منبع مقاله با موضوع اسرائیلیات، تفسیر قرآن، جامعه اسلامی، اندیشه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

گذشته و با توجه به روحیه برتری طلبشان سعی کردند تا مسلمانان را از لحاظ فرهنگی به احبار یهود وابسته کنند. بهترین روش در دست گرفتن اوضاع فرهنگی، تفسیر قرآن و برپایی مجالس وعظ و سخن رانی بود و این آغاز رواج پدیده قصه گویی است. ضعف علمی اعراب و دور نگه داشتن اهل بیت از مردم به یهودیان در اجرای مقاصدشان کمک میکرد. جمعی از انصار در مقابل یهود احساس خود باختگی و در بسیاری امور به آنان اقتدا میکردند. این سرافکنی سبب شد اکثر مسلمانان باور کنند که نام همه خلفا و ترتیب آنها در کتب در دسترس اهل کتاب آمده است.
اشتراک برخی از داستانهای قرآن و تورات، مژده تورات به ظهور پیامبر اسلام(ص) و بعثت آن حضرت موجب شد تا جامعه، وجاهت مورد ادعای یهودیان مبنی بر داشتن آگاهیهای بسیار در مورد تحولات جامعه اسلامی و رخدادهای آن را پذیرا باشند. برخی بزرگان عصر جاهلیت به مدارس(مکانهایی که احبار یهود در آنجا احکام شریعت یهودی را تعلیم میدادند) رفت و آمد داشتند و سؤالاتی در مورد گذشتگان و انبیا میکردند و این رسم مجدداً پس از پیامبر احیا شد. عمر، خلیفه دوم از جمله افرادی بود که بعد از ظهور اسلام به مداراش(مدارس) رفت و آمد می کرد(قرطبی،1408 : 3-122).
پس از رحلت پیامبر(ص) بود که زمینه فعالیت برای یهودیان مساعد شد. نسل پس از پیامبر را دشمنان و کینه توزان و خود بافتگان تربیت کردند و استادان این مکتب اهل کتاب و خاصه یهودیان بودند این دوران را باید عصر انحطاط فکری مسلمانان دانست(میرجلیلی، 1390: 110).
یهودیان برای اعمال تغییرات فرهنگی و رواج داستانهای دروغین برنامهها و سیاستهای ویژهای مدنظر داشت؛ از جمله روشها، مشروعیت سازی، بزرگ نمایی آیین یهود، سوء استفاده از ویژگیهای شخصیتی و طرز تفکر صحابه و فریب آنان، نفوذ بر خلفا و همسان دانستن آنان با پیامبر بوده است. ضعف بنیۀ علمی و فرهنگی گروهی از صحابه باعث شده بود که مأخذ روایتشان در بعضی احادیث یهودیان باشند. ابوبکر جزء صحابهای بود که احادیث پیامبر(ص) را جمع میکرد او پانصد حدیث از پیامبر(ص) نوشت. کتابهایی داشت که در آن احادیث و سنتهای به جا مانده از آن حضرت جمع آوری میشد. اما بعد از رحلت آن حضرت، تمام آنها را از بین برد.
یکی از حربههای یهودیان برای بررسی اوضاع و جلب توجه خلیفه به ویژه خلیفه دوم، طرح سؤالات بیهوده بود. هرگاه مشاوران خلیفه از پاسخ چنین سؤالاتی در میماندند. یهودیان خودشان به خودشان جوابهای بیربط میدادند و دیگران هم سکوت میکردند. خلیفه دوم بیش از سایر صحابه نزد یهودیان مدینه و مدارس آنان(مدارش) میرفت. به نظر عدهای از محققان به همین سبب یهودیان او را دوست داشتند. او از کعب در تمشیت امور استمداد جست و او را در مقام مشاور برگزید. دستهای پنهان او در رهبری فقهی و سیاسی جامعه دخیل بود اعتماد عمر به کعب تا اندازهای بود که از او به نیکویی یاد میکرد. کعب مشاور او بود و در شورایی که کعب نبود حاضر نمیشد. دادن لقب فاروق به خلیفه دوم از نمونهای از فضیلت تراشی یهود در مورد خلفاست.
احادیث پیامبر مهمترین موانع تسلط فرهنگی یهودیان بر جامعهی اسلامی بود. اگر این احادیث تدوین میشد. یهودیان نمیتوانستند مسئولیت خود را به انجام برسانند. بنابراین کعب الاحبار، یهودی مسلمان نما که از طبقه قراء و قائل به منع کتابت حدیث بود مأمور شد تا خلیفه دوم را به جلوگیری از تدوین حدیث تشویق کند و تلاشهای او مؤثر افتاد. خلیفه تحت تأثیر کعب احادیث مکتوب را مثناه نامید. مثناه کتابهایی بود که احبار بنی اسرائیل بعد از حضرت موسی(ع) تدوین میکردند. خلیفه دوم به این بهانه که یهودیان به سبب روی آوردن به گفتههای عالمان خود و رها کردن کتاب خدا(تورات) گمراه شدهاند یا ممکن است این مسأله دامن گیر مسلمانان شود. با استدلال به حدیث ساختگی منسوب به پیامبر(ص) کتب حدیث را سوزاند. بدین ترتیب جلوگیری از نشر و نگارش حدیث رسمی و قانونی شد. حدیث جعلی پشتوانه شرعی و دینی نقل روایات یهودی شد. سو استفاده قصه خوانان از جعل حدیث فضای عمومی را به نفع جاعلان تغییر داد؛ به طوری که مسلمانان با ساختن روایات جعلی با هم مسابقه میدادند. بسیاری از محدثان احادیث مکتوب خود را از بین بردند و مردم نوشتن حدیث را عیب میدانستند. عثمان سنت ناپسند منع نقل و نگارش اجادیث را دنبال کرد و رسما اعلام کرد کسی حق ندارد حدیثی نقل کند که در دوران ابوبکر و عمر شنیده شده است(میرجلیلی،1390 :117 ).
شاخصترین افراد و بنا به گفته بسیاری از دانشمندان علم رجال ابوهریره از نخستین وضّاعان حدیث بود. اقدام ابوهریره ضربه جبران ناپذیری بر احادیث نبوی و اندیشه اسلامی وارد کرد و راه را برای ورود اسرائیلیات و مسیحیات باز کرد. او از جمله کسانی بود که برای جعل روایات و توهین به شخصیت امام علی(ع) در استخدام معاویه قرار گرفت(خاکرند،1390: 349). اهل کتاب و نحلههای مختلف فرصت یافته بودند تا جایگاه خویش را در نظام جدید باز یابند و به تبلیغ و ترویج عقاید خود بپردازند.
ذهن و فرهنگ بسیط اعراب صدر اسلام و سؤالات فراوانی که با آمدن اسلام و برخوردشان با اقوام و ملل دیگر در اذهانشان برانگیخته شده بود و طبع حساس و جستجوگر آنان به همراه احترامی که از دوران جاهلی برای آنان قائل بودند خود بهترین زمینه ساز نفوذ علمای اهل کتاب در بین مسلمانان بود. ابن خلدون در سخن از تفسیر قرآن بر این نکته تأکید میکند(ابن خلدون، 1363: 2-891).
در اختیار گرفتن رسانههای عمومی آن زمان سیاست فرهنگی یهودیان بود. قصه خوانی از زمان عمر شروع شد. ارتباط اعراب و یهودیان قبل از اسلام و طرح و بیان اساطیرالاولین باعث رونق قصه گویی شد. قصه خوانان در تفسیر آیات و تاریخ انبیا از تورات استفاده میکردند . اهل کتاب در تصدی این امر از دیگران سزاوارتر و ماهرتر از همگان در تحقق اهداف مورد نظر حاکمان سیاسی بودند؛ زیرا از قدیم مورد احترام اعراب بودند و حمایت اعراب را به خود جلب کرده بودند(جعفریان،1378: 7).
اسلام نیز نتوانسته بود این دیدگاه بی اساس را از دلهای ضعیف بزداید. خلاء فرهنگی ایجاد شده پس از پیامبر، سیاست نادرست حکام و انزوای علماء، بی توجهی به حل مشکلات فرهنگی جامعه، ایجاز آیات قرآن، جلوگیری از نقل حدیث و رواج قصه گویی و بالاخره بهره برداری یهودیان تازه مسلمان از این اوضاع، مهمترین علل رواج قصه گویی در قرن اول هجری است (میر جلیلی، 1390: 118).
به سلطنت رسیدن معاویه و حاکمیت خاندان اموی بر جامعهی اسلامی، احیای سنتهای جاهلی آغاز گردید در چنین محیطی بود که بسیاری از بیمار دلان، جاعلان حدیث، قصه سرایان درباری و مروجان اسرائیلیات پیرامون حکام اموی گرد آمدند و از این خوان گسترده بهره وافر بردند از آنجا که اکثر حکام اموی بهرهای از علم و دانش نبرده بودند. برای پر کردن خلاء علمی موجود درجامعه اسلامی به اهل کتاب و قصه گویان روی آوردند و آنان نیز تا میتوانستند اباطیل خود را در میان مسلمانان پراکنده میساختند.
نشر اسرائیلیات و شیوع قصه خوانی از ویژگیهای فرهنگی امویان بود و از عواملی است که آسیب جدی بر فرهنگ اسلامی وارد کرد و در طول حیات مسلمانان اثرات مخرب آن در اندیشهها و نوشتههای مختلف تفسیری، تاریخی، کلامی و فقهی باقی مانده است(خاکرند، 1390 :349).
مهمترین دانش دینی در دوره اموی پس از قرآن و قرائت آن علم حدیث بود مشکل عمده آن بود که علم حدیث در دوران سه خلیفه اول، پس از رسول خدا(ص) منکوب شد و پس از آن حرکت خود را آغاز کرد. اما گسترش آن در دوره اموی اتفاق افتاد و دست سیاست در آن بازی فراوان کرد. گسترش انواع بدعت و تحریف دین در عصر معاویه و پس از آن با کوچکترین مخالفتی از سوی نخبگان مواجه نشد به جز رهبران شیعه که علم مخالفت برافراشتند. دلیلش آن بود که مردم چندان با علم دین آشنایی نداشتند و امویان توانستند محدثان خود را مطرح کنند و احادیث مورد تأئید خود را در اختیار مردم بگذارند. در واقع بسیاری از کسانی که در این دوره با علوم اسلامی آشنایی داشتند به خدمت آل مروان درآمدند و در برابر کسانی که گرایشهای شیعی داشتند و بیشتر در شمار عالمان عراق بودند با بنی امیه به ستیز برخاستند(طقوش، 1384: 224).
سیاست بنی امیه در جهت نشر اسرائیلیات و شخصیت سازی، شخصیتهای جعلی و جاعل بود. حکام اموی از معارف آنها در ترویج اندیشههای خود و به کارگیری آن در جامعه سود فراوان میبردند. حتی تغییر قبله و انجام مراسم حج در بیت المقدس از سیاست بعضی خلفای بنی امیه چون عبدالملک برداشت میشود. نفوذ نصرانیها در دستگاه امویان که به صورت کاتب، مولی و غیره حضور داشتند، از مهمترین اسباب گسترش اسرائیلیات است. از جمله مضامین این اسرائیلیات؛ سرگذشتهای امت پیشین، اسرار خلقت، آفرینش و تفصیل داستانهای قرآن بود. ارتباطی با مسائل فقهی و شرایع اسلامی نداشت(خاکرند،1390: 350).
به عنوان نمونه عبدالملک بن عزیز بن جریح که نژاد رومی و آئین عیسوی داشت نخستین کسی بود،که در عالم اسلام تصنیف را آغاز کرد و باعث تأثیر گذاری اخبار مسیحی در کتب تفسیر گردید(عسکری، 1370 :191-89).
سیاست فرهنگی امویان نابودی اندیشه اسلامی و در هم شکستن وجدان عمومی و از بین بردن تسلط فکری و روحی اهل بیت پیامبر(ص) نزد مسلمانان و از حساسیت انداختن احساسات مذهبی مسلمانان و ایجاد مجوز شرعی برای حکومت خود و در نهایت تخدیر شعور مردم بود. این کار را با جعل روایات علیه علی(ع) و تغییر در احادیث نبوی و تاریخ سازی دروغین و معرفی چهرههای مخدوش از اسلام انجام دادند(خاکرند، 1390: 352).
در برابر اهل بیت(ع) به شدت با عقاید اهل کتاب برخورد کردند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «هرکس کتابی از امتهای پیشین نزد او هست آن را از بین ببرد»(جعفریان،1382: 2/ 798). این در زمانی بود که همواره این کتابها در میان مسلمانها نشر مییافت. امام صادق(ع) نیز عالمانی را که در پی اسرائیلیات بودند مذمت میکرد. این ادامۀ مشی خود رسول خدا(ص) بود که فرموده بود: «از اهل کتاب چیزی نپرسید»(همان، 799).
بیشتر تلاش این افراد نقل قصص انبیای گذشته بود که به شکل تحریف شدهای در کتب یهود وجود داشت و اغلب حاوی اهانتهای فراوان به انبیاء و نیز نقل برخی از مبانی کلامی و فقهی غلطی بود که این کتابها بدان پرداخته بودند. گفتیم که قصه خوانی در زمان خلیفه دوم باب شده است.
پس از وی در دوره عثمان این مسأله که نقل قصص انبیاء از طریق آثار یهودیان آن هم در شرح آیات قرانی بوده رو به فزونی گذاشت معاویه قصه خوانان را بر آن داشت تا بعداز نماز برخاسته و به امام علی(ع) نفرین کند. بعدها در زمان امویان، سیاست سبب و لعن علی(ع) توسط این قصه خوانان انجام میشد. خلفا که خود احساس میکردند باید کنترل قصه خوانی را در دست داشته باشند خود به نصب قصه خوانان پرداخته و از آنها برای اهداف سیاسی و فرهنگی خود بهره میبردند. مهمترین عامل نشر احادیث جعلی همین قصه خوانان بودند که در میان عوام مردم نفوذی بیشتر از محدثان داشته پس خلفا خود نوعاً حامی قصاص بوده، خود به نصب و عزل آن میپرداختند که عمده قصههای آنها در ارتباط با روایات داستانی اهل کتاب بوده است(همان، 799).

3-9-1-مشهورترین مبلغان اندیشههای اسرائیلی
1-کعب الاحبار: متوفی سال(32ق) در سن صد سالگی در شهر حمص در گذشت. پذیرش اسلام از سوی وی، هم زمان با آغاز امارت و فرمان روایی معاویه در شام بود.کعب زمانی که معاویه والی شام بود در آنجا حضور داشت. معاویه وی را به خود نزدیک کرد و از مسائل مبدأ، امور غیبی و تفسیر قرآن از او سؤال میکرد. از جمله باورهای نادرستی که کعب در میان مسلمانان ترویج نمود، اعتقاد به رؤیت خدا بود؛ چون یهود معتقد بودند زمانی که خداوند به درد چشم مبتلا شد و فرشتگان به عیادتش رفتند. اعتقاد به جسم بودن خداوند در میان برخی مسلمانان و ترویج این اندیشه که او همانند انسان، کالبد، دست، پا، چشم وگوش دارد از سوی کعب و مانند او به جامعه اسلامی القا شد. به این صورت کعب در روایتهای مربوط به یهود نخستین مرجع به شمار میرود.

2.وهب بن منبه:پدرش اهل

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع اسرائیلیات، فرهنگ اسلامی، بیت المال، سیاست فرهنگی Next Entries منبع مقاله با موضوع حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، حکومت اموی، روابط فرهنگی