و نوع رفتار افراد مبتنی بر احساسات و عواطف بوده است بر اثر کامیابی هایی که مغولان در نخستین حملات سریع و چابکانه خود حاصل کرده بودند در تصور مردم چنین آمده بود که مشیت الهی و بخت با آنها یار است و بر اثر مساعدت، اقبال هرگونه مقاومت با آنان ناممکن و بی ثمر است و این اندیشه ناصواب تا دیرگاه سایه ی فتح و پیروزی و پیشرفت های پر دامنه مغولان شمرده می شده است.
مردم چنان زبون شده بودند که کم و بیش از خود دفاع نمی کردند. به صورتی که گفته شده، یکی از تاتارها مردی را گرفت اما برای کشتن او سلاحی نداشت، به او فرمان داد که سر خود را زمین قرار دهد از جای خود تکان نخورد،مرد بیچاره هم چنان باقی ماند تا آن مرد مغولی شمشیری پیدا کرد و اورا کشت.از این گفته ها چنین تببین می گردد که ترس و بیم عجیب مردم آن زمان، از سپاه مغول زیاد بوده و این رعب و وحشت افراد جامعه را بازمی داشت، البته گروه هایی نیز دست به انتقام می زدند و جنبش هایی نیز در دوره های بعد شکل گرفت و درپی حملات مغولان، بسیاری از اندیشمندان نیز کشته و یا به پناهگاه های اطراف رفتند و در واقع طبقات برگزیده مردم ازبین رفته و یک نوع آشفتگی اجتماعی پدید آمد و از جمله پناهگاه های فرهنگ ایران می توان از روم و پارس و هند نام برد.(مرتضوی؛55:1374)
شواهد نشان می دهد که آن زمان، خراسان از بخش های آباد و پررونق ایران بوده و ناحیه ی بلخ نیز در آغاز قرن هفتم به فراوانی ثروت مشهور بوده است.و ابریشم تولید می کرده و مقدار غله آن به اندازه ای بود که تبدیل به انبار غله همه خراسان و خوارزم شده بود.(بهرامی؛546:1373)
وقتی که در سال 616 ه ق مغولان به ایران حمله کردند، ساختار اقتصادی کشور همراه با دیگر ساختارها دچار دگرگونی شد و تاثیرات نامطلوب بر آن مشخص گردید.رخنه چادرنشینان در ایران تاثیر منفی بر حوزه ی اقتصادی بوجود آورد. تعداد چادرنشینان دام پرور که شناختی از زرع و کشت علوفه نداشتند و در سرتاسر سال فقط با تکیه بر دامپروری و دام چرانی گذران معاش میکردند زیاد بودند.یکی از مواردی که درباره وضعیت اقتصادی کشور مهم جلوه می کند، از بین رفتن چراگاه ها و اراضی زیر کشت کشاورزی در آن زمان بوده است. با توجه به اینکه مغولان اقوامی بیابانگرد بودند و همواره سعی در پیش بردن اهداف خود در زمینه اقتصاد دامی و همچنین رونق دامداری داشتند، در حملات خود چراگاه ها را اشغال کرده و اراضی زیر کشت کشاورزی را نابود کردند.
یکی از مناسبات در دوره ی استیلای مغولان و پس از آن، مناسبات فئودالی بود که این ساخت فئودالیسم دارای خصایص بود که ازجمله ی آن عبارتند از: اهمیت چشم گیر آبیاری، وجود توأمان کشاورزی اسکان یافته و دامپروری عشیره ای و نیمه عشیره ای ، بیکاری در روستاها، اختلاط فئودال های بزرگ زمین دار با دهقانان مستاجر خرده مالک، اهمیت اجاره تولیدی، رابطه ی نزدیک تجّار بزرگ و تجّار کاروانی با گروهی از فئودال ها و حتی آمیختگی آنها باهم ازجمله آنها می باشد.(مرتضوی؛328:1374)
در ایران دوره مغول یک سری صنایع معماری مثل کاشی و نقاشی رشد کرده و ترقیاتی کرد و در این رشد،عوامل مختلفی دخیل بودند،علت عمده ی این ترقی اولا توجه خانان و اصرار تارتار به این مسائل و ثانیا آمیزش هنر چینی با هنر ایرانی در برخی از ابواب صنعت ایرانی در برخی از ابواب صنعت این دوره است.(دستغیب؛146:1379)
حمله ی مغول به اقتصاد جامعه ی اسلامی که در آستانه ایلغار، متکی بر زمین داری و تجارت و کالاهای تولیدی بود ضربات شدیدی وارد ساخت.مغولان با سلطه ی خود در سرزمین های اسلامی،شیوه ی جدیدی از حکومت و زندگی را وارد این سرزمین ها کردند،سیستم اقتصادی جهان اسلام قبل از حمله ی مغول به ایران متکی به نوعی حکومت متمرکز بود که از مرکز و کانون امپراتوری هدایت و حمایت می شد.این حکومت براساس دیوان سالاری عریض و طویلی بود که وزیر در رأس آن قرار داشت و تمام امور کشور در دست او و تحت نظر وی بود. زندگی مغولان از ییلاق و قشلاق آنها و سنن قبیله ای شان رقم می خورد.در این دوره با یک نوع سیستم تمرکز گرایی در باب مسائل اقتصادی روبرو هستیم و از طرف دیگر مغولان علاقه ای به این تمرکز گرایی نداشتند و یکی از جنبه هایی که بهره کشی از دهقانان ایران را دربر داشت مزارعه بود، درواقع دهقانان اسکان یافته، طبقه اصلی مورد استثمار و بهره کشی بودند که همواره بیشترین فشارهای اقتصادی بر دوش ایشان قرار میگرفت.در واقع مزارعه یکی از اشکال اساسی بهره کشی از دهقانان ایران در دوره ی ایلغار مغول و بعد آن بشمار می رفت.دهقانان از نظرقانونی آزاد بودند اما به عنوان مستاجر یا مستاجر دست دوم و در بعضی موارد مستاجر موروثی وابسته ی ارباب شمرده می شدند.(اقبال آشتیانی؛84:1377) نظام مالی عهد ایلخانان، همان کل نظام حکومتی آنها به صورت تلفیقی عظیم و متناقض از شیوه های استیلا گران صحرا نشین و سنت های کهن ایرانی که توسط حکومت عباسی اتخاذ شده بود رایج گشت. البته تمامی سنگینی مالیات بر دوش رعایای دهقان و طبقات پست و متوسط شهروندان وارد می آمد.طبقات بالایی که اهل شمشیر یا اهل قلم بودند معمولا از پرداخت مالیات ها معاف بودند و املاک آنها بصورت مزارعه در دست دهقانان قرار داشت. طبقه ی حاکمه فئودال ها، از چهار گروه تشکیل شده بودند:
1 . اشرافیت نظامی قبایل خانه بدوش مغول، ترک، کرد، و…
2 . اشرافیت بومی اسکان یافته ایالتی که با خدمات حکومت مرکزی رابطه ای نداشتند.
3 . اشرافیت کشوری
4 . طبقات مذهبی مسلمانان که بیشتر آنها را مسلمانان تشکیل می دهند.(مرتضوی؛340:1374)
2-2-4. اوضاع فرهنگی،ادبی ایران در قرن هفتم
حمله‌ مغول‌، سبب‌ پراکندگی‌ و آوارگی‌ شمار زیادی‌ از عالمان‌ و ادیبان‌شد. این‌ از یک‌ جهت‌ در لطمه‌ زدن‌ به‌ ادبیات‌ دینی‌ و مردمی‌ در ایران‌ مؤثر بود، اما ازسوی‌ دیگر، سبب‌ شد تا زبان‌ فارسی‌ در غرب‌ ایران‌ و آسیای‌ صغیر، و سپس‌ هندتوسعه‌ یابد.نباید این‌ نکته‌ را از نظر پنهان‌ داشت‌ که‌ حمله‌ مغول‌، سبب‌ از میان‌ رفتن‌ آثارگذشته‌ شد؛ با این‌ حال‌، بسیاری‌ توانستند خود را دور از دسترس‌ مغولان‌ قرار داده‌ وآرامشی‌ برای‌ آفرینش‌ ادبی‌ دست‌ و پا کنند. به‌ علاوه‌، در جریان‌ تشکیل‌ دولت‌ایلخانی‌، به‌ سرعت‌ اوضاع‌ رو به‌ آرامی‌ رفت‌ و نسلی‌ از عالمان‌ وادیبان‌ پیش‌ ازحمله‌، فعّالانه‌ وارد صحنه‌ شدند و دست‌ به‌ تولیدات‌ فرهنگی‌ زدند. شاهد آن‌ آثاری‌است‌ که‌ از همان‌ دوره‌ برای‌ امروز ما برجای‌ مانده‌ است.(تسلیمی؛240:1378)‌
2-2-4-1. کمال الدین‌ اسماعیل‌ اصفهانی‌

یکی‌ از شاعران‌ این‌ دوره‌، کمال‌الدین‌ اسماعیل‌ اصفهانی‌ است‌که‌ به‌ خلاّق  المعانی‌ شهرت‌ دارد. وی‌ مدتی‌ در پی‌ مدیحه‌سرایی‌ شاهان‌ بود تا آن‌ که‌اوضاع‌ درهم‌ ریخت‌ و کارش‌ پیشرفتی‌ نکرد. وی‌ که‌ در اصفهان‌ مقیم‌ بود،هر روزدر این‌ شهر، ناظر درگیری‌ حنفیان‌ و شافعیان‌ در دو محله‌ دردشت‌ و جوباره‌ بود.کمال‌الدین‌ که‌ از این‌ خشونت‌ها سخت‌ آزرده‌ خاطر گشته‌ بود، ضمن‌ شعری‌ چنین‌سرود:
تا که‌ دردشت‌ هست‌ و جوباره
ای ‌ خداوند هفت‌ سیاره‌
تا که‌ دردشت‌ را چو دشت‌ کند
عدد مردمان‌ بیفزاید

‌نیست‌ از کوشش‌ و کشش‌ چاره‌
پادشاهی‌ فِرِست‌ خونخواره‌
جوی‌ خون‌ آورد ز جوباره‌
هر یکی‌ را کند دو صد پاره
(اصفهانی؛231:1376)‌

نفرین‌ وی‌ به‌ سرعت‌ گیرا شد. در سال‌ 633 اوکتای‌قاآن‌ به‌ اصفهان‌ وارد شد و به‌ قتل‌عام‌ مردم‌ این‌ شهر پرداخت‌. کمال‌ اسماعیل‌ نیز در اثر یک‌ اتفاق ،گرفتار مغولان‌گشت‌ و کشته‌ شد. پیش‌ از آن‌، چون‌ به‌ چشم‌ خویش‌، قتل‌ عام‌ مردم‌ شهر را دید،چنین‌ سرود:
کس‌ نیست‌ که‌ تا بر وطن ‌ خود گرید بر تباه‌ِ حال‌ مردم‌ بد گرید
دی‌ بر سر مرده‌ای‌ دو صد شیون‌ بود امروز یکی‌ نیست‌ که‌ بر صد گرید
(اصفهانی؛349:1376)

2-2-4-2. فریدالدین‌ محمد عطّار نیشابوری
عطّار یکی‌

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع دولت عثمانی، نویسندگان، جنگ جهانی اول، عامل سیاسی Next Entries منبع مقاله با موضوع زنان و دختران، غازان خان، تاریخ ایران، نیروی انسانی