منبع تحقیق درمورد وابستگی متقابل، سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، سیاست خارجی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

وابسته است ، عده ای آن را پیوستگی متقابل معنا می کنند که در آن تحولات سایر جوامع بر جامعه اثر می گذارد. همانگونه که پیش تر اشاره کردیم، مشخص نیست که آیا وابستگی متقابل رابطه میان کنشگران مجزاست یا از دیدگاهی کل گراقابل درک است و صفتی متعلق به نظام می باشد (مشیرزاده، 1388: 55) به علاوه گفته می شود که ادعای کوهن و نای در این مورد که توسعه شرایط وابستگی متقابل به گونه ای است که استفاده و فایده ی زور را کاهش می دهد تا حد زیادی نزدیک به دعوی سنتی لیبرال است که رشد تجارت آزاد و تقسیم تولید بین المللی با مزایای متقابل هماهنگی و صلح بین المللی را تشویق می کند، در حالی که استدلال معکوس، اگر ارزش بیشتری نداشته باشد ، به همان اندازه معتبر است . به این ترتیب که این شرایط خاص سیاسی است که دوران صلحی را بوجود می آورد که اجازه ی رشد و شکوفایی تجارت را می دهد و به عبارت دیگر، باعث افزایش سطح وابستگکی متقابل می شود . این نشان دهنده ی مشکل در الگوی علیت کوهن و نای است.
واگنر می گوید وابستگی متقابل نامتقارن متضمن آن نیست که یک چانه زن بتواند بر دیگری نفوذ سیاسی اعمال کند . بلکه استفاده از وابستگی متقابل اقتصادی برای نفوذ سیاسی مستلزم آن است که مبادله ی منافع اقتصادی در مقابل امتیازات سیاسی، طرفین یک رابطه را، به نسبت شرایطی که بر سر توزیع منافع ناشی از یک رابطه صرفا اقتصادی چانه می زنند، در موقعیت بهتری قرار می دهد. کارل دویچ با بسط مفهوم وابستگی متقابل بر آن است که می توان وابستگی متقابل نامتقارن را وابستگی متقابل منفی یا نابرابر نامید که همان امپریالیسم و وابستگی است.
از نظر تجربی نیز در مورد روابط مبتنی بر وابستگی متقابل میان جوامع پیشرفته صنعتی، جونز و ویلتس متذکر می شوند که آیا بسیاری از مبادلات اقتصادی میان این جوامع نشان دهنده ی وابستگی متقابل است ، یا بر عکس، مبین الگویی از تجارت رقابت آمیز و عمدتا بی فایده می باشد که دیگر نمی توان وابستگی متقابل را حاکم بر آن دانست ، چرا که این روابط فاقد بعد آسیب پذیری است (مشیرزاده، 1388: 57)
کوهن و نای نظریه پردازان اصلی وابستگی متقابل، خود به این مساله واقف اند کا از لفاظی های وابستگی متقابل، که جنبه ی هنجاری به این نظریه داده است و آن را بوسیله ای برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی با توجیه ایدئولوژیک جدید مبدل می سازد، باید اجتناب شود و برآنند که وظیفه ی ما تحلیل سیاست بین الملل است و نه تحلیل و تقدیس آن (مشیرزاده، 1388: 59)
بدین ترتیب ، در صحنه سیاست بین الملل، رفتارها، جهت‌گیری‌ها، به طور کلی داده‌های سیاست خارجی همچنین، در طول زمان نظام‌های بین الملل به اشکال گوناگون ظاهر شده‌اند. در هر زمان متغیرهایی مورد تاکید بوده است که بر کارکرد آن نظام و رفتار دولت‌ها تاثیر بسزایی گذاشته است بدین ترتیب شرایط نوین آسیا باعث شده است که رده بندی قدرتها نیز تغییر یابد و گفته می شود که تعادل قدرت را وضعیت چین مشخص خواهد کرد. قدرت اقتصادی و استراتژیک چین به شدت در حال افزایش است و این در شرایطی است که ژاپن با چالشهای جدی مواجه است. در این راستا، جمهوری اسلامی ایران به موازات امنیت ملی برای امنیت منطقه‌ای نیز ارزش و اعتبار بالایی قایل است و لذا همواره منادی همکاری امنیتی – دفاعی کشورها در منطقه بوده است و لازمه‌ی ثبات، آرامش و امنیت منطقه را حفظ روند همکاری کشورهای آن می‌داند و این موضوع به وضوح در تقریرات و بیانات مسئولین نظام مشهود است (مجله سیاست خارجی، 1374: 274-271)
با توجه به مطالب گفته شده می توان رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را نسبت به کشورهای شرق در قالب نظریه ی همگرایی منطقه ای و وابستگی متقابل توضیح داد گرچه همواره استفاده از یک نظریه ی تمام ابعاد یک موضوع را نمی پوشاند ولیکن به نظر می رسد همگرایی بهترین توضیح دهنده ی گرایش ایران به سمت شرق باشد . همچنین از آنجا که کشورهای بزرگ شرقی همچون چین ، هند و پاکستان نیاز روز افزونی به منابع انرژی جمهوری اسلامی ایران دارند و به دلایل نزدیکی ایران و حمل و نقل آسان و سریعتر از این کشور، جمهوری اسلامی ایران در مرکز توجه قرار گرفته است . از دیگر سو، ایران نیز به دلیل تحریم های ناشی از غرب، ایجاد موازنه در برابر غرب ، جلب حمایت شرق از برنامه ی هسته ای خود از و امید به پشتیبانی دو کشور روسیه و چین که دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل می باشند و سرخوردگی از ایجاد یک اتحادیه ی توانمند با کشورهای همسایه خود به سمت شرق گرایش پیدا کرده است و با عضویت در سازمان همکاری شانگهای سعی در تحکیم این همکاری ها دارد .کشورهای شرقی از جمله چین و روسیه نیز هر یک به دلایل خاص خود پذیرای ایران در این همگرایی هستند به نظر می رسد که این کشورها نه تنها به لحاظ جغرافیایی به یکدیگر نزدیک اند بلکه دارای اهداف نسبتا مشترکی در عرصه ی جهانی می باشند که در صدر آن مقابله با یکجانبه گرایی ایالات متحده قرار دارد همین اهداف مشترک منجر به شکل گیری سازمان همکاری شانگهای شده ، کشورهای منطقه سعی دارند تا در قالب این سارمان همگرایی خود را گسترش داده و به نمونه ی اروپایی آن نزدیک شوند

با پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها جهانیان شاخص های وقوع انقلابی مردمی مبتنی بر آموزه های اسلامی ملی را در چارچوب سرزمین ایران شاهد بودند که در بعد فرامرزی نیز به عینیت یافتن سیاست خارجی مبتنی بر اصول و مولفه های جدید پی بردند( عنادی، 1385 :18 ) اما در سالهای پس از انقلاب اسلامی، اختلافات ایران با غرب از جمله دلمشغولی های همیشگی سیاست خارجی ایران بوده است. حتی در قبل از انقلاب نیز سیاست خارجی ایران بدون هر گونه تفاوت و یا در هماهنگی کامل با منافع غرب نبود. اصولا اندازه کشور، فرهنگ و مذهب، سنت های تاریخی و ظرفیت های بالقوه ایران، سیاست خارجی ایران را به نوعی مشخص و منحصر به فرد می سازد که علی رغم تلاش تصمیمگیران ایرانی و غربی در پیش از انقلاب برای همگرایی کامل، این موضوع هیچگاه محقق نشد. پس از انقلاب سیاست های استقلال گرایانه ایران باعث تشدید اختلافات با کشورهای غربی شد . اما در طول دهه های 1990 و 1980 میلادی این اختلافات با تدبیر دو طرف بویژه نگاه واقع گرایانه برخی از کشورهای اروپایی مدیریت شده و در سطوح سیاسی و اقتصادی باقی می ماند. اما از سال 2003 با اصرار امریکا، روابط ایران با کشورهای غربی به حالت بحرانی رسیده و از رقابت های سیاسی و اقتصادی به منازعات امنیتی و نظامی منتهی شده است. پرونده هسته ای ایران باعث تشدید فشارهای غرب در محدود سازی ایران در دسترسی به فناوری های پیشرفته، عدم رسیدن به توافقات عمده مانند قرار داد همکاری و تجارت ما بین اتحادیه ی اروپایی و ایران، ارجاع پرونده ی هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و تصویب و اعمال تحریم های عمده تکنولوژی، علمی و مالی و تهدید به تحریم های گسترده تری شده است . از این طرف نیز نگاه ایران به روابط خارجی خود با کشورهای غربی بخصوص امریکا با رجحان امور امنیتی و نظامی شکل می گیرد. در چنین حالتی گرایش به کشورهای شرقی می تواند به ایران این مجال را بدهد که اولا برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت همکاری با کشورهای شرقی و شمالی خود برای روزهای سخت را در ذهن داشته باشد و ثانیا از پتانسیل این کشورها برای مقابله با تحریم ها و تهدیدات استفاده کند. بدین ترتیب هر کشور و بلوکی که نیازمندی‌های سیاسی، اقتصادی، بازرگانی، علمی و فرهنگی ما را راحت‌تر و با هزینه‌ کمتر تامین کند باید مورد توجه قرار گیرد (ولایتی، 1385: 2) برخی از مسئولان معتقدند که ایران باید در حاشیه ی همکاریها ضمن انجام اقدامات گسترده اعتماد ساز، به حداکثر سازی منافع مشترک با شرق مبادرت کند. چنین هدفی در قالب همکاریهای اقتصادی و گسترش مبادلات تجاری قابل تحقق است. در این چارچوب است که ایران به دنبال طراحی و اجرای پروژه های مشترک در زمینه های گوناگون با کشورهای شرقی است . از جمله این پروژه ها خرید موشک های ضد دفاعی از روسیه است که این کشور در عین مخالفت امریکا همچنان قصد ادامه تجارت نظامی با ایران را دارد. برخی دیگر از مسولان ایرانی تاکید دارند در موقعیت هایی که غرب همکاری با ایران را محدود می کند و یا از آن سرباز می زند، راهی جز حرکت به سمت شرق باقی نمی ماند، بنابراین باید از همکاری با شرق استقبال کرد، زیرا امکان دستیابی به تکنولوژی برتر با هزینه ی بسیار اندک مادی و سیاسی فراهم می گردد.( ولایتی، 1385: 3) علاوه بر این،از اهداف مهم در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تضمین مطمئن امنیت کشور در قبال بی ثباتی های منطقه ای و دستیابی به حداکثر امکان همکاریهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی با همسایگان ودیگر کشورهاست(تاجیک،1380: 27) چنانکه گفته شد مهم‌ترین مبنا برای برقراری روابط و همکاری در عرصه بین الملل حفظ صلح و امنیت جمهوری اسلامی ایران است. بر این اساس هر کشور و بلوکی که نیازمندی‌های سیاسی، اقتصادی، بازرگانی، علمی و فرهنگی ما را راحت‌تر و با هزینه‌ کمتر تامین کند باید مورد توجه قرار گیرد (ولایتی،1385: 2) همانطور که می دانیم همکاری اقتصادی زمینه‌ساز جنبه‌های مختلف همکاری است. حاصل گسترش این همکاری افزایش اعتماد متقابل است. با تقویت اعتماد طرفین زمینه همکاری‌های بلند مدت در مسائل سیاسی و استراتژیک نیز فراهم می‌شود.با این تفاسیر، جمهوری اسلامی ایران،پس از انقلاب، جهت رسیدن به اهداف و منافع ملی خود رویکردهای مختلفی را در سیاست خارجی در پیش گرفته است. این رویکردها به رغم تفاوت های ظاهری، به لحاظ ماهوی در پی تامین منافع ایران بوده اند. در حقیقت رویکردهای مزبور نحوه ی تعاملات سیاسی- اقتصادی کشور را مشخص کرده وحتی بر اساس آنها حضور ایران در سازمانها و مجامع بین المللی نیز تغییر می نموده است. بنابراین در ادامه ی بحث به نظر ضروری است که ابتداعا به رویکردهای اتخاذ شده از سوی تصمیمگیران سیاست خارجی ایران بپردازیم.

رویکردهای مختلف در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
الف)اصل نه شرقی نه غربی
پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از رویکردهای محوری ایران در سیاست خارجی، شعار نه شرقی – نه غربی بوده است. این شعار بویژه در دوران انقلاب از آن جهت اهمیت داشت که بر تغییر وضعیت ایران از وابستگی کامل به غرب تا استقلال همه جانبه تاکید می کرد. شعار نه شرقی – نه غربی در واقع نفی دو ایدئولوژی حاکم بر جهان یعنی سرمایه داری و کمونیسم بود . پیروزی انقلاب اسلامی در فضای جنگ سرد و نظام دوقطبی رخ داد در این قالب سیاست نه شرقی – نه غربی سیاست های متعارف دولت های منطقه را که در اتحاد با یکی از دو ابر قدرت بودند را نفی نمود. این رویکرد در نظام بین الملل به معنی عدم تعهد نسبت به دو ابر قدرت و در عوض گسترش همکاری با کشور های جهان سوم و اتحاد امت اسلامی است. شرایط بین المللی در دوران جنگ سرد و رویکرد مطلق گرایانه از این سیاست مانع از آن گردید تا ایران بتواند متحد و همپیمان استراتژیکی برای خویش بیابد هر چند در مقاطعی که نیاز به داشتن متحدی برای مقابله با چالشهای فرا رو در عرصه بین المللی بیشتر احساس می شد نگاه به سوی شرق و جنوب و سایر نقاط معطوف می گردید (ثقفی عامری و احدی ، 1387: 53 )
توضیح بیشتر اینکه نه شرقی و نه غربی به این معناست که جمهوری اسلامی ایران در برقراری روابط بین الملل و حضور در صحنه ی بین الملل به عنوان یک بازیگر، نه خط مشی وابستگی به ابرقدرت شرق را پیش خواهد گرفت و نه سیاست تعهد و وابستگی به ابر قدرت غرب را دنبال می کند، به عبارت روشن تر، مشی جمهوری اسلامی در ارتباط با دیگر بازیگران، عدم پذیرش سلطه است. بنابر این« نه شرقی و نه غربی» نفی وابستگی است زیرا وابستگی جلوه ای از عدم استقلال است( یزدانی، 1378: 359) ایرانیان در طول قرنهای متمادی به غرب تمایل داشتند حتی سیاست پادشاهان ایرانی در دوران صفویه تا پهلوی متمایل به غرب و ایالات متحده امریکا بوده است.

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد کارکردگرایی، همگرایی منطقه ای، اروپای غربی، برون گرایی Next Entries منبع تحقیق درمورد نگاه به شرق، سیاست خارجی، سیاست خارجی ایران، کشورهای آسیایی