منبع تحقیق درمورد واژه نامه، دوران باستان، بهرام گور

دانلود پایان نامه ارشد

نگردد. با توجه به اينکه معادل هاي اين اصطلاحات در زبانهاي مختلف از قبيل اوستايي، فارسي ميانه، فارسي نو، عربي و انگليسي ارايه مي‌شود، از اختلاف نظرها و خطاهاي آتي به شدت کاسته خواهد شد.

1-4- پيشينه تحقيق
در راستاي هدفِ اين پژوهش – که تدوين يک لغتنامه نجومي بندهشن براي اولين بار است – به دليل جديد بودن کار و نبودن نمون? قبلي، لازم شده است تا واژه نامه حاضر با اتکاء به چهار نوع منبع و مأخذ امکانپذير گردد:
الف) ترجمه ها، تفاسير و مقالات مربوط به قسمت هاي نجومي بندهشن؛
ب) کتابها و مقالات کلّيِ مربوط به علم نجوم و علم احکام نجوم؛
ج) واژه نامه هاي عمومي و تخصصي؛
د) نرم افزار کامپيوتري نجوم.

الف) کتب و مقالات مربوط به قسمت هاي نجومي بندهشن:
از آنجا که کتاب بندهشن يکي از نادرترين آثار پهلوي از لحاظ گستردگي موضوعات و وسعت واژگان مي‌باشد، از زماني که نسخه هاي مختلف متن دستنويس بندهشن تحت عناوين TD1, TD2, DH, K20, K20b, MH6, K43, MH7 به دست محققين افتاد، تاکنون ترجمه ها و بررسي هاي گوناگوني از آن چاپ و منتشر شده است که تاريخچه مختصري از آن را مي‌توان در توضيحات مکنزي (1989: 547-551) پيرامون بندهشن و نيز مقدمه بهار (1378: 5-17) بر ترجمه بندهشن يافت. اکثر اين ترجمه هاي اوليه، همانگونه که بهار (1378: 8) نيز متذکر شده است، “داراي کمبودهاي بسيار” بوده‌اند و در فرايند تحرير اين پژوهش سودمند واقع نشده‌اند. در اين ميان ترجمه هاي انکتيل دوپرون (1771)، يوستي (1868) و وست (1880)، جزو کاملترين ترجمه هاي اوليه از بندهشن مي‌باشند. اما مشکل اصلي اين ترجمه ها اين بوده است که اکثر آنها، نسخ? هنديِ بندهشن يا بندهشن کوچک را اساس خود قرار داده‌اند و در نتيجه، بخشهاي نجوميِ بندهشن مورد ترجمه قرار نگرفته است. از اين گذشته، تمرکز بيشترِ ترجمه ها و پژوهش هاي اوليه، بر بخشهاي مربوط به داستان آفرينش و تاريخ اساطيري و ساير قسمتهاي آن قرار گرفته است و به دلايل مختلف، از جمله ثقيل بودن متن و عدم دسترسي مترجمان به يک متن انتقادي جامع از بندهشن، پر از اشتباه بوده است. وست (1880: 26 از مقدمه) نيز معتقد است، اتکاء به ترجمه هاي قديميِ بندهشن به دليل اشتباهات و عدم مقايس? دستنويس هاي مختلف، بيش از آنکه کمک حال مترجمين بعدي بوده باشند، مانعي براي اراي? ترجمه‌اي بهتر بوده‌اند. با اين وجود، در ترجمه خودِ او از بندهشن نيز، که در مجموعه کتابهاي مقدس شرق، جلد پنجم، در سال 1880 منتشر شده است و قابل اعتمادترين ترجمه موجود تا آن زمان است، همچون ترجمه هاي پيشين، گامي در جهت روشن شدن ريشه‌شناسي، تلفظ و معناي واقعيِ اساميِ منازل قمري برداشته نشده است و از آنجا که بندهشن هندي منبع ترجم? وست بوده، بخش مربوط به زايچه گيهان، که تنها بخش کاملاً نجومي بندهشن است، همچنان ترجمه ناشده باقي مي‌ماند. پس از وست، ترجم? کامل ديگري از بندهشن هندي، توسط مودي (1901) و به زبان گجراتي منتشر مي‌گردد که چيزي به يافته هاي وست اضافه نمي‌کند. يونکر (1923) اولين کسي است که دست به ترجمه اختصاصيِ بخش نجومي زايچ? گيهان مي‌زند؛ با اين حال، او نيز از تحليل دقيق مفاهيم نجومي بندهشن باز مي‌ماند. پس از او، نيبرگ (1929) دست به بررسي مجدد فصل مربوط به منازل قمري بندهشن مي‌زند، اما تمرکز او بر جهانبيني بندهشن است و در نتيجه او نيز نمي‌تواند از مشکلات نجومي باقيمانده در بندهشن چيزي بکاهد. پس از او، ترجم? بِيلي از بندهشن، در قالب رساله دکتري اش در سال 1933 ارايه مي‌گردد. از آنجا که تمرکز بيلي بيشتر بر ريشه شناسي و معادل يابي است، او قادر مي‌شود برخي از ابهامات نجومي را برطرف سازد؛ اما، به دليل اينکه مبناي کار وي تنها يک دستنويس بوده است، او نيز موفق به تشخيص معنا و تلفظ دقيق اسامي منازل قمر نمي‌شود. پنج سال بعد، تقي زاده در گاه شماري ايران قديم (1316 ه.ش.=1938 م.) که به بررسي و تحليل مفصل تاريخچ? تقويمي و نجومي ايران مي‌پردازد، موفق مي‌شود بسياري از مفاهيم نجومي بندهشن را روشن ساخته و اشکالات قبلي را رفع و رجوع کند. در اين تلاش گسترده، او براي اولين بار مسائل ظريفي را مشخص مي‌کند که قبل از او ناگفته مانده بود. نظرات تقي‌زاده در اين اثر جامع، مبناي کار کليه پژوهشهاي آتي در زمينه نجوم، تنجيم و گاه‌شماري بندهشن بوده است. پس از تقي زاده، هنينگ (1942) برخي از ابهامات باقيمانده را برطرف مي‌کند، اما ترجمه او تنها بخش دوم يعني بخش مربوط به منازل قمر را در بر ميگيرد. با اين وجود، تمرکز هنينگ بيشتر بر تطابق منازل قمر پهلوي با نامهاي نجومي و مدرن آنهاست و تنها به طور گذرا و به صورت پاورقي است که اسامي برخي از اين منازل را ريشه يابي مي‌کند. در سال 1956، بهرام گور انکلساريا، در ادامه کار پدرش، تهمورث دينشاه، و با اتکاء به نسخه‌هاي TD1 و TD2، دست به يک ترجم? کامل از بندهشن ايراني مي‌زند که تاکنون اعتبار خود را حفظ کرده است. ترجمه انکلساريا (1956) تنها ترجم? انگليسي موجود است که کليه بخشهاي بندهشن ايراني را در بر مي‌گيرد. پس از او، مکنزي (1964) با توضيح و تفسيرِ دوبار? قسمتهاي نجومي بندهشن و مقايسه آن با ديگر آثار زردشتي به روشن سازي و تحليل بيشتر پديده هاي نجومي بندهشن مي‌پردازد. با آنکه او مطالب نجومي بخش پنجم يعني زايچه کيهان را با اشکالات بسيار کم ترجمه و تفسير مي‌کند، اما او نيز از مسايل حل نشده و مبهمِ مربوط به فصل دوم که دربار? منازل قمر است، پرهيز مي‌کند و در اين مورد چيزي بر يافته هاي هنينگ اضافه نمي‌کند. در نهايت، ترجمه هايي از بندهشن به فارسي نيز صورت مي‌گيرد. براي نمونه ترجمه بندهشن هندي توسط رقيه بهزادي (1368 ه. ش. = 1990 م.) که فاقد بخش نجومي است. اما، از همه اين ترجمه ها مهمتر، ترجمه بهار از بندهشن ايراني است که يک بار به عنوان قسمتي از کتاب پژوهشي در اساطير ايران (1375 ه. ش. = 1997) و يک بار تحت عنوان بندهشن (1378 ه.ش. = 2000 م.) به طبع رسيده است. ترجمه بهار، در حال حاضر، کم اشتباه ترين و کاملترين ترجمه موجود از بندهشن ايراني مي‌باشد. او در اين ترجمه، نظرات و تفاسير پژوهشگران قبلي بندهشن را مد نظر قرار داده و تلاش کرده است تا اثري جامع ارائه دهد. پس از او، رافائلي (1999)، بدون افزودن مطلبي جديد، در مقاله‌اي تحت عنوان “جداول زايچه کيهان” به مقايسه جدولهاي زايچه کيهان در سه نسخه دستنويس TD1، TD2، و DH مي‌پردازد. لازم به ذکر است که کليه پژوهشگران و مترجمان خارجي پس از ترجمه هاي هنينگ (1942) و مکنزي (1964)، از ترجمه، تفسير و تصحيحِ مطالب و فصلهاي نجومي بندهشن اجتناب کرده‌اند. براي نمونه چرتي (2003) و (2007) در ترجمه جديد خود از بندهشن، فرگرد يک، يک-الف، و سوم را ترجمه کرده است؛ اما از ترجمه فرگرد دوم که حاوي منازل قمر است، دوري کرده است.
اخيراً پاکزاد (2005) با استفاده از کليه دستنويسهاي مختلفِ بندهشن دست به تصحيح بندهشن و اراي? يک متن انتقادي از آن شده است. از آنجا که اين اثر، در حال حاضر، معتبرترين متن انتقادي از بندهشن محسوب مي‌شود و پاکزاد در اين کتاب از شيو? آوانويسي مکنزي تبعيت کرده است؛ در پژوهش حاضر، اين متن به عنوان منبع اصلي آوانويسي بندهشن مورد استفاده قرار گرفته است. با اين وجود، به دليل اينکه اين اثر، خالي از خطا و اشتباه نيست، نگارنده مجبور بوده است براي ثبت صورتهاي املايي سرواژه هاي مهم از جمله نام منازل قمري يه نسخه هاي اصلي بندهشن مراجعه کند.

ب) کتابها و مقالات کلّيِ مربوط به علم نجوم و علم احکام نجوم:
در جهت تشريح و تحليل مفاهيم نجومي و مطابقت واژگان ايراني با معادل هاي لاتين و عربي آنها، مراجعه به کتابها و مقالات نجومي جديد و قديم امري ضروري محسوب مي‌شود. در اين راستا برخي از منابع مورد استفاده عبارتند از: آثار الباقيه ابوريحان بيروني که به سه زبان عربي (به تصحيح اذکائي)، انگليسي (به ترجمه زاخائو) و فارسي (به ترجمه داناسرشت) موجود است و مقايسه مطالب اين کتابها با يکديگر دقت تحقيق را افزايش مي‌دهد؛ دو کتاب ديگر از ابوريحان بيروني تحت عناوين، احکام نجوم (1318) و التفهيم لاوائل صناعه التنجيم (1352)، که هر دو به تصحيح جلال‌الدين همائي به چاپ رسيده‌اند، در اين رساله نقش کليدي ايفا مي‌کنند. کتاب صورالکواکب (1351) اثر عبدالرحمن صوفي مکان دقيق ستارگان و منازل قمري را نشان داده است. دايره المعارف فارسي (1387) به سرپرستي غلامحسين مصاحب به طور جامع و کامل بسياري از اصطلاحات نجومي و تنجيمي را تشريح مي‌کند. در اين رساله، جهت شناسايي نامهاي علمي و جديد ستارگان و پديده هاي نجومي بندهشن، از دايره المعارف هاي نجومي و تنجيمي لاتين نيز استفاده شده است. برخي از اين منابع عبارتند از: اطلس ستارگان (1896) اثر آپتن، راهنماي عمومي نجوم (1913) اثر جاکوبي، گاه شماري در دوران باستان (1968) اثر بيکرمن، دايره المعارف نجوم فيليپ (2002) اثر پاتريک مور، کتاب تنجيم: دايره المعارف تأثيرات سماوي (2003) اثر لويس، نجوم باستان: دايره المعارف آفرينش و اساطير (2005) نوشته راگلز، تاريخچه نجوم باستان (2007) اثر راجر بِک.

ج) واژه نامه ها:
معادل يابي و ريشه شناسي واژه هاي نجومي ايجاب ميکند که واژه نامه هاي بسياري مورد استفاده قرار گيرد. برخي واژه نامه هاي مورد استفاده عبارتند از: واژه نامه ايراني باستان (1904) اثر بارتولومه، متون اوستايي (1911) اثر رايشلت، فرهنگ سانسکريت به انگليسي (1960) اثر مونيرويليامز، فرهنگ کوچک زبان پهلوي (1971) اثر مکنزي معناي ساده واژه هاي پهلوي بعلاوه حرف نويسي و آوانويسي آنها را مشخص مي‌کند؛ دستورنام? پهلوي، جلد دوم (1974) اثر نيبرگ از لحاظ ريشه شناسي واژگان پهلوي مورد استفاده قرار گرفته است؛ فرهنگ ريشه شناختي هندوآريايي باستان، درسه مجلد (1992-1996-2001) اثر مايرهوفر در جهت ريشه شناسي و شناسايي صورتهاي سانسکريت و ايراني سرواژه‌ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ براي شناسايي ريشه ها و صورتهاي ايراني و هند و ايراني آغازين سرواژه ها، فرهنگ ريشه شناختي افعال ايراني (2007) اثر چئونگ و واژگان موروثي هندوآريايي اثر لوبوتسکي (2009) مورد استفاده قرار گرفته است؛ واژه نامه بندهشن (1345) نوشته مهرداد بهار که به طور کوتاه و کلي حرف نويسي، آوانويسي و معاني واژگان را ارائه مي‌کند؛ و لغتنامه دهخدا (1365) در 50 مجلد اثر علام? دهخدا (در قالب لوح فشرده) منبع بسيار مهمي جهت آگاهي از معناهاي مختلف يک اصطلاح در فارسي نو و گهگاه معادل هاي آن در زبانهاي ديگر خصوصا زبان عربي است.

د) نرم افزار کامپيوتري نجوم:
از آنجا که در اين پژوهش تلاش بر آن بوده که واژگان نجومي با شفافيت کامل توضيح داده شوند، در تحليل برخي مفاهيم نجومي همچون مسير ظاهري حرکت سيارات، طول بلندترين و کوتاهترين روز سال و مکان سپاهبدان اختري در آسمان از معتبرترين نرم افزار نجومي موجود تحت عنوان Starry Night Pro نسخ? 6.0.3 (1997-2006) محصول شرکت Imaginova در کانادا استفاده شده است.

1-5- روش تحقيق
در اين رساله به شيوه‌ي کتابخانه اي فيش برداري شده است بطوري که پس از نوشتن کليه اصطلاحات نجومي و تنجيمي موجود در بندهشن، اطلاعات مربوط به اين واژگان که در منابع و مآخذ موجود يافت مي‌شده، به رديف هاي مربوطه در اين فيش ها اضافه شده است. رديف هاي مورد نظر عبارتند از: حرف نويسي، آوانويسي، ريشه شناسي، معادل نويسي، تعريف و توضيحات اضافي که به فهم بيشتر آن واژه کمک مي‌کند و در مواردي که مفهوم اصطلاح نامشخص بوده، درستيِ معادلِ انتخابيِ نگارنده تحليل و اثبات گرديده است. هر جا ممکن بوده است، براي فهم بيشتر مطلب، تعاريف و توضيحات با اشکال يا نمودار همراه شده اند. لازم به ذکر است که در اين رساله، هر جا از نظرات و اظهارات محققان و نويسندگان مختلف استفاده شده است، با ذکر دقيق منابع مربوطه همراه گشته است. بديهي است که ساير مطالب، منعکس کنند? نظرات نگارنده است.
اين پايان نامه شامل چهار فصل اصلي است که شرح آن در زي

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد دوران باستان، واژه نامه، دانش پژوه، اهورامزدا Next Entries منبع تحقیق درمورد واژه نامه، منابع معتبر