منبع مقاله با موضوع اتباع ایران، آداب و رسوم، حافظ شیرازی، مجالس مذهبی

دانلود پایان نامه ارشد

نیز در اثبات‌ اختیار دارد:
اختیاری‌ هست‌ ما را در جهان‌
اختیار خود ببین‌ جبری‌ مشوره‌
این‌ که‌ فردا این‌ کنم‌ یا آن‌ کنم

حس‌ را منکر نتانی‌ شد عیان‌
رها کردی‌ به‌ ره‌ آ، کج‌ مرو
‌این‌ دلیل‌ اختیارست‌ ای‌ صنم
(مولوی؛287:1374)‌

در اینجا به‌ نکته‌ دیگری‌ در باب‌ مذهب‌ مولوی‌ باید توجه‌ داشت‌ و آن‌ این‌ که‌،مولوی‌ همانند بیشتر صوفیان‌، حساسیت‌ مذهبی‌ و دینی‌ اندکی‌ دارد، چندان‌ که‌ دربیان‌ این‌ گرایش‌ خود و حتی‌ اظهار تعصب‌ِ مخالفان‌، واکنشی‌ نشان‌ نداده‌ است.‌
اما برخلاف‌ وی‌، نواده‌اش‌ عارف‌ چلبی‌ که‌ معاصر سلطان‌ محمدخدابنده‌ بود، وقتی‌ شنید که‌ سلطان‌ خدابنده‌ به‌ مذهب‌ تشیع‌ درآمده‌، ازقونیه‌ به‌ سلطانیه‌ آمد تا سلطان‌ را به‌ مذهب‌ سنت‌ بازگرداند؛ اما زمانی‌ به‌ سلطانیه ‌رسید که‌ سلطان‌ درگذشته‌ بود.

2-2-4-4. نجم‌الدین‌ رازی‌ معروف‌ به‌ دایه‌
وی‌ یکی‌ از رهبران‌ مهم‌ صوفیه‌ و نثرنویس‌ پخته‌ این‌ روزگار است‌. او شاگرد نجم‌الدین‌ کبری‌ است‌ که‌ در حمله‌ مغولان‌ به‌ خوارزم‌ درمیدان‌ جنگ‌ کشته‌ شد. مهم‌ترین‌ اثر وی‌، کتاب‌ بسیار معروف‌ مرصاد العباد است‌ که‌مبانی‌ تصوف‌ را به‌ زبانی‌ ساده‌ و در عین‌ حال‌، با استناد به‌ متون‌ گذشته‌ عرفا و صوفیه‌و نیز استناد به‌ آیات‌ و احادیث‌، عرضه‌ کرده‌ است‌. کتاب‌ مرصاد العباد، همیشه‌ یکی‌از متون‌ مهم‌ در زبان‌ فارسی‌ و در ادبیات‌ صوفیانه‌ به‌ شمار آمده‌ است‌. وی‌ در مقدمه‌،ضرورت‌ تألیف‌ کتابی‌ را در این‌ باب‌ به‌ زبان‌ پارسی‌ آورده‌ و نوشته‌ است‌ که‌ البته‌کتاب‌های‌ مفصل‌ و مختصر در این‌ باره‌ فراوان‌ است‌ ولیکن‌ بیشتر به‌ زبان‌ تازی‌است‌ و پارسی‌ زبانان‌ را از آن‌ زیادت‌ فایده‌ای‌ نیست‌. پس‌ از آن‌، به‌ حمله‌ مغول‌وگریز خود اشاره‌ کرده‌ است‌. از آنجا که‌ این‌ قسمت‌ از متن‌، به‌ عنوان‌ یک‌ گزارش‌مستند دست‌ اول‌، برخی‌ رویدادهای‌ سال‌ های‌ نخست‌ حملات‌ مغول‌ را بازگومی‌کند.در تاریخ‌ شهور سنه‌ سبع‌ و عشر و ستمائه‌، لشکر مخذول‌ کفّار تاتار استیلایافت‌ برآن‌ دیار، و آن‌ فتنه‌ و فساد و قتل‌ و اسر و هدم‌ و حر که‌ از آن‌ ملاعین‌ ظاهرگشت‌، در هیچ‌ عصر و دیار کفر و اسلام‌ کس‌ نشان‌ نداده‌ است‌ و در هیچ‌ تاریخ‌نیامده است.‌شاعران‌ و نثر نویسان‌ فراوانی‌ در این‌ دوره‌ می‌زیسته‌اند که‌ با وجود مقام‌ ارجمندی‌که‌ دارند، در این‌ مختصر مجال‌ سخن‌ گفتن‌ از آنان‌ نیست. (غنی؛بی تا:167)‌

2-2-5. یاسای (قوانین) چنگیز
وقتی که مغولان به ایران حمله کردند، اقوامی بیابانگرد و وحشی بودند، ولی با این حال چنگیز یک سری مقررات و قوانین را وضع کرده بود و بعد از او در بین جانشینان و سرداران او موسوم بود و وجود داشت.یاسای چنگیزی که اساسا تحت تاثیر عقاید مغولی قرار داشت و چنگیز نیز احکامی بر آن افزود. یاسای چنگیزی مجموعه ای از احکام درباره ی کیفیت نظام کشوری و لشکری، قوانین لشکرکشی و فتح بلاد، و تشکیل شوراها و انواع پاداش ها و مجازات ها و شرایط هریک و آداب زندگانی و قوانین مربوط به آن و قواعد شکار جزء آن بود.یاسای چنگیزی مدت ها اساس انتظامات کشوری و لشکری در ممالک تابع مغولان و از آن جمله ایران بود.به همین جهت تاثیراتی در امور اجتماعی این کشور داشته و تمام اصلاحات آن مدت ها در آثارنویسندگان و مؤلفان ایران بکار رفته است. (رازی؛306:1376)
غلبه مغولان بر ایران یک سری آداب و رسوم و قوانین آنان را بر ایران تحمیل کرد و درواقع مردم مجبور بودند که از این قوانین پیروی کرده،به عنوان مثال نفوذ لغت های ترکی و مغولی را در زبان فارسی داریم. (ایلغار = حمله).و از طرف دیگ نوع باج گزاری و مالیات دادن که باید چنگیزی انجام می گرفت.(همان:324)
2-2-6. لایه های اجتماعی در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم
در طول حکومت مغول در ایران پیوسته دو تلاش متقابل را از جانب حکومت و مردم مشاهده میکنیم. از یک سو تلاش حکومت به منظور تحکیم قدرت و قبولاندن آن به اتباع ایرانی و از سوی دیگر تلاش مردم در جهت تجدید حیات ملی و فرهنگی خویش.جامعه ی ایرانی طبعا نمی توانست با این عناصر ناهمرنگ با زندگی ایلی و شبانی سازگار باشد و ناچار می بایست واکنش نشان میداد.(بیانی؛1371: 117)
با توجه به نوع طبقه بندی های اجتماعی ایران در دوره ی مغول و مقایسه ی آن با دوره های پیش از آن، میتوان نتیجه گرفت که هجوم مغولان به ایران زمین موجب به وجود آمدن تغییرات عمده و اساسی در اجتماع این سرزمین گردید. مغولان با توجه به روحیات قبیله ای و نیمه وحشی خود که کمتر نشانی از تمدن داشتند، در سرزمین های مفتوحه دگرگونی هایی ایجاد نمودند که باعث گردید این جوامع با گذشته ی خود از لحاظ اجتماعی، گسستی جدی پیدا کنند.(آقایی؛234:1380)
می توان گفت که مغولان بیش از آنکه توانستند برج و باروها و نظام شهری جامعه ی ما را به هم بریزند، شالوده های فکری ما را زیرو رو کردند. به صورتی که از سویی شاهد هستیم که تشکل هایی چون فتیان تا حدودی عیاران قویا بر مرام نامه های اخلاقی خود پافشاری می کنند واز سویی دیگر رواج ناهنجاری های اخلاقی را در قالب گروه های کثیر فاحشه ها، روسپی ها، دزدان و گدایان در جامعه مشاهده می کنیم. همچنین رواج تصوف و زهدگرایی در شکل افراطی آن و از سویی دیگر رواج بی بند و باری های اخلاقی در جامعه ی ایران آن زمان بیانگر این عدم تعادل اجتماعی-فرهنگی است. (همان:278)
نظر به اینکه مغولان در پی ترویج مذهبی خاص نبوده اند و اصلا جهانگیری ایشان بر پایه ی ایدئولوژکی محکمی بنا نشده بود، اندیشه ی اسلامی از لحاظ جغرافیایی و بعد فیزیکی بسیار رشد کرد. در ایران عصر مغول بیشترین نمود مذهب در بین عامه، در مجالس تذکیر و وعظ علما بود. که در این میان زنان همیشه پای ثابت اینگونه مجالس بوده اند. به گونه ای که مثلا در شیراز در روزهای دوشنبه و پنج شنبه و جمعه در حدود هزار و حتی دو هزار تن از زنان در فصول گرم سال برای مجالس مذهبی جمع می شدند. ( همان، 298)
همچنین نوع پوشش مردمان و به خصوص زنان جامعه ی ایرانی آن زمان، بیانگر میزان نفوذ مذهب در بین طبقات مردم بود. به گونه ای که با وجود اینکه از سوی دولت قانون خاصی در خصوص حجاب زنان وجود نداشت، اما این مسئله همچنان از سوی مردم رعایت می شده است. حتی مارکو پولو ذکر کرده است که زنان مسیحی بغداد هم رعایت پوشش می کرده اند. (راوندی؛267:1386)
میتوان گفت روحانیون در ایران عصر مغول، در هیچ یک از ادوار ایران اسلامی تا آن زمان چنین منزلتی نیافته بودند. اما با این حال در کل تاریخ این دوران، مذهب در بستری از تزویر و ریا و تظاهر قرار داشت.در واقع یکی از مهم ترین سازمان های دینی-اجتماعی این عهد احتساب بود که دلیل اهمیت یافتن بسیار زیاد آن،رخنه ی سنت های مغولی در جامعه ی ایرانی از یک سو و لجام گسیختگی جامعه به علت جنگ ها و پریشانی خانواده ها و رکود دین ازسوی دیگر بود.زنان از محدودیت های سابق درآمدند؛میخانه ها و روسپی خانه ها در هر کوی و برزن برپا شد؛ جامعه از حالت و قالب اسلامی خود خارج شد و مردم در مکان های عمومی به خوردن و نوشیدن شراب می پرداختند.مسئله ی فحشا در جامعه ی ایرانی پیش از مغول به صورت عام و آشکار رایج نبود. اما از دوره ی مغول به بعد این امر جنبه ی عمومی پیدا کرد و در جامعه ی مسلمان ایران نهادینه شد. ( میرجعفری؛ 1389: 191-192)
البته قوم مغول تا قبل از فتوحات چنگیز مردمی عفیف بوده اند. در نزد مغول، دختران در خانواده و جامعه ی خود اهمیت و منزلتی بسیار داشته اند و ما به موردی بر نمی خوریم که مغول از داشتن دختر ناراضی بوده باشد یا بین فرزندان پسر و دختر خود تفاوتی قائل شده باشد. نمونه ی این برابری جنسی، اهمیت بسیار زیادی بود که مغول برای جایگاه مادر قائل بود که احترام او بر فقیر و غنی و شاه و گدا واجب بود. (بیانی؛ 1352: 53)
اما چه چیز مسئله ی فحشا را در ایران مسلمان تا این اندازه نهادینه کرد؟ می توان چنان نتیجه گرفت که مسئله ی فحشا ارمغانی بود که قوم مغلوب به قوم غالب هدیه کرد. سپس با فقر و بدبختی مردم در نتیجه ی جنگ ها و اشغال نظامی ، به شدت و رونق آن افزوده شد و به صورت یک خطر اجتماعی بزرگ و غیر قابل علاج در جامعه ی ایرانی عصر مغول تبدیل گردیده استچنانچه مشهود است زنای محصنه میان مردان و زنان مغول به ندرت روی داده است و مستوجب مجازات مرگ برای طرفین بوده است. (صفا، 1382، 393)
اما پس از هجوم مغول به جوامع اطراف، جوامع فاسد در آنها تاثیر گذاشته و اخلاق فاسد را به ارث بردند.و دومین علت، فزونی گرفتن تعداد کنیزان و دخترانی که به عنوان اسیر راهی بازارها میشدند بود که در روسپی خانه ها و خرابات به کار گرفته می شدند و سومین عامل گسترش بی بندو باری های اجتماعی زمان مغول را باید در نبود و یا لااقل سست بودن قوانین و ضوابط اجتماعی آن زمان تا زمان غازان جست و جو کرد که به گسترش فحشا کمک می کرد. (میرجعفری؛ 1389: 192)
فحشا در منطقه ی بلاد روم ( آسیای صغیر) بیش از هرجای دیگری رواج داشت، بدین ترتیب و با وجود این لجام گسیختگی اجتماعی، سختگیری ها و منع از منکرات از جانب روحانیون در نیمه ی دوم حکومت ایلخانی ضروری می نمود تا بار دیگر مقررات اسلامی برقرار گردد. (بیانی؛ 1371 : 554)
در این دوران محتسب ها کوی به کوی و منزل به منزل سرکشی می کردند تا نقشی از نقوش کفرآمیز بر دیواری برجای نماند و صدای آواز و نوای موسیقی شنیده نشود.
این روش را در اشعار شعرای آن زمان می بینیم.
و در اواخر قرن هشتم حافظ شیرازی با ظرافت تمام این موضوع را در شعر خود منعکس کرده است:
اگرچه باده فرح بخش و باد گل بیزاست

به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
(حافظ؛239:1378)

این روحیه ی ناپسند افراط در بسیاری از موارد بوسیله ی جریان های غالب اجتماعی تقویت هم می شد. مثلا در برخی شهرهای خراسان مردم را به زور تازیانه و اجبار و جریمه ی مالی به نماز می کشاندند. در خوارزم هرکسی را که بر صفوف نماز جماعت حاضر نمی شد تازیانه می زدند.چنانچه حافظ به خوبی این مسئله را در شعر خود به نظم کشیده است:(بیانی؛1371: 565)
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
می ده که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ

پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
مگر ز مستی زهد و ریا به هوش آمد
(حافظ؛352:1378)
تا پیش از مغول، صوفیان به اندازه ی کافی در تمام لایه های اجتماعی ایران نفوذ کرده بودند، هم از لحاظ معنوی و مادی و هم از لحاظ کثرت مریدان با سلاطین،کوس برابری می زدند و این قشر در زمان مغول به خاطر ترس باطنی مغولان از آنان، نه تنها لایه های اجتماعی بلکه دربار را هم زیر سلطه ی خود درآورده بودند. ولی در واقع این آفت ریا و تظاهر به جان تصوف هم افتاده بود و شاعرانی چون سیف فرغانی، اوحدی، حافظ، سعدی، مولانا و… به شدیدترین صورت بر این متظاهران تاخته اند.(مرتضوی؛241:1374)
اوحدی اینگونه آنها را به خاطر تخفیف چهره ی واقعی تصوف نکوهش می کند:
آن نماز،دراز کردن تو
وز حرام احتزاز کردن تو
روز بر سفره نان نخوردن سیر
پیش بیگانه شب نخفتن دیر
پیر سالوس را بپرسیدم
گفت من بارها خدا را دیدم
آتشم درفتاد ازآن نادان
گفتم: ای دل!تو نیک تروادان
اینکه پیغمبرت باریدید
وانکه موسی نور و ناری دید
شیخکی روز و شب چو خر بچرا
از دومرسلزیادست چرا؟ (اصفهانی؛1375: 613(

تصوف در همه ی وجوه و شئون زندگی اجتماعی راه یافته و شدت علاقه و هجوم بیش از پیش مردم به خانقاه‌ها و وجود خیل مریدان، شکاف بین روحانیت متشرع و تصوت را به حد نهایت رسانیده بود. خانقاه به طور کامل در برابر مدرسه قد علم کرد و تضاد بین تشرع و تصوف در هیچ عهدی تا به این اندازه نبوده

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع جلال‌الدین، تذکره الاولیاء، تذکره الاولیا، ماوراءالنهر Next Entries منبع مقاله با موضوع نمایشنامه، تاریخ ادبی، تاریخ ادبیات، ادبیات عرب