منبع تحقیق درمورد 1974:، فارسي، (نيبرگ،، ريش?

دانلود پایان نامه ارشد

” + *Haiiar/n-a- از ريشه *Hai- “رفتن” (لوبوتسکي، 2009: 19، 113)؛ سانسکريت: udayani??ya- “پايان، اختتام” از ud-a?yana- که لفظا به معني “بسوي روز” و عملاً به معني “طلوع آفتاب” است (مونيرويليامز، 1960: 186)؛ اوستايي: uzayeirina- ؛ از uz.ayara- به معني “به سوي پايان روز” (رايشلت، 1911: 166)؛ فارسي ميانه: خوانش اوليه بهار (1345: 68): uzayrin است که نهايتاً آنرا در ترجمه خود (بهار ، 1378: 166) به Uze?rin تصحيح کرده است؛ Uze?rin (مکنزي، 1373: 150)؛ معادل عربي: عصر.
ترکيبات:
Uze?rin me?no?g “مينوي گاه عصر، ايزد گاه عصر”
ga?h i? Uze?rin “گاه عصر”.
§§§

W
wa?di?g [w?tyg]
(تنجيم: طبايع ستارگان)
* بادي: باد-سرشت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: در تنجيم، هر يک از کواکب را به يکي از عناصر چهارگانه که باد يا هوا را نيز شامل مي‌شود، منسوب مي‌کنند. بنابر بندهشن (5ب: 14)، آناهيد (زهره) آبي و تير (عطارد) بادي است؛ از اينرو، اضداد ايشان يعني ستاره سدويس و تيشتر نيز به ترتيب آبي و بادي هستند؛ چراکه طبع هر کوکبي با طبعِ رقيبش يکي است. در تنجيم سنتي نيز، زهره “آبي” و “سرد و تر”، و تير “بادي” و “گرم و خشک” است (بيروني، 1318: 42). (براي توضيحات بيشتر رک. c?ihrag)
ريشه شناسي: هند و ايراني آغازين: مرکب است از *HuaHata- “باد”، مشتق از ريش? *HuaH- “وزيدن” (لوبوتسکي، 2009: 124-125) + پسوند صفت ساز -*ika ؛ سانسکريت: va?tika- (مونيرويليامز، 1960: 935)، مشتق از v??ta- “باد” (مايرهوفر، 1996: 542) و مرتبط با va?yu- “ايزد باد، ايزد واي” (نيبرگ، 1974: 201) از ريش? va?- “وزيدن” (لوبوتسکي، 2009: 124)؛ اوستايي: va?ta- “باد” از ريشه va?- “وزيدن” (بارتولومه، 1904: 1406، 1408)؛ vayu-, vaya- “باد” (نيبرگ، 1974: 201)؛ Va?tahe “ايزد باد، نام روز بيست و دوم از هر ماه اوستايي”؛ فارسي ميانه: wa?di?g [w?tyg] “بادي، صفت ستاره تير” (بهار، 1345: 301)؛ wa?d [w?t’] “باد، دَم، روان؛ (گاهنما) روز بيست و دوم” (مکنزي، 1373: 151)؛ wa?d [w?t] “ايزد باد همکار امشاسپند خرداد. ايزد حامي آب. روز بيست و دوم هر ماه؛ باد” (بهار، 1345: 300)؛ va?t [w?t’; Ps. w?ty] “باد، روز 22م از ماه” (نيبرگ، 1974: 206)؛ Va?i “باد بعنوان نيرويي اساطيري در جهان” (نيبرگ، 1974: 201)؛ فارسي ميان? ترفاني و فارسي ميان? اشکاني: wa?d [w?d, w??d, w??] “باد، هوا، روان، نفس” (بويس، 1977: 89؛ دورکين-مايسترارنست، 2004: 334؛ نيبرگ، 1974: 201)؛ پازند: va?d? “باد” (نيبرگ، 1974: 206)؛ Vae? “واي نيک يا بد، باد بعنوان نيرويي اساطيري در جهان” (نيبرگ، 1974: 201)؛ فارسي نو: “بادي”، صفت نسبي مشتق از “باد”؛ انگليسي: wind, windy ؛ معادل عربي: ريح.
ترکيبات:
Ti?r wa?di?g go?we?nd “سيار? تير را بادي گويند”
wa?d ud wa?ra?n-karda?ra?n “ستارگان باد و باران ساز”.
§§§
waha?r [wh?l, (bh?l) | Av. va?har- | M, P wh?r | N baha?r]
(تقسيمات سال: فصول)
* بهار
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: (نک. sa?l)
ريشه شناسي: واژه پهلوي waha?r همريشه با واژه سانسکريت va?sara- “پديدار شدن در صبح، مربوط به صبح؛ روز؛ فصل، زمان، نوبت” و vasanta?- “درخشنده، فصل بهار” از ريش? سانسکريت vas- به معني “درخشيدن” [اوستايي: vah-] است که مجازاً، به معني “بيدار شدن در صبح” و “جوانه زدن و شکفتن” است. به همين دليل است که در فارسي نو واژ? “بهار” به معني “شکوفه، گل” نيز هست و در انگليسي نيز واژ? Spring به معني “فصل بهار” از ريشه spring “جوانه زدن، بالا آمدن، جهيدن” است. واژ? پهلوي pa?de?z “پاييز” در تقابل با واژ? پهلوي waha?r از ريش? اوستايي pat- با معني متضادِ “جهيدن، شکفتن” يعني “افتادن، سقوط کردن” (رايشلت، 1911: 237) ساخته شده است. در زبان انگليسي نيز واژ? Fall به معني “فصل پاييز” از ريش? fall به معني “افتادن” ساخته شده است. نامهاي دو فصل ديگر، يعني “تابستان” از ريش? اوستايي tap- “تفتيدن، داغ کردن، گرم کردن” (رايشلت، 1911: 231) و “زمستان” از واژ? اوستايي zim?- [سانسکريت: hima?- “سرما”] (لوبوتسکي، 2009: 48) نيز در تقابل با يکديگر ساخته شده‌اند: هند و ايراني آغازين: *uas-r- (لوبوتسکي، 2009: 122)؛ سانسکريت: مرتبط با vasanta?- “درخشنده، بهار” از ريش? vas- “درخشيدن” و “بالا آمدن، طلوع کردن” (مونيرويليامز، 1960: 930) و va?sara?- “قسمت، فصل؛ روز؛ مربوط به صبح” (مونيرويليامز، 1960: 948)؛ اوستايي: Va?har- (نيبرگ، 1974: 201)؛ فارسي ميانه: vaha?r [wh?l] “(فصل) بهار” (بهار، 1345: 297)؛ waha?r (مايرهوفر، 1996: 533)؛ vaha?r [wh?l] (نيبرگ، 1974: 201)؛ waha?r [wh?l, (bh?l)] (مکنزي، 1373: 15)؛ مترادف با واژ? پهلوي *afsa?la?n [?p?s?l?n’ | (N a?bsa?la?n)] “آبسالان، بهار” (مکنزي، 1373: 33)؛ فارسي ميانه ترفاني و اشکاني ترفاني: waha?r [wh?r] (بويس، 1977: 91؛ دورکين-مايسترارنست، 2004: 340؛ نيبرگ، 1974: 201؛ دوبلوا، 2006: 101)؛ فارسي نو: بهار، باهار؛ معادل انگليسي: Spring “بهار” از ريشه spring “جوانه زدن، بالا پريدن”؛ معادل عربي: ربيع.
§§§

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد کيوان، فارسي، بره، 1974: Next Entries پایان نامه ارشد با موضوع حوزه عمومی، عقلانیت ارتباط، عقلانیت ارتباطی، روش تحقیق