منبع تحقیق درمورد هلال ماه

دانلود پایان نامه ارشد

45؛ مونيرويليامز، 1960: 6) و rocana?- “روشن” (مونيرويليامز، 1960: 889؛ مايرهوفر، 1996: 463-464)؛ اوستايي: مشتق از an-a?ra- “بي پايان، بيکران” و raoc?ana- “روشن” (رايشلت، 1911: 216، 264)؛ فارسي باستان: *agra- در agriya- “اوج، نخستين” (کنت، 1953: 165) و raucah- “روز” (کنت، 1953: 205)؛ فارسي ميانه: anagr i? ro?s?n “روشني بيکران”؛ فارسي نو: انيران روشن؛ معادل انگليسي: Endless Light (انکلساريا، 1956: 39).
§§§
Anagra?n [?ngl?n | Av. ana?ran?m | M ?nyr?n]
* انغران، انيران، “بيکرانه”:
*(تنجيم: تقسيمات آسمان) پايه پنجم آسمان، خورشيد-پايه، گرزمان؛
*(گاه‌شماري: اسامي روزها) نام روز سي‌ام از هر ماه اوستايي.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: در تنجيم، انغران همان “انغر روشن” است و به خورشيدپايه، جايگاه مينويِ ايزد مهر، اشاره دارد. (براي توضيحات بيشتر رک. pa?yag)
ريشه شناسي: واژ? anagra?n کوتاه شد? ترکيب اوستايي ana?ran?m raoca?h?m به معناي “روشني بي پايان” است (نيبرگ، 1974: 17). واژه anagra?n حالت جمع از اسم an-agr به معني “بي-آغاز: بي-بالا” مي‌باشد (براي بررسي ريشه شناختي رک. anagr i? ro?s?n): هند و ايراني آغازين: *(H)agra- “نوک، سر، آغاز” (لوبوتسکي، 2009: 5)؛ سانسکريت: a?gra- (مايرهوفر، 1992: 45؛ مونيرويليامز، 1960: 6)؛ اوستايي: ana?ran?m حالت اضافي و جمع از ana?ra- “بي پايان، بيکران” (نيبرگ، 1974: 17)؛ فارسي باستان: *agra- در agriya- “اوج، نخستين” (کنت، 1953: 165)؛ فارسي ميانه: Anagra?n (نيبرگ، 1974: 17؛ مکنزي، 1373: 38؛ بهار، 1345: 84)؛ فارسي ميانه مانوي: [?nyr?n] (نيبرگ، 1974: 17)؛ پازند: Ane?ra?n (نيبرگ، 1974: 17)؛ فارسي نو: انيران؛ معادل انگليسي: Endless.
ترکيبات:
ro?z i? Anagra?n “روزِ انغران: روز سي‌ام از ماه”
Anagra?n, anagr i? ro?s?n “انغران، که همان روشنايي بيکران است”.
§§§
Ana?hi?d [?n?hyt’ | Av. an?hita?- | N na?hi?d]
(نجوم: سيارات)
* ناهيد: سيار? زهره، ستار? صبحگاهي، ستار? شامگاهي
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات (نجوم): بنا بر بندهشن (5-الف: 8)، سياره ناهيد به 2831 دقيقه از خورشيد بسته شده است. توضيح اينکه سياره ناهيد از سيارات سفلي (زيرين يا دروني) است يعني مدار زمين محاط بر مدار ناهيد است؛ در نتيجه، از ديد ناظر زميني، سياره ناهيد هميشه بند به خورشيد است و از آنجا که خورشيد در مرکز مدار زهره است، حرکت خورشيد به معني حرکت مدار زهره است. از طرفي گردش زهره بدور خورشيد نيز از ديد ناظر زميني يک حرکت دوراني نيست بلکه صرفاً يک حرکت پيشرونده و پسرونده است؛ يعني، ناظر مي‌بيند که ناهيد از خورشيد پيشي مي‌گيرد و وقتي به حداکثر فاصله‌اي که مي‌تواند از خورشيد بگيرد، رسيد، شروع به پسرفت مي‌کند و در اين پسرفت ابتدا به خورشيد رسيده و سپس از آن عقب تر مي‌رود. در اينجا، دوباره، زهره تا آنجا که مدارش اجازه مي‌دهد با خورشيد فاصله گرفته و آنگاه حرکت پيشرونده خود را آغاز مي‌کند. از ديدگاه بندهشن، حداکثر فاصله‌اي که زهره مي‌تواند از خورشيد داشته باشد، 2831 دقيقه، برابر با 47 درجه و 11 دقيقه است، يعني کمي بيشتر از يک برج و نيم، که با توجه به امکانات آن زمان، بسيار دقيق مي‌باشد.
توضيحات (تنجيم): بنا بر احکام نجوم بندهشن (5: 4)، سيار? ناهيد، سپاهبد اباختري جنوب و دشمن سدويس است. شرف سيار? زهره، در بندهشن (5الف: 2)، همانند تنجيم سنتي، در برج ماهي قرار دارد و همانگونه که در تنجيم سنتي، اين سياره به “نيکِ خُرد” (=سعد اصغر) معروف و از کرفه‌گران (سعود) است، در بندهشن (5ب: 12) نيز به سبب تفوق سدويس بر زهره، زهره از گناه کردن بازداشته مي‌شود و کرفه‌گر مي‌شود. در تنجيم سنتي، ناهيد آبي است (بيروني، 1352: 355) و در بندهشن (5ب: 14) نيز همانند رقيبش سدويس، جزء آب-سرشتان محسوب مي‌شود.
ريشه شناسي: واژه پهلوي ana?hita?- متشکل است از: پيشوند منفي ساز an- + صورت بالنده از صفت مونث *ahita?- به معني “تيره”: هند و ايراني آغازين: صورت منفي *(H)asita- (لوبوتسکي، 2009: 16)؛ سانسکريت: پيشوند سلبي an- + asita- “تاريک” (مونيرويليامز، 1960: 120؛ مايرهوفر، 1992: 146)؛ اوستايي: Ana?hita?- به معني “بي-آلايش” (بارتولومه، 1904: 125)؛ فارسي باستان: Ana?hita?-, Anah?ta-, Anahita- (کنت، 1953: 167)؛ فارسي ميانه: Ana?hi?d (مکنزي، 1373: 38؛ بهار، 1345: 58؛ دورکين-مايسترارنست، 2004: 43)؛ Ana?hi?t (نيبرگ، 1974: 17)؛ پازند: Ana?hi?? (هوبشمان، 1895: 138)؛ فارسي نو: ناهيد؛ معادل انگليسي: (planet) Venus ؛ معادل عربي: زهره “سياره ناهيد”.
ترکيبات:
Ana?hi?d i? aba?xtari?g “ناهيد اباختري؛ سياره زهره”
Ana?hi?d ne?m-ro?z spa?hbed “ناهيد، سپاهبد نيمروز؛ زهره، سپهبد جنوب”
Ana?hi?d i? a?b-c?ihrag “ناهيد آب-سرشت؛ زهر? آبي”.
§§§
andarma?h [?ndlm?h | Av. a?tar?m???ha-]
(نجوم)
* اندرماه: از هلال روز اول تا هلال روز پنجم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: بنا بر بندهشن (26: 22)، اندرماه عبارت است از پنج? اول ماه قمري يعني از هلال روز يکم تا هلال روز پنجم.3 همين تقسيم بندي در ترجم? دومناش از دينکرد سوم (1972: 262) نيز آماده است، اما در آنجا پنج? دوم نيز نامگذاري شده و پنج? ضد-اندرماه خوانده شده است. (براي توضيحات بيشتر رک. ma?h )
ريشه شناسي: اين ترکيب از قيد andar “درون” + ma?h “ماه” بمعني “ابتداي يک ماه قمري” تشکيل شده است، و به احتمال زياد، به وارد شدن به “درونِ” (andar) “ماه قمريِ جديد” (ma?h) اشاره دارد: هند و ايراني آغازين: *Hantar + *maHas- (لوبوتسکي، 2009: 10، 66)؛ اوستايي: antar?ma??ha- (بهار، 1345: 84)؛ antar?ma?h- (بارتولومه، 1904: 134)؛ فارسي ميانه: andarma?h “هلال ماه؛ از اول تا پنجم هر ماه” (بهار، 1345: 84)؛ “ماه نو” (مکنزي، 1373: 39)؛ فارسي نو: اندرماه “نوماه، هلال، ماه نو”؛ انگليسي: interlunium “اندر-ماه” وام‌گرفته از لاتين (بارتولومه، 1904: 134)؛ معادل انگليسي: waxing moon, waxing crescent, new moon ؛ معادل عربي: هلال.
§§§

asar ro?s?ni?h [?sl lws?nyh]
(تنجيم: تقسيمات آسمان)
* “روشني ازلي”: گاه هرمزد، پايه هفتم آسمان.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: (رک. سرواژ? pa?yag)
ريشه شناسي: اين ترکيب متشکل است از: پيشوند سلبي a- “بي-” + sar “سر” + ros?n “روشن” + پسوند اسم ساز -i?h “ـي”. (براي بررسي ريشه شناختي sar و ro?s?n رک. Awesar و ro?s?na?n): فارسي ميانه: a-sar “بي-سر=بي‌پايان” (مکنزي، 1373: 43؛ نيبرگ، 1974: 31؛ بهار، 1345: 33)؛ معادل انگليسي: Endless Light (انکلساريا، 1956: 5)؛ Eternal Light ؛ معادل فارسي نو: روشني ازلي.
§§§
a??sma?n [?sm?n’ | Av. asman-, asan- | M, N a?sma?n]
(تنجيم)
* آسمان: سپهر، فلک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: واژ? آسمان در بندهشن (26: 79) به عنوان يک اسم خاص آمده است و به ايزدي مينوي اطلاق مي‌شود که آسمانِ مادي را همچون زرهي بر تن دارد. کار او حفظ آسمان از گزند اهريمن است. در گاه‌شماري، نام اين ايزد به روز 27م از هر ماه اوستايي اطلاق مي‌شود. آسمان نجومي اولين آفرينش مادي است و ظرفي است کروي شکل که کل آفرينش مادي را همانند دژي سنگي و از جنس خمآهن يعني الماس نر4 در بر گرفته است (بندهشن، 1-الف: 7). وجه تسميه “آسمان” از جنس سنگ بودن آن است و به همين خاطر است که در دور? هندوايراني، *Hac?man- همزمان به معني “آسمان” و “سنگ” است. در التفهيم (بيروني، 1352: 58) آمده است: “پارسيان او را آسمان نام کردند يعني مانند? آس از جهت حرکت او”. در نتيجه، به عقيد? قدما، آسمان نيز همچون آس از جنس سنگ و مدور است، و حول محور خود مي‌گردد. (براي توضيحات بيشتر و شتاخت طبقات آسمان رک. pa?yag)
ريشه شناسي: هند و ايراني آغازين: *Hac?man- “آسمان، سنگ” (لوبوتسکي، 2009: 16)؛ سانسکريت: a?s?man- “سنگ، آسمان”(کنت، 1953: 173)؛ اوستايي: asan-, asman- “آسمان، سنگ” (بارتولومه، 1904: 207؛ نيبرگ، 1974: 32)؛ فارسي باستان: asman- (کنت، 1953: 173؛ نيبرگ، 1974: 32)؛ فارسي ميانه: A??sma?n (مکنزي، 1373: 43؛ بهار، 1345: 33-34)؛ asma?n (دوبلوا، 2006: 124)؛ فارسي ميانه ترفاني و پهلوي اشکاني ترفاني: asma?n (بويس، 1977: 15)؛ فارسي ميانه کتيبه اي: asma?n (ژينيو، 1972: 17)؛ فارسي ميانه اشکاني مانوي: [?sm?n] (نيبرگ، 1974: 32)؛ پازند: A?sma? (نيبرگ، 1974: 32)؛ فارسي نو: آسمان؛ سرياني: [s?my?] (دوبلوا، 2006: 124)؛ معادل انگليسي: Sky ؛ عربي: سماء.
ترکيبات:
ba?list i? a??sma?n “بالست آسمان، اوج آسمان، سمت الرأس”.
§§§
Asnyan?m [?snyn?m | Av. asniian?m]
(تقسيمات روز)
* اسنيه‌نام به معني “پنج‌گاهِ روز، پنج‌گاهي”؛ ايزدان موکل بر پنج گاه روز.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات: بنا بر فرگرد 3، بند 24 (بهار، 1378: 50؛ پاکزاد، 2005: 51) و فرگرد 25، بند 9 از بندهشن (بهار، 1378: 105؛ پاکزاد، 2005: 286) و همچنين اوستا (رايشلت، 1911: 166، 285)، شبانه روز از ديدگاه مذهبي به پنج بخش (=گاه) تقسيم مي‌شود و هر بخش آن متعلق به ايزدي مينوي بنام Asnya مي‌باشد و داراي نيايشي (=گاه) ويژه مي‌باشد: 1) [Av. Ha?uuanaii-] هاون گاه يا بامداد (صبح): از طلوع آفتاب تا ظهر؛ 2) [Av. Rapi?wina-] رپبهوين گاه يا نيمروز (ظهر): از ظهر تا بعدالظهر؛ 3) [Av. Uzaiieirina-] اوزيرين گاه يا ايواره (عصر): از بعدالظهر تا غروب آفتاب؛ 4) [Av. Aiwi.sru??rima-] ايوي سروسريم گاه يا اَپاديابان (= شامگاه): از غروب آفتاب (يا پيدايي ستاره) تا نيمشب؛ 5) [Av. Us?ahina-] اوشهين گاه (= سحرگاه، پگاه): از نيمشب تا سپيده دم (يا ناپيدايي ستاره).
بنا بر هفت امشاسپند يشت، بند 4 و 5، در سرودهاي ويژه هر يک از اين گاه ها، از امشاسپندان خاصي استمداد طلبيده مي‌شود: 1) براي هاون گاه از: ميترا و رام؛ 2) براي رپيهوين گاه از: ارديبهشت و آذر؛ 3) براي اوزيرين گاه از: آبان و اناهيد؛ 4) براي ايوي سروسريم از: فروردين و بهرام؛ 5) براي اوشهين گاه از: سروش، رشن و اشتاد.
بسامد و خوانش: املاي اين واژه، در نسخ مختلف بندهشن، با املاي پهلوي و به شرح زير است: TD1: [?s?y?nm] ؛ TD2: [?s??m?m] ؛ DH: [whws??n?m] (پاکزاد، 2005: 313پ338)؛ با اين وجود بهار (1345: 400) آن را با املاي پازند asnyan?mc?a ثبت مي‌کند. خوانش پاکزاد (2005: 313پ338) asnyanam و خوانش انکلساريا (1956: 230) asniyana?m است.
ريشه شناسي: واژه اوستايي asniia- به معني “روزانه” صفت نسبي است براي روز و همانگونه که معادل آن در سانسکريت (ahnya-)، به پنج گاه مختلف روز و مناسک مذهبي مربوط به آن اشاره دارد، در دين زرتشتي نيز نام ايزد و مينوي هر پنج گاه روز است. از اينرو، واژه اوستايي asniian?m که در لفظ به معني “روزانه ها” است، در اصل به معني “پنج گاه روز” است:5 هند و ايراني آغازين: مشتق از *Haj?hn- (لوبوتسکي، 2009: 6)؛ سانسکريت:ahnya- “روزانه” منظور مسير روزانه خورشيد است (مونيرويليامز، 1960: 126)؛ a?hnika- “روزانه” منظور نيايش و مناسک مربوط به اوقات مختلف روز است (مونيرويليامز، 1960: 163)؛ a?han- “روز” (مايرهوفر، 1992: 154)؛ اوستايي: Asniian?m (جمع، حالت اضافي)؛ azan-, asn- (رايشلت، 1911: 219)؛ پازند: Asniian?m (بهار، 1345: 400)؛ asniyana?m (انکلساريا، 1956: 230).
§§§
Awara, Awarag [Paz. Awara | MP ?p?lk’]
(منازل قمر)
* اَبَرَگ. خانه نهم ماه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضيحات و ريشه شناسي: (رک. Abarag).
§§§
Awesar [Paz. avesar | *?p?ysl]
(منازل قمر)
* اَويسر، به معني “سرِ گوسفند”: خانه پنجم ماه. از 23 درجه و 20 دقيقه از برج گاو تا 6 درجه و 40 دقيقه از برج دوپيکر.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بسامد و خوانش: اين واژه

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد فارسي، ميانه، 1974:، ريشه Next Entries منبع تحقیق درمورد فارسي، 1974:، (نيبرگ،، ريشه