منبع تحقیق درمورد واژه نامه، منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

ر آمده است:
الف) فصل اول، شامل مقدمه، طرح موضوع، اهميت وضرورت تحقيق، هدف تحقيق، پيشين? تحقيق، و روش تحقيق مي‌باشد.
ب) فصل دوم، تحت عنوان واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن دربرگيرند? کليه واژگان نجومي و تنجيمي بندهشن است که به صورت آوايي و به ترتيب الفباي لاتين مرتب شده اند.
ج) فصل سوم تحت عنوان واژه نامه موضوعي بندهشن، در بر گيرند? کليه واژگان نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن است که بر حسب موضوع طبقه بندي شده و معادلهاي فارسي و عربي آنها ارائه شده است.
د) فصل چهارم: تحت عنوان نتيجه گيري، پس از شرح کاستي ها و اشکالات موجود در تحقيقات کنوني، راهکاري براي پژوهش هاي جامع تر در اين زمينه ارائه کرده است.

فصل دوم:
واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن

2- واژه نامه نجومي و تنجيمي بندهشن‌

اين فصل، دربرگيرند? واژه نام? نجومي و تنجيمي بندهشن است و روي هم رفته شامل 261 سرواژ? اصلي، متشکل از کليه واژگان نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن است، که در اينجا به صورت آوايي و به ترتيب الفباي لاتين مرتب شده اند. علاوه بر اين، 231 اصطلاح ترکيبي ديگر نيز در بندهشن بوده است که توضيح، تعريف، يا ترجم? آنها تحت سرواژه هاي مربوطه آمده است.
در اينجا، پس از ثبت سرواژه يا مدخل، در صورت امکان، حرف نويسي و صورتهاي مختلف سرواژه در زبانهاي ايراني آمده است. اين صورتها عبارتند از: اوستايي، فارسي باستان، فارسي ميانه، پازند، فارسي ميانه مانوي، فارسي ميانه اشکاني، فارسي نو، فارسي يهودي، و آرامي.
پس از آن در سطري جداگانه و درون قلاب، گروه و طبقه بندي موضوعي سرواژه مورد نظر آمده است. برخي طبقات موضوعي عبارتند از: نجوم، احکام نجوم، منازل قمر، بروج فلکي، ستارگان، سيارات، طبقات آسمان، فصول، گاهنبارها، و غيره.
سپس، در سطري جداگانه، صورت و معادلهاي فارسي سروا‌ژ? مربوطه نوشته شده است. در اين قسمت، هر جا که لازم بوده است، براي جلوگيري از ابهام و بدفهمي، معادل انتخابي با تعريف و توضيح کوتاهي همراه شده است. اين توضيحات کوتاه بيشتر براي سرواژه هايي نوشته شده‌ است که در حوزه هاي معنايي مختلف داراي معاني متفاوت بوده‌اند و يا معادل فارسي آنها داراي معاني متفاوت بوده است.
پس از قسمت معادل يابي، هرگاه صورت املايي يا تلفظِ صحيح سرواژه مورد اختلاف نظر پژوهشگران بوده است، در بخشي تحت عنوان بسامد و خوانش، صورتهاي املايي سرواژه در بخشهاي مختلف بندهشن و خوانش هاي پژوهشگران مختلف ثبت شده است. سپس نگارنده با بکارگيري روش علمي و استدلال، به تحليل و اثبات خوانش صحيح سرواژه پرداخته است. براي نمونه، از آنجا که اسامي منازل قمر در بندهشن، بيشتر با املاي پازند ثبت شده‌اند و پژوهشگران مختلف در اين مورد اختلاف نظر دارند، بسامد و خوانش کلي? اسامي منازل قمر مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
نگارنده، سپس در قسمتي جداگانه تحت عنوان توضيحات، به شرح و توضيح سرواژ? مربوطه پرداخته است. در اين قسمت، معنا و مفهوم سرواژ? مربوطه با توجه به منابع نجومي لاتين و فارسي، متن بندهشن و ديگر متون پهلوي و اوستايي تشريح و توصيف شده است. از آنجا که برخي از سرواژه ها داراي معاني غيرنجومي نيز هستند، در اين قسمت، پس از شرح کوتاهي از معاني مختلف آن سرواژه، تمرکز بحث بر معناي نجومي آن سرواژه در متن بندهشن بوده است. هر گاه سرواژ? مربوطه داراي چند معناي نجومي متفاوت بوده است، هر يک از اين مفاهيم در بندي جداگانه و تحت عنوان توضيحات 1، توضيحات 2، و … مورد بررسي قرار گرفته است. هرگاه منابع معتبر موجود، در مورد ترجم? سرواژ? مربوطه و يا جمله‌اي که در آن بکار رفته، دچار اشتباه شده‌اند، نگارنده در بندي تحت عنوان تصحيحات، ترجم? صحيح سرواژه، عبارت، يا جمل? مربوطه را ارايه کرده است. در ساير موارد هر جا که منابع موجود در حرف نويسي، خوانش، توضيحات، و ريشه شناسي دچار اشتباه شده‌اند، تصحيحات لازم در ذيل بند مربوطه به عمل آمده است.
پس از توضيحات و تصحيحات، در بندي تحت عنوان ريشه شناسي، به تجزيه و تحليل عناصر زبان شناختيِ متشکل? سرواژ? مربوطه پرداخته شده است. در اين قسمت، ابتدا اجزاي مختلف سرواژه شامل پيشوند، ريشه، پسوند و معناهاي آنها مشخص شده است. سپس، هر جا نظر پژوهشگران گوناگون متفاوت بوده، اظهارات آنان نيز ذکر شده و مورد بحث قرار گرفته است. در ادام? اين قسمت، صورتهاي مختلف سرواژ? مربوطه يا اجزاي متشکل? آن در زبانهاي مختلف از جمله، هند و ايراني آغازين، سانسکريت، اوستايي، فارسي ميانه، و فارسي نو ثبت شده است. در پايانِ اين بند، صورت انگليسي و معادلهاي انگليسي و عربي سرواژ? مربوطه نيز آمده است.
پس از ريشه شناسي و معادل يابي سرواژه ها، کليه عبارات و ترکيبات موجود در بندهشن که با سرواژ? مربوطه ساخته شده بوده‌اند، در بخشي تحت عنوان ترکيبات، با ذکر معني و ترجمه برشمرده شده اند.
در نهايت، هر جا که لازم بوده است، براي روشن سازي مفاهيم نجومي و تنجيمي از اشکال مختلف استفاده شده است. بيشتر اشکال طوري طراحي شده‌اند که ارتباط ميان کليه سرواژه هاي مربوط به يک يا چند طبقه موضوعي را نشان دهند. براي نمونه، شکل شمار? 9، بطور همزمان دربرگيرند? اسامي فصلها، گاهنبارها، ماههاي تقويم اوستايي، بروج فلکي، منازل قمري هندي، عربي، پهلوي و ارتباط ميان آنها است.

A
apa?dya?ba?n [?p??ty?p??n’]
(تقسيمات روز)
* اپاديابان: شامگاه، نيم? اول شب، گاه چهارم از شبانه روز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: اين واژه به گاه چهارم از پنج گاه شبانه روز يعني شامگاه اشاره دارد. اين گاه از پيدايي ستاره (غروب آفتاب) آغاز مي‌شود و تا نيمشب ادامه دارد. نام ديگر اين گاه در پهلوي E?bsru?srim است. (همچنين رک. Asnyanam و E?bsru?srim)
ريشه شناسي: معناي اين واژه در متن بندهشن آمده است، اما پژوهشگران از بررسي ريشه شناسي آن چشم پوشي کرده‌اند. به احتمال زياد، تلفظ صحيح اين واژه بر خلاف نظر بهار که در جايي (بهار، 1345: 12) آن را ava?dya?va?n و در جايي ديگر (بهار، 1378: 166) که آنرا aba?dya?van خوانده است، apa?dya?ba?n بوده و از واژ? پهلوي pa?dya?b [p?ty?p?] به معني “طهارت” (مکنزي، 1971: 63) مشتق شده است. از آنجا که، آيين پادياب و طهارت مذهبي (شامل طهارت فردي و تطهير همه ابزارهاي مورد نياز براي تهيه هوم)، با بيدار شدن فرد از خواب در هاون گاه (و يا سپيده دم) آغاز مي‌شده (بويس، 1991: 286) و در نتيجه، با فرا رسيدن شب و خوابيدن فرد در گاه چهارم از شبانه روز (که نقط? مقابل هاون گاه است) عملاً باطل مي‌شده است؛ واژ? apa?dya?ba?n که مرکب از: (پيشوند منفي ساز a- + pa?dya?b + پسوند نسبت -a?n) مي‌باشد، روي هم رفته، به معني “زمان پايان طهارت” يعني “شب هنگام” بوده است. چرتي (2007: 30) با آنکه اذعان مي‌دارد املاي اين واژه در نسخ مختلف، به خوانش *aba?dya?wa?n اشاره دارد، اما خود اين واژه را به *xwaro?fra?n تصحيح کرده است و معتقد است که اين واژه در اصل *aba?dya?wand به معني “ضعيف” بوده، و به آن گاه از شبانروز اشاره دارد که در آن ديوها و نيروهاي شر، “قوي” و نيروهاي خير، “ضعيف” مي‌شوند [؟!]؛ فارسي نو: مشتق از پادياو، پادياب (لغتنام? دهخدا)؛ معادل انگليسي: evening ؛ معادل عربي: خُفوق “غروب و گذشتن بيشتر از شب” (دهخدا).
§§§
abar a?madan, abar a?y- [QDM YATWN-tn’]
(نجوم)
* برآمدن: طلوع کردن، بالا آمدن
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ريشه شناسي: فعل مرکب abar-a?madan تشکيل شده است از: حرف اضافه abar + فعل a?madan که در زير به بررسي اجزاء آن پرداخته مي‌شود:
ريشه شناسي جزء اول: abar [QDM A qdm; ?p?l | M ?br, N bar] “بر، اَبَر، بالا؛ برتر، بالاتر”: هند و ايراني آغازين: *(H)upari (لوبوتسکي، 2009: 115)؛ سانسکريت: upa?ri (مايرهوفر، 1992: 221)؛ اوستايي: upairi قيد و حرف اضافه (بارتولومه، 1904: 394)؛ فارسي باستان: upariy (کنت، 1953: 176)؛ فارسي ميانه: abar (بهار، 1345: 19؛ مکنزي، 1373: 27-28)؛ فارسي ميانه اشکاني ترفاني: abar (دورکين-مايسترارنست، 2004: 12؛ بويس، 1977: 6)؛ فارسي ميانه کتيبه اي: abar (ژينيو، 1972: 33)؛ پازند: awar (نيبرگ، 1974: 22)؛ فارسي نو: بر ؛ انگليسي: over ، super ؛ آلماني: u?ber .
ريشه شناسي جزء دوم: a?madan, a?y- [YATWN-tn’ A y?twn, ??th | M ?mdn, ??] “آمدن”: توضيحات: ماده ماضي اين فعل در پهلوي a?mad- و ماده مضارع آن a?y- است؛ هند و ايراني آغازين: *gam- ؛ *j?am- “آمدن” (لوبوتسکي، 2009: 43؛ چئونگ، 2007: 98)؛ *ay- (لوبوتسکي، 2009: 16)؛ سانسکريت: gam- (مايرهوفر، 1992: 465؛ پوکورني، 1959: 463-465)؛ از ريشه ضعيف i- (مونيرويليامز، 1960: 163)؛ ay- (مايرهوفر، 1992: 102)؛ اوستايي: (a?-+aii-) (بارتولومه، 1904: 147-150)؛ (a?-+gam-) (بارتولومه، 1904: 493-497)؛ فارسي باستان: (a?- + gam-) “آمدن” (کنت، 1953: 183)؛ (a?-+ay-) “آمدن” (کنت، 1953: 169)؛ فارسي ميانه: a?madan, a?y- (بهار، 1345: 53؛ مکنزي، 1373: 36)؛ فارسي ميانه ترفاني: a?y- ، a?mad- (هنينگ، 1977: 167)؛ فارسي ميانه اشکاني ترفاني: a??ad- ، a?mad- (گيلن، 1966: 47)؛ فارسي ميانه کتيبه اي: a?mad- ؛ a?y- (ژينيو، 1972: 37)؛ پهلوي اشکاني کتيبه اي: a??ad- ؛ a?s- (ژينيو، 1972: 48)؛ پازند: a?madan ؛ a?y- (نيبرگ، 1974: 15)؛ فارسي نو: آمدن؛ آي ؛ انگليسي: come .
ترکيبات (با abar):
abar a?madan”برآمدن، طلوع کردن”
abargara?n “ابرگران، امشاسپندان، ايزدان”
abargara?n ga?h “گاه ابرگران، گاه امشاسپندان، گاه ششم”.
§§§
Abarag [?p?lk’ | Paz. Awara]
(منازل قمر)
* اَبَرَگ، به معني “بلندپايه”: خانه نهم ماه. از 16 درجه و 40 دقيقه خرچنگ تا پايان همان برج.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: اَبَرگ (Awara)، نام نهمين منزل قمر در بندهشن است و برابر با بخش آخر از برج خرچنگ است. اين منزل در هندي (A?s?les?a) و در عربي (طَرْف) ناميده مي‌شود. در بخشهاي ديگر بندهشن صورت پهلوي آن (Abarag) آمده است و ستاره اي تيزرو خوانده شده است. بهار (1375: 59) و هنينگ (1942: 242-245) نيز، صورت پازند Awara را (که نام يک منزل قمري است) با صورت پهلوي Abarag (که نام يک ستار? تندرو است) يکي مي‌دانند.
بسامد و خوانش: اين واژه در بندهشن پنج بار تکرار شده است و املاي آن بسيار متنوع و به دو صورت پازند و پهلوي کتابي است که در زير تشريح مي‌شود: بار اول) در TD1, TD2, DH (azara)،1 در K20 (az?ara) ، در K20b (awara)، در M51 (avar) (پاکزاد، 2005: 35پ38)؛ بار دوم) در همه نسخ به صورت پهلوي [?p?lk’] (پاکزاد، 2005: 41پ172)؛ بار سوم) در همه نسخ به صورت پهلوي [?p?lk] (پاکزاد، 2005: 76پ4)؛ بار چهارم) در TD1, TD2, DH [?p?lk]، در K20, K20b, M51 [?wlk] (پاکزاد، 2005: 92پ4)؛ بار پنجم) در TD1, DH [?p?lk]، و در TD2 از قلم افتاده است (پاکزاد، 2005: 119پ14).
خوانش پژوهشگران مختلف متنوع و به شرح زير است: مکنزي (1964: 514) و بهار (1375: 59) آنرا Azarag گرفته اند؛ يوستي (1868: 127) تقي‌زاده (1316: 326) و وست (1880: 11-12) نام منزل قمري مربوطه را Avra و ستاره همنام آنرا Avrak خوانده‌اند؛ زنر (1938: 311) آنرا به صورت a?rak ؛ بهزادي (1368: 5) و انکلساريا (1956: 31) آنرا به صورت Azara ثبت کرده‌اند. مکنزي (1964: 514پ21) در پانوشت مقاله خود به طور گذرا به تلفظ Abarag نيز به عنوان يکي از احتمالات اشاره کرده است. هنينگ (1942: 235) آنرا بي هيچ توضيحي Aparak خوانده است.
عليرغم خوانش هاي گوناگوني که براي اين منزل قمري ارايه شده است، هيچ يک از پژوهشگران تلاشي براي اثبات خوانش خود نکرده است. اما با توجه به بسامد اين واژه در بندهشن متوجه خواهيم شد که صورتهاي پهلوي موجود در کليه نسخه ها [?p?lk(‘)] يا [?wlk] است و صورتهاي پازند عبارتند از: awara ، avar ، az?ara

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد واژه نامه، دوران باستان، بهرام گور Next Entries منبع تحقیق درمورد فارسي، ميانه، 1974:، ريشه