منبع تحقیق درمورد نگاه به شرق، سیاست خارجی، سیاست خارجی ایران، کشورهای آسیایی

دانلود پایان نامه ارشد

در برابر این غرب گرایی، ملت ایران در انقلاب بزرگ اسلامی خود در سال 1975 به هویت مستقلی دست یافت. به دنبال اجرای سیاست نه شرقی و نه غربی ، ایران با سیاستهای قدرت طلبانه ی امریکا مانند ایدئولوژی سیاسی آن در برابر اتحادیه ی جماهیر شوروی قطع رابطه کرد .(وکیلی، 1386: 81) بر خلاف بسیاری از انقلابات قرن بیستم که به نوعی در سایه حمایت یکی از دو اردوگاه شرق یا غرب به پیروزی می رسیدند رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره)، با چنین رویکردی به جهانیان اعلام داشت که انقلاب ایران به هیچ یک از دو اردوگاه شرق و غرب تعلق نداشته و انقلابی برآمده از خواست مردم و مبتنی بر آموزه های اسلامی است.(عنادی، 1385: 18) همچنین روح الله رمضانی در کتاب« چارچوب تحلیلی برای بررسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران» در تفسیر دیدگاه امام خمینی از نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی، آورده است: هدف آیت الله خمینی تاکید بر این نکته بوده است که هنگام طراحی جمهوری جدید ایران نباید کودکانه از مدل سوسیالیستی شرق یا سرمایه داری غرب تقلید کرد. او معتقد بود دموکراسی اسلامی برتر از دموکراسی های شرقی و غربی است. (عنادی، 1385: 18) در واقع هدف امام از اصل نه شرقی نه غربی نفی سلطه بیگانه بود نه گسستن ارتباط با سایر کشورها، چرا که نفی مناسبات سیاسی با دیگر کشورها به معنی نفی کشورها است. مولفه اصلی این رویکرد نفی سلطه بیگانگان و عدم وابستگی به مراکز قدرت جهانی بوده است که در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی در قالب دو بلوک شرق و غرب به رهبری شوروی سابق و آمریکا نمود داشت.(عنادی،1385 :19) منتقدان این سیاست می گویند که این سیاست در عمل موفق نبوده و از جمله به تجربه جنگ با رژیم بعث عراق اشاره میکنند که سیاست مزبور نتوانست مانع حمایت دو ابر قدرت و کشورهای منطقه از عراق علیه ایران گردد. طرح« نه شرقی، نه غربی» بنا بر تعبیر حضرت امام(ره) هرگز به مفهوم بستن مرزها به روی کشورها نیست، بلکه صرفا قرائتی دیگر از مفهوم استقلال در ادبیات روابط بین الملل جمهوری اسلامی ایران است( منصوری، 1366: 44) ایشان با رد صریح سیاست انزوا، تمایل جمهوری اسلامی ایران به دوستی با ملتها و دولتها و گسترش ارتباط با آنها را اعلام می‌نماید و می‌فرماید: ما با هیچ ملتی بد نیستیم، ما به حسب طبع اولیه می‌خواهیم با همه دولت‌ها دوست باشیم. می‌خواهیم که روابط حسنه با احترام متقابل نسبت به هم داشته باشیم و اگر چنانچه ما احتیاج به یک چیز داشته باشیم و آنها احتیاج به یک چیز داشته باشند، تبادل کنیم «مگر این که دولت‌هایی باشند که با ما خلاف رفتار کنند.» (امام خمینی: 352) همچنین جهت‌گیری قانون اساسی به سوی برقراری، توسعه و تحکیم روابط با بازیگران بین الملل و به خصوص با کشورهای اسلامی و جهان سوم می‌باشد و هرگز در این سند، صحبتی از قطع روابط با تقلیل روابط – جز مواردی که با اصول دینی تعارض دارد – به میان نیامده است ( یزدانی، 1378: 363) در این راستا عده ای نیز تاکید دارند که پیشبرد سیاست نه شرقی نه غربی به معنی حفظ منافع عالی کشور در بحران هاست و با سیاست انزوا در این معنی تفاوت دارد . زیرا سیاست انزوا به معنای جدا نگاه داشتن کشور از تعاملات جهانی است در حالی که سیاست نه شرقی نه غربی شیوه ی مدیریت کشور در بحران های بین المللی و برای حفظ منافع ملی کشور در رقابت قطب های درگیر با یکدیگر امریکا و شوروی و یا هند و پاکستان باشند ، منافع ملی کشور ایجاب می کند که درگیر رقابتهای میان آنها نشویم(عنادی،1385: 19)
جمهوری اسلامی ایران با غرب علمی، غرب تکنولوژیک و حتی با غرب اقتصادی مشکلی ندارد، اما با غرب سیاسی و با غرب فلسفی تفاوت، و بعضاً تضاد دارد. در این چارچوب ایران بهتر می تواند تعارض خود را با اروپا حل کند تا با امریکا، تجربه دولت های روی کارآمده در جمهوری اسلامی ایران نیز نشان می دهد، متناسب با رویکرد هر یک از آن ها، گام هایی در جهت تنش زدایی در روابط با بلوک غرب حتی امریکا، برداشته شده است. منتهی متناسب با واکنش طرف مقابل این تلاش ها به ویژه در حوزه روابط با امریکا معطوف به نتیجه نبوده است؛ چرا که رفتار و سیاست های امریکا دقیقاً در دایره تعریف و آن برداشتی از اصل نه شرقی نه غربی می گنجد که نفی سلطه و برتری جویی بیگانگان را به دست اندرکاران دستگاه سیاست خارجی ایران یادآور می شود.(عنادی، 1385: 19)
ب) رویکرد نگاه به غرب:
همواره یکی از دیدگاههای ایران در سیاست خارجی ایران مربوط به گروهی است که تعامل با غرب را مهم ترین محور سیاست خارجی ایران تلقی می کنند. بطور کلی این گروه معتقدند که با توجه به عوامل مختلف از جمله شرایط ژئوپولیتیک ایران و امکانات و توانمندی های غرب، این دو بطور بالقوه متحد استراتژیک یکدیگر محسوب می شوند. از این دیدگاه ، تعامل با کشورهای غیر غربی از جمله در شرق فقط می تواند به عنوان تابعی از رویکرد اصلی سیاست خارجی ایران به غرب تلقی شود، زیرا رابطه با شرق جدا از رابطه با غرب فاقد پویایی لازم برای تبدیل شدن به یک رابطه معنادار و راهبردی است . به عبارت دیگر به زعم غرب گرایان ، رابطه با شرق تنها می تواند به عنوان مکمل سیاست خارجی ایران باشد اما نمی تواند جایگزینی برای غرب در روابط ایران تلقی شود در این رویکرد، شرق در برابر غرب یا در واقع مشرق در مقابل مغرب بی معناست . این دیدگاه که بیشتر متعلق به دوران پیش از انقلاب اسلامی در ایران است به کشورهای غربی بویژه امریکا توجهی خاص می کند. در واقع در آن زمان که ایران متحد استراتژیک امریکا بشمار می رفت، تحت تاثیر سیاست مزبور قرار داشت و در آن چارچوب فعالیت می کرد. در دوران بعد از انقلاب نیز عده ای از صاحبنظران بر ضرورت حل اختلافات با کشورهای اروپایی بویژه امریکا و لزوم برقراری رابطه ی نزدیک با آنها تاکید کردند چنین گرایشی موجب گردید تا ایران و کشورهای اروپایی حداقل از لحاظ اقتصادی به روابط گسترده ای دست یابند بطوری که در سال 2004 ، در حدود 35 در صد از کل واردات ایران از کشورهای اروپایی تامین می شد همچنین صادرات کشورهای مزبور به ایران در این سال به 8/11 میلیارد دلار رسید و به این ترتیب اتحادیه ی اروپا به بزرگترین طرف تجاری ایران تبدیل گردید (Pempsey,2006)
از دیدگاه غرب گرایان ، کشورهای شرقی و بطور اخص کشورهای منطقه خاورمیانه تحت تاثیر مستقیم سیاست های کشورهای غربی به ویژه امریکا قرار دارند و لذا چنین نتیجه گیری می شود که ریشه ی اصلی اصطکاک ها و مشکلات منطقه ای ایران در قاعده مند نبودن روابط ایران با غرب است. زیرا که منبع اصلی قدرت در سطح جهانی نزد غرب می باشد و لذا بسیاری از مشکلات موجود با همسایگان ناشی از فقدان روابط قاعده مند با غرب است (سریع القلم، 1379: 33 ) همچنین اینطور استدلال می شود که ایران به شدت به بخش انرژی در درآمد های ملی خود وابسته است و در این زمینه سیاست های غرب تعیین کننده می باشد. از سوی دیگر اقتصاد ایران به اقتصاد منطقه متصل نیست و به اقتصاد کشورهای شرقی نیز وابستگی جدی ندارد در حالی که نزدیک به 80 درصد از واردات ایران از کشورهای عمده غربی تامین می گردد. به این ترتیب حتی اگر چین و روسیه به پیشرفتهای قابل توجهی دست یابند مشخص نیست که در انتقال تکنولوژی و سرمایه به ایران علاقمندی نشان دهند بنابراین اگرایران بخواهد به ثروت ملی دست یابد، باید رویکرد اصلی اقتصادی، فناوری و علمی –تکنولوژیک کشور به سوی غرب باشد و این امر مستلزم برقراری ارتباطات معقول با غرب و قاعده مند کردن ارتباطات اقتصادی خواهد بود (سریع القلم، 1379: 33 )حتی در خصوص کشاکش کنونی میان ایران و غرب برخی از صاحبنظران ایرانی آن را جدی تلقی نکرده اند و معتقدند که مشکلات کنونی میان ایران با غرب جنبه ی ماهوی ندارد بلکه این مشکلات ناشی از آن است که هنوز درک صحیحی از فرهنگ غرب حاصل نگردیده و لذا نوعی تصویر غلط در اذهان بوجود آمده که بیشتر ریشه هایی تاریخی دارد. از این دیدگاه باید با تمامی کشورهای جهان بر اساس منافع ملی ارتباط برقرار نمود. طرفداران سیاست نگاه به غرب در مسله ی اسرائیل و حمایت های بی دریغ غرب و بویژه امریکا از آن، عقیده دارند که ایران برای تضعیف اسرائیل باید به ابزارهای سیاسی متوسل شود و بهترین گزینه دراین باره گسترش روابط با غرب است بویژه که کشورهای اروپایی انتقادهایی اساسی به اسرائیل دارند (روزنامه ایران ، 21 مهر 1383 )
ج) رویکرد نگاه به شرق
ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی موضوع سیاست نگاه به شرق و منطقه‌گرایی را به شدت دنبال نموده است. این سیاست در مجموع اهداف، راهبردها و سیاست‌های خارجی ایران و منعکس در قانون جمهوری اسلامی ایران است. رجحان روابط با همسایگان، کشورهای مسلمان و کشورهای در حال توسعه همگی در چتر سیاست نگاه به شرق و منطقه‌گرایی ایران قابل جمع شدن است. ایران در سال‌های انتهایی قرن بیستم نگاه ژرف‌تری به کشورهای ماوراء همسایگان جدید انداخت و عمق استراتژیک خود را در همکاری با کشورهای آسیایی یافت. چین، هند، مالزی، اندونزی و ژاپن کشورهایی بودند که با توجه به هویت آسیایی خود، جمعیت فراوان، رشد سریع و پیشرفت در بخش‌های صنعتی و تکنولوژی توجه ایران را جلب نمودند. به تدریج بازارهای تقاضای انرژی به صورت کلی و سوخت‌های فسیلی به صورت خاص از اروپا و آمریکا به شرق متمایل گردید و با توجه به نیاز فزاینده به نفت و گاز در کشورهای چین، ژاپن، هند و ایران؛ تعادل عرضه تقاضا را در تعامل بیشتر با کشورهای آسیایی دید. در واقع باید گفت از زمان شروع فعالیت دولت نهم، توجه به همکاری‌های منطقه‌ای به ویژه با کشورهای شرق، افزایش یافته و قالب تئوری نگاه به شرق، مورد توجه قرار گرفت. همسو کردن منافع اقتصادی و سیاسی، مبنای اصلی این رویکرد است و تهدیدات غرب و امریکا در مورد پرونده هسته‌ای نیز شکل‌گیری این رویکرد را تسریع نموده است (شفیعی و صادقی 1389: 310) بدین ترتیب، سیاست نگاه به شرق به معنای ایجاد روابط عمیق و نزدیک با کشورهایی است که از لحاظ جغرافیایی در شرق ، جنوب شرق و شمال شرق جمهوری اسلامی ایران واقع شده اند که به ایجاد مناسبات دوجانبه ایران با کشورهای آسیایی همچنین همکاری های چند جانبه منطقه ای می انجامد.
د) نگاه به شرق از تئوری تا عمل؟
یکی از مهم ترین مسایلی که در ارتباط با سیاست خارجی ایران بعد از روی کار آمدن دولت نهم مطرح شده، بحث سیاست نگاه به شرق و گسترش مناسبات ایران با کشورهای آسیایی است . در واقع عدم دستیابی به بازده مناسب از روابط ایران با کشورهای غربی موجب شد تا بار دیگر گسترش روابط ایران با شرق مورد توجه قرار گیرد . خصومت میان روابط ایران با کشورهای غربی از سال 2003 میلادی به حالت بحرانی رسیده و از رقابت های سیاسی و اقتصادی به منازعات امنیتی و نظامی رسیده است . (ملکی، 1386: 8 ) در واقع، سیاست نگاه به شرق،اصطلاحی ژئوپولیتیک است که معمولا در مقابل سیاست نگاه به غرب بکاربرده می شود . اگر چه به کاربردن این اصطلاح برای تبیین جهت گیری سیاست خارجی کشورها از کشوری به کشور دیگر ممکن است متفاوت باشد، اما این جهت گیری معمولا وقتی در دستور کار تصمیمگیری کشورها قرار می گیرد که بین منافع آن کشور یا کشورها در تقابل با غرب نوعی تضاد و اصطکاک بروز کند(شفیعی، 1385: 5) ارکان شرق را باید امروز در چهار محور روسیه، چین، هند و جهان اسلام به تصویر کشید. از لحاظ وسعت این مجموعه از کشورها بخش اعظمی از خشکی‌های عالم را در اختیار دارند. روسیه وسیع‌ترین کشور جهان با 17 میلیون کیلومتر مربع است و پس از آن چین با 10 میلیون کیلومتر مربع قرار می‌گیرد. شبه قاره هند نیز نزدیک به 5/3 میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد. این مجموعه بیش از 30 میلیون کیلومتر مربعی را باید در کنار وسعت عظیم کشورهای اسلامی قرار داد (ولایتی،1385: 2) از لحاظ جمعیتی نیز نزدیک به دو سوم جمعیت جهان در شرق سیاسی واقع شده است. چین حدود 3/1 میلیارد نفر و هند بیش از 1 میلیارد نفر جمعیت دارند و جهان اسلام هم نزدیک به 5/1 میلیارد نفر را شامل می‌شود

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد وابستگی متقابل، منطقه گرایی، روابط بین الملل، همگرایی منطقه ای Next Entries منبع تحقیق درمورد نگاه به شرق، سیاست خارجی، کشورهای آسیایی، منافع اقتصادی