منبع تحقیق درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، فرهنگ جوانان، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

يوونتوس ايتاليا بوقوع پيوست به رواج داشتن خشونت در ورزش هاي مختلف بخصوص فوتبال اشاره مي کند.وي معتقد است که آينده فوتبال کشورها اگر در ارتباط با عامه مردم نباشد فوتبال نيست.فوتبال وقتي فوتبال است که تلاش واقعي که در زندگي مردم اتفاق مي افتد به نحوي در مسابقات منعکس شود.به همين خاطر وي به فکر ايجاد صحنه فعاليتي بدون خشونت در استاديوم هاي فوتبال مي افتد.هدف عمده صحنه بي خشونتي ،ايجاد آگاهي براي تماشاگران به نحوي است که خشونت در فوتبال دست به دست ادامه نيابد. از جمله نظريه هايي که در اين تحقيق در مباني نظري آن آورده شده مي توان به نظريه هاي همراهي هيجان با خشونت اشاره کرد.در اين نظريه محقق با مطالعه کردن ريشه هاي هيجان و خشونت سعي دارد شباهت هاي موجود بين اين دو عامل را در صورت وجود بيان کند. وي اين تفکيک را در مواردي ذکر مي کند:هيجان،دلپذير و خشونت مطرود است.هيجان شور و خشونت تخريب است.هيجان مطلوب و خشونت اصلاح پذير است.نظريه ديگري که در بخش مباني نظري آورده شده مي‌توان به نظريه خشونت زدايي براي اصلاح ورزشي اشاره کرد.وي عقيده دارد تا وقتي خشونت فوتبال وجهه تربيتي لازم را نيابد نه تنها اصلاحي صورت نمي گيرد بلکه همواره موانعي براي پيشرفت جامعه ورزشي ايران ظهور خواهد کرد .وي با فهرست کردن تفاوت هاي عمده اي که از نظر جامعه شناسي و روانشناسي اجتماعي بين خشونت در فوتبال وجود دارد سعي مي‌کند از آنها در چارچوب نظري خود بهره‌گيرد.هدف‌کلي در اين تحقيق بررسي خشونت در فوتبال است.تعيين انگيزه هاي فيزيکي،فرهنگي ،اقتصادي،اجتماعي خشونت در فوتبال ،تعيين ديگر علل بروز خشونت ،درجه همبستگي خشونت با متغيرهاي فرض شده و همچنين بررسي عوامل و پيامدهاي خشونت از ديگر اهداف اين تحقيق مي باشد.متغير هاي مستقل اين پژوهش شامل:حرفه اي شدن فوتبال،سن،تحصيلات،شغل،کم سوادي ،اختلاف خانوادگي ، باورهاي مذهبي،تأثير پذيري از وسايل ارتباط جمعي و خط دهي رسانه ها. از لحاظ روش شناسي گذشته از روش اسنادي و بررسي تحقيقات پيشين،روش ميداني با فنون مشاهده ،مصاحبه و تکميل پرسشنامه راهگشاي اين تحقيق بوده است.جامعه آماري اين تحقيق،جامعه تماشاگران استاديوم آزادي و تعدادي از بينندگان تلويزيوني فوتبال بوده اند.تعداد نمونه در اين تحقيق هزار نفر در نظر گرفته شده است که به روش تصادفي سيستماتيک انتخاب شده اند.در بخش توصيفي اين تحقيق محقق به نتايجي دست يافته از جمله:از نظر سني اندکي کمتر از 80% پاسخگويان تماشاگر زير 30 سال بوده اند.از نظر تحصيلي 24% در سطح ابتدايي و کمتر از ديپلم سواد داشته اند،46%ديپلم،1% فوق ديپلم و بقيه کارشناسي به بالاتر بوده اند.از نظر وضعيت شغلي 34% در مشغل خدمات،5% صنعت،1% کشاورزي و 17%بيکار بوده اند.وي در اين تحقيق به اين نتيجه رسيده که علل عمده ي خشونت در فوتبال عبارت اند از نقش روزنامه ها و نارسايهاي فرهنگي- اقتصادي- اجتماعي، کم ارزش پنداري تماشاگران نسبت به خود، نبودن تخليه ي هيجان هاي گروهي، بدرفتاري نيروهاي انتظامي، اختلافات خارج از ورزشگاه، هيجان خشونت زا ، بيکاري تماشاگران،مرد بودن جمعيت و باورهاي مذهبي تماشاگران.از جمله پيشنهادات اين تحقيق عضويت در انجمن بزرگ ورزشي خالي از خشونت-تکثير جزوه هاي مربوط به خشونت فوتبال و توزيع آن در اطراف محيط زندگي ،همسايگان و همکاران.
تحقيقات خارجي
جمعي از محققان دانشگاه ليستر از جمله جان ويليامز، اريک دانينگ، پاتريک مورفي و ايوان وادينگتون3(2000).، در تحقيقي با عنوان “ادراک هولوگانيسم فوتبال به عنوان يک پديده جهاني” در کشور انگلستان آشوب ها، درگيري ها و اغتشاشات مرتبط با فوتبال را بررسي کردند. آن ها در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند که اين معضل اجتماعي تحت تاثير عواملي چون عصياني گري جوانان، بيکاري، پرخاشگري مردان، خطاهاي بازي و داوري، مشروب خواري و دودستگي هاي اجتماعي است(دانينگ،2000). به تعبير اين پژوهشگران اوباشگري در فوتبال انگلستان پديده اي است که حداقل به دو دليل مي توان آن را داراي ريشه اي اجتماعي دانست.يکي آنکه برخلاف تصور عمومي،از آغاز پيدايش فوتبال به صورت امروزي آن در نيمه دوم قرن نوزدهم با آن همراه بوده و تنها شدت و ضعف داشته است.دليل دوم آن سماجت اوباشي است که حداقل امروزه خود را با همه وجودشان وقف آن مي کنند.به نظر آنها،وقتي دگرگوني هايي مانند نوسازي مناطق کارگرنشين،آرايش جديد ساکنان نقاط شهري،تمکن تدريجي و سازگاري طبقات کارگر با ارزش هاي حاکم،سبب شد سنت نزاع هاي خياباني طبقات کارگر به تدريج رو به زوال نهد و تعداد اندکي از اين افراد کماکان به سنت گذشته گرايش داشتند و عمدتاً مردان لات طبقه کارگر را شامل مي شد،براي عمل به سنت مذکور رو به سوي ورزش آورند.در واقع،افزايش اوباشگري در فوتبال را مي‌توان تا حد زيادي به عنوان نوعي انتقال خشونت از عرصه اجتماعي به حيطه ورزش تبيين کرد(دانينگ و ديگران،1993 :58-57)دانينگ و همکارانش تأييد کردند که خصيصه رايج در جوامع طبقه کارگر انگلستان وجود تقسيم بندي هاي منظم بر مبناي تمايز بالايي از گروه هاي سني و جنسيتي است که با مرزبندي هاي معين و نيرومندي مشخص شده بود.افزون بر اين مکانيسم هاي اجتماعي ديگري اين روند را تقويت مي کند:آزادي نسبي کودکان و نوجوانان طبقه کارگر و اين واقعيت که بخش عمده اي از جامعه پذيري آنان در خيابان ها صورت مي گيرد و تمايل به تمايز جنسيتي و سلطه مردان در خانواده ها و جامعه.
گوليانوتي4 تحقيق در سال 1999 در مورد تماشاگران فوتبال در اسکاتلند انجام داده است.تحقيقات وي کمتر مبناي تئوريک دارند و اساساً مبتني بر مطالعات تفصيلي است.بخش عمده اي از کار وي در چارچوب قوم نگاري سنتي قرار دارد.وي در تحقيقات خويش تأکيد زيادي بر چارچوب مفهومي ميشل فوکو و روش گفتمان کرده است.وي در تنظيم چارچوب روش شناختي اش به آثار گافمن نيز توجه کرده است.وي با اين مجهز بودن به اين اين تمهيدات فکري و انجام مطالعات ميداني در موردطرفداران اسکاتلندي فوتبال ،تحليلي از دگرگوني هاي رفتار آنان در خلال دو دهه گذشته را مورد بررسي قرار مي دهد.تحقيقات او نشان مي دهد که آغاز اوباشگري فوتبال در اسکاتلند به دهه هاي 1920 و 1930 ميلادي مربوط مي شود.اگرچه مي گويد که در آغاز قرن بيستم پيوسته بي نظمي هايي توسط طرفداران دو تيم گلاسکو رنجرز و سلتيک رخ مي داده است.شهرهاي اسکاتلند مانند انگلستان تا اواخر دهه 1950 و اوايل 19560 تحت تأثير اوباشگري مدرن قرار نداشتند.اما از اين زمان به بعد هواداران جوان تيم هاي فوتبال به صورت منظم و در گروه هاي بزرگ در ورزشگاه ها حضور پيدا کردند.در همين دوران جوانان به عنوان يک گروه اجتماعي متمايز با سبک ها و عملکردهاي فرهنگي مربوطه به خود در صحنه اجتماعي و فرهنگي اسکاتلند حضور پيدا کردند(گوليانوتي،1999 :49).
از نظر گوليانوتي دو خرده فرهنگ طرفداري از فوتبال رواج دارد.1-گروه هاي موسم به ارتش تارتان که در جريان بازي هاي تيم ملي اسکاتلند در خارج از کشور از اين تيم حمايت و طرفداري مي کنند.2-گروه هاي موسوم به کژال ها که نماينده جناح اوباش طرفدار باشگاهي در اسکاتلند است(آرمسترانگ و گوليانوتي،1999 :29)شواهد چنداني درباره تاييد ارتباط تعلق به طبقه اجتماعي پايين و فعاليت در گروه هاي اوباش به چشم نمي خورد.برخي شواهد حاکي از تأثير تعلق به لايه هاي بالايي طبقه کارگر و فعاليت در اين گروه ها دارد.منش هاي گروه هاي مذکور مستلزم برخورداري اعضا از سرمايه اقتصادي و فرهنگي و اطلاعات و دانشي که در سطح محلي است.داشتن سرمايه مادي به منظور مسافرت،تهيه بليط،خريد پوشاک و ساير الزامات براي اعضاء اهميت دارد(همان :32).گوليانوتي با اين استدلال که خشونت طرفداران اسکاتلندي فوتبال به جاي ريشه داشتن در عوامل مربئط به ساختار اجتماعي ،ملهم از نيروهاي فرهنگي و تازيخي است.وي اشاره مي کند که اين امر طرفداران مهربان اسکاتلندي فوتبال را از همالان اوباش انگليسي شان کاملاً متمايز مي کند
هارو5 و هيروکو6و محقق ژاپني هستند که به بررسي پديده خشونت و اوباشگري تماشاگران پرداخته اند.از نظر اين دو پژوهشگر از سال 1995 رفتار عادي و بهنجار تماشاگران فوتبال در ژاپن در معرض آشوب ها و خشونت هايي قرار گرفت و حمله به داور،بازيکنان تيم ها و هجوم به داخل زمين در برخي مسابقات رخ داد.به زعم اين دو پژوهشگر عامل اصلي اکثر رويدادهاي خشونت بار و اوباشگرانه فوتبال در ژاپن به ناکامي هاي تيم هاي محبوب تماشاگران فوتبال مربوط مي شود.به گفته اين دو پژوهشگر به نظرمي رسد گزارش هاي رسانه اي،بويژه گزارش هاي مربوط به رويدادها و حوادث خشونت بار مسابقات فوتبال در ساير کشور ها نقش مؤثري در رواج رفتاري آشوبگرانه در بين طرفداران فوتبال در ژاپن داشته است(هارو و هيرکو،1999 :232).
فرد کلمباين7 در تحقيقي که در سال 1999 در اندونزي در مورد خشونت تماشاگران فوتبال انجام داده به اين نتيجه مي رسد که خشونت فوتبال در اندونزي در دوره استعمار را نمي توان با تئوري هاي جديد در مورد اوباشگري مورد بررسي قرار داد،بلکه اين موضوع را بايد در بستر يک جامعه متکثر مورد بررسي قرار داد.فوتبال به مثابه نوعي سرگرمي بود که گروه هاي قومي متفاوت را گردهم مي‌آورد ،گروه هايي که جز در ورزشگاه ها تنها در بازار همديگر را ملاقات مي کردند.افزون بر اين فوتبال فرصتي بود که به گروه هاي قومي امکان تجلي هويتشان را مي داد.اکثر تيم هاي فوتبال بر مبناي روابط قومي شکل گرفته بودند و رقابت هاي فوتبال وسيله اي براي تخليه احساسات قومي عليه ساير گروه ها و قوميت هاي اجتماعي محسوب مي گرديد.در سالهاي اخير هزينه هاي بالاي حمل و نقل بين شهرها مانع مسافرت تعداد زيادي هواداران تيم ها به شهرهاي ديگر مي شود،و اين امر يکي از عوامل کاهش دهنده آشوبها و بي نظمي هاي تماشاگران و هواداران فوتبال است.اما،تماشاگران تيم هاي ميزبان اغلب مبادرت به پرتاب سنگ و ساير اشياء به سوي داور و بازيکنان ميهمان مي کنند.از نظر وي نزاع هاي گسترده بين تماشاگران به دو دليل عمده رخ مي دهد:1-برگزاري بازي هاي مهم که تعداد تماشاگران آنها زياد است.و حضور افراد علاقه مند در ورزشگاه ها با دشواري همراه مي شود.در چنين مواقعي نزاع هاي فردي به سرعت به نزاع هاي جمعي تبديل مي شود.2-برگزاري دور نهايي ليگ فوتبال اندونزي و ساير رقابت هاي مهم و حساسي که با حضور انبوه طرفداران تيم هاي رقيب انجام مي شود.جاکارتا پايتخت اندونزي شهري چند قوميتي است با مهاجران زياد که هر يک از تيم هاي فوتبال مي توانند انتظار داشته باشند از منطقه خود طرفداراني در آنجا داشته باشند.در مسابقات نيمه نهايي و نهايي ليگ فوتبال جمعيت قابل توجهي از طرفداران براي حمايت از تيم هاي محبوب خود در ورزشگاه حاضر مي شوند.اما تقسيم بندي گروه هاي رقيب و متخاصم بين تماشاگران،مانند دوره استعمار خصلت قومي ندارد،بلکه تماشاگران هر منطقه مبادرت به حمايت از تيم هاي منطقه خويش مي پردازند(کلمباين،1999 :136)
رومان هوراک8 ازجمله پژوهشگران ديگري است که در سال 1991 به برسي رفتار تماشاگران و آشوب گري آنها در کشور اتريش مي پردازداز ديدگاه وي پديده خشونت بين طرفداران فوتبال بايد در چارچوب دو مفهوم بين المللي شدن و همسان سازي تشکلها،سبک ها و رفتار هاي مبتني بر خرده فرهنگ جوانان مورد بررسي قرار داد.به نظر وي در اتريش و در چارچوب دگرگوني شرايط جامعه شناختي،بويژه با توجه به وضعيت اجتماعي،بازار کار،دگرگوني سياستهاي امنيتي،دگرگوني در ورزش و طرفداران و تأثيرات بين المللي،نسل هاي مختلفي از طرفدار فوتبال پا به عرصه وجود گذاشته اند.هوراک در تحقيق خود راجع به طرفداران اوباش فوتبال در اتريش در فاصله زماني1990-1977 به نقش نيرو هاي پليس،باشگاه ها ،رسانه ها،سياستمداران و نهادهاي سياسي در شکل گيري خرده فرهنگ طرفداري از فوتبال در وين پرداخته است.به تعبير هوراک اوباشگري را بايد در چارچوب مجموعه اي ازتغييرات اجتماعي که در اتريش پيامدهايش با تأخير زماني مشخص گرديد مورد توجه قرار داد.اين

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد محل سکونت، اقتصاد ورزش، دوران مدرن، ضرب و جرح Next Entries منبع تحقیق درمورد رفتار انسان، آداب و رسوم، صاحب نظران، توسعه شهر