منبع تحقیق درمورد نقد داستان، اجتماعی و فرهنگی، نهاد خانواده، زنان و دختران

دانلود پایان نامه ارشد

بیگانگان درکشور، تأثیر فرهنگ غربی، نابودی مذهب، از بین رفتن اصالت ایرانی، نابرابری های اقتصادی و بی عدالتی اجتماعی همراه است، مرگ ارزشهای عامّ جامعه را به دنبال خواهد داشت. در یک چنین جامعه ای که پیوندهای اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، چه بر يكديگر و چه بر فرد و ارزش هاي وجودي او، تأثيرگذار است، مي توان گفت كه اين اجتماع و پیوندهای اجتماعی آن است که برای فرد نوعی بازدارنده محسوب می شود.
این گونه است که پدر با همة روشنفکری اش از شرایط اجتماع می نالد که: «والله …اون مدرسه ئی که من دیدم، مریم مسیح هم اگه توش می رفت، ناپاک در می اومد. خانوم فکرشو بکنین. کتابای بدبد عکسای … . با زیرکی به دخترنگاه کرد: فکرشو بکنین، مدرسه مث کلیساس.» (همان،24:1341)
اين ها مصاديقي از واقعيت هاي اجتماعي است كه در داستان بازتاب يافته است و به صورت واقع گرايي انتقادي كه مدّ نظر لوكاچ بوده مطرح شده است، زيرا به آشكار كردن تضادها و كشمكش هاي موجود در جامعه پرداخته است.
حقایق جامعه در مورد وضعیّت اجتماعی زنان و دختران، شرایط تحصیل، فرهنگ پدرسالارانه، غرب زدگی و …، جبرهای اجتماعی و فرهنگی موجود در جامعه هستند که فردیّت شخص را از او می گیرند. خواسته های فردی او در برابر آن چه اجتماع برایش رقم زده رنگ می بازد. این گونه است که می توان فرد را، نه به عنوان یک فرد، که به عنوان یک تیپ از اجتماع نام برد زیرا طبق گفتة گلدمن، فردیّت شان دربرابر ساختارهای جامعه رنگ باخته است.
مریم، تیپ دخترانی است که جامعه، پدر و دیگران سرنوشت او را رقم می زنند. پدر، «کارمند پایه 9 اداری …، كه كت و شلوار سرمه اي گاواردين مي پوشد و عينك پنسي مي زند و كراوات سولكا مي بندد» (همان،24:1341) تيپي از طبقة متوسط اجتماعي است كه با عقايد روشنفكرانه، حساسيّت پدرانه و رفتار پدرسالارانه، اصالتِ مرد ايراني را به نمايش مي گذارد. خانم مدير، تيپ مديران فرصت طلب و طمع ورزي است كه حرف ها و نصيحت هايش به پدر مريم، نه از ديدگاه انساني و خيرخواهانه كه با استشمام بوي پول مطرح مي شود. تيپ هاي ديگري چون، ناظم مدرسه كه هميشه از زيرِ كار در مي رود و دبيرهاي مفنگي و كارگران روزمزدي كه در حال تعمير مدرسه بودند، از جمله تيپ هاي اجتماعي مطرح شده در داستان است. نويسنده ضمن نشان دادن اين تيپ ها، فضاي يك مدرسة نمونه از ديدگاه مدير را، اين گونه توصيف مي كند:
«يك مدرسه بود و يك خودش، و چهارپنج دبير كه فرهنگ بهش داده بود، بعلاوة يك ناظم كه سال دوازده ماه بود، سيزده ماهش را يا خودش اسهال مي گرفت و مريض مي شد، يا بچه اش و يا شوهرش و حالا هم كه حالا بود، باز حقه را به او زده بود و از ديروز گذاشته بود، رفته بود و پيدايش نشده بود و بالأخره چهارپنج تا هم دبير مفنگي كه خودش بتورشان زده بود و ماهي يك چيز، يواشكي توي دستشان مي گذاشت و بقية درآمدش را چه خرج تبليغات مدرسه مي كرد و چه توي پاكت مي گذاشت و هر چند يك بار مي فرستاد فرنگ، براي هوشنگ خان، پسرخوانده اش و ديگر مادرآقا و دو فرّاش ديگر، كه تنها به اين عنوان كه سر سفرة پدرش نشسته بودند و يك وقت نمكش را خورده بودند، به مفت نگاهشان داشته بود.» (همان،25:1341و24)
اين گونه است كه اين حقايق اجتماعي همچون پديده اي ضدّ فرهنگ نمايان مي شود كه در بيان ارزيابي ارزشهاي عامّ جامعه و شناخت تحوّلات اجتماعي آن بكار مي رود.

4-1-1-3) نقد داستان نياز
نياز از زبان كودكي روايت مي شود كه به جاي نيازمندي به پدر و مادر، از آن ها گريزان و وحشت زده است. دايه اي كه كودك با او زندگي مي كند مادربزرگ اوست كه اينك براي تهية چند شيشه مشروب به دستور پدر و مادر، در هواي تاريك و طوفان زدة شبي زمستاني، به بيرون رفته است و كودك با همة وجود انتظارش را مي كشد.
آن چه در اين ميان، به عنوان مسئله اي اجتماعي مطرح است، نوع روابط انسانها، با توجه به پيوندهاي خوني ميانشان است. رابطة پدر و مادر با كودكِ خردسال و مادرِ پيرشان، در پيوند با ساختارها و پيوندهاي اجتماعي جامعه، اين شكل را به خود گرفته است. ساختارِ جامعة اين دوران، به بيان اين واقعيّت مي پردازد كه رفته رفته، افراد به سمت و سوي ارزش -هايي گام بر مي دارند كه با ارزش هاي انساني فاصلة بسيار دارند. انسانيّت و محبّت، جاي خود را به ارزش هاي مادّي و غيرانساني داده است:
«بعد منو توخودش برد، من تو صورت مادر چنگ انداختم، مادر بازم بدگفت و سرآخر منو از همون جا، پرتم كرد طرف رختخواباي ننه موتي، به پهلو رو تفنگ افتادم. چشام سياه شده بود، صدام درنميومد.» (همان،57:1341)
بدين ترتيب، دنياي پُر از ارزشهاي ضدّ انساني سر برآورده است كه انسان ها این چنين در آن دست و پا مي زنند. زيرا از خود و ديگران بيگانه شده اند و به نظر مي رسد، از همين روست كه وحشت و هراسي هميشگي در خود حس مي كنند. اين نوع بازتاب حقايق، نه تنها از مسائل اجتماعي، فرهنگي دوران حكايت مي كند و تيپ ها و گروه هايي از افراد پوچ گرا و خودباخته را نشان مي دهد كه در آشنايي با فرهنگ غرب، به از خود بيگانگي و همرنگي با جماعت گرفتار شده اند، بلكه تضادهاي اجتماعي و فرهنگي در روابط خانوادگي و انساني شان را نيز آشكار مي كند. همين نوع رابطه ها و پيوندها را، نويسنده در داستان بعدي اش نيز آورده است.
4-1-1-4) نقد داستان آدم زيادي
آن چه در اين داستان به صورت تحليل اجتماعي مطرح مي شود نيز چون داستان قبل، از فقدان روابط انساني در خانواده و گم شدن پيوندهاي خوني درميان انسان ها حكايت مي كند. چيزي كه در جامعة پدرسالارانة گذشته، از ارزش بالا و عميق برخوردار بود و اينك شكل ديگري به خود گرفته است. در اين دوره، نهاد خانواده، از شكل و ارزش سنتّيِ خود جدا گشته و به تقليد از زندگي غرب، به شكلي نوين درآمده است. انسان ها در روابط و پيوندهايشان، به خصوص در اجتماع و در رابطه با پيوندهاي اجتماعي، ارزش هاي ديگري را برتر مي پندارند كه ارزشي غيرانساني است. نويسنده آن چه را كه در داستان هايش به تصوير مي كشد، در حقيقت بازتاب همان وقايع و حقايق اجتماعي است كه در طول دوران مختلف شكل هاي متفاوت پيدا مي كند.
آن چه در اجتماع سالهاي دهة سي و چهل در ايران رخ داد، پيامدهاي بسياري در روند زندگي مردمان جامعه به همراه داشت. يكي از اين پيامدها كه برخاسته از روابط اجتماعي نادرست و شرايط اجتماعي و فرهنگي جامعه است، كانونهاي خانوادگي در هم ريخته و از هم پاشيده است كه از تأثير اخلاقيّات و روحيّاتِ طبقات تازه شكل گرفته در جامعه به وجود آمده است و هر گونه دگرگوني و تغيير در ساخت هاي گوناگون فردي و روحي را نيز در پي خواهد داشت. بنابراين انساني كه در درون جامعه زندگي مي كند، مسلّماَ از آن تأثير مي پذيرد. اين مسئله نه تنها پيوند فرد را با جامعه نمايان مي كند كه پيوند جامعه با اثر ادبي را نيز نشان می دهد. همچنين با توجه به اهميتي كه جامعه شناسان ماركسيستي براي فرد و گروه اجتماعي آن قائل هستند، جايگاه فرد و شخصيت را نيز در داستان پديدار مي كند زيرا از آن جا كه فرد در جامعه جايگاه والايي دارد در رمان نيز نقشي مهم ايفا مي كند.
آن چه طيّاري در اين داستان انعكاس مي دهد، همين تأثيرات برخاسته از اجتماعِ ظلمت زدة دوران است. تنهايي، يأس و نوميدي، از خود بيگانگي و پوچي انسان ها، نتيجة تيرگيِ فضاي اجتماعي جامعه و خشونت حاكم بر آنهاست.
آدم زيادي تصويري از نابسامانيهاي ذهني جواني است كه بازتابي از بحران و هرج و مرج اجتماع را نشان مي دهد. او كه به دليل مصرف مشروب و كشيدن سيگار، از سوي خانواده شماتت و سرزنش

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق درمورد جهان بینی، گروه اجتماعی، جامعه شناسی، درون گرایی Next Entries دانلود پایان نامه درباره نقد داستان، جامعه شناختی، جامعه شناسی، صاحب نظران