منبع تحقیق درمورد کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

مناسب ترين و منحصر به فرد ترين تبيين را در مورد افزايش مستمر پرخاشگري و خشونت در ورزش هاي آماتوري و حرفه اي ارائه مي کند(کاکس24،1990،به نقل از رحمتي،143:1381)
جلوه هاي خشونت و پرخاشگري در ورزش در چارچوب تئوري مذکور هم بين تماشاگران و هم بين ورزشکاران قابل تبيين است.در اين تئوري،افزون بر در نظر گرفتن عوامل اجتماعي گوناگون مانند ساختار و ماهيت نوع ورزش از نظر ميزان برخورد فيزيکي،به عوامل وضعيتي که رويداد ورزشي در بستر آن انجام مي پذيرد،نهادهاي مؤثر در جامعه پذيري بويژه رسانه هاي همگاني،خانواده،آموزش و پرورش و ساختار ارزشها و هنجارهاي حاکم بر جامعه و محيط هاي ورزشي در ايجاد و شکل گيري خشونت و پرخاشگري توجه مي شود(همان :143)
لئونارد با استناد به چارچوب نظري تئوري يادگيري اجتماعي معتقد است رسانه ها در برخورد با پديده خشونت رويه اي داراي تناقض دارند.از يک طرف رسانه هايي مانند تلويزيون و مطبوعات با برجسته ساختن رفتار چهره هاي خشن ورزشي و نمايش گسترده خشونت،سرمشق هاي گوناگوني براي کودکان و نوجوانان فراهم مي آورند که از چنين افرادي و رفتارهايشان تقليد مي کنند.همچنين تفسير هاي رسانه اي با توصيف هايي همراه است که به کنش هاي خشونت آميز هيجان بيشتري مي بخشند( لئونارد،1988 :166)
گروهي ديگر از پژوهشگران نيز با تحقيقي دربازه رفتار پرخاشجويانه و خشونت آميز و تأکيد بر نقش عوامل اجتماعي و و فرايند يادگيري بر اين باورند که عوامل اجتماعي سبب گسترش و حتي افزايش حجم و فراواني ستيزه جويي مي گردد.اين عده عواملي مانند تقليد،يادگيري و انواع خرده فرهنگ ها را در پرخاشگري مؤثر مي دانند.به نظر اين صاحب نظران نقش روند تربيتي افراد در يادگيري اجتماعي ورابطه اش با پرخاشگري قابل توجه است.به گونه اي که بسياري از رفتارهاي ستيزه جويانه و پرخاشجويانه متأثر از الگوهاي فرهنگي آموخته شده و بسياري از اين نوع رفتارها ناشي از مشاهده رفتار خشونت بار در سينما و تلويزيون است(محسني تبريزي،1379 :11)
در يک تقسيم بندي کلي ،تبيين هاي جامعه شناختي در مورد خشونت و پرخاشگري در ورزش فوتبال را مي توان در چهار چشم انداز نظري قرار داد.اول-چشم اندازي که با رويکردي مبتني بر ديدگاه ستيز به بررسي پديده مذکور مي پردازد و نظريه پردازان آن مبناي تئوريکي خود را از مارکسيست ساختارگرا الهام گرفته اند.دوم-چشم اندازي که از منظري رفتار گرايانه و جامعه‌شناختانه به تبيين خشونت طرفداران فوتبال پرداخته است.سوم- چشم انداز انسان شناختانه و چهارم- چشم انداز ملهم از ديدگاه نوربرت الياس. در مکتب هاي جامعه شناسي، سازمان ها، ساختارها و نهادهاي اجتماعي و فرهنگي به مثابه واقعيت هاي اجتماعي علت رفتار آدمي به حساب آمده اند و کژ رفتاري ها را معلول ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي دانسته اند.

چشم انداز مارکسيستي
اين چشم انداز با تلقي پديده خشونت و اوباشگري به عنوان نمونه اي از يک وحشت اخلاقي که اساساً به بحران هژموني سرمايه داري مربوط مي شود بر اهميت اين پديده از منظر سياسي تأکيد دارد.به عبارتي ديگر اوباشگري و خشونت ابزازي است براي ترساندن مدرم است تا مواضع محافظه کارانه اتخاذ کنند.به اين ترتيب فرادي که از طريق خشونت و اوباشگري ترسشان برانگيخته ني شئد راضي به افزايش نظم براي حفظ سلامت خويش مي شوند و اقدامات و عملکرد شديد و تحميلي دولت ها را تأييد مي کنند.تيلور،کلارک و هال نظريه پردازان مارکسيستي هستند که جزء نخستين کساني اند که وارد اين مطالعات شدند.
يان تيلور: اوباشگري در ورزش فوتبال را پديده اي جديد مي داند که جوانان بيکار قشر تحتاني طبقه ي کارگر بدان مبادرت مي ورزند. به اعتقاد وي اوباشگري و رفتارهاي خشن هواداران فوتبال نشات گرفته از عامل بورژوازي شدن، جهاني شدن و تجاري شدن ورزش فوتبال در عصر جديد است. زيرا با تجاري شدن ورزش فوتبال ،هواداران سنتي آن که از طبقه ي کارگر بودند و از قدرت اعمال نفوذ در آن نيز برخوردارند احساس مي کنند ديگر تعلقي به فوتبال ندارند. در نتيجه اوباشگري در فوتبال و خشونت هاي معطوف به ويرانگري نوعي واکنش براي احياي دموکراسي مشارکتي و نفوذي گذشته ي آنان است(تيلور25، 1987).يان تيلوركه با الهام از سنت ماركسيستي به مطالعة تاريخ فوتبال در انگلستان پرداخته، بر اين باور است كه ورزش فوتبال ورزش طبقة كارگر بوده است و طرفداران آن از طريق دموكراسي مشاركت يا احساس تعلق خود به باشگاه را متبلور مي‏كردند. به تدريج مديران باشگاه‏ها اين احساس تعلق عميق (ولي در نهايت بي‏فايده) را ناديده انگاشتند و روي به سمت مشتريان و حاميان پردرآمدتر آوردند. پس از سازماندهي فوتبال حرفه اي بعد از جنگ دوم جهاني، نقش باشگاههاي محلي در ابعاد اجتماعي كاهش يافت و فعاليت اين باشگاهها بيشتر به سوي فعاليتهاي تجاري و جذب تماشاگر سوق پيدا كرد. نشانه هاي اين تغيير را ميتوان در شهري كردن، تماشاگر پسندكردن(مثل نمايشهاي قبل از برگزاري مسابقات و ايجاد تسهيلات و امكانات رفاهي بيشتر)، حرفه‌اي كردن(پرداخت دستمزدهاي بالا) و بين المللي كردن (برگزاري رقابتهاي بين المللي با تيمهاي ساير كشورها) ورزش فوتبال متجلي دانست. در واقع، تيمهاي فوتبال ديگر به طرفداران سنتي تعلق نداشتند، بازيكنان دستمزدهاي بالا ميگرفتند، مالكان باشگاهها را افراد ثروتمند تشكيل ميدادند، و محدوده‏ي عملكرد تيم‏ها از حالت محلي به بين المللي درآمد. در چنين حالتي، طرفداران باشگاهها كه عمدتاً جوانان لايه هاي پاييني طبقه كارگر بودند احساس كردند ديگر جزو باشگاه نيستند و كنترل موثري بر سرنوشت تيمهايشان ندارنداين فرايند تجاري ‏شدند كه تيلورازآن با عنوان”بورژوايي شدن“فوتبال نام مي‏برد،طرفداران طبقة كارگر را ازورزش موردعلاقه‏شان بيگانه كرد و در واكنش به اين فرايند آنان نيز اقدام به اخلال در روند برگزاري مسابقه‏هاي فوتبال نمودند. به تعبير تيلور و همفكرانش، اوباشيگري در فوتبال انگلستان در واقع واكنشي منفي و مقاومت آميز در برابر تجاري‏شدن و كالايي شدن فوتبال است(همان).
کلارک261991،هوبر271991،ويلکينسن281995و گلداستون199829: ونداليسم در فوتبال را همچون ساير انحرافات اجتماعي ناشي از ناسازگاري هاي حاکم بر روابط فرد و جامعه،تضعيف و فروپاشي آتوريته اخلاقي در تنظيم روابط بين افراد،تزلزل نهادهاي جامعه در انتقال ارزشهاي اجتماعي،سلطه شرايط آنوميک بر جامعه و عکس العمل خشن برخي اافراد به تحصيلات و شرايط ناخوشايند،نامطلوب و غيرعادلانه بيروني مي دانند. ( محسني تبريزي،1383: 25).
استوارت هال: استوارت هال30 در مقاله “رمزگذاري و رمزگشايي گفتمان تلويزيون” به اين امر معتقد مي باشد كه ما نبايد اين انتظار را داشته باشيم كه معنايي كه توليد كنندگان يك برنامه يا پيام از آن دارند دربين مخاطبان نيز همان معنا تداعي شود، بلكه هر شنوند يا بيننده خبر جداي از توليد كننده رمز گشايي مي كند. از نظر هال يك متن يا برنامه تلويزيوني به رغم داشتن معناي مرجح يا خوانش مسلط همواره منبعي بالقوه از معناهاي مختلف است و فقط مخاطبان مي توانند طي گفت و گويي كه بين متن و موقعيت اجتماعي آنها صورت مي گيرد اين معناها را فعال سازد. بنابر اين بر اساس مدل هال، پيام تلويزيوني نشانه اي پيچيده است كه گرچه يك معناي مسلط را با خود به همراه دارد، اما هميشه اين انتظار مي رود كه به شيوه هاي ديگري معنا شود. هرچند از نظر هال يك پيام تلويزيوني هميشه يك معناي مسلط با خود به همراه دارد، ولي هيچ گاه اين پيام محدود و بسته به آن معنانيست.” از نظر هال رسانه ها توليد كنندگان پيام ها و انتقال دهنده ((نشانه ها).). هستند” (محمدي،1386: 10).
دست اندركاران تلويزيوني از اين رسانه جمعي به عنوان رسانه اي كه تمام رويدادهاي جهاني را مي توان از طريق آن به نظاره نشست ، در استفاده از اين تكنيكها و شگردها براي جذب مخاطب نهايت تلاش خود را به خرج مي دهند. در ميان رويدادهايي كه تلويزيون فعاليت زيادي در پخش و انعكاس آن دارد، رويدادهاي ورزشي بالاخص ورزش “فوتبال” از اهميت خاصي برخوردار است. نشان دادن بازيكنان در نماهاي درشت، پخش عكس العملهاي آنها به كرات، پخش تصاوير مربيان و همچنين حركات و عكس العملهاي تماشاگران بعد از به ثمر رسيدن گل و پخش حركات آهسته صحنه هاي حساس(پخش مجدد). بازي از مهمترين نكات وتكنيكهاي پخش تلويزيوني مي باشد( پيكارد،1378: 11).
ميلز:ونداليسم در فوتبال و سايراشکال کژرفتاري را معلول دگرگوني ساختي در جامعه مي داند.به زغم او کشاکش ميان اخلاق،رسوم ،ارزشها و منافع گروه هاي اجتماعي زمينه را براي پيدايي انواع صور بزهکاري،کژرفتاري و يا آسيب اجتماعي فراهم مي کند( همان). ميلز31 دو دستگي افراد بر سر منافع را منجر به پيدايش آسيب اجتماعي مي داند و مي گويد:آنهايي که نظام اخلاقي به نفع آنهاست سعي مي کنند از تغيير جلوگيري کنند و آنهايي که به ضرر آنهاست خواهان فروپاشي هستند.نتيجتاٌ بين دو گروه اجتماعي متعارض و متضاد برخورد و ستيز درمي گيرد و زمينه مساعدي براي پيدايش آسيب هاي اجتماعي خاصي فراهم مي شود.

چشم انداز رفتارگرايانه
از اواخر دهه 1970،گروهي از پژوهشگران به منظور بنا نهادن تئوري مناسبي بر اساس رفتار واقعياوباشگران فوتبال ،مطالعات خود را آغاز کردند.از جمله اين افراد پيتر مارش است که در تحقيقات خود تقريباً به طور کامل به رفتار طرفداران تيم هاي فوتبال هنگام برگزاري مسابقات توجه کرده اند.
پيترمارش : ورزش يک شاخص مهم در ارائه ي هويت فرهنگي است. پيترمارش32 عقيده دارد براي بسياري از مردم نمودار شدن ورزش تجاري به عنوان ابزاري براي ايجاد معاني اجتماعي و هويت جديد تلقي مي شود. تا پيش از بوجود آمدن شهرهاي مدرن و از بين رفتن شکل هاي سنتي زندگي افراد هويت خود را از طريق عواملي چون خانواده، خويشان و قبيله کسب مي کردند. اما با ورود جوامع به دوران مدرن و زوال شکل هاي سنتي اجتماع منابع جديدي از هويت پذيري ظاهر شدند که شامل شکل هاي جديدي از زندگي فرقه اي، مذهبي، گروه هاي فکري و گروه هاي ورزشي مي شود(عنبري،24:1381).
از نظر مارش اوباشگري در بستر فوتبال به شکل امروزين پديده اي است که در همه جوامع بشري وجود داشته است و همانند آن را تحت عنوان آيين سازي پرخاشگري در حيوانات نيز مي توان ملاحضه کرد.به نظر آنان انگيزش و مهار پرخاشگري در انسان تا حد زيادييک فرايند فرهنگي به نظر مي آيد.اگر چه پرخاشگري ممکن است شالوده زيست شناختي داشته باشد ،اما شرايط ،انگيزش ،اهداف و نحوه جلوگيري از آن اجتماعي است(ويليامز33 و ديگران،1379 :70). به تعبير مارش و همکارانش دخالت هاي بيروني نيروهاي پليس،دستگاه هاي قضايي،آموزگاران مدارس، وسياستمداران که به منظور جلوگيري از عملکرد طبيعي عوامل ذاتي محدود کننده خشونت با برچسب هايي نظير حيوان و وحشي مبادرت به هتک حرمت طرفداران فوتبال مي کنند،در تشديد جدي بودن واکنش هاي خشونت آميز دسته هاي طرفدار فوبال نقش دارند.به نظر مارش حتک حرمت انساني طرفدارن فوتبال سبب به مخاطره افتادن نظم مي گردد.(همان)
چشم انداز انسان شناسي
گري آرمسترانگ و رزماري هاريس چشم انداز جامعه شناختي در مطالعات مربوط به اوباشگري فوتبال هستند.اين دو پژوهشگر مرزبندي آشکاري بين خشونت آشکار و نمادين قايل مي شوند.اولي کنشي است که منظور از انجام آن ايراد آسيب فيزيکي به شخص است،اما خشونت نمادين شامل تهديد به وارد ساختن آسيب فيزيکي است.به اعتقاد اين پژوهشگران اوباشگران هر چند داراي پتانسيل خشونت هستند،اما تنها يک نوع خشونت که سطح پاييني دارد و بين ساير گروه هاي محروم جامعه نيز وجود دارد،از آنان بروز مي کند(محسني تبريزي،1383 :201)
نوربرت الياس:شناخت ورزش را کليد شناخت جامعه مي داند. به نظر وي موضوع جامعه شناسي بررسي شبکه ي روابط متقابل، وابستگي متقابل، پيکربندي و فرايندي است که انسان ها را در وابستگي متقابل قرار مي دهد. پديده اي که به بهترين وجه اين نظام هاي وابستگي متقابل، زنجيره ي کنش ها، فرايندهاي همکاري و تعارض را نشان مي دهد بازييا به عبارتي صحيح تر

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد رفتار انسان، آداب و رسوم، صاحب نظران، توسعه شهر Next Entries منبع تحقیق درمورد رفتار انسان، آداب و رسوم، قرن نوزدهم