منبع مقاله با موضوع آموزش و پرورش، عملکرد کارکنان، رفتار کارکنان، وحدت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

کنترل، حسابداري، امور مالي، کارگزيني و غيره. ويژگي بارز اين مهارت اين است که به بالاترين درجه شايستگي و خبرگي در آن مي‌توان دست يافت(علاقه بند، 1375 :183).
2. مهارت انساني31
منظور دارا بودن توانايي و قدرت کار کردن با مردم، در انجام کار به وسيله‌ي آنان است. در اين نوع از مهارت، مديران قادرند، انگيزه‌هاي کارکنان را دريابند و از محرک‌ها و نيازهاي آنان در رهبري مؤثر بهره گيرند(علاقه بند، 1382، :153).
مهارت انساني به آساني قابل حصول نيست و روش‌هاي مشخصي ندارد اما امروزه روان‌شناسي را فراهم مي‌نمايند(علاقه بند، 1374 :185ـ 184).
3. مهارت ادراکي32
يعني توانايي درک پيچيدگي‌هاي کل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشکيل‌دهنده کار و فعاليت سازماني به صورت يک کل واحد در سيستم. به عبارت ديگر، توانايي درک و تشخيص اينکه کارکردهاي گوناگون سازمان به يکديگر وابسته هستند و تغيير در هر يک از بخش‌ها، الزاما بخش‌هاي ديگر را تحت تأثير قرار مي‌دهد(علاقه بند، 1374 :186). مديران واجد اين مهارت قادرند به دريافت اطلاعات و تحليل مسايل سازمان پرداخته و با توجه به اهداف سازمان به تهيه طرح‌ها و ارائه راه‌حل‌ها بپردازند(علاقه بند، 1378 :154).
2ـ4ـ7 کارکردهاي مديريت آموزشي
فراگرد مديريت را غالبا به کارکردها يا وظايف مديريت تفکيک و تجزيه مي‌کنند. منظور از کارکرد، فعاليتي مهم و اساسي است که در نيل به هدف، ضرورت دارد(علاقه بند،1375 :15) هنري فايول، اولين کسي که وظايف مديريت را تقسيم کرده، معتقد است وظايف اساسي مديريت عبارتند از:
  برنامه‌ريزي33: يعني تعيين هدف، يافتن و ساختن راه‌ها و وسايلي که رسيدن به هدف را امکان‌پذير مي‌سازد و همچنين پيش‌بيني کارهايي که بايد در آينده انجام گيرد(قرايي مقدم،1375: 49).
سازمان‌دهي34:يعني ترکيب و تخصيص افراد، منابع و امکانات ميان افراد و واحدهاي مختلف سازمان و همچنين هماهنگي بين آنها به منظور رسيدن به اهداف سازمان(قرايي مقدم، 1375 :49).
   فرماندهي35: يعني هدايت و جهت‌دهي افراد در انجام دادن کارها(علاقه بند، 1374 :18).
   هماهنگي36: يعني به هم پيوستن و وحدت بخشيدن همه امکانات و منابع مادي و انساني و همچنين فعاليت‌ها، که براي رسيدن به هدف سازمان ضرورت دارد(قرايي مقدم، 1375 :49).
  کنترل کردن37: يعني رسيدگي به اينکه آيا کليه برنامه‌ها و عمليات انجام شده طبق مقررات و دستورات صورت مي‌گيرند يا خير(قرايي مقدم، 1375 :50).
در زير به شرح هر کدام مي پردازيم:(سيد عباس زاده، 1380 :58).
برنامه ريزي:
در جريان برنامه ريزي، نه تنها کار يا فعاليت مورد نظر و انجام دهنده يا انجام دهندگان آن، بلکه زمان و چگونگي انجام آن چه وضعيت مطلوبي(هدف) حاصل خواهد آمد.
تنظيم و ترسيم دقيق چگونگي رسيدن به وضعيت مطلوب از وضعيت موجود، شامل در نظر گرفتن عوامل ديگري نيز مي شود، نظير:
1ـ پيش بيني دقيق ابزار، وسايل، مواد و منابع انساني لازم
2ـ هدايت صحيح منابع انساني درگير در موضوع
3ـ چگونگي نظارت و کنترل بر جريان کار
4ـ برقراري مسير آزاد براي جريان بازخورد
5ـ پيش بيني هزينه هاي اجرايي(سيد عباس زاده، 1380 :59).
برنامه ريزي در آموزش و پرورش عمدتاً به اشکال برنامه ريزي آموزشي و درسي است که اولي از درون سيستم يا نظام آموزشي متوجه بيرون آن(محيط) و دومي از بيرون متوجه درون نظام آموزشي است.

برنامه ريزي آموزشي برنامه ريزي درسي برنامه ريزي آموزشي

برنامه ريزي درسي برنامه ريزي درسي
برنامه ريزي آموزشي
شکل2ـ4رابطه ي برنامه ريزي آموزشي و درسي با نظام آموزشي(منبع: سيد عباس زاده، (1380)
سازماندهي:
سازماندهي شامل موارد زير مي شود:
1ـ تقسيم کار
2ـ تنظيم، ترتيب و توالي امور
3ـ تعيين و انتصاب کارکنان به مشاغل متناسب
آنچه در سازماندهي حائز اهميت زيادي است عبارت از ملحوظ داشتن مجموعه ي عوامل مربوط نظير: اهداف سازماني، کارکنان از نظر مشخصات تخصصي و تجربي، پراکندگي جغرافيايي سازماني و منابع مادي است. همه ي عوامل مدکور بايد به صورتي در سازماندهي در صدد بيان اين نکته هستند که عوامل متعددي در سازماندهي دخيل بوده و مي تواند آن را به حالت هاي مختلفي در آورد که در عين حال تعيين اثربخشي آنها به سادگي ميسر نيست، بنابراين بايد به عامل«منطقي» يا «معقول» بودن اقدامات توجه نمود. شايد بتوان عبارت کلي ولي ساده زير را به عنوان هسته مفهوم سازماندهي در نظر گرفت:
تقسيم کارها به اجزاي مناسب و واگذاري آنها به افراد مناسب در قالب تشکيلات سازماني مناسب به نحوي که اهداف سازمان با بيشترين اثربخشي حاصل آيد.
رهبري:
رهبري مفهوم وسيع و پيچيده اي است که نويسندگان مختلف تعاريف متعددي از آن ارائه داده اند. با اين همه، اکثر تعاريف ارائه شده شامل «عمل تأثير گذاري و نفوذ در رفتار ديگران توسط رهبر» مي باشد. بر اين اساس رهبر کسي است که بر افراد نفوذ داشته و توسط آنان مقاصد مشترکي را دنبال مي کند.
رهبري علاوه بر مفهوم فوق، متضمن کارکردهاي ديگري نظير هدايت و انگيزش مي باشد که با توجه به اهميت آنها بعضي از نويسندگان آنها را به عنوان کارکردهاي جداگانه مطرح کرده اند. ولي منظور از رهبري در مؤسسات آموزشي به گور کلي عبارت از مجموعه اقداماتي است که توسط مدير براي هدايت رفتار کارکنان از طريق نفوذ در آنان در جهت ارضاي نيازهاي فردي و سازماني انجام مي گيرد که عموماً با تأکيد بر روابط شخصي مدير با کارکنان انجام مي پذيرد.
رهبري شامل موارد زير مي باشد:
1ـ شناخت کارکنان به عنوان انسان
2ـ شناخت کارکنان به عنوان انسانهاي منحصر به فرد همراه با ويژگي هاي مخصوص به خود
3ـ برقراري رابطه ي شخصي و عاطفي با کارکنان همراه با اعتماد و اطمينان متقابل
4ـ سعي در برآوردن نيازهاي سازمان و نيازهاي فردي کارکنان
5ـ برخورداري از خصوصيات لازم براي رهبري
همچنان که از موارد فوق پيداست، رهبري يک مفهوم شخصي است در حالي که مديريت يک مفهوم سازماني است، يعني رهبري با تکيه بر روابط شخصي و عاطفي خود با کارکنان، که از شناخت دقيق وي از آنها نشأت مي گيرد و نيز با توجه ويژه به نيازهاي کارکنان، اهداف سازماني را از طريق ارضاي نيازهاي آنها دنبال مي کند. البته نيازهاي افراد مي تواند دربرگيرنده ي نيازهاي سازمان نيز باشد. به عبارت ديگر اين موضوع در شکل عالي خود مي تواند چنين باشد که کارکنان اهداف سازمان را جزء اهداف خود تلقي کرده و بين نيازهاي آنان و سازمان وحدت وجود داشته باشد، از اين جهت توجه به ارضاي نيلزهاي فردي همان توجه به نيازهاي سازماني خواهد بود.

کنترل
کنترل که بعضي از نويسندگان به عنوان «نظارت» از آن ياد مي کنند عبارت است از مطابقت مراحل مختلف عمليات با اهداف از پيش تعيين شده و حصول اطمينان از پيشرفت مطلوب امور مي باشد.
کنترل به تعريف فوق شامل دو بعد مي باشد:
ـ کنترل کارکنان
ـ کنترل عمليات
کنترل کارکنان مستلزم وجود يک ساختار سازماني منظمي است که چرخش امور توسط کارکنان را امکان پذير کرده و تنگناهاي مربوط به حداقل برسد و کنترل عمليات مستلزم بررسي آگاهانه کميت و کيفيت عملکرد کارکنان مي باشد، بدين ترتيب کنترل شامل موارد زير مي باشد:
1ـ اندازه گيري
2ـ تعيين معيارها
3ـ ارزشيابي
4ـ روش ها، رويدادها و سستم هاي کنترل
اعمال کنترل در سازمان عموماً از طريق ساختار سازماني، خط مشي ها، اهداف، مقاصد، بودجه و نيز قواعد و مقررات انجام مي گيرد، هيچ يک از سازوکارهاي فوق به تنهايي نمي تواند موجب کنترل اثربخش در سازمان گردد.
بنابراين کنترل اثربخش غالباً در گرو استفاده ترکيبي از آنها مي باشد.
نکته مهم عبارت از اين است که هر چه کنترل به صورت سيستمي و در قالب سازمان به پيش برده شود، نسبت به کنترلي که از جانب مدير اعمال مي شود، توفيق بيشتري خواهد داشت.
در پايان بحث فراگرد مديريت، مختصري در مورد هماهنگي که حتي به نظر برخي از متفکران مديريت يکي از کارکردهاي مستقل فراگرد مديريت مي باشد، توضيح داده شود. هماهنگي يعني همسو و هم جهت کردن فعاليت هاي پراکنده ي سازمان در جهت اهداف از پيش تعيين شده. در هر سازماني فعاليت هاي زيادي صورت مي گيرد که ظاهراً ارتباط و يا وجه اشتراک زيادي با همديگر ندارند. با وجود اين همه آنها براي برآوردن اهداف سازمان ضرورت دارند، به شرايطي که اين فعاليت هاي پراکنده نه تنها مانع يکديگر نباشند بلکه همديگر را تسهيل کنند و لازمه اين امر، تلاش آگاهانه به منطور برقراري همسويي يعني هماهنگي در بين آنهاست(علاقه بند،1374 :74).
2ـ4ـ8 ويژگي‌هاي مدير آموزشي
مدير خوب، کسي است که با استفاده صحيح، منطقي و عقلايي از منابع مادي و انساني، سازمان را براي رسيدن به هدف خود که برآورنده يکي از نيازهاي جامعه است، رهبري و هدايت کند. پس مديران آموزش و پرورش علاوه بر آگاهي کامل از علم مديريت، اصول و تئوري‌هاي آن بايد شرايط و ويژگي‌هايي را دارا باشند که برخي از مهمترين آنها عبارتند از:
·        در زمينه‌ي مديريت، داراي مهارت‌هاي فني، انساني و ادراکي باشد
·        به کار خود به عنوان مدير آموزشي، نگرشي آگاهانه و علمي داشته باشد
·        کليات روش‌ها و فنون تدريس را به خوبي بداند
·        از سلامت جسماني، رواني و شخصيتي کامل برخوردار باشد(قرايي مقدم، 1375 :50).
نظام آموزشي کشور خود را به خوبي بشناسد و از سوابق و تحولات تاريخي آن آگاه باشد
·        از فلسفه، ارزش‌ها، هدف‌ها و مقاصد کلي آموزشي مطلع باشد
·        با انديشه‌ها و نظريه‌هاي مديريت و رهبري آشنا باشد و به اقتضاي محيط کار خود، آنها را به‌کار بندد
·        بر مسئوليت‌ها و وظايف چندبعدي آموزشي، ارشادي، فرهنگي و اجتماعي خود واقف باشد
·        سابقه آموزشي و معلمي حداقل پنج سال داشته باشد
·        در زمينه‌ي علوم تربيتي و روان‌شناسي دانش کافي داشته و بتواند معلمان را راهنمايي نمايد
·        روابط و مناسبات متقابل ميان مدرسه، خانواده و جامعه را درک کرده و در انجام وظايف محوله آنها را ناديده نگيرد(قرايي مقدم، 1375 :144ـ 143).
2ـ5 ارزشيابي 360 درجه
2ـ5ـ1 ويژگي هاي ارزشيابي(بازخور) مؤثر
براي مؤثر بودن بازخورهايي که به افراد و به خصوص به رهبران ارائه مي گردد، بايد از رعايت چهارده معيار اساسي زير اطمينان حاصل نمود:
1. ويژه ي فردي خاص باشد.
2. واضح و بدون ابهام باشد، به گونه اي سازماندهي شود که تنها بتوان يک برداشت از آن کرد.
3. داراي جمله بندي دقيق باشد.
4. خوب ارائه شود.
5. هنگام ارائه بايستي اين فرصت را به افراد دريافت کننده داد تا درباره ي هر ابهامي سؤال کنند.
6. بر رفتارهاي قابل تغيير تمرکز کند. دريافت کننده نتايج بازخور، نمي تواند رفتارهاي غير قابل تغير را بهينه سازي کند.
7. هدف گرا باشد. اطلاعات موجود در بازخور، مي بايستي بر اهداف متمرکز باشد و دريافت کننده آنها را با علاقه به کار گيرد.
8. به روز باشد. بازخور بايد بر رفتارهاي کنوني و اخير دريافت کننده اطلاعات، متمرکز باشد.
9. مثبت و تقويت کننده باشد. نقاط قوت دريافت کننده ي نتايج بازخور، مي بايستي قاطع روشن و شفاف باشد.
10. حساس باشد. بازخور مي بايستي نسبت به نيازها، قوه درک و ميزان تحمل دريافت کننده ي اطلاعات، حساس باشد.
11. تحميلي نباشد. همه ي افراد نسبت به اطلاعات دريافتي غير تحميلي، پذيرش بيشتري دارند.
12. توصيفي باشد. بازخوردهاي توصيفي معمولاً رجحان بيشتري در مقايسه با اطلاعات ارزيابي شده را دارند.
13. مورد تأييد باشد. بازخوردها بايستي تأييد شود. يعني اين اطلاعات بايد با ديدگاه ديگر افراد سازمان نيز باز بيني شده و مشخص شود که ديگران نيز ديدگاهي مشابه ديدگاه دريافت کننده ي اطلاعات دارند، يا خير. به بياني ديگر، بايد ميزان ضريب(هم ديدگاهي) مشخص شود.
14. ويژه باشد. اطلاعات ويژه بسيار مفيدتر از کلي گويي است. مسلماً جمله ي«هر موقع حرف مي زدم، تو حرف مرا قطع مي کني و در نتيجه عصباني و مشوش مي شوم»، خيلي بهتر از جمله ي «شخصيت تو،

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله با موضوع عملکرد کارکنان، بهبود عملکرد، بهبود مستمر، صاحب نظران Next Entries منبع مقاله با موضوع سلسله مراتب