منبع مقاله با موضوع ارداویراف، اهورامزدا، داوری نهایی، مینوی خرد

دانلود پایان نامه ارشد

مردم، تحمل نکند».150 این دوگونگى دوزخ، در ارداویراف نامه هم قابل مشاهده است. چه، در این کتاب هم، از عذاب‌هاى دوزخى، در دو بخش ذکر شده‌اند: یکى، دوزخى که زیر پل چینوت و درون زمین واقع است و دو دیگر، دوزخى که “ارداویراف”، پس از دیدار از بهشت، مشاهده مى‌کند. از طرف دیگر، متناسب با مدتى که دروندان درگیر “پادافره سه شبه” هستند، جسم و روان پرهیزگاران به گردومان برده مى شود که در آن، «سه شبانه روز، شادى بیند».151 آنگاه، پس از این مرحله، سپندارمذ، همچون یک مادر دلسوز، بخشایش همه آفریدگان را از اهورامزدا درخواست مى کند و چنین است که همه مردم از رود فلز گداخته عبور داده مى شوند که پس از پاکسازى، همگان به گرودمان نایل مى‌گردند.
3-1-6 بهشت
بهشت در زبان اوستای- Vohuišta صفت عالی است و مرکب از دو جزء Vohu به معنی نیک و پسوند صفت عالی‏ساز ista است. که روی هم به معنی بهترین زندگی است. این کلمه در زبان پهلوی به صورت vahist و در فارسی به صورت بهشت در آمده است.) در اوستا از بهشت با عناوین گوناگونی چون سرای جاودانی، محل پاداش نیکوکاران، زندگی بهترین یا جهان بهترین تعبیر شده است.152 در هادخت نسک که از متون اوستایی است در دومین فرگردش، به شرح و روان نیکوکاران به بهشت را گزارش می‌دهد. روان نیکوکار پس از سه شبانه روز از فوت، به راهنمایی وج‍‍دان یا دین خود که به صورت دوشیزه‌ای پانزده ساله و بسیار زیبا به او نمودار می‌شود. نخست سه طبقه بهشت را که “هومَتَه”، “هوخَته”، “هوَرشتَه”( اندیشه نیک، گفتار نیک، کردار نیک) باشد پشت سر نهاده و به سرای مینوی و روشنایی بی‌پایان که اعلا مرتبه بهشت و جایگاه اهورامزدا و امشاسپندان است وارد می‌شود و به وی جامی از خورشِ بهشتی، یعنی “زَرِمَیَه”، روغن بهاری می‌دهند تا فرح یابد و لذت ببرد».153
در وندیداد نیز به این سرگذشت اشاره شده است که: کردار نیک هرکس، پس از مرگ به شکل دختری زیبا درآمده و روح نیکوکار را از البرز کوه به آسودگی عبورداده و از چینودپل می‌گذراند.154 در کتاب پنجم دین‌کرد در توصیف بهشت این‌گونه آمده است: «بهشت و دوزخ اکنون نیز وجود دارد. بهشت در ستاره پایه و بالاتر از آن دوزخ در زیر زمین است. بهشت روشن و خو‌بوی و فراخ پر از آسایش و پر از نیکی است.»155
به موجب وندیداد، هنگامی که پس از مرگ افراد پارسا و اشه‌گرای، روحشان از تن مفارقت کند، دوشیزه‌ای زیبا، خوب ساخته، نیرومند، خوب رُسته خوب، که برسد با دو سگ خردمند بروند با تاج زرین، کامروا، هنرمند و روان اشو را به نیکویی برد. روان آن دُروَندانِ گناه‌کار را، اندر تاریکی دوزخ بیازارد. او (دوشیزه زیبا) روان پارسایان را، از میاه کوه هرا (البرز) بگذراند. از فراز پل چینوت و نگهداری کند اندر گذرگاهی که از میان مینویان و ایزدان است. پس برخیزد، بهمن از تخت‌گاه زرین ساخته. فراز گوید بهمن: از کجا تو بدین جا- ای اشه‌گرای در‌آمدی؟از آن ناپایدار جهان، این جهان پایدار را. خشنود شده روان‌های اشه‌گرایان، برسند از بهمن نزد اهورامزدا، نزد امشاسپندان، پیش تخت‌گاه زرین.156
در گاهان آمده است: «از برای کسانی که خواستار شنیدن‌اند سخن بدارم، پیش از همه مرد دانا راست که این سرودهای ستایش اهورا و نیایش وهومن و سعادت کسی‌که به‌آن گوش فرا داده، به‌راستی سرای درخشان فردوس خواهد نگریست».157 «هنگامی‌که این دوگوهر به‌هم رسیدند، زندگانی و مرگ پدید آورند، از این‌جهت، است که در سرانجام دروغ‌پرستان از زشت‌ترین مکان دوزخ و پیروان راستی از نیکوترین محل، بهشت برخوردر گردند.»158 در جای دیگر از گاهان آمده است که پاداش کسانی که به بهشت وارد می‌شوند در پناه اهورامزدا قرار خواهند گرفت: «وقتی‌که راستی از کوشش آرمتی کسی‌که از پرتو بهشت آراسته گردد، پیش نبیرکان و بازماندگان ستوده فریان تورانی حلول کند، پس آن‌گاه وهومن آنان را به‌کشور جاودانی درآورد و در روز واپسین، اهورامزدا آنان‌را در پناه خود گیرد.»159
در مینوی خرد توصیف بهشت و برزخ آمده است: «پرسید دانا از مینوی خرد که بهشت چگونه است؟ مینوی خرد پاسخ داد که پارسایان در بهشت آسوده از پیری و مرگ و بیم و غم و اندوه‌اند. همیشه پرفره و خوش‌بوی و خرم و پر شادی و پر نیکی‌اند. هنگامی که روان پارسایان از آن پل می‌گذرد، به مانند یک فرسخ آن پل پهن می‌گردد و روان پارسایان به همراهی سروش مقدس از پل می‌گذرد و کردار نیک وی به شکل دوشیزه‌ای به پذیره‌اش می‌آید. وچون از آنجا رود، بادی خوش به وی به پذیره‌اش آید که از همه عطرها خوش بوی‌تر است. روان پارسایان از سروش پرسد که این چه بادی است که هرگز در گیتی بادی چنین خوش بوی به مشامم نیامده است؟ آن‌گاه سروش مقدس به روان پارسایان پاسخ دهد که این باد از بهشت است. پس نخستین گام به اندیشه نیک و دوم گام به گفتار نیک و سوم گام به کردار نیک بالا رود. بنابر اعتقادات زرتشتی برای آسمان «چهار طبقه متصور هستند: طبقه ستارگان، ماه، خورشید و روشنی بی‌پایان. طبق این دسته‌بندی، بهشت در طبقه ستارگان قرار دارد و از آنجا به بالا است. بهشت واقعی در طبقه خورشید است که ایزدان مینوی در آن جای دارند. طبقه بالاتر از بهشت، گَرزمان است که در روشنی بی‌کران قرار دارد و جای اقامت امشاسپندان است. قرار گرفتن پارسایان در هریک از طبقات بهشتی، بستگی به میزان کارهای نیک آنان دارد.»160
در تفصیل گزارش ارداویراف‌نامه آمده است که: «به همراهی سروش پاک و ایزد مهر احوال بهشتیان را مشاهده کردم. جایی رفتم که روان مردمی چند در آنجا بود. پرسیدم اینجا کجاست؟ گفتند اینجا را همیستکان نام است. از آنجا به ستاره پایه ستارگان، به اندیشه نیک درشدم. روان پاکان را چون ستاره درخشان دیدم. که جایگاهی بس روشن و پر از فر و شکوه داشتند. پرسیدم که اینجا کجاست و این روان درخشان از چه کسان است؟ گفتند که اینجا ستاره پایه و این روان کسانی است که بسیار کرفه کردند و پاک و اشو بودند.
گام دوم به ماه پایه رسیدم که گفتار نیک است و روانانی چند به انجمن دیدم فرخنده و شادکام که بر اثر کرفه‌های بسیار بدانجا بودند و چون ماه می‌درخشیدند. گام سوم به خورشید پایه اندر شدم که کردار نیک است و روان‌های بسیار دیدم که روشنی و تابندگی چون خورشید بودند. پرسیدم این روان چه کسانی است؟ گفتند آنانکه در گیتی به نیکی شهریاری کردند. گام چهارم به گَرزمانِ اندر شدم. ایزد آذر به استقبال من آمده و نماز کرد، و گفت: تو بنده درستی هستی ای ارداویراف ترهیزم. پس من ایزد آذر را ستایش کردم و گفتم: ای ایزدمهر، من همه در گیتی بر تو هیزم خشک و خوش‌سوز و بوی خوش نهادم و تو مرا ترهیزم می‌خوانی؟ پس ایزدآذر گفت بیا و بنگر تا دریایی به تو نشان دهم از آب آن هیزم‌های‌تر که بر من نهادی و دریایی کبودرنگ به من نشان داد و گفت این آب از آن هیزم‌های تر است که بر من نهادی.»161
3-1-7 همیستگان
در متون اوستایی، همستگان به معنای «جاودان آرام و هماره یکسان» معنی کرده‌اند. این‌جا را نیز «برزخ کسانی نیز دانسته‌اند که در طی زندگی خویش در تردید» زیسته‌اند.162 در اوستا “میسوَن گاتو” و در زبان پهلوی “همیستگان” برای فردی است که اگر اعمال خوب و بدش یکسان باشد در جایگاه میانی خواهد بود.163 «چنانکه در روز نخست، فرمان رفت دادگر از روی انصاف با دروغ‌پرست و پیرو راستی، رفتار خواهد کرد. هم‌چنین با کسی‌که اعمالش با بدی و خوبی مخلوط است که تا به‌چه اندازه از آن درست و نادرست است؟».164 در جای دیگر گاهان چنین آمده است که «کسی‌که گهی نیک و گهی زرشت اندیش است و کسی‌که وجدانش را به‌واسطه کردار و گفتارش مطیع هوا و هوس و خواهش خویش سازد، چنین کسی به‌حکم ازلی تو در روز واپسین منفرد خواهد گشت (یعنی کسانی‌که در ایمان خویش تردید دارند، در روز واپسین از بهشتیان و دوزخیان منفرد گشته در برزخ همیستگان به‌سر خواهند برد».165 در بندهشن، آمده است که: «اگر او را گناه و کرفه، هر دو برابر باشد، آن‌گاه او را به “همیستگان” دهند. درباره همیستگان گوید که جایی است که چون گیتی، هر کس را بدان پایه که ایشان را کرفه است جای دهند، نشانند.»166 در کتاب پنجم دین‌کرد در توصیف همیستگان این‌گونه آمده است: «در میان این دو (بهشت و دوزخ) میان زمین و ستاره پایه، همیستگان (برزخ) است و به آمیختگی از هر دو بهره‌ای دارد. کسانی که کارهای نیک و گناهانشان با هم برابر است، جای آن در همیستگان است».167
در فصل ششم ارداویراف‌نامه در مورد جایگاه همیستگان، صحبت شده است: «جایی فراز آمدم و دیدم مردمی چند که با هم ایستاده‌اند. پرسیدم، از سروش اهلو پیروزگر و آذر ایزد، که اینان کیستند و چرا اینجا ایستاده‌اند؟ سروش اهلو و آذر ایزد گفتند که این جای را همیستگان خوانند و این روان‌ها تا تن پسین این‌جای ایستد و روان مردمانی هستند که ثواب و گناه آنان برابر بود.»168
3-1-8 داوری نهایی و گذشتن از آزمایش ابدی
در اوستا داوری ایزدی varagha “ورنگه” خوانده شده و در پهلوی “وَر” آمده است.169 داوری نهایی و عمومی پس از “رستاخیز” و “تن پسین” صورت می‌گیرد. بدین شرح که سرانجام در پایان دوران “نه‌هزار ساله گیتی” آخرین موعود زرتشتی که “سوشیانت” نام دارد ظهور کرده، رستاخیز به پا می‌کند. در این رستاخیز ارواح مردگان به بدن‌هایشان که دوباره شکل گرفته بر‌می‌گردند و همگی در یک جلسه قضاوت عمومی در محضر عدل اورمزدی حاضر می‌شوند. این‌بار، گناه‌کارن و نیکوکاران، با تن و جسم خود وارد دوزخ و بهشت می‌شوند. این عذاب جسمانی فقط سه روز طول می‌کشد ولی چنان سخت است که به نظر گناه‌کاران هزار سال جلوه می‌کند. پس از پایان سه روز سیلی سوزان از فلزات گداخته جاری خواهد شد و پارسایان وگناه‌کاران هر دو از این سیل می‌گذرند. عبور از سیل فلذات برای گناه‌کاران بسیار عذاب‌آور است، در حالی که برای نیکوکاران این سیل “آزمایش ابدی” خوانده می‌شود که اصطلاحا “ور ایزدی” نیز گفته می‌شود و گناه‌کاران ضمن عبور از آن از گناهان خویش پاک شده و از آن به بعد، دیگر درست‌کرداران و گناه‌کاران از یکدیگر متمایز نیستند، بلکه همه با هم برابرند. تنها یک تفاوت هست و آن این‌که شادی پارسایان اصلی به مراتب زیادتر از شادی گناه‌کاران است که به سبب مجازات و عقوبت پاک شده‌اند.170
پس از آزمایش ایزدی، اورمزد به کمک روان‌های نیکان و موجودات اهورایی که اعمال رستاخیز را انجام می‌دهند، اهریمن را در نبرد نهایی شکست داده، نابود می‌کنند. با از بین رفتن اهریمن و ابزارهایش، جهان خلقت اهورایی، پاک بر جای می‌ماند. آنگاه “فرشگرد” صورت می‌گیرد.
قبل از آنکه حمله نهایی صورت پذیرد، آزمون نهایی و داوری نهایی باید صورت بگیرد. رودی عظیم و پهناور از فلز مذاب جاری خواهد شد، تا همه جهان مادی و همه بشریت، چه آنها که هنوز زنده‌اند و چه انبوه بسیار وسیع درگذشتگان، از بهشت و دوزخ دوباره در دنیای مینوی جمع شوند و در این رود پهناور فلز مذاب غسل پاک داده شوند. «پس آریامن، ایزد فلز، کوه‌ها و دره‌ها را به آتش بگدازد، و بر زمین رودگونه بایستد. سپس، همه مردم را در آن فلز گداخته بگذرانند و پاک کنند. او را که پرهیزکار است. آن‌چنان در نظر آید که در شیر گرم همی‌رود. اگر دروند است، آن‌گاه او را، به‌همان آیین، در نظر آید که در فلز گداخته همی‌رود. پس بدان عشق بزرگ، همه مردم به‌هم رسند، پدر و پسر و برادر و همه دوستان.»171 زرتشت گوید: «تو با “آذر” فروزان وآهن گدازان، هر دو گروه را خواهی آزمود و پاداش و پادافره خواهی داد و نشانی از این فرمان در زندگی خواهی گذاشت که: رنج و زیان دروند را و شادمانی و سود اشون راست.»172 مری بویس در این‌باره می‌گوید: هنگامی که آفرینش خداوند به پایان رسید، تمام مردم در داوری نهایی خداوند حضور خواهند یافت. در این وقت، زمان‌ها به سر خواهد آمد. سال و روز و ماه دیگر نخواهد آمد. نیکوکارانی که از داوری آخرین خداوند رهایی پیدا کردند به زمان بزرگ خواهند پیوست و زمان به نیکوان پیوند خواهد یافت. سرانجام سیل فلز به دوزخ، آن کثافت و پلیدی موجود در زمین، خواهد رسید و با

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع ارداویراف، مینوی خرد، پادافره سه شبه، فارسی میانه Next Entries منبع مقاله با موضوع آخرالزمان، جهان مادی، متون پهلوی، پاداش و کیفر